X
تبلیغات
مديريت

مديريت

تعیین ارزش پولی منابع انسانی یا حسابداری منابع انسانی

به نام خدا

 

تعیین ارزش پولی منابع انسانی یا حسابداری منابع انسانی

 

مقدمه :

عصر صنعت وتفکر خالص صنعتی سپری شده واکنون دوره اقتصاد مبتنی بر دانش است و سرمایه های انسانی در سازمانهای دانش محور نقش واهمیت ویژه ای پیدا نموده ومدیریت برسرمایه های انسانی ودانشگران در سازمانهای امروزی به رمز موفقیت آنان تبدیل شده است. لذا سرمايه انساني تنها نهاده اي است كه ميتواند ضمن تغيير خود ، ساير نهاده هاي توليد را تغيير داده يا تعديل كند و مبنايي براي نو آوري فراهم سازد که در سطح وسيع به رشد اقتصادي بينجامد.

در رویکردهای نوین مدیریت, نقش مدیر از نقشهای فرماندهی وکنترل به نقش مربیگری تغییر یافته ودو مقوله کارایی واثر بخشی، محور توجه مدیران است. و باید توجه داشت در اقتصاد امروز داراییهای مجازی وناملموس همراه با داراییهای ملموس ارزش سازمان را مشخص میکنند.

روند تحولات حسابداری :

حسابداران از بدو تولد حسابداری نوین سه مرحله شامل 1- حسابداری سیاهه نویسی 2- حسابداری مالی 3 - حسابداری مدیریت را طی کرده اند وچالش آینده حسابداری ، مرحله چهارم حسابداری یا ”حسابداری اجتماعی- اقتصادی ”است  که    حسابداری منابع انسانی یکی از مقولات آن است.

تعریف حسابداری منابع انسانی :

طبق تعریف انجمن حسابداری آمریکا عبارتست از فرایند تشخیص واندازه گیری اطلاعات درباه منابع انسانی وگزارش این اطلاعات به افراد علاقمند وذینفع می باشد . در واقع حسابداری منابع انسانی تبدیل مفهوم کیفی وذهنی ارزش منابع انسانی در قالب کمی وعینی با استفاده از دانش حسابداری است و با سه بخش مهم واساسي پيرامون منابع انساني شامل ؛شناسايي كميت وكيفيت آن،ارزيابي واندازه گيري ارزش اقتصادي وگزارشگري مالي مناسب آن سروكار دارد.

ضرورت و اهداف حسابداری منابع انسانی :

1.ارائه  اطلاعات ارزش اقتصادي  منابع انساني به عنوان عمده ترين دارايي سازمان در انقلاب اطلاعاتي عصر امروز

 اكثر سازمانها ميتوانند اطلاعات دقيقي درباره داراييهاي ملموس خود مانند زمين ،ساختمان ،ماشين آلات وتجهيزات ارائه دهند ولي معمولا هيچ گاه سابقه رسمي از داراييهاي ناملموس خود نظير علائم تجاري ،مخارج تحقيق وتوسعه ومنابع انساني كه ارزش روز افزوني براي سازمان ايجاد ميكنند ندارند. از همین رونداشتن اطلاعات درباره ارزش اقتصادي دارايي انساني سازمان ويا مخارج انجام شده براي پرورش وآموزش افراد متخصص وميزان هزينه از دسته رفته ،از نقاط ضعف سيستم حسابداري فعلي است.

2. محاسبه ميزان سرمايه گذاري سازمان در منابع انساني

بسياري از سازمانها مبالغ عمده اي را صرف برنامه هاي آموزشي كاركنان نموده بدون آنكه بازده سرمايه گذاريهاي مزبور را ارزيابي ونتايج حاصله را بطور دقيق مورد ارزيابي قرار دهند.وحتي در صورت عدم توانايي تامين هزينه برنامه آموزشي را متوقف مي نمايند. لذا با توجه به ضرورت تفكيك هزينه هاي واقع شده در ارتباط با نيروي انساني از ساير هزينه هاي واحد تجاري ، بایستی بين هزينه هاي جاري وسرمايه اي نيروي انساني تمايز قائل گردید . زیرا این اطلاعات مديريت را قادر ميسازد تا بر مبناي هزينه هاي سود وسرمايه اي تصميم لازم را اتخاذ نمايد.

 

3. افزايش كارايي مديريت منابع انساني

حسابداري منابع انساني تلفيقي از دو حوزه حسابداري ومديريت منابع انساني است .كاربرد روشها ومفاهيم حسابداري واستفاده از فن والگوي اندازه گيري ميتواند تاثيرات عميقي را بر نحوه اداره افراد سازمان داشته باشدوكاركنان را قادر به مشاركت موفق در پيشرفت اهداف سازمان سازد.

4.ارزيابي منابع انساني يك سازمان از اين نظر كه حفظ شده ،تحليل رفته يا توسعه يافته است.

 5 .  شناسايي سود غيرعملياتي وبهره وري ناشي از سرمايه گذاري در منابع انساني.

6.محاسبه ميزان ارزشي كه منابع انساني در ساير منابع مالي وفيزيكي سازمان ايجاد ميكند.

روشهای اندازه گیری ارزش منابع انسانی :

حسابداري منابع انساني را ميتوان از دو روش زیر مورد بررسي قرار داد .

1 - هزینه یابی منابع انسانی

يك سيستم حسابداري منابع انساني در وهله  اول به شناسايي هزينه هاي واقع شده در ارتباط با نيروي انساني كه بايستي از ساير هزينه ها ي واحد تجاري تفكيك گردد نياز دارد.

روشها وشيوه هاي مورد استفاده بايد بين بخش سرمايه اي وجاري هزينه ها تمايز قائل شود.

هزينه يابي منابع انساني از دو بخش ذيل تشكيل ميشود :

1-1- هزينه هاي اوليه :كليه وجوهي است كه براي تامين وپرورش نيروي انساني شامل گزينش نيرو واستخدام ،استقراروآموزش ضمن خدمت ،بازآموزي وآموزشهاي كاربردي وتخصصي براي كسب مهارت  مصرف ميشود.

2-1- هزينه هاي جايگزيني:هزينه هاي جايگزيني كاركناني كه در حال حاضر در سازمان مشغول هستند وشامل:

الف)هزينه هاي جايگزيني پستي يا شغلي :هزينه هايي است كه براي جايگزيني فردي در يك سازمان با شخصي كه بتواند خدمات مشابهي را ارائه دهد ميباشد كه شامل هزينه هاي تامين،پرورشي يا آموزشي وكناره گيري است.هزينه كناره گيري شامل كليه هزينه هاي پاداش كناره گيري ،خالي ماندن پست ،ومابه التفاوت پيش از كناره گيري است .

ب) سایرهزينه هاي پرسنلي شامل پاداشها(نقدي وغير نقدي) ، تسهيلات(ابزارها،اسباب واثاثيه وتجهيزات ضروري براي رفاه كاركنان ) ، سلامت وبهداشت ، هزينه هاي مربوط به مشاوره وگفتگو ، حقوق ودستمزد پرداختي وساير پرداختها مانند بيمه

2-  ارزشگذاری منابع انسانی :

حسابداري منابع انساني بيشتر از هزينه يابي نيازمند ارزشگذاري است. مفهوم ارزش منابع انساني مبتني بر نظريه ارزش در اقتصاد عمومي است. با توجه به اینکه انسان قادر به ايجاد منافع بالقوه آتي است، ميتوان ارزش انسان را مانند ساير منابع به عنوان ارزش فعلي خدمات آتي مورد انتظار تعريف كرد. بنابراين ارزش فرد عبارتست از ارزش فعلي مجموعه اي از خدمات كه انتظار ميرود فرد در طول دوره خدمت خود در سازمان ايجاد كند. گروهي اين نظريه را  رد كرده ومعتقدند انسان فراتر از ارزيابي ودر حقيقت غير قابل ارزيابي است . با توجه به نظریه محققان برای اندازه گیری منابع انسانی دو مرحله اساسي وجود دارد. بدین معنی که ابتدا بایستی مفهوم منابع انسانی را به بیان غیر پولی یا کیفی مشخص کنیم تا سپس بتوانیم آن را به بیان پولی جهت نشان دادن در ترازنامه سازمان ارائه نماییم .

 

 

معیارهای اندازه گیری سرمایه انسانی :

·        معيار هاي مالي مانند فروش وعملكرد مالي

·  معيارهاي بازده كالاوخدمات توليد شده ،خدمات ارائه شده به مشتري،تعداد خطاها،رضايت مشتري،كيفيت خدمات

·        معيارهاي تاخير زماني ، غيبت

طبق تحقیقی که در سال 2004 در زمینه ارزشگذاری منابع انسانی در انگلستان انجام شد معیارهای ذیل به عنوان معیارهایی شناخته شد كه در بیش از 50 درصد سازمانها برای ارزشگذاری نیروی انسانی مورد استفاده قرار میگیرد:

فعاليتهاي سرمايه انساني

اندازه گيريهاي ممكن

به كار گيري نيروي جديد

هزينه ،زمان،كميت،كيفيت،انطباق با معيارهاي راهبردي

اخراج

دلايل ترك شغل،نرخ ترک خدمت

پاداش /جبران خدمت

سطح پرداختها،تفاوتها،ارزيابي عدالت ،رضايت مشتري،رضايت كاركنان

شايستگيها /آموزش

اندازه گيري سطح شايستگيها،مهارتها،فاصله شايستگيهاو سرمايه گذاري در آموزش

نمودار نيروي انساني

سن ،نرخ ارتقا،مشاركت در فعاليتهاي مديريت دانش ،تنوع ،رهبری ،تعهد سازمانی

معيارهاي بهره وري

درآمد سرانه هر نفر،هزينه عملياتي هر نفر،ارزش افزوده واقعي هر نفر

 

چالشهای ارزشگذاری منابع انسانی :

طرفداران مديريت مدرن ، ثروت ملت را در چهارمقوله انسان ،مواد،  ماشين آلات ،وپول طبقه بندي كرده اندو اصطلاحات كارگر وانسان را منابع انساني نامگذاري نموده اند. ولی باید اذعان داشت که منابع انساني تنها تعداد افراد مشغول در سازمان نيست،بلكه چيزي فراتر از شمارش افراد است.منابع انساني به  مجموعه دانش ،مهارتها؛تواناييهاي خلاقانه ،استعدادها ونگرشهاي نيروي كار يك سازمان اطلاق ميشودكه در واقع مجموع تواناييهاي ذاتي ،دانش كسب شده ومهارتهاي كارمندان ميباشد. هزينه منابع انساني به راحتي در صورت سود وزيان انعكاس می یابد .  اما ارزش منابع انساني هيچ جايگاهي در ترازنامه نداشته ومشكل اصلي دقيقا نداشتن یک فرمول ساده براي اجراي ان است. گرد آوري اطلاعات سرمايه انساني وعدم درك مناسب از اين اطلاعات ،گزارشگري سرمايه انساني و کیفیت اطلاعات آن را به چالش كشانده است.

 سرمایه فکری :

سرمایه فکری یک شرکت شامل دانش ،تکنولوژی سازمانی ،تجربه ،روابط مشتری ومهارتهای حرفه ای است که آن را در بازار در موضع رقابتی قرار میدهدو به سه دسته زیر تقسیم می شود:

1.سرمایه انسانی : توانمندی گروهی شرکت در اتخاذ بهترین راه حلها وانتخاب بهترین افراد.

2.سرمایه ساختاری :توانمندیهای سازمانی شرکت در برآورده کردن نیازهای بازار

3.سرمایه های مشتری :رابطه سازمان با شبکه شرکتهای تابعه ومیزان رضایت آنها به شرکت ووفاداری به آن

  عمده ارزش برخی کالاها نیز در جهان امروز برگرفته از سرمایه فکری بوده وبخش اعظم بهای کالاها را این هزینه تشکیل میدهد.بهای تمام شده مواد یک گوشی موبایل بدون در نظر گرفتن تکنولوژی تولید آن بسیار ناچیز است اما سهم تکنولوژی فکری بکار رفته تعیین کننده سهم عمده ارزش آن میباشد. لذا اندازه گیری سرمایه فکری میتواند در دو صورت ودر قالب دو معیار صورت گیرد:

1.معیارهای مستقیم : این روش برای اندازه گیری سرمایه فکری بر اساس مفهوم سود بر داراییها (ROA ) مطابق با نسبت سود بر مالیات شرکت برای دوره سه تا پنج سال است .سپس این میانگین تقسیم بر میانگین داراییهای مشهود شرکت در طی همان مدت میشود.سود بر داراییها حاصل با میانگین صنعت شرکت مقایسه شده تا تفاوت محاسبه گردد.سپس این ROA  اضافی ضربدر دارایی های مشهود شرکت شده تا میانگین اضافی سالانه بدست آید.این مقدار تقسیم بر هزینه های سرمایه شرکت بیانگر ارزش سرمایه فکری خواهد بود.

(هزینه سرمایه شرکت/ میانگین داراییهای شرکت)*(  ROA صنعت -ROA  شرکت )= سرمایه فکری (IC  )             

همانطور که روشن است مقدار بدست آمده متناسب با میزان داراییهای شرکت است واین همان سرمایه فکری مورد انتظار است ، ارزش مازادی که شرکت علاوه بر ارزش دارایی  خود بدست می  آورد .

2.معیارهای غیر مستقیم : این خریدار است که ارزش را تعیین وتعریف میکند نه فروشنده .بنابراین آنچه که بازار درباره شرکت میگوید ارزشمند است.در ساده ترین حالت میتوان گفت که سرمایه فکری مساوی است با تفاوت ارزش بازار شرکت وارزش دفتری ان واین ارزش ،ارزش افزوده بازار شرکت نامیده میشود.

بعنوان مثال ارزش بازار شرکت مایکروسافت مبلغ 412 بیلیون دلار وجمع ارزش داراییهای فيزیکی نظیر ساختمان، تجهیزات واسباب واثاثیه معادل 24 بیلیون دلار می باشد  .

مبلغ 388 بیلیون دلار مابه التفاوت از کجا آمده است واین مبلغ بیانگر چیست؟به جرات میتوان گفت این اضافه ، ارزش سرمایه فکری است که در لایه های درونی شرکت در قالب روابط سازمانی وبویژه نیروی انسانی آن نهفته است.

برخی روشهای ارزشگذاری منابع انسانی :

1- ارزش اقتصادی (ارزش فعلی)                                  4- الگوی ارزشگذاری پاداشهای تصادفی

2- ارزش جایگزینی                                                    5- نظریه مزایده

3- ضریب ارزشی                                                       6- بهای تمام شده تاریخی

گزارشگری منابع انسانی :

دليل اساسي براي ارزيابي داراييهاي منابع انساني وگزارشگري سرمايه گذاري در داراييهاي منابع انساني وجوددارد:

1.تهيه اطلاعات مربوط به وضعيت مالي شامل صورتهاي مالي به منظور آگاهي سرمايه گذاران ،كاركنان ووام دهندگان .

2.تعيين مشاركت سرمايه وكار در عملكرد سازمان

3.ارائه مبنايي بر اساس انگيزه هاي اقتصادي بيشتربراي اداره سازمان وتهيه اطلاعات گسترده براي انجام وظايف كارمندي

كاهش سرمايه گذاري در منابع انساني ممكن است باعث افزايش سود كوتاه مدت شود ،اما تهديدي براي سود آوري سازمان در بلند مدت است.حداقل مزيت استفاده از حسابداري منابع انساني در دسترس قرار گرفتن چنين اطلاعاتي براي سرمايه گذاران است. و به چهار روش زیر می توان گزارشگری نمود:

3-1 - در گزارش هيات مديره به مجمع عمومي صاحبان سهام : گزارش هيات مديره به مجمع عمومي صاحبان سهام اغلب شامل اطلاعاتي درباره مخارج مربوط به منابع انساني است كه ممكن است چشمگير يا حتي به نسبت مهمتر از مخارجي باشد كه براي داراييهاي عيني انجام شده است.به عنوان يك اقدام اوليه در مورد نحوه عمل حسابداري داراييهاي انساني ،گزارش هيات مديره ممكن است مخارج انجام شده براي آموزش كاركنان خود را جداگانه گزارش دهد.

      اين گونه اطلاعات به سرمايه گذاران وتحليل گران مالي كمك ميكند تا ميزان توجه مديريت به توسعه منابع انساني را به عنوان عامل حياتي براي تضمين سود دهي شركت در بلند مدت ارزيابي كنند.به علاوه گزارش هيات مديره بايد شامل اطلاعاتي در مورد ترك خدمت كاركنان از لحاظ روند وهزينه آن نيز باشد.شركت بايد در موردترك خدمت مديران كليدي ومتخصصان فني خود نيز كه ممكن است به رقباي تجاري شركت ملحق شوند يا رقيب جديدي رابوجود آورند گزارش دهد.اين موضوع در صنايعي كه با تكنولوژي پيش ميروند وتحقيق وتوسعه و دانش فني در آنها نقش اساسي ومهمي دارد غير عادي نخواهد بود وامكان اتفاق آن وجود دارد.

3-2-  گزارش داراييهاي نامشهود: اين روش توسط موسسه حسابرسي آرتور اندرسن پيشنهاد شده است. اين موسسه پيشنهاد ميكند كه مبالغ عمده اي كه صرف داراييهاي نامشهود از جمله منابع انساني ميگردد در صورتهاي مالي به صورت جداگانه گزارش شود.یعنی شركتهايي كه مخارج هنگفتي را در رابطه با داراييهاي نامشهود متحمل ميشوند به ويژه شركتهايي كه با وابستگي شديد به تكنولوژي براي كاركنان خود سرمايه گذاري کرده و یا از طريق ادغام وخريد سهام وپرداخت مبالغ گزاف براي سرقفلي فعاليت هاي تجاري موجود ، رشد ميكنند ،  بايد صورتي از داراييهاي نامشهود خود را که بیانگر مخارج انجام شده براي انواع داراييهاي نامشهود در دوره جاري وهمچنين در دوره هاي گذشته است را ارائه نمایند.

از جمله محدوديت مهم اين روش آن است كه ترازنامه گمراه كننده است .زيرا ارزش داراييهاي شركت كمتر از واقعيت ارائه ميشوند.اندازه گيري سود يا زيان نيز تعريف شده است ،زيرا كليه مخارج مربوط به داراييها ي انساني در دوره اي كه واقع  شده اند هزينه جاري تلقي شده وبه همين ترتيب اندازه گيري بازده سرمايه گذاري نيز تعريف شده خواهد بود.

3-3 - صورتهاي مالي حسابرسي نشده: شركتها ميتوانند مجموعه اي از صورتهاي مالي را كه در برگيرنده سرمايه گذاري در داراييهاي انساني طبق روش هاي پيشنهادي حسابداري منابع انساني است به عنوان تكميل اطلاعات به همراه صورتهاي مالي سالانه ارائه و تصریح نمایند كه صورتهاي مالي مزبور بايد جدا از صورتهاي مالي اساسي كه طبق اصول پذيرفته شده حسابداري تهيه وارائه شده اند مورد بررسي قرار گيرند

3-4-  ارائه در  صورتهاي مالي اساسي : اين روش سرمايه گذاري در داراييهاي انساني به عنوان دارايي بلند مدت مطرح ودر زمان عمر مفيد مورد انتظار آن مستهلك ميشود.اگر چه اين عمل در مورد سرمايه گذاريها در منابع انساني معمول ومتداول نيست اما برخي از موسسه ها وشركتها نظير خطوط هواپيمايي ،صنايع الكترونيك وباشگاههاي ورزشي وحرفه اي كه بخش عمده سرمايه آنان را نيروي انساني تشكيل ميدهد اين روش را اعمال ميكنند.

 چه مخارجی باید سرمایه ای تلقی شوند :

اين موضوع در واقع طبقه بندي كردن مخارج انساني به عنوان هزينه هاي جاري ومخارج سرمايه اي است.ضابطه اصلي براي تعيين اينكه چه مخارجي بايد جاري به حساب آيد وچه مخارجي سرمايه اي يا دارايي ،به امكان بالقوه خدمات آينده بستگي دارد.اگر چه داراييهاي نامشهود عمرمفيد نامحدود دارند ،اما از لحاظ حسابداري بايد طي عمر مفيد برآوردي ، مستهلك شوند.هدف اصلي از استهلاك داراييها ي انساني تطابق استفاده از دارايي با منافع حاصل از آن است.به طور معمول اين امر در حسابداري تطابق هزينه ها با درآمدها ناميده ميشود.عمر سرويس دهي (خدمت ) برخي از داراييها ي انساني ممكن است معادل دوره انتقال مورد انتظار فرد در سازمان باشد،عمر سرويس دهي برخي ديگر ممكن است معادل دوره اي تلقي شود كه انتظار ميرود فرد پست معيني را در يك سازمان اشغال نمايد.عمر سرويس دهي برخي ديگر ممكن است تابعي از وضعيت مورد انتظار تكنولوژي باشد .براي مثال مخارج جذب واستخدام افراد در سازمان به تناسب دوره اي كه انتظار ميرود فرد در استخدام سازمان خواهد بود  ،تعيين گردد.

 اگر چه استهلاك روش اصلي براي تخصيص دارايي انسان به هزينه هاست ،در برخي شرايط ووضعيت ها لازم است كه حساب دارايي هاي انساني تعديل شوند.براي مثال دارايي انساني ممكن است به دليل ترك خدمت كاركنان يا تغيير در برآوردهاي دوره هاي خدمت ،تعديل ويا از حسابها حذف شود. مانده مستهلك نشده حساب دارايي انساني بايد به عنوان زيان دوره اي تلقي شود كه تغيير در آن رخ داده است.يك جنبه دارايي هاي انساني كه  مشكلات گزارشگري خارجي را به وجود مي آورداحتمال ترك خدمت كاركنان است.

برخي از سازمانها با كاركنان خود قراردادهاي استخدامي دارند كه جا به جايي آنها را محدود ميكند اما بديهي است که انسانها در مالكيت سازمانها قرار ندارند وپرسش اصلي حسابداري نيز از همين جا نشات ميگيرد كه چگونه ميتوان اين مساله را با در نظر گرفتن ذخيره اي براي هزينه هاي مورد انتظار ترك خدمت حل كرد.

نتیجه گیری :

ارتقاي سرمايه انساني وتاثير آن بر جنبه هاي مختلف عملكرد سازمان ودر سطحي گسترده تر بر توسعه اقتصادي واجتماعي جامعه بر كسي پوشيده نيست.ارتقاي اين سرمايه شامل مجموعه اي از شايستگيها براي استفاده دانش ومهارت به منظور رسيدن به نتايج برنامه هاست.شايستگيها دربرگيرنده ويژگيهايي همچون خلاقيت،انعطاف پذيري،توانايي رهبري ،توانايي حل مساله ،برقراري ارتباط سازنده با ديگران ،كار آفريني ومهارت پيچيده اي همچون دانش چگونه آموختن است.تلاش براي اندازه گيري فعاليتهاي مرتبط با تشكيل سرمايه انساني نيازمند استفاده از ابزار ولوازم مربوط و قابل اتكا خواهد بود.با استفاده از حسابداري منابع انساني ميتوان سرمايه گذاري هاي پيشنهادي روي منابع انساني را بر اساس روش هزينه يابي  ارزيابي كرد وبا استفاده از مدلهاي بهاي تمام شده تاريخي يا مدل جايگزيني منابع انساني خود را اندازه گيري ودر گزارشات حسابداري ومديريت وصورتهاي مالي اساسي افشاء نمود.بي ترديد در دنياي رو به رشد ودانش محور امروز توجه به نيروي انساني به عنوان محور توسعه وسيستمهاي شناسايي واندازه گيري اين منبع مهم وارزشمند از ضروريات بوده ونقش مديران به عنوان تصميم گيران سازماني وحسابداران به عنوان تصميم سازان اين عرصه پررنگ تر وحساس تر خواهد بود.

 

برگرفته از مطالب ارائه شده در سمینار تخصصی حسابداری منابع انسانی

+ نوشته شده در  دوشنبه هجدهم خرداد 1388ساعت 7:45 قبل از ظهر  توسط حسن تهراني  | 

خط مشی گذاری

فرآیند                   خط مشی گذاری

ارزشمند ترين دارايي كه يك نهاد قرن بيست و يكمي، كاركنان آن نهادوبهره وري كاركنان علمي خواهد بود.

     به سازمان ها پول داده مي شود كه به خلق و ايجاد ثروت بپردازند، نه كنترل هزينه ها.

بهینه‌گزینی (Benchmarking) یکی از روش های مرســوم جهت تعیین اهداف و نیز ارزیابی برنامه ها و عملکــــرد می باشد. برخی از مهمترین ویژگی های یک بانک موفق در زیر ارائه شده است. مطابق تحقيقات انجام شد

 عوامل اصلی موثر بر مـوفقیت و سود آوری بانک ها به شرح زیراست.

الف- اندازه بانك (Size): اندازه يكی از عوامل سود آوری است. به نظر می رسد در صورت وجود بستر مناسب برای رشد، هر چقدر بانك بزرگ تر باشد و از اهرم مالي بيشتر استفاده كند، بازدهي سهامداران (ROE) افزایش می یابد. البته این امکان وجود دارد که بانكهاي كوچك به دليل هزينه هاي عملياتي كمتر بازده دارايي (ROA) بالاتري داشته باشند.

ب- كنترل هزينه ها (Cost control): اين عامل یکی از مهمترين دلایل تمايز بانكهاي با عملكرد خوب مي‌باشد. مديران اين بانكها هزينه هاي عملياتي را بهتر مديريت مي كنند.

د- بهره وری کارکنان (Employee productivity): بانکهای موفق معمولاً سرانه دارایی و سود خالص بالاتری دارند. یکی از سیاستهای موفق در این رابطه داشتن سیستم انگیزشی مناسب و کارآ می باشد تا کارکنان با بهره وری بالاتر حقوق و مزایای بیشتری دریافت کنند. وجود سیستمی مناسب با قابلیت اندازه گیری متغیرهای کلیــــدی موثر در بهره وری به نحوی که قادر باشد تفاوت های معناداری ایجاد نماید، ابزار اصلـی اجرای این خط مشی می باشد.

ويژگي هاي خط مشی گذاری مدیریت مالی

 

الف- ساختار سپرده ها (Deposit structure): بانكهايي كه سودآوري بالايي دارند، سپرده هاي ديداري بيشتري نسبت به ساير بانكها جذب كرده‌اند. ساختار سپرده‌ها تاثير قابل توجهي بر عملكرد دارد. حجــم زيادي از سپرده‌هاي اين بانكها سپرده‌هاي محوري (Core Deposit) است كه معمولاً برداشت

قابل توجــه از آنها غيــر محتمل است. بخش ديگر، سپرده هاي افراد و موسسات كوچك است كه ممکن است نسبت به حسابهاي سپرده با مبلغ بالا، وفادارتر باشند.

ب- اهرم مالی(Financial leverage): استفاده از اهرم مالــی (کاربرد بهینه منابع بدهی جهت تامین مالــی در مقابل اتکاء زیاد به سرمایه) می تواند یکی از محرک های اصلی سودآوری باشد. سپرده ها و سایر ابزارهای بدهی کوتاه مدت و بلند مدت می تواند موجب افزایش سودآوری شود.

ج- توسعه درآمدهای کارمزد (Fee growth): یک عنصر کلیدی استراتژی های بانکی برای افزایش سودآوری در سال های اخیر، در محیط کشورهای توسعه یافته، گسترش درآمدهای کارمزدی بوده است. مقررات زدایی از صنعت بانکداری می تواند موجب وضع کارمزد به خدماتی گردد که قبلاً رایگان ارائه می‌شد. تناسب منطقی بین کارمزد و خدمات ارائه شده در میزان توفیق این سیاست یک عامل تعیین کننده است.

د- رشد (Growth): رشد دارایی ها، سپرده ها و وام های بانکهای موفق بیش از متوسط صنعت است که منعکس کننده مدیریت جسورانه (Aggressive management) یا مقبولیت بیشتر خدمات، نزد مشتری است. بهرحال، رشد نباید جایگزین سود شود. اگر رشد و توسعه مبتنی بر مطالعات عمیق و بررسی کارشناسی و به بیانی دیگر کنترل شده نباشد، باعث خواهد شد هزینه‌های عملیاتی بیش از درآمدها افزایش یابد. رشد مطلوب رشدی است که منجر به ایجاد ارزش افزوده اقتصادی شود. 

 

اهداف بانک   

بدیهی است هدف اصلی یک بانک و یا هر واحد اقتصادی دیگر علاوه بر ایفای مسئولیت‌های اجتماعی، افزایش ارزش آن است. در راستاي دستيابي به هدف اصلي بانك، نیل به اهداف جانبی زیر مورد توجه قرار می گیرد:

1–  افزايش كارايي و بهره وری (مدیریت عمومی)

2–  افزايش سهم بازار( مدیریت مالی)

3–  افزايش سودآوري( مدیریت مالی)

4–  رشد و توسعه  (مدیریت مالی)

 

تصمیم های بنیادی مرتبط با اهداف

نيل به اهداف بانک مستلزم اتخاذ تصميمات بنیادی و پايش مستمر محيط دروني و بيروني است. محورهاي اصلي تصميم‌گيري (توجه مستمر و سیستماتیک) به شرح زير است:

الف- تصميمات ساختار سرمايه

– تعيين تركيب بهينه منابع (سرمايه، سپرده ها ، اوراق مشاركت، وام بين بانكي، وام خارجي) با توجه به هزينه، منابع و تاثیر ریسک.

–  خط مشي تقسيم سود

ب- تصميمات ساختار دارايي‌ها

–  خط مشي تخصيص دارايي ها و تعيين پرتفوي مطلوب

–  قيمت گذاري محصولات و خدمات

–  تعيين تركيب پرتفوي تسهيلات

–  مديريت مالياتي معاملات بانكي

ج- تصميمات توسعه فعاليت

–  تعيين سهم بازار و چگونگي دستيابي به آن

–  كانال هاي توزيع (شعب، POS و ATM)

د- تصميمات مديريت هزينه

–  تعيين فرآيندها بر مبناي نتايج حاصل از تجزیه و تحلیل ارزش فرآیندها

–  كنترل هزينه های عملياتي

–  تدوين سيستم هاي ارزيابي عملكرد شعب و كاركنان

 

معیار عملکرد؛ بازده حقوق صاحبان سهام

بازده حقوق صاحبان سهام ( معیار مناسبی برای تحلیل میزان دستیابی به هدف افزایش ارزش بانک می‌باشد. رابطه بین بازده حقوق صاحبان سهام با تصمیمات بنیادی مدیریت در نمایه 1 ارائه شده است.


نمایه 1- بازده حقوق صاحبان سهام و تصمیمات مدیریت

 نمایه 2- بازده حقوق صاحبان سهام

 کارایی ابعاد مختلف مدیریتی در دستیابی به بازدهی مطلوب حقوق صاحبان سهام  و روشهای بهبود آن ذیلاً به اختصار بررسی شده است.  

الف- قیمت‌گذاری سپرده ها و تسهیلات (حاشیه سود)

مدیریت قیمت‌گذاری سپرده‌ها و تسهیلات متاثر از موقعیت رقابت و نیز خط مشی‌های کلان اقتصــــادی است. کارآیی در این بخش تا حدود زیادی از کارایی مدیریت پرتفوی و کارآیی مدیریت منابع تاثیر می‌پذیرد. خط مشی‌های زیر می‌تواند برای حصول به اهداف بانک موثر باشند

–  مدیریت و کنترل حجم، ترکیب و بازدهی دارایی‌ها و بدهی‌ها (سپرده‌ها)

–  تغییر ترکیب سپرده ها در جهت افزایش سهم سپرده های ارزان قیمت

– مدیریت و هماهنگی در زمانبندی دارایی‌ها (تسهیلات) و بدهی‌ها (سپرده‌ها) برای کمک به حاشیه سود (Spread) و تعدیل زمان توقف منابع

–  بررسی و انتخاب سایر راهکارهای تامین منابع مالی نظیر صدور اوراق مشارکت و گواهی سپرده 

ب- اثربخشی مدیریت هزینه ها 

خط مشی‌های مرتبط با اثربخشی مدیریت هزینه‌ها به شرح زیر است.

–  تدوین خط مشی‌های کلی مدیریت و کنترل هزینه‌ها

–  تدوین بودجه برای ادارات و شعب و استفاده از روشهای کنترل بودجه‌ای

–  مهندسی مجدد فرآیندها و استفاده بهینه از اتوماسیون (نظام‌دهی جامع فرآیندها)

–  افزایش کیفیت از طریق استقرار مدل تعالی سازمانی از جمله  سری ایزو 9000

ج- خط مشی قیمت گذاری و توسعه خدمات

–  ارائه خدمات جدید بانکی با قیمت های رقابتی

–  قیمت‌گذاری برای تمام خدمات مشتری و بر مبنای هزینه نهایی

–  گسترش خدمات اعتبارات اسنادی و صدور ضمانتنامه

د- کارآیی مدیریت پرتفوی دارایی ها

کارآیی مدیریت پرتفوی دارایی‌ها متاثر از عوامل زیر است.

–  تدوین خط مشی سرمایه گذاری برای تخصیص دارایی‌ها با توجه به ریسک و بازدهی

–  تعیین ترکیب پرتفوی تسهیلات بانک (بر حسب نوع، سررسید، اندازه و کیفیت وام)

–  تدوین خط مشی‌های سرمایه‌گذاری در شرکتهای تابعه و وابسته

–  توجه به ظرفیت وام دهی از طریق اعطای تسهیلاتی که ضریب ریسک کمتری دارد 

ه- کارآیی مدیریت منابع

افزایش تدریجی اندازه بانک ایجاب می‌کند که حقــوق صاحبان ســــهام نیز متناسب با آن افزایش یابد. خط مشی‌های لازم جهت افزایش کارآیی مدیریت منابع به شـــرح زیر است.

–  بهینه‌سازی ترکیب سپرده‌ها بویژه جذب سپرده‌های ارزان قیمت و سایر سپرده‌ها

–  استفاده بهینه از افزایش سرمایه به‌منظور حفظ حد متعادل ضریب کفایت سرمایه و نیز رشد بانک

–  تدوین سیاست تقسیم سود با توجه به ملاحظات افزایش سرمایه و سیاست رشد

و- کارآیی مدیریت مالیاتی

ابعاد مدیریت مالیاتی نیز بر سودآوری بانک تأثیر دارد. بهبـــود کارآیی مدیریت مالیاتی از طریق حداکثر استفاده ممکن از مزایای مالیاتی در ترکیب درآمدها و هزینه‌ها باعث افزایش بازده حقوق صاحبان سهام می‌شود

 

 

 
فعالیتهای بانک
فعالیتهای بانک را به دو بخش عام و خاص می توان تقسیم نمود. فعالیتهای عام در برگیرنده کلیه خدمات مجاز قابل ارائه توسط بانکهای تجاری است، فعالیتهای خاص نیز شامل کلیه خدماتی است که بانک به طور ویژه به برخی از سازمانها و موسسات ارائه می نماید.

 

فعالیتهای عام:
انجام کلیه عملیات بانکی ریالی و ارزی از قبیل؛

·         افتتاح و ارائه خدمات مربوط به حسابهای جاری، پس انداز، سپرده های کوتاه و بلند مدت ریالی و ارزی

·         اعطای تسهیلات اعم از ارزی و ریالی در بخشهای صنعت، کشاورزی، خدمات تجارت، مسکن، صادرات و واردات

·         صدور انواع ضمانت نامه های ارزی و ریالی

·         انجام انواع تامین های مالی و اعتباری داخلی و خارجی

·         اعطای کارت اعتباری ارزی

به طور کلی موضوع فعالیت بانک شامل موارد زیر می شود:

  • جذب منابع
  • اعطای تسهیلات
  • سرمایه گذاری در زمینه های مختلف اقتصادی
  • تسهیل امور بازرگانی داخلی و خارجی

 

خط مشی کیفیت بانک

·         پایبندی به اصول بانکداری بدون ربا ،امانتداری و جلب اعتماد همه اقشار جامعه

·         ارتقای جایگاه بانک به عنوان یک بنگاه مستقل اقتصادی در راستای تعالی مادی و معنوی کشور

·         تلاش بی وقفه در راستای بهبود مستمر و ارتقای کیفیت خدمات ،جزء اولین تعهد همه کارکنان بانک جهت تامین رضایت و خشنودی مشتریان است.

·         ارج نهادن به مقام انسانی کارکنان به عنوان با ارزش ترین سرمایه بانک و الزام به اصل شایسته سالاری و ارتقای کیفیت زندگی آنان همواره مرد تاکید است.

منشور اخلاقی بانک رفاه
کارکنان بانک باید تلاش کنند تا کلیه خدمات بانکی را با کیفیت مطلوب آنچنانکه شایسته مشتریان عزیز است ارائه نمایند، لذا خود را ملزم به رعایت نکات ذیل می دانند.

پیش قدم بودن در سلام و خوش آمد گویی به مشتری و استقبال و مشایعت وی

·                                           شریک بودن در شادی و غم مشتری

·                                            حفظ اسرار و اطلاعات محرمانه مشتری

·                                           توجه به نظافت ،پاکیزگی و آراستگی شعبه

·                                           برقراری ارتباط شایسته و صمیمانه با همکاران

·                                           رعایت عدالت و انصاف در ارائه خدمات به مشتری

·                                           رعایت ادب ،نزاکت و تواضع در برخورد با مشتری

·                                           اشتیاق و همکاری در ارائه خدمات مشاوره ای به مشتری

·                                           تلقی نمودن ارائه خدمت به مشتری به عنوان فرصت انجام یک کار نیک

·                                           انجام دقیق ،سریع و صحیح کار و جلوگیری از تضییع وقت و حقوق مشتری

·                                           تعهد ،مسئولیت پذیری و مشارکت جمعی کارکنان در ارائه خدمت به مشتری

 

 

خط مشی گذاری در توسعه خدمات مبتني بر دانش محوري

·         اصل اول: شفاف و مستندسازي نحوه ارائه خدمات به ارباب رجوع


در راستاي شفاف سازي نحوه ارائه خدمات به مردم اقداماتي شامل موارد زير مي شوند.

·         تهيه بروشورهاي راهنماي ارائه خدمات به مشتريان
تهيه بروشورهاي عناوين خدمات قابل ارائه به ارباب رجوع و مشتريان
تهيه فرم مربوط به مشخصات متصديان انجام کار شامل نام و نام خانوادگي و پست سازماني
تهيه تابلوهاي شناسايي کارگروهها در مديريت ها و شعب
تهيه تابلوهاي راهنماي مشتريان در مبادي ورودي مديريتها و شعب
تهيه تابلوهاي راهنماي مشتريان درخصوص مدارک مورد نياز جهت ارائه خدمات به مشتريان

 

·         اصل دوم: اطلاع رساني از نحوه ارائه خدمات به مشتريان

 

 

·         يکي از نيازهاي مشتريان امکان برقراري ارتباط و آسان آنها با سازمان است بانک بایستی دراين خصوص اقدامات جهت تسهيل اطلاع رساني به منظور ارائه خدمات بهينه انجام هد. راه اندازي سامانه پيام بانک،راه اندازي ، معرفي تلفن و دورنگار ارتباط با مدير عامل بانک و ادارات مرتبط با مشتريان،سامانه اطلاع رساني گوياي بانک،  پست صوتي مديران،  تابلوي اطلاع رساني بانک ، ايستا بانک، نصب و راه اندازي سيستم تلفنبانک

 

 

·         اصل سوم: بهبود اصلاح روشهاي ارائه خدمات به مردم

 

·         بانک میبایستی به منظور دستيابي به ساختار سازماني پويا، کارآمد و انعطاف پذير و گريز از ساختار وظيفه گرايي، حذف فعاليتهاي پيچيده و موازي، حذف مقررات زائد و دست و پاگير، افزايش سرعت ارائه خدمات، تسهيل تعاملات و بهبود ارتباط با مشتريان اقداماتي را جهت اصلاح روشهاي ارائه خدمات به اجراء بگذارد که برخي از آنها عبارتند از:

·          مکانيزه نمودن کليه شعب بانک ، ايجاد سرعت و سهولت در خدمت رساني به مردم، اجراي طرح « نوبت دهي الکترونيک به مشتريان» و راحتي براي ارباب رجوع و جلوگيري از تشکيل صف درقسمت باجه ها،  ساده سازي روشهاي اعطاي اعتبار به مشتريان با هدف افزايش سرعت و کيفيت انجام کار، حذف مقررات غيرضروري کاهش مکاتبات و جلب رضايت ارباب رجوع،   بکارگيري کليه کارکنان در راستاي ارائه خدمت به موقع به مشتريان با استفاده از طرح چند مهارتي کردن کارکنان،
 کاهش هزينه ها، حذف برخي از امور غير ضروري و جلوگيري از رفت و آمدهاي مکرر مشتريان،  کاهش تعداد استعلامهاي مورد نياز براي دريافت تسهيلات،  تمرکز زدايي و تفويض اختيار به کارکنان همراه با نظارت مستمر، برگزاري جلسات مشترک با مشتريان ويژه، مشتريان وفادار و مشتريان شريک در سطح استانها و توجه و استفاده از پيشنهادها و نظرات آنها جهت اصلاح و بهبود امور اجرايي، 

·         سازماندهي ساختار بانک در قالب طرح پويش: دراين طرح اختيارات شعب افزايش داده شده به نحوي که احساس مسئوليت شعب در برابر مشتريان بانک متناسب با اختيارات تفويض شده نيز بيشتر شده است. ساختار سازماني بانک از شکل سازمانهاي سلسله مراتبي به سمت سازمان مسطح در حال تغيير باشد.

 

·         استقرار نظام کنترل کيفيت و اخذ گواهينامه های ايزو  سري سال 2000 به منظور ارتقاي بهره وري و بهبود خدمات رساني به مردم و مشتريان

·         اجراي نظام جامع بانکداري الکترونيک مطابق با استانداردها و تحولات نوين صنعت بانکداري با هدف ارايه خدمات مطلوب به مشتريان، ايجاد سرعت و دقت در ارايه خدمات بانکي

 

·         اصل چهارم : نظارت بر حسن رفتار کارکنان دستگاههاي اجرايي با مردم

 

·         بانک می تواند دراين خصوص و به منظور تحقق اهداف اجرايي از طرح تکريم مردم اقداماتي مختلفي انجام دهد که برخی از آنها عبارتند از: اجراي طرح ناظرين ويژه ، تهيه پرسشنامه نظرسنجي ويژه مشتريان

 

+ نوشته شده در  یکشنبه هفدهم خرداد 1388ساعت 11:24 قبل از ظهر  توسط حسن تهراني  | 

بررسی روش های اقتصادی کاهش ضایعات محصولات کشاورزی

 

بررسی روش های اقتصادی کاهش ضایعات محصولات کشاورزی

 

 

    مؤسسه پژوهش هاي برنامه ريزي و اقتصاد كشاورزي، گروه پژوهشي اقتصاد توليد و بهره وري

 

 

چكيده

موضوع بحث انگيز روند افزايشي ضايعات مواد غذايي، يكي از چالشهاي جدي اكثر كشورها به ويژه، كشورهاي در حال توسعه است، سياستمداران و انديشمندان مجامع علمي در جهان سوم درصدد برآمده اند براي كاهش ضايعات محصولات كشاورزي در مراحل كاشت، داشت و برداشت و مراحل توزيع و مصرف چاره انديشي كنند. بر همين اساس ضرورت دارد به خط مشي سياست كلان، راهكارهاي عملي و اجرايي جهت جلوگيري از ضايعات از جانب دولت و نيز بالا بردن سطح آگاهي عمومي در كاهش ضايعات اهميت داده شود. در اين مقاله همچنين مسايل مبتلا به مراحل كاشت، داشت و برداشت و نيز مرحله مصرف، تاثير ضايعات در قيمت غذايي كشور، اثر فرسودگي ماشينهاي كشاورزي در افزايش ضايعات، حمايت از كشاورزان در جهت افزايش بهره وري، اصلاح نظام خريد تضميني، بسته بندي، خود كفايي در غلات در افق ده ساله، سهم كشاورزي در عوامل توليد ملي و ارزش توليد در اقتصاد ملي تجزيه و تحليل شده است. در بخش ديگري از مقاله برنامه كنار گذاري كشت محصول (Set aside)، سياستهاي كاهش هزينه مبادله (Transaction cost)، كاهش يارانه بعضي از محصولات غذايي، بكارگيري مناسب خريد تضميني، افزايش كيفيت بسته بندي، كاهش ضايعات از طريق بازاريابي مناسب (كارايي سيستم بازاريابي و ضايعات در سيستم بازاريابي) و نقش مجموعه فعاليت هاي بازاريابي، وظيفه متخصصين بازاريابي و پرهيز از دور باطل توليدات نامناسب، نقش بازاريابي نامناسب و در افزايش ضايعات مورد بحث قرار گرفته است. با توجه به اهميت استراتژيك بخش كشاورزي در ارزش توليد ناخالص كشور و ارزش صادرات غير نفتي و اشتغال كشور كاهش ضايعات مي تواند علاوه بر افزايش عملكرد محصولات زراعي و باغي، در ايجاد اشتغال، توسعه صادرات غير نفتي و ايجاد امنيت غذايي از اهميت بالايي برخوردار است.

لغات كليدي: كاهش ضايعات، امنيت غذايي، اصلاح نظام خريد تضميني، برنامه كنار گذاري كاهش هزينه مبادله، كيفيت بسته بندي، بازاريابي مناسب

 

 

مقدمه

يكي از سياستهاي جدي دولتها در امر امنيت غذايي، كاهش ضايعات غذايي است و از طرف ديگر سازمان FAO راههايي را براي جلوگيري از ضايعات مواد غذايي به مسئولان كشاورزي و تأمين كنندگان موادغذايي دولتهاي عضو، ارائه داده است.

موضوع با اهميتي كه دولتمردان هر كشوري بايد درنظر بگيرند تعيين خط مشي كلان در رابطه با كاهش ضايعات مي باشد و بعد از تعيين خط مشي و سياست كلان بايستي مسئوليتها و وظايف، سازمانهاي خصوصي و دولتي مشخص و تعيين شود. در اين راستا بايد دو راه حل در نظر گرفته شود. راه حل اول مربوط به بالا بردن سطح آگاهي عمومي در كاهش ضايعات از طريق روشهاي جلوگيري از ضايعات مي باشد. البته اين راه حل در روند درازمدت ثمردهي خواهد داشت. راه حل دوم مربوط به تدوين سياستها از طرف دولتها مي باشد. اجراي اين سياستهاي بعد از تدوين اثرگذاري سريعتري در كاهش ضايعات خواهد داشت. بطور مثال كاهش سوبسيد نان از طرف دولت مي تواند سريعاً بر مصرف نان تأثير گذارد.

تأكيد بر دو راه حل فوق به علت افزايش جمعيت و كاهش منابع طبيعي، امكانات و منابع محدود مي باشد و پاسخگويي به نياز غذايي افراد بتدريج از جانب مسئولان دولتي مشكل مي شود، غذا و امنيت غذايي نه تنها وجه اقتصادي – اجتماعي دارد، بلكه به تازگي چهره سياسي گرفته و به عنوان ابزار سياسي مورد استفاده كشورهاي صنعتي قرار مي گيرد.

با توجه به شرايط فعلي اقتصاد و كاهش درآمد ارزي در كشور بايد، از امكانات استفاده بيشتري كرد، تا توليدات را افزايش داد و از بند واردات رها شد و نهايتاً از هدر رفتن ارز جلوگيري كرد.

در اين مقاله هدف بر اين است، اهميت جلوگيري از ضايعات بيشتر شكافته شود و نيز روشهاي اقتصادي جلوگيري از ضايعات مورد تجزيه و تحليل و بررسي قرارگيرد و در پايان  پيشنهادات و نتايج ارائه خواهد گشت.

 

مروري بر مطالعات انجام يافته درخصوص ضايعات محصولات كشاورزي

مهمترين مطالعات انجام شده در مورد ضايعات نان را مي توان به صورت ذيل بيان نمود:

1- «قيمت تعادلي نان»، محسن محسنين، (1373). سازمان تحقيقات،‌آموزش و ترويج كشاورزي.

در اين تحقيق كه هدف از آن تعيين قيمت تعادلي نان بود، 55 نانوايي (تافتوني، بربري، لواشي، سنگكي و نواري) و 528 خانوار معمولي ساكن در تهران از لحاظ مصرف و ضايعات نان مورد بررسي قرارگرفته اند. بررسي هاي انجام شده نشان مي دهد كه ارتباط ضعيفي بين مجموع مخارج و مقدار مصرف سرانه نان وجود دارد و ميزان ضايعات برابر 5/12 درصد مقدار خريد نان است. بيشترين ضايعات، در خانوارهاي كم درآمد ديده شده و با افزايش تعداد افراد خانوار درصد ضايعات نيز افزايش مي يابد. همبستگي ضايعات سرانه با تحصيلات و سن همسر منفي است.

2- «گزارش نتايج كيفي و ارزش نانوايي ارقام گندم كليه نقاط ايران» (1367) پرويز ايراني، موسسه تحقيقات اصلاح و تهيه نهال و بذر، واحد تكنولوژي شيمي و غلات، كرج.

در اين تحقيق 5231 نمونه از بذور كليه نقاط ايران مورد آزمايش قرار گرفتند و از نتايج آن      مي توان گفت كه در انتخاب ارقام گندم بايد از ارقامي كه داراي مقطع آردي هستند خودداري نمود و بيشتر گندم با دانه هاي شيشه اي را برگزيد. چون دانه هاي آردي اكثراً از كيفيت ضعيف تري برخوردارند و به دليل ايجاد حالت چسبندگي، مشكلات زيادي را در امر آسياب كردن به وجود       مي آورند، خسارت آفت سن و مرض فوزاريوم، روي گندم هاي دانه نرم، بيشتر بوده و كيفيت نانوايي آنها را كاهش مي دهد. در ضمن ساير نتايج تحقيقات نشان داد كه براي تهيه نان مرغوب، آرد بايد حداقل يك تا دو ماه براي ادامه فعل و انفعالات و استراحت در سيلو باقي بماند و درضمن بايد سه مرحله اصلي (بهم زدن خمير، زمان تخمير و مرحله پخت) كاملاً رعايت شود.

3- موضوعي تحت عنوان جلوگيري از ايجاد ضايعات در محصولات فاسد شدني كه ناشر آن سازمان FAO است توسط عليرضا قديمي با همكاري منصور عباس آبادي در سال 1379 در گروه پژوهشي استراتژيهاي ملي و كشاورزي پايدار موسسه پژوهشهاي برنامه ريزي و اقتصاد كشاورزي ترجمه شده است. در اين مقاله به موضوعاتي همچون اهميت محصولات فاسد شدني، عوامل مرتبط با سيستمهاي پس از برداشت و محصولات ريشه اي و غده اي اشاره شده است. در اين گزارش بيشتر بر روي روشهاي فني جلوگيري از ضايعات، روشهاي انبارداري و سردخانه اي، جلوگيري از ضايعات و روشها و طريقه حمل و نقل تأكيد گرديده است.

4- در زمينه ضايعات مقاله ديگري تحت عنوان «تعيين و ارزيابي اقتصادي گندم در زمان برداشت و خرمنكوبي در مناطق هرات، مروست و ابركوه استان يزد» در سال 1376 توسط محمود حميدنژاد و بقيه بررسي شده كه در فصلنامه شماره 34 موسسه پژوهش هاي برنامه ريزي و اقتصاد كشاورزي در تابستان 1380 انتشار يافته است اين مقاله به نحوه سياستگذاري و برنامه ريزي مناسب در زمينه كاهش ضايعات محصول گندم منوط به فراهم بودن آمار و اطلاعات مربوط بر ميزان و ارزش ضايعات اين محصول در مراحل مختلف توليد تا مصرف مي باشد، پرداخته است و همچنين عوامل موثر بر آن را در هر يك از مراحل بررسي نموده است بخش اول اين تحقيق به تعيين ميزان ضايعات گندم در زمان برداشت و خرمنكوبي در استان يزد پرداخته و بخش دوم به ارزيابي اقتصادي اين ضايعات اختصاص يافته است.

 

آثار ضايعات محصولات كشاورزي بر جنبه هاي مختلف اقتصادي

با توجه به اينكه نيمي از برخي محصولات كشاورزي كشورمان، در فاصله بين مراحل كاشت تا برداشت، از چرخه مصرف خارج مي شود و اين در حاليست كه نيم باقي مانده نيز كه در سفره خانوار مصرف مي شوند، غالباً بدليل اختلاط با محصولات نامرغوب، اطمينان خاطر براي مصرف كنندگان فراهم نمي سازد.

امنيت غذايي كه سنگ بناي جامعه اي توسعه يافته و عنصر اصلي سلامت رواني و جسماني است، هر روزه در كشورهاي در حال توسعه مورد تهديد قرار مي گيرد.

اين تهديد، هنگامي عميقتر مي شود كه بدانيم اكثريت جمعيت اين جوامع را كودكان و جوانان تشكيل مي دهند و با اين ترتيب با تهديد سلامت آنان، بخش عمده اي از توليد ناخالص داخلي در معرض خطر خواهد بود.

در عين حال كمبود تجهيزات و فرسودگي ماشين آلات كشاورزي نيز در برداشت و فرآوري محصولات كه نتيجه آن ضايعات بالاي محصولات كشاورزي مي باشد، خلل وارد ساخته و به بخش ديگر توليد ناخالص داخلي ضربه وارد مي سازد.

تحقيقات نشان مي دهد از مجموع 165 ميليون هكتار اراضي كشور حدود 37 ميليون هكتار (4/22 درصد) مستعد هستند كه تنها از 6/18 ميليون هكتار، آنهم از 50 تا 60 درصد ظرفيت برداشتشان استفاده مي شود.

حمايت از كشاورزان در جهت افزايش بهره وري محصول و نيز اصلاح نظام خريد تضميني محصولات اساسي كشاورزي و بهبود بسته بندي محصولات كشاورزي از جمله راههاي كاهش ضايعات مواد غذايي و محصولات كشاورزي به شمار مي رود.

در زيربخش زراعت، آنچه كه بيش از هر چيز مورد توجه بوده وابستگي كشور در محصولات استراتژيك مانند گندم، برنج، ذرت و دانه هاي روغني مي باشد. براين اساس و با توجه به اينكه طرحهاي متعددي در راستاي قطع وابستگي به محصولات ياد شده تهيه گرديده است. بر مبناي اين طرح ها پيش بيني شده است كه در طرح خودكفايي گندم يك افق زماني ده ساله (پايان سال 1390) ميزان توليد گندم به 5/16 ميليون تن افزايش يابد و نيز طرح خودكفايي برنج در افق ده ساله، ميزان توليد اين محصول را از 6/1 ميليون تن فعلي به 4/2 ميليون تن در افق طرح خواهد رساند و طرح افزايش توليد ذرت نيز در همان افق زماني درصدد افزايش توليد ذرت مورد نياز كشور از 2/1 ميليون تن به 8/2 ميليون تن درسال انتهايي طرح است. لزوم خودكفايي در توليد محصولات استراتژيك در عرصه جهان كنوني كه غذا بعنوان يك اسلحه و اهرم در دست برخي از قدرتها بشمار مي رود و تأمين امنيت غذايي در كشور از اهم ضروريات محسوب مي شود كه در اين راستا، كاهش ضايعات، يكي از عوامل مهم در افزايش توليد و كاهش واردات محسوب مي گردد. از سوي ديگر با توجه به اينكه سهم سرمايه گذاري انجام شده در بخش كشاورزي، پنج درصد از سرمايه گذاريهاي موجود در كشور مي باشد و اين رقم براي بخش كشاورزي نسبت به ساير كشورهاي جهان بسيار پايين مي باشد و با توجه به كمبود سرمايه گذاري در اين بخش، ميزان ضايعات محصولات كشاورزي معادل 25 درصد درآمد نفتي كشور تخمين زده مي شود كه اين ميزان بيانگر ميزان بالاي ضايعات و نيز ارزش آن در توليد ناخالص داخلي مي باشد.

درحال حاضر بيش از 26 درصد ارزش توليد ناخالص كشور، ارز آوري چشمگيري معادل 25 تا 30 درصد ارزش صادرات غيرنفتي سالانه و 24 درصد اشتغال كشور مربوط به بخش كشاورزي است كه كاهش ضايعات محصولات كشاورزي علاوه بر قابليت افزايش عملكرد محصولات زراعي وباغي، در ايجاد اشتغال، توسعه صادرات غيرنفتي و نيز ايجاد امنيت غذايي، از اهمين بالايي برخوردار است.

به طور خلاصه مي توان گفت براي رسيدن به خودكفايي نسبي، جداي از افزايش توليد، در برخورد با مسئله ضايعات و چگونگي كاهش آن مورد تأكيد است. كاهش ضايعات، طبيعت افزايش عرضه را دارد و دستيابي به آن، ما را از عوامل توليد اضافي، بي نياز كرده يعني بدون داده اضافي، ستانده حاصل مي گردد، با اعمال اين سياست، در بهره برداري از منابع طبيعي نيز صرفه جويي شده و منابع غيرقابل تجديد كه در معرض تخريب قرار مي گيرد، طي نظمي به سود پاسخ گويي به نيازهاي آيندگان استمرار مي يابد و متضمن توسعه پايدار در كشور خواهد بود.

كشور ما طي سالهاي گذشته در زمينه بسياري از مواد و محصولات به مرز خودكفايي رسيده است، ولي عواملي چون افزايش جمعيت در كنار عدم كاهش ضايعات راه را براي رسيدن به نقطه استقلال، طولاني تر مي كند.

ضايعات از چند جنبه بر اقتصاد ضربه وارد مي كند:

1- ميزان توليد را كاهش مي دهد.

2-  نياز به واردات را افزايش مي دهد.

3- نهاده هاي لازم براي توليد (كه به سختي تهيه مي شوند) را هدر مي دهد.

 

روشهاي اقتصادي جلوگيري از ضايعات

1- برنامه كنارگذاري كشت محصول (set aside)

بعضي از كشورهاي پيشرفته از جمله اتحاديه اروپا با پي گيري سياست خودكفايي محصولات استراتژيك و صدور آن در سايه حمايتهاي بي حد و حصر از كشاورزان، با وضعي مواجه گشتند كه قيمت پرداختي به كشاورزان نه تنها بالاتر از قيمت جهاني بود بلكه با مازاد محصول نيز مواجه شد حتي با دادن سوبسيد صادرات اين مازاد را نتوانستند از بين ببرند و از طرف ديگر نيز با اعتراض گسترده كشورهاي ديگر مانند امريكا، استراليا و كشورهاي در حال توسعه عضو سازمان تجارت جهاني (WTO) روبرو شدند با وضع بوجود آمده و ايجاد مازاد محصول، مقداري از آن، از بين
مي رفت و اين مسئله باعث مي شد از يك طرف هزينه حمايت بسيار بالا برود و وزن بيشتري بر بودجه تحميل شود و از طرف ديگر با مخالفت سازمانهاي حمايت از مصرف كننده و حفاظت از
محيط زيست مواجه شدند.

با وضع پيش آمده اتحاديه اروپا تصميم گرفت براي جلوگيري از ايجاد مازاد محصول و جلوگيري از كاهش ضايعات با كشاورزان وارد گفتگو شد و به آنها پيشنهاد نمود كه مقداري از سطح زيركشت محصول يا كل آنرا در قبال پرداخت جبراني كنار بگذارند با اجراي اين سياست و مقدار زيادي  از مازاد محصول كاهش يافت و لذا باعث گشت كه متعاقب آن ضايعات محصول نيز كاهش يابد.

با استفاده از اين تجربه بايد سياستگذاران كشاورزي براي جلوگيري ضايعات به كشاورزان برنامه كنارگذاري را پيشنهاد نمايند در حال حاضر در بعضي از محصولات مانند پياز و سيب زميني و گوجه فرنگي مازاد وجود دارد كه اين امر موجب مي گردد كه مقداري از اين مازاد در انبار و يا در زمين از بين برود.

2- سياستهاي كاهش هزينه مبادله (Transaction cost)

يكي از مسايل مبتلا به كشورهاي در حال توسعه و توسعه نيافته كه باعث افزايش ضايعات مي شود وجود هزينه مبادله بسيار بالا در بخش كشاورزي آنهاست يعني امر مبادله در زماني كه محصول برداشت مي شود تا زماني كه به دست مصرف كننده نهايي مي رسد بايستي پروسه طولاني را طي نمايد. اين مسئله باعث ايجاد دو مشكل مي شود: اولاً وجود واسطه هاي گوناگون، حمل و نقل جاده اي، انبارداري نامناسب، فقدان سردخانه و غيره موجب مي شود كه مقداري از محصول از بين برود. ثانياً مراحل گوناگون ارسال محصول از مرحله برداشت تا مصرف موجب مي شود هزينه مبادله بسيار بالا برود و هزينه مبادله بالا براي كشاورز يك معضل اساسي است و كشاورز براي رهايي از اين هزينه مدتي محصول خود را در انبار نگه مي دارد. بدليل شيوه نگهداري نامناسب و وجود آفات مختلف، محصول بتدريج فاسد مي گردد. كشاورز براي جلوگيري از فساد بيشتر محصول، محصول خود را روانه بازار مي كند كه متأسفانه با عدم رغبت واسطه گران مواجه مي گردد. كشاورز دو انتخاب دارد يا بايستي محصول را با قيمت بسيار پايين عرضه كند يا اينكه شاهد فساد محصول خود باشد. در بعضي از مناطق كشور براي جلوگيري از ورود محصول به پروسه طولاني برداشت تا مصرف كننده و نيز كاهش هزينه مبادله، اتحاديه هاي تعاوني كشاورزان نسبت به ارائه محصول در ميادين ميوه و تره بار اقدام مي كنند. متأسفانه بنظر مي رسد همه كشاورزان بدليل عدم وجود تشكل فراگير قادر به ارائه محصول از اين روش نمي باشند.

3- كاهش سوبسيد بعضي از محصولات غذايي

يكي از راههايي كه مي تواند مقداري از ضايعات مواد غذايي بكاهد، كاهش يارانه پرداختي به برخي از اقلام غذايي است. بطور مثال نان از جمله كالاهايي كه بدليل ارزان بودن، مقدار اسراف آن خيلي زياد است. البته بايد توجه داشت كه پخت نامناسب نان توسط بعضي نانوايان علت اصلي ديگر افزايش ضايعات است. حال اگر دولت تصميم بگيرد كه بطوركلي يارانه نان را حذف نمايد، نانوايان مجبورند آرد را با قيمت بازار تهيه نمايند و چون مجبورند به دليل قيمت بالاي آرد بايستي نان را با كيفيت بالا تحويل مشتري بدهند اين امر سبب مي شود بين نانوايان براي فروش نان رقابت ايجاد شود و مصرف كننده بصورت عقلايي كيفي ترين نان را براي مصرف انتخاب مي كنيم . اين شيوه عمل باعث مي شود كه ضايعات نان به شدت كاهش يابد. البته عده اي از كارشناسان با حذف يارانه نان بدليل فشار بر قدرت خريد اقشار كم درآمد مخالفند ولي كارشناسان موافق حذف سوبسيد، معتقدند با پرداختهاي جبراني به مصرف كنندگان با درآمد پايين مي توان از كاهش قدرت خريد جلوگيري نمود يعني با تعيين دهكهاي درآمدي و شرايط پرداخت انتقالي مي توان رضايت شهروندان را بدست آورد.

4- بكارگيري قيمت تضميني

در بعضي از كشورها، دولتها براي اينكه قيمت محصول كشاورزي در بازار از قيمت تمام شده پايین تر نيايد نسبت به تعيين قيمت تضميني اقدام مي كنند. يعني تا زماني كه محصولات كشاورزي براحتي از طريق بازار به فروش مي رسد كشاورزان راغب به فروش محصول در بازار هستند ولي زماني كه قيمت بازار از قيمت تضميني محصول آنها پايين تر بيايد كشاورزان محصول خود را به قيمت تضميني بفروش مي رسانند. با اين كار دو هدف دنبال مي شود اولاً با اين عمل از رفاه و قدرت خريد كشاورزان حمايت مي شود ثانياً از فاسد شدن محصول جلوگيري بعمل مي آيد چون زماني كه كشاورزان قادر به فروش محصول خود به قيمت تضميني نشوند از فروش محصول خود در بازار، بدليل اينكه قيمت بازار هزينه برداشت و ديگر هزينه هاي آنها را پوشش نمي دهد صرفنظر مي كنند لذا يا محصول در زمين كشاورزي بدون اينكه برداشت مي شود ضايع مي شود.

يا اينكه در صورت فروش (زير قيمت تمام شده ) قبل از اينكه به دست مصرف كننده برسد كاملاً‌ يا قسمتي از آن فاسد مي شود.

5- افزايش كيفيت بسته بندي

يكي از روشهايي كه هميشه در سطح جهان براي جلوگيري ضايعات و جلب رضايت مشتري در حال تحول بوده است بسته بندي محصولات غذايي است. در حقيقت بسته بندي نقش اصلي را در ايجاد ارزش افزوده ايفا مي كند. بطور مثال چند محصول غذايي كشورمان بدليل ضعف بسته بندي بعد از صدور از كشور بوسيله كشورهاي واسط مجدداُ صادر مي شود از اين محصولات بطور نمونه
مي توان از خرما، زعفران، خشكبار، خاويار و غيره نام برد.

در بسته بندي محصولات غذايي اگر به مسايلي از قبيل نور، حرارت، مواد افزودني ضد فسادپذيري و آفات و باكتريها و كيفيت بسته به اندازه كافي توجه شود بازارياب مي تواند محصول را با قيمت مناسب به فروش برساند. افزايش قيمت محصول به دليل كيفيت بالا چه در سطح داخلي و خارجي موجب كاهش موجودي محصول در انبار، سردخانه و مزرعه شده و در نهايت كاهش ضايعات          مي گردد.

6- كاهش ضايعات از طريق بازاريابي مناسب

براي افزايش سهم محصولات غذايي در تركيب صادرات غيرنفتي لازم است اقداماتي در جهت بهبود كيفيت محصولات غذايي صورت گيرد و همزمان با آن، اعمال روشهاي پيشرفته بازاريابي بايد  مدنظر باشد. در اين رابطه لازم است به بازاريابي اهميت كافي داده شود. در اين مورد ضرورت دارد به مفهوم بازاريابي توجه كنيم. مفهوم بازاريابي كه عبارت از مجموعه اي از فعاليتهاي بازرگاني كه جريان كالا يا خدمات را از توليد كننده تا مصرف كننده نهايي هدايت مي كند. اين فعاليت شامل طيف وسيعي از اقدامات نظير خريد مواد اوليه، توليد، كنترل كيفيت، حمل و نقل و انبارداري، آماده سازي براي مصرف، انجماد، بسته بندي، تعيين قيمت، شناسايي مشتري، تبليغات، فروش و خدمات بعد از فروش مي شود.

اگر مقداري در مفهوم بازاريابي تأمل كنيم به اين نكته پي مي بريم. اگر به فرآيند بازاريابي كه در بالا ذكر شد توجه كافي داشته باشيم ضايعات به اندازه خيلي زيادي كاهش خواهد يافت. با توجه به اينكه مصرف خام براي كليه محصولات اندك است و بايد سيكل طرحهاي صنايع تبديلي را طي كنند، همواره اينگونه محصولات از ناحيه توليدات نامناسب و بازاريابي غير اصولي آسيب پذير است. بسياري از اين طرحها بدليل نبودن بازارهاي مناسب با شكست روبرو مي شوند زيرا اگر اين صنايع فروش خوبي نداشته باشد نمي تواند رشد مناسب داشته باشد و درنهايت به ركود مي رسد. بنا به خصوصيات منحصر به فرد مواد خام اين صنايع، فسادپذيري، فصلي بودن، تنوع كمي و كيفي، مسئله بازاريابي براي محصولات آنها از اهميت ويژه اي برخوردار است و توجه به آن قطعاً مي تواند ضايعات محصولات غذايي را كاهش دهد.

با توجه به نكات فوق الذكر، وظيفه متخصصين بازاريابي در مورد مسئله ضايعات محصولات كشاورزي، تعيين و تشخيص مكانهايي در زنجير بازاريابي است كه ضايعات به ميزان زيادي رخ مي دهد و ارتباط موقعيت و وضعيت ضايع شدن محصول با كل زنجيره بازاريابي نيز بااهميت است.

ضايعات در محصولات فاسدشدني در هر جايي از مزرعه تا مصرف كننده نهايي رخ داده و بستگي به درجه فاسد شوندگي محصول دارد. چون زنجير يا سيستم بازاريابي به عمليات ويژه حمل و نقل، ترابري و فعاليتهاي تجاري اطلاق مي شود و همبستگي نزديكي بين نوع و حجم ضايعات ايجاد شده براي يك محصول خاص و سيستمي كه اين محصول در آن به پيش مي رود وجود دارد.

لازم است در بحث بازاريابي به دو موضوع ديگر بدليل اهميت آنها بطور مجزا اشاره شود.

الف- كارآيي سيستم بازاريابي

استقرار يك سيستم يا زيرسيستم بازاريابي براي معرفي و كاربرد معيارهايي كه كاهش دهنده ضايعات تا يك حد مطلوب هستند بسيار مفيد است. وقتي يك زيرسيستم بازاريابي نوظهور كه در آن يك اقتصاد پيشرفته كه داراي اضافه توليد است جايگزين اقتصاد معيشتي يا نيمه معيشتي
مي شود و سيستم بازاريابي براي جمع آوري، انتقال و توزيع حجم محصول اضافه، سازگار نشده است. اين سيستم بازاريابي، از كارآيي لازم برخوردار نخواهد بود. اما هنگامي كه شاخص خوبي براي معرفي و كاربرد يك معيار ويژه براي كاهش ضايعات وجود دارد، كاهش اندازه و ميزان ضايعات در يك سيستم رخ مي دهد كه البته به آمادگي و توانايي سيستم در انتقال اين پيشرفت و بهبود به قسمتهاي مختلف زنجيره بازاريابي بستگي دارد.

به نظر مي رسد اكثر معيارهايي كه روي حمل و نقل مطمئن، شرايط بهتر وانتقال سريعتر و انبارداري مناسب، متمركز شده اند، تنها هنگامي كاربرد مؤثر دارند كه ساختار سيستم بازاريابي بهبود يافته باشد.

ب- رابطه ميزان ضايعات و نقص در سيستم بازاريابي

ميزان بالاي ضايعات به دليل تجارب ناقص مديريتي در تصدي و سياست انبارهاي
سردخانه دار، نداشتن اطلاعات تكنيكي در توزيع امكانات و تكنيكهاي حمل و نقل، فقدان يك برنامه فروش براي مجموعه برنامه هاي خريد و عموماً سياستهاي غيرواقعي قيمت گذاري، رخ
مي دهد. فعاليتهاي چاره ساز زيادي براي رفع اين مشكل وجود دارد و ممكن است نياز به توجه و اولويت بندي بهتر در هر برنامه ريزي عملي براي كاهش ضايعات داشته باشد.

 

پيشنهادات

1- از آنجا كه ضايعات درصد بالايي از توليد (حدود 30%) را شامل مي گردد و نيز تأثيري كه
 بر روي توليد ناخالص داخلي و ميزان خودكفايي محصولات كشاورزي به ويژه محصولات اساسي دارا مي باشد، عليرغم فقدان اطلاعات دقيق در مورد ميزان ضايعات محصولات كشاورزي لازم است به دنبال راهكارهاي مؤثر و اساسي در جهت كاهش آن باشيم كه در اين مورد توجه به تكنولوژي و بكارگيري الگوي مصرف صحيح، ضروري است.

2- ضرورت دارد راهكاري در نظر گرفته شود از مرحله توليد نيز با تبديل مواد غذايي به موادي با قابليت نگهداري و عمر مفيد بيشتر، ضايعات محصولات را كاهش داد مضافاً‌ اينكه بخشي از ضايعات محصولات كشاورزي به ويژه محصولات اساسي مربوط به نحوه مصرف بوده كه با اصلاح در شيوه مصرف اين محصولات اساسي، گامي مؤثر در زمينه كاهش ضايعات برداشته شود. كه تحقق آن نيازمند عزم ملي و راهنمايي كارشناسان متخصص در اين بخش مي باشد.

3- همانطور كه در متن مقاله اشاره گرديد يكي از روشهايي كه دولت عملاً مي تواند بنحوي از ضايعات جلوگيري نمايد برنامه كنارگذاري كشت محصولاتي است علاوه بر نياز تقاضاي داخلي  و صادرات مي باشد در اين گام دولت ضمن حمايت از كشاورز هزينه اتلاف منابع را كاهش        مي دهد. ضرورت دارد دولت عملاً راهكار اجرايي بطور كامل تسهيل نمايد.

 

نتيجه گيري

سياست دولت بايد در راستايي قرار بگيرد كه هزينه مبادله به نحو چشمگيري كاهش يابد. لذا بايد تسهيلات لازم را از جمله اطلاعات شفاف قيمت محصولات كشاورزي، حمل و نقل
جاده اي ريلي و هوايي، اعتبارات بانكي، ميادين ميوه و تره بار و غيره را در اختيار بازاريابان قرار دهد از طرف ديگر ضرورت دارد دولت از طريق ابزارهايي مانند كاهش سوبسيد بعضي محصولات غذايي و تعيين قيمت تضميني، از ضايعات جلوگيري نمايد. آنچه در اين مقوله مهم است راهكارهاي عملي است: يعني ضمن اينكه به توليدكننده و مصرف كننده كمترين صدمه برسد از ضايعات نيز جلوگيري شود. مسئله كيفيت بسته بندي و برقراري بازاريابي مناسب از جمله موارد مهم در كاهش ضايعات هست. در اين مورد لازم است دولت سازمانهايي را كه وظيفه آنها كنترل كيفي محصولات و نظارت بر استاندارد بودن محصول، نظارت بر انبارها و سردخانه ها، تعمير و نگهداري جاده نظارت بر توليد ماشين آلات است و سازمان هاي توليدي و بازاريابي، استانداردهاي در نظر گرفته شده را جهت كاهش ضايعات رعايت نمايند در غير اينصورت از فعاليتهاي آنها جلوگيري نمايد. 

 

 

 

 

 

 

 

 

 

 

 

 

 

 

 

 

 

 

 

 

 

منابع و مراجع

1- ايراني، پ (1367). گزارش نتايج كيفي و ارزش نانوايي ارقام گندم كليه نقاط ايران، موسسه تحقيقات اصلاح تهيه و نهال و بذر، واحد تكنولوژي شيمي و غلات، كرج.

2- بي نام، ترجمه قديمي، ع. ر (1379). جلوگيري از ايجاد ضايعات در محصولات فاسدشدني، موسسه پژوهش هاي برنامه ريزي و اقتصاد كشاورزي.

3- حميدنژاد، م و همكاران (1380). تعيين و ارزيابي اقتصادي گندم در زمان برداشت و خرمن كوبي در مناطق هرات، مروست و ابركوه. فصلنامه پژوهشي شماره 34 موسسه پژوهش هاي برنامه ريزي و اقتصاد كشاورزي.

4- عبدالهي، ح (1374). ارزش غذايي نان و راههاي جلوگيري از ضايعات آن، انتشارات سازمان كشاورزي ايلام.

5- محسنين، م (1373). قيمت تعادلي نان، سازمان تحقيقات، آموزش و ترويج كشاورزي.

6- مجموعه مقالات پژوهشي اقتصاد گندم از توليد تا مصرف، (1378). معاونت پژوهشهاي فني و سياستهاي حمايتي، موسسه پژوهش هاي برنامه ريزي و اقتصاد كشاورزي.

7- مهاجر، ي (1377). تكنولوژي و ضايعات نان، موسسه پژوهش هاي برنامه ريزي و اقتصاد كشاورزي.

8- Reusse, E. (1976). Economic and marketing aspects of pest-harvest system in small  farmer economies. FAO Monthly Bulletin of Agric. Economoics and Statistics. Volume9: 17 pp.

9- Shivdasani, I. H. (1975). Problems of marketing and distribution of fruit and vegetables in  Southern Nigeria. 1st Nat. Seminar in fruits and vegetables. NIHORTS, Ibadan. P132.

10- Smith,  W.  L.,  Jr.  and J. B. Wilson (1978).  Market  Diseases  of potatoes.  Agriculture 

      Handbook No. 479. U. S. Department of Agriculture.

 

+ نوشته شده در  یکشنبه هفدهم خرداد 1388ساعت 9:33 قبل از ظهر  توسط حسن تهراني  | 

مديريت دولتي نوين و توسعه پايدار

مديريت دولتي نوين

 و توسعه پايدار

 

(اقتصادی-فرهنگی-سیاسی-اجتماعی)

چكيده

توسعه پايدار، مفهوم جديدي است كه از طريق پيوند بين ابعاد مختلف توسعه (اقتصادي، فرهنگي، سياسي و اجتماعي) و توجه خاص به ملاحظات محيطي و حفظ محيط زيست از دهه 80 به طور گسترده‌اي مطرح گرديد. از سوي ديگر،‌ مديريت دولتي نوين به منظور افزايش مسئوليت مديران به محيط پيراموني خود، از دهه 70 جايگزين مديريت دولتي در مفهوم سنتي آن شد.
لذا در اين مقاله، پس از تشريح «توسعه» در مفهوم سنتي، الگوي جديد آن تحت عنوان «توسعه پايدار» به عنوان اساس فعاليتهاي مديريت دولتي نوين مطرح شده است. سپس مديريت دولتي نوين به عنوان محور توسعه پايدار و ابزار دولتها در كسب اهداف توسعه، پايدار، مورد بررسي و تحليل قرار گرفته است.

مقدمه
همه ما مطالب زيادي راجع به مفهوم توسعه خوانده يا شنيده‌ايم و هر كسي از آن تجسمي در ذهن خود دارد. امروزه كمتر واژه‌اي تا اين حد در محافل اجتماعي – سياسي و خاصه مديريت و اقتصاد مطرح شده است. بهرحال به قول ادبا بايد گفت موضوع سهل و ممتنع است، سهل از آن جهت كه مفاهيم و معاني كلي از آن در ذهن همه هست، ممتنع از آن روي كه تعريف، جزئيات، مرزبندي و مهمتر از همه ساز و كارهاي عملي تحقق توسعه همچنان مورد بحث است.
همه ما از توسعه اقتصادي شناخت داريم و شاخصه‌هاي آن را مثل رشد توليد، افزايش بهره‌‌وري (كارايي)، افزايش درآمد ملي و توليد ناخالص ملي و ..... در نظر داريم. از طرف ديگر، توسعه اجتماعي و شاخصه‌هايي نظير توزيع عادلانه درآمد، برابري و بسط عدالت اجتماعي را نيز مي‌شناسيم و گفته مي‌شود كه پس از رشد اقتصادي و حتي به همراه آن و به دنبال كارآفريني، ايجاد اشتغال، به جا و لازم است تا افراد فعال جامعه در چرخه اقتصادي كشور مشغول به كار شوند. همچنين توسعه فرهنگي، از جنبه‌هاي نوين مفهوم توسعه است كه شاخصه‌هايي مثل امكان استفاده متناسب و عادلانه همه از فضاهاي فرهنگي، ارتقاي دانش و معرفت در جامعه و.... را در بر دارد. و همسنگ همه از توسعه سياسي، مؤلفه‌هايي همچون مشاركت عمومي در تصميم‌گيريها، فضاي باز سياسي، امكان مشاركت همگاني در قدرت صحبت مي‌شود. افق‌هاي آينده مديريت، توسعه انساني، نقشها و وظايف دولت در زمينه توسعه و موضوع نظام اداري توسعه يا توسعه نظام اداري در اين مقاله مورد بحث قرار خواهد گرفت.

مفاهيم و ديدگاه‌هاي توسعه
توسعه، فرايندي تعاملي است كه در آن افراد در شبكه‌هاي كاري ياد مي‌گيرند كه چگونه مشكلات را تعريف و حل كنند. همچنين فرايندي است كه در آن سازگاري همه بخشها افزايش مي‌يابد (Elliott, 1994). صنعتي شدن، فرايندي است که صرفا براي ايجاد نوعي مهارت براي حل مشكل است. مدرنيزم به نشانه و نمادها و مدل‌هايي (مدهايي) از زندگي تكنولوژيك اشاره مي‌كند. در حالي كه صنعتي شدن كمتر جنبه اجتماعي دارد، مدرنيزم بيشتر جنبه اجتماعي داشته و در واقع پيامد اجتماعي صنعتي شدن است و «توسعه» فرايندي چند سطحي است كه مي‌تواند همه مفاهيم پيش گفته را در بر گيرد. ضمنا مدرنيزم يك حالت است، صنعتي شدن نيز خود فرايندي است كه از توسعه بسيار محدودتر است، فرايند توسعه انتهاي باز دارد يعني نامحدود است و بسته نيست (Elliott, 1994).
در ابعاد اجتماعي، شايد نتوان تقدم و تأخري براي ابعاد مختلف توسعه (سياسي، فرهنگي، اقتصادي و اجتماعي) در نظر گرفت. به خاطر اينكه در مقايسه با فرد، اجتماع خواصي منحصر به فرد دارد كه با خواص تك‌تك افراد تفاوت دارد. در بعد فردي مطابق سلسله مراتب نيازهاي مازلو، اكثر افراد از نيازهاي سلسله مراتبي (نردباني) تبعيت مي‌كنند و تنها با برآورده شدن نيازهاي سطوح پايين‌تر، نيازهاي سطوح بالاتر مطرح مي‌شود. مثلا تا در فردي نيازهاي فيزيولوژيك و امنيت تأمين نشود، نياز به احترام و اجتماعي شدن مطرح نمي‌شود و همين طور نيازهاي سطوح بالاتر. بهرحال شايد بتوان گفت كه در سطح اجتماعي نيز، نيازهاي سطوح پايين تر جنبه اقتصادي دارد و نيازهايي مثل توسعه سياسي (مشاركت در تصميم‌گيري و ....) در رده‌هاي بالاتر قرار مي‌گيرند. ولي در نظر گرفتن چرخه‌اي براي ابعاد توسعه كه در آن ابعاد به شكل تعامل با هم در ارتباطند، جنبه منطقي‌تري دارد، البته اينكه كدام جنبه توسعه، بيشتر مد نظر باشد بستگي به جامعه مورد نظر دارد، مثلا جامعه‌اي كه داراي اقتصاد پيشرفته‌اي است، اولويت با توسعه سياسي است و بر عكس.

تفاوت‌ توسعه در مفهوم سنتي و پايدار
1 - توسعه پايدار به ملاحظه «منابع طبيعي پايه» به عنوان نخستين محدوديت، اهميت مي‌دهد، بر خلاف توسعه سنتي كه «سرمايه و قابليت دسترسي» به آن را اولين محدوديت توليد در نظر مي‌گرفت.
2- سياست اخلاقي «حفظ امكان استفاده حداقل مساوي با ما براي نسلهاي بعدي از منابع طبيعي» شديداً مدنظر توسعه پايدار است.
3- در توسعه پايدار، ارزش تمام منافع و هزينه‌هاي اجتماعي (مثل كاهش منابع) براي تعيين نقش توسعه، بايد در سيستم‌ حسابداري منظور شود يعني آيا هزينه‌‌اي كه انجام مي‌شود با هدف مورد نظر از توسعه سازش دارد يا نه (مثلا تخريب جنگل به چه قيمت؟ ......)
4- در توسعه پايدار، جذب ضايعات توليد، كاركرد اصلي محيط زيست و يك محدوديت در رشد اقتصادي محسوب مي‌شود، ضمنا جنبه‌هاي فرهنگي، بسط عدالت اجتماعي و .... بيشتر مدنظر است. (Barber, 2004)

مديريت و توسعه
سازمانهاي عصر ما، نقشها و مأموريتهايي فراتر از نقشها و مأموريتهاي سنتي به عهده دارند. در محيطي اقتصادي و اجتماعي، مسئوليت و وظايف جديدي خواسته يا ناخواسته بر دوش آنهاست. سازمانهاي

امروزي از يك نهاد صرفا اداري اقتصادي و صنعتي خارج شده و به صورت نهادهاي اجتماعي – سياسي درآمده‌اند كه بايد نسبت به مسايل محيط اجتماعي حساس و آگاه باشند، لذا دانش سياسي و اجتماعي لازمه مديريت امروز است و ارج نهادن به منافع عامه و توجه به محيط و هنجارهاي اجتماعي از جمله مسايل مهم همه سازمانها و مديريت است. (الواني ، 1380)
در چنين فضايي با توجه به مشكلات ناشي از توسعه سنتي و افقها و اهداف جديد توسعه، توجه به ميثاق قديم و جديد سازمانها با محيط ضروري به نظر مي رسد. در شكل شماره يك ديدگاه نظري مديريت

و سازمان در دنياي آينده را نشان مي‌دهد و اشاره به قدرت پاسخگويي سازمان در برابر فشارها و انتظارات جامعه نيز دارد. در مدل مذكور، فقط بحث اخلاقيات مطرح نيست، بلكه برخورد عملي و كاربردي با مسايل هم مدنظر است.

افقهاي آينده مفاهيم توسعه و مديريت
در اين مورد دو نظر (پيش‌بيني) وجود دارد، كه يكي توسعه فزاينده صنعتي و ديگري توسعه انساني و معقول است. ويژگيهاي هر كدام از ديدگاه‌هاي مذكور در شرح ذيل ارائه شده است.
پارادايم فكري توسعه انساني و معقول بر هماهنگي‌ با طبيعت، تأكيد بر جزئي از طبيعت بودن انسان و غني‌سازي آن به جاي تسلط و جدايي از طبيعت تأكيد دارد. از نظر برخي انديشمندان، انسان تنها بخش كوچكي از طبيعت و فعاليت او بخش كوچك از خرده سيستم اجتماعي – اقتصادي پوياست. از آنجايي كه مديريت با انسانها سر و كار دارد، قطعا در مبحث توسعه نيز در نهايت صحبت بر سر آنهاست، لذا توسعه نيازمند انسانهاي توسعه يافته نيز هست كه داشتن آمادگي لازم براي كسب تجربه تازه و تغيير، توجه به محيط‌هاي ديگر به غير از محيط بلافصل خود، آزادانديشي در موضوعهاي مختلف، علاقه مندي به برنامه‌ريزي و سازماندهي در زندگي، اعتقاد به توان اثرگذاري انسان به محيط به جاي اثرپذيري صرف از آن، اعتقاد بيشتر به علم و فناوري، اميد به زندگي و ..... از جمله ويژگيهاي انسان توسعه يافته محسوب مي‌شود. (fartdo , 2000) امروزه در بعد فكري از تبديل نوع تفكر يا منطق از ابزاري به تفكر و منطق جوهري يا ارزشي (Substantive (value) rationality) صحبت مي‌شود كه اين امر مي‌تواند تحولات شگرفي را در رابطه با تفكر توسعه پايدار موجب گردد. برخي خصوصيات نظريه‌هاي جوهري و ابزاري در جدول شماره يك ارائه شده است.
عوامل مؤثر بر توسعه انساني عبارت است از: دولت، وسايل ارتباط جمعي، دستگاه‌هاي

داري، احزاب سياسي،آموزش محيطهاي شهري، مذهب، محيطهاي كاري و ... بنابراين، آنچه گفته شد به منظور درك اهميت ابعاد غير اقتصادي و خصوصاً بعد انساني در فرايند توسعه و توجه خاص به مديريت به عنوان محور اصلي در ارتباط با ابعاد مذكور بود. در جامعه‌اي كه انسانهاي توسعه يافته به وفور يافت شوند، جامعه مورد نظر «مك كلند» يعني جامعه پيشرفته و تكامل يافته پديد و توسعه مي‌يابد.

مديريت دولتي و توسعه
از آنجايي كه بخش خصوصي نمي‌تواند برخي خدمات و كالاها را نظير آموزش، قوانين و ضوابط،‌ ارزشهاي محيطي، دفاع ملي، راهها و بيمارستانها، بهداشت، برخي خدمات رفاهي، حمل و نقل عمومي و ..... را ارائه كند. لذا دولت خدمات مذكور را كه نقش مهمي در توسعه جامعه دارند برعهده گرفته است. از اين رو، كالا و خدمات، اخد ماليات، ارتباط با ساير دولتها، كنترل بر مردم و كالاها، اجراي قوانين متنوع از جمله برون داد‌هاي دولت محسوب مي شود كه با به كارگيري ابزارها و ساز و كارهاي مديريت دولتي (سنتي و نوين) به وسيله دولت، وظايف پيش گفته به نحو مطلوب انجام مي‌شود. برخي تفاوتهاي مديريت دولتي سنتي و نوين عبارت است از:‌
الف – اهداف مديريت دولتي سنتي:
1 - چگونه ما مي‌توانيم با منابع موجود، خدمات بيشتر و بهتري را ارائه نمائيم (كارايي).
2 - چگونه ما با هزينه كمتري مي‌توانيم سطح خدمات فعلي را حفظ كنيم (اقتصاد).
هدف جديد مديريت دولتي (هدف اضافي مديريت دولتي نوين)
3 - آيا خدمات دولتي، عدالت اجتماعي‌ را گسترش مي‌دهد (بسط عدالت اجتماعي). عدالت كمال مطلوبي است كه انسانها با آن و به اميد آن زندگي كرده و در جستجوي آن هستند. حس عدالتخواهي و همبستگي اجتماعي، حقوق و حكومت را طلب مي‌كند. هدف حقوق عدالت است و وظيفه حكومت، انتظام امور براي تحقق عدالت است. و اين دو پديده در عين قدمت، همواره تازگي دارند و پيوسته، نيازمند حقوق حكومت و سياست هستند. بنابراين، مفهوم عدالت اجتماعي، بسيار وسيع است كه شامل فعاليتهاي طراحي شده براي گسترش قدرت سياسي و اقتصادي اقليت در كنار اكثريت افراد جامعه است و عدالت اجتماعي همواره نوعي نگراني و دلواپسي براي مديريت دولتي نوين محسوب مي‌شود. (Barber, 2004)

ب – روشها و انديشه‌ها: مديريت دولتي سنتي، به دنبال ساختارهاي ايستا و تغييرات كم بود اما مديريت دولتي نوين به دنبال ساختارهاي پويا و تغيير‌پذير است، شكلهاي تغيير‌پذير سازماني، ساختارهاي انعطاف‌پذير، تمركززدايي، آموزش حساسيت، بهبود سازماني و مشاركت همه افراد از جمله ويژگيهاي مديريت دولتي نوين محسوب مي‌گردد. مديريت دولتي نوين تنها به دنبال اقتصاد بهتر نيست بلكه به دنبال سياستهاي اجرايي براي بهبود كيفيت زندگي افراد، توسعه و تقويت نهادهاي حل مشكلات عمومي جامعه است. مديريت دولتي نوين، متعهد به برقراري عدالت‌ اجتماعي از طريق مديران اجرايي قوي دارد كه «هاميلتون» از آن به عنوان «عامل انگيزش مديران اجرايي» ياد مي‌كند. مديريت دولتي نوين كمترين توجه را به توسعه شهري، بوروكراسي هاي غيرمسئول، ساخت مؤسسات بيشتر دارد و بيشتر به دنبال حل مشكلاتي نظير كاهش بهداشتي، فقر روستايي، اعتياد و ... است. (Andres , 2002)
ج – منطق: منطق مديريت دولتي نوين بر خلاف مديريت دولتي سنتي كه بيشتر توصيفي، غير عملي و علمي بود، عملگراتر و متكي به روشهاي علمي و تجربه بيشتر است. بنابراين، مي‌توان گفت كه مفاهيم مدنظر مديريت دولتي نوين، درون ابعاد توسعه پايدار نهفته و چيزي جداي از آن نيست.

مديريت دولتي نوين و توسعه
«ماسكريو» با توجه به موارد زير استدلال مي‌كند كه چرا اقتصاد در كل بايد در دست دولت باشد:
1- در تفوق (برتري داشتن) دولت مي‌توان بازتاب ايدئولوژي‌هاي سياسي و اجتماعي را ديد كه با مفروضات مصرف كننده و تصميم‌گيرنده غير متمركز انطباق ندارد؛
2- مكانيسم بازار نمي‌تواند تمامي فعاليتهاي اقتصاد را انجام دهد و نيازمند هدايت و كنترل است؛
-3 بدون حمايت و تقويت و جانبداري ساختار قانوني دولت، ترتيبات و مبادلات قراردادي براي به كارگيري نظام بازار وجود نخواهد داشت؛
-4 برخي كالاها و خدمات را به دليل ويژگيهايشان، بازار هرگز نمي‌تواند توليد كند، مثل «مسئله برگشت به غير».
مسئله «برگشت به غير» در مقابل «برگشت به خود»، اشاره به كالاها و خدمات خاصي دارد كه فردي ممكن است در آن هزينه (سرمايه‌گذاري) كند اما منافعش به ديگران هم برسد. مثل هزينه سالم‌سازي هواي آلوده كه حتي كسي كه براي آن هزينه‌اي متحمل نشده هم از منافع آن بهره‌مند مي‌شود، لذا گفته مي شود كه بازار در مورد كالا «برگشت به خود» و نه «برگشت به غير» را مد نظر دارد. (ماسكريو، 1995)
-5 ارزشهاي اجتماعي، لزوم اعمال تعديلات دولتي را در زمينه توزيع ثروت و درآمد و ارشاد آن را لازم مي‌سازد؛
6- نظام بازار به ويژه در اقتصاد پيشرفته‌ مالي، الزاما اشتغال بالا، ثبات قيمتها و نرخ مطلوب رشد اقتصادي و اجتماعي را به ارمغان نمي‌آورد و نيازمند سياستهاي عمومي است؛
-7 نرخ تنزيل كه در تعيين ارزش آينده (نسبت به حال) مصرف به كار مي‌رود، از نظر بخش خصوصي و عمومي ممكن است متفاوت باشد. (ماسكريو، 1995)
بنابراين، دخالت دولت در فرايندهاي اقتصادي به خصوص در اقتصاد توسعه به مفهوم جديد آن، ضروري و محوري‌ترين نقش است.

توسعه و نقش‌ها و فعاليت‌هاي مديريتي دولت
1- برنامه‌ريزي توسعه: «ادوارد ميسون» با تأكيد بر عدم شباهت توسعه، انقلابهاي كلاسيك صنعتي تكنولوژيك و اقتصادي، نقش دولت را در رهبري برنامه‌هاي توسعه، اصلي‌ترين نقش مي‌داند. همچنين «موريس هربرت داب» با حمايت از برنامه ريزي، دو روش توسعه يعني انحصار خصوصي و تمركز دولتي را مطرح و تنها دولت را قادر به برنامه‌ريزي چنين كار دشواري مي‌داند.
2- سازماندهي: جايي كه هر فعاليت كوچك نيازمند ساز و كار و تشكيلات منظم است فرايند عظيمي مثل توسعه قطعاً متشكل‌ترين سازه‌ها و ساختارها را مي‌طلبد و شروط توسعه پايدار سياسي – اجتماعي هستند و دولت مسئول طراحي چهار سيستم: 1- فني با حداكثر بهره‌وري، 2- توليدي با تأكيد بر محيط، 3- اجتماعي و 4- اقتصادي با تأكيد بر دانش كافي به منظور دستيابي به توسعه پايدار است. «اندرسون» تأمين زيرساخت اقتصاد را وظيفه دولت مي‌داند و ايجاد تشكيلات و نهادهاي دولتي و رهنمود تشويق مردم به تشكيل سازمان‌هاي غيردولتي بخصوص در امور عام‌المنفعه را در رابطه با ملاحظات محيطي و زيستي كاركردي مهم مي‌داند كه فقط از عهده دولتها بر مي‌آيد.
3- كنترل: مديريت دولتي درصدد تغيير سياستها و ساختارهاي ممنوع كننده عدالت است، از اين رو اهداف متناقض بخشهاي مختلف فراسيستم اجتماعي توسعه ايجاب مي‌كند كه عامل مافوق بر كل سيستم جامعه، نظارت – كنترل و مراقبت دايم داشته باشد. به علاوه حساسيتها و ملاحظات محيطي، فرهنگي و اجتماعي و علايم هشداردهنده مورد توجه در توسعه پايدار، لزوم گرفتن بازخورد دايمي از چرخه‌هاي مختلف فعاليتها را مطرح مي‌سازد. همچنين كنترل اصل آهنين منافع شخصي يعني خودخواهي غريزي نشأت گرفته از اميال شخصي و بعد فردي انسانها كه ميل به تحت الشعاع قرار دادن منافع ديگران در قبال منافع شخصي دارد، نيز از كاركردهاي دولتها محسوب مي‌گردد. لازم به ذكر است كه «اصل آهنين منافع شخصي» اشاره به قدرت يافتن رهبران و عدم كنترل عملكردهاي آنان از سوي زيردستان دارد كه توسط «روبرت ميشل» نويسنده مشهورايتاليايي مطرح شده است.
4- هماهنگي: اهداف و فعاليتهاي متفاوت بخشهاي مختلف و تجربه تلخ توسعه و رشد سرطاني برخي بخشها در گذشته كه مشكلات عديده‌اي را گريبانگير بشر كرده است، لزوم هماهنگي در اهداف و فعاليتها را از سوي رهبري قوي، مقتدر و توانا طلب مي‌كند كه به سبب ماهيت كار فقط از فرماندهي به نام دولت ساخته است. مثلا از نوعي هماهنگي به نام هماهنگي سياسي ياد مي‌شود. به طور مثال، انجام هماهنگي بين بخشهاي دخانيات و بهداشت كه كاملا در اهداف و روشها تضاد دارند، مستلزم نوعي هماهنگي سياسي و منوط به دخالت دولت است.
5- هدايت: فرايندي به وسعت پيچيدگي توسعه با اهداف متضاد بخشهاي دروني، نيازمند هدايت و برقراري سيستم ارتباطي و اطلاعاتي قوي و رهبري قدرتمند است كه فقط دولتها از عهده آن بر مي‌آيند.

سياستگذاري و تصميم‌گيريها
شايد حساس‌ترين نقش را مديريت دولتي در اين نفش ايفا مي‌كند، عناصر اصلي خط مشي‌گذاري دولت در توسعه پايدار از نظر «بريانت» عبارتست از:
1- پذيرش مفهوم توسعه پايدار، 2- يكپارچه كردن ملاحظات محيطي در اهداف توسعه 3- در نظر گرفتن ابعاد محيطي در تمام بخشهاي توسعه 4- استفاده پايدار از منابع طبيعي، مهمترين سياستهاي محيطي توسعه است كه فقط از عهده دولت فراگير و تصميم‌گيرندگان آن بر مي‌آيد. (furtudo, 2000) «بريونز» (1991)، علاوه بر موارد پيش گفته سياستهاي ديگري نظير دروني كردن ملاحظات محيطي در برنامه‌هاي توسعه، مشاركت، تحصيلات و آموزش را در سياستهاي توسعه مطرح مي‌كند. لذا با توجه به بين‌المللي بودن مسايل محيطي در توسعه، شعار عدم كفايت تلاشهاي داخلي مطرح شده و اتخاذ سياستهاي خارجي مناسب هم براي كشور و نيز هماهنگ با ديگران از اساسي ترين وظايف دولت است.
بنابراين، اتخاذ سياست مناسب خارجي و ارتباط با ديگر ملتها و دولتها، از اساسي‌ترين نقشها و مأموريتهاي دولتهاست كه از جمله نقشهايي است كه انتقال آن به بخشهاي غيردولتي امكان پذير نيست فلذا در امر توسعه نيز وقتي مفاهيم بين‌المللي مطرح شود، دولتها حساس‌ترين نقش را ايفا مي‌كنند. نقشي كه فقط از دولتها ساخته است.

توسعه پايدار و مديريت دولتي
حداقل به دو طريق مي‌توان بين مديريت دولتي و توسعه پايدار پيوند ايجاد كرد. اين حلقه پيوند را مديريت توسعه پايدار مي‌ناميم. در معناي نخست مديريت توسعه پايدار مي‌تواند به معناي اداره كردن توسعه پايدار و يا يافتن استراتژي‌هايي باشد كه بدان طريق آرمان توسعه پايدار مي‌تواند جنبه عملي به خود بگيرد. اين تفسير ضرورت انواع تحقيقات در همه سطوح دولت و در همه جوانب زندگي را ايجاب مي‌كند. اگر قرار باشد ايده‌اي، رفتارها و اولويتهاي ما را تغيير دهد نياز به برنامه‌‌هايي خواهيم داشت كه بتواند ما را در تبديل آن ايده به واقعيت كمك كنند. در معني دوم، مي‌توان مديريت توسعه پايدار را به عنوان حوزه‌اي فرعي تصور كرد كه بر پايداري توسعه مديريت توجه دارد. در اين زمينه نياز به پژوهشهايي درباره محيط متغير مديريت دولتي و استراتژي مورد نياز براي تطبيق مديران دولتي و متخصصان مربوطه با تغييرات مزبور است (Redelift, 2002).

نظام اداري توسعه
در بحث نظام اداري توسعه، بين كاربرد واژه‌هاي مديريت (Mangement) و اداره امور (Administration) تفاوت وجود دارد. اداره امور به معني هدايت، كنترل، مديريت امور، امور عمليات و .... است. در حالي كه مديريت به معني هدايت، كنترل مجموعه‌اي از امور يك نفر براي ايجاد تغيير است. «وايت» اداره امور عمومي را فراتر از مديريت مي‌داند. بهرحال مهم اين است كه بدانيم اداره امور عمومي شامل هر سه فعاليت دولت (قضايي، قانونگذاري، اجرايي) است و فقط بخش اجرايي را شامل نمي‌شود. «روزبنلوم» اداره امور بخش دولتي را استفاده از نظريه و فرايندهاي سياسي، مديريتي و قانوني براي انجام تكاليف دولتي، قانونگذاري، اجرايي و قضايي به منظور تأمين وظايف انتظامي و خدماتي براي كل جامعه يا بخشي از آن مي‌داند. (هيوز 1997)
با توجه به مطالب پيش گفته مي‌توان گفت كه نظام اداري، ماشيني اجرايي دولت و مرتبط با سه قوه است و اين ماشين عوامل چهارگانه قوانين و مقررات، ساختار تشكيلاتي، سيستم‌ها و روشها و منابع انساني را جهت ايفاي نقش خود در اختيار دارد.
در مورد رابطه تحول نظام اداري و توسعه دو نكته زير قابل بحث است:‌
الف – رابطه نظام اداري و توسعه دو جانبه است يعني از يك طرف تأكيد بر كاراتر كردن و اقتصادي كردن نظام اداري است (كارايي) و از طرف ديگر، بر ايجاد نظام اداري تسهيل كننده توسعه تأكيد مي‌گردد (لزوم تأكيد بر اثربخشي به جاي كارايي).
ب – تا زماني كه نقش و رسالت دولت مشخص نشود و تعريفي از توسعه در جامعه ارائه نشود سمت و سوي تحول نظام اداري كشور مشخص نخواهد شد. لازم به ذكر است كه سمت و سوي توسعه در هر كشور كاملا سياسي و متأثر از ايدئولوژي‌هاي حاكم بر جامعه است.
از اين رو، مفهوم توسعه و توسعه يافتگي دربرگيرنده ترقي و پيشرفت همه جانبه،‌ بهبود كيفي و شاخصهاي اقتصادي، ارتقاي سطح تعليم و تربيت، آموزش حرفه‌اي، ارتقاي بهره‌وري،‌ ارتقاي سطح عمومي زندگي و .... است. از نظر «محمدالبوري» توسعه عبارت است از: قابليت به دست آوردن ايده‌آل‌هاي اساسي در زندگي فرد،‌ خانواده و اجتماع و اداره كردن كشور در اين راستاست. در تعريف ديگري، «البوري» توسعه را توان تصميم‌گيري در شكل دادن مجدد محيط فراگير خود (سياسي، اقتصادي، اداري و ....) از طريق بسيج منابع ملي توسط يك ايدئولوژي كه تقريبا به آن اعتقاد دارند، مي‌داند.
بنابراين،‌ نوع تعريف از توسعه، سمت‌گيري نظام اداري در جهت توسعه را مشخص مي‌كند و تفاوت تعاريف نوعي ابهام را براي نظام اداري توسعه موجب مي‌شود. «ميرسپاسي» معتقد است كه نظام اداري توسعه از عوامل زير تشكيل شده است:‌
-1 وضع قوانين و مقررات حمايت كننده از توسعه و سرمايه‌گذاري ؛
2- ايجاد تشكيلات و ساختارهاي مناسب سازماني در راستاي قوانين و مقررات موضوعه؛
-3 ايجاد سيستم‌ها و روشهاي حمايت كننده و تبديل كننده اجراي برنامه‌ها در راستاي تحقق اهداف برنامه؛
-4 تحول در ساختار و رفتار منابع انساني سازمان‌هاي دولتي و تقويت فرهنگ سازماني مشتري مدار در نظام اداري (ميرسپاسي، 1378).
ويژگيهاي ساختار نظام اداري توسعه از نظر «ميرسپاسي» عبارت است از:
الف – ساختار نظام اداري در گرايش مديريت (اقتصادي) آن:
- ساختار نظام اداري در اين راستا تا سلسله مراتبي با تأكيد بر ساختارهاي وظيفه‌گر است؛
- اجراي دقيق قوانين و مقررات و نظم و انضباط اداري ؛
- انتصاب و انتخاب مديران بر اساس نظام شايسته سالاري.
ب – ساختار نظام اداري در گرايش سياسي: در اين زمينه، اداره امور فرايندي سياسي است. «ولالس» مي‌گويد: «اداره امور در نهايت مسئله‌اي در حوزه تئوري‌هاي سياسي است»؛
- دراينجا، اهداف سياسي مهم است و اثربخشي سازماني بر كارايي مقدم است؛
- ساختار سازماني مناسب انعطاف‌پذير با تكيه بر اهداف سياسي نه كارايي؛
- ساختار ارگانيك با حداقل سلسله مراتب و حداكثر تفويض اختيار؛
- انتصاب بر مبناي وفاداري سياسي و همسوئي كاركنان با سياست حاكم.
ج – ساختار نظام اداري در گرايش حقوقي: شبيه ساختار در گرايش سياسي است اما تأكيد بر احقاق حقوق مردم و توجه خاص به قوه قضائيه دارد.
- رعايت انصاف و حمايت از مردم براي اينكه با آنان به طور غيرقانوني رفتار نشود و

رعايت حقوق فردي و جمعي بشود؛
- رعايت حقوق مردم در چارچوب قانون اساسي؛
- تساوي همه در برابر قانون.
موانع تحول نظام اداري ايران از نظر «ميرسپاسي» عبارت است از:
1 - نظام اداري جديد در راستاي كدام تعريف از توسعه و با تداوم هدف شكل مي‌گيرد؛
2 -توسعه نظام اداري (كارايي) مورد نظر است يا نظام اداري توسعه (اثربخشي).
3 - كدام نگرش بر تحول نظام اداري حاكم است (سياسي، حقوقي يا اقتصادي و مديريتي). (شكل 2)

به طور كلي مي‌توان نتيجه گرفت كه نظام اداري توسعه كه بر اثر بخشي‌ بجاي كارايي تأكيد دارد. در راستاي توسعه پايدار عمل مي‌كند اما توسعه نظام اداري بر كاراتر (اقتصادي‌تر) كردن نظام اداري براي انجام كارآتر امور تأكيد دارد. بنابراين، چرخه توسعه با محوريت نظام اداري در شكل شماره 3 ارائه گرديده است.
نظام اداري كه خود از تعامل سيستم‌هاي فرهنگي – اجتماعي، سياسي و اقتصادي بوجود آمده است در توسعه پايدار بعنوان فرآيندي كه خود شامل ابعاد (سياسي، اجتماعي – اقتصادي و فرهنگي) است نقش محوري را ايفا مي‌كند ضمن اينكه تعامل چهار

خرده سيستم فرهنگي، سياسي،‌ اجتماعي و اقتصادي، محيط انساني را تشكيل داده و خود محيط انساني جزئي از محيط اكولوژيك است كه با آن در حال تعامل (داد و ستد) است (redelift , 2002).

نتيجه‌گيري
از آنجايي كه سازمانهاي امروزي از يك نهاد صرفا اداري، اقتصادي و صنعتي خارج شده و به صورت نهادهاي اجتماعي – سياسي در آمده‌اند كه بايد نسبت به محيط پيرامون خود حساس و آگاه باشند، لذا در اين مقاله يكي از مباحث مهم مديريت يعني مديريت دولتي نوين و تأثير آن بر توسعه پايدار كه تاكنون توجه چنداني به آن نشده است مورد بررسي و تحليل قرار گرفت و اين نتيجه حاصل شد كه با توجه به مفهوم توسعه پايدار به عنوان مهم‌ترين بحث مديريت دولتي به نظر مي‌رسد اساسي‌ترين كاركرد مديريت دولتي نوين با نظام اداري توسعه، تفاوت چنداني نداشته باشد و مديريت دولتي نوين با تأكيد بر اين كاركرد، همان نظام اداري توسعه است كه مي‌تواند نقش مهم و ارزنده‌اي را در دست يافتن به توسعه پايدار ايفاء كند

 

 

منابع و مآخذ مورد استفاده:
-1 الواني، سيدمهدي (1380) مديريت عمومي، تهران: نشر ني.
-2 ماسگريو، ريچارد (1995)، ماليه عمومي در تئوري و عمل، ترجمه مسعود محمدي و يداله ابراهيمي فر، جلد اول، تهران، انتشارات سازمان برنامه و بودجه.
-3 هيوز، آون (1377)، مديريت دولتي نوين، ترجمه سيدمهدي الواني و خليل شوريني، تهران، انتشارات مرواريد.
-4 الواني، سيدمهدي (1379)، خط مشي‌گذاري عمومي، چاپ اول، تهران، انتشارات مهراج.
-5 ريموند، اف‌ميكسل (1376)، توسعه اقتصادي و محيط زيست، ترجمه حميدرضا ارباب،‌ تهران، نشر مرواريد.
-6 هاشمي، محمد (1378)، حقوق اساسي، تهران، نشر دادگستر.
-7 جيروند، عبداله (1366)، توسعه اقتصادي، تهران، انتشارات مولوي.
-8 الواني، سيدمهدي، "مديريت توسعه پايدار"، فصلنامه مديريت و توسعه، شماره 4، بهار 1379.
-9 ميرسپاسي، ناصر، "مديريت دولتي در سه نگاه"، فصلنامه مديريت دولتي، شماره 38، تابستان 1376.
-10 ميرسپاسي، ناصر، "نگرشي راهبردي بر نظام اداري و توسعه"، فصلنامه مديريت دولتي، شماره 43، بهار 1378.
-11 شوماخر، ارنست (1365)، كوچك زيباست، ترجمه علي راميني، تهران: انتشارات سروش.
-13 دراكر، پيتر (1375)، مديريت آينده، ترجمه عبدالرضا رضايي‌نژاد، تهران: انتشارات خدمات فرهنگي رسا.
13- Elliott, J.A.Ah, (1994), Introduction to Sustainable Development, London: Routledge, Ltd, Co
14 - Pagiola , Stefano, (1998), Toward New public Administration, Rout ledge, Ltd.
15 - Barber, Michael, (2004) , Public Administration and sustainable Development, Plymouth, macdonald & Evans Ltd.
16 - Furtado, J.I, (2000), Economic development & Environmental sustainability, Washington,D.C, world Bank.
17 -Liebenthal , Andres, (2002), Promoting environmental sustainability in development , Washington, D.C, world Bank.
18 - World Bank, (1997), World Development Report: The challege of Development, Oxford university press.
19 - Martin, Brown, (1999), Culture in sustainable Development , Washington,D.C,The world Bank.
20 - Redelift,M.and sage colinceds, (2002), Strategies for sustainable Development, Jhon wiley and sons, New york
+ نوشته شده در  یکشنبه هفدهم خرداد 1388ساعت 9:21 قبل از ظهر  توسط حسن تهراني  | 

مديريت دانش از ديدگاه يك استراتژي تجاري

 

 

مديريت دانش از ديدگاه يك استراتژي تجاري

فصلنامه اطلاع رساني. دوره 18، شماره 3و 4

 

نوشته: كارل كالست

 

ترجمه: صديقه **احمدي فصيح

كارشناس ارشد كتابخانه ملي جمهوري اسلامي ايران


چكيده
 اخير مديريت دانش به يك موضوع مهم و**در سالهاي حياتي مورد بحث در متون تجاري تبديل شده است. جوامع علمي و تجاري هر دو بر اين باورند كه سازمانهاي باقدرت دانش مي‌توانند برتري‌هاي بلندمدت خود را در عرصه‌هاي رقابتي حفظ كنند. منابع نقد و بررسي و چشم‌اندازهاي رقابتي سازمان‌ها نشان دهندة تأثيرات اين ديدگاه در عرصه‌هاي استراتژيك سازمان‌هاي تجاري است. و اگر سازماني به راحتي نتواند شكل صحيح دانش را در جايگاه مناسب آن تشخيص دهد در عرصه‌هاي رقابتي با مشكل مواجه خواهد شد.
مديريت دانش با روش استاندارد در ادارة يك شركت تجاري متناسب خواهد بود. با اطمينان مي‌توان گفت كه پايه و اساس مديريت دانش در يك دوره كوتاه‌مدت به بهره‌برداري بهينه از اطلاعات قابل دسترس و منابع موجود در يك شركت منجر خواهد شد. در دوره‌هاي بلندمدت نيز مي‌تواند پايه جديدي جهت پيشرفت و توسعه در منافع تجاري باشد و مهارت‌ها را براي آينده مطمئن تقويت كند. در حقيقت مي‌توان گفت مديريت دانش براي همه شركت‌هايي كه خواهان ارتقاء و پيشرفت هستند به عنوان يك نياز استراتژيك مطرح مي‌گردد. مقالة حاضر ضمن توضيح و تبيين مديريت دانش و همچنين نقش و اهميت آن در فعاليت‌هاي مهم يك شركت تجاري، به منظور كسب سود اقتصادي بيشتر، به مباحثي از قبيل اجزا مديريت دانش، مدير دانش، مفاهيم، كاربرد و شيوه‌هاي استفاده از اين مقوله در موضوع تجارت به عنوان يك استراتژي موفق و مؤثر مي‌پردازد.

مقدمه
امروزه رقابت در سطح جهاني و سرعت افزايش تغيير و توسعة مداوم در صنعت و تجارت مشكلاتي قابل توجه و فزاينده در همة سازمانها محسوب مي‌شوند. آنچه مسلم است به منظور كسب فوايد رقابتي بلندمدت از ديدگاه اطلاع‌رساني و مديريت دانش تنها تكيه بر دسترسي به منابع اطلاع‌رساني خارجي و داخلي در روند اجراي كار كافي نيست بلكه در حال حاضر بهره‌برداري مؤثر از آنچه كه در عمل با آن مواجه هستيم و نه فقط آنچه كه در اختيار داريم به يك نياز و ضرورت شغلي تبديل شده است.

مديريت دانش بعنوان يك استراتژي تجاري(1)
امروزه همة مديران مكانيزم‌هاي متعددي را جهت بهبود كارآيي داخلي و مواجه شدن با چالشهاي مؤثر و متعدد در رقابت تجاري در اختيار دارند، اما در اصل فقط دو عامل عمده و اساسي وجود دارد كه مديران را از ديگران بعنوان فردي بي‌نظير و توانا متمايز مي‌سازد: مشتريان و كارمندان. ما مي‌دانيم كه كيفيت كار كارمندان، چگونگي همكاري و ياري آنها و زمينه مشتركي كه تصميم‌گيري مي‌كنند عوامل بهترين را از عوامل عادي و سازمان موفق را از ناموفق متمايز مي‌كند، هم اكنون بيشتر سازمانها استراتژي مديريت دانش را بعنوان پايه اساسي توان قابل رقابت و الگوي رشد پايدار را نيز بعنوان بخشي از استراتژيهاي شغلي بكار مي‌برند. به هر حال، مديريت دانش بعنوان يك استراتژي شغلي تنها وقتي به نتيجه نهايي خواهد رسيد كه نيازهاي اساسي برآورده شده باشند. اين نيازها بايد در ارتباط با يك مورد كاري مشخص كه از نيازهاي كاري زير اخذ گرديده‌اند در نظر گرفته شود:
- ايجاد يك سازمان براي سازماندهي مجدد، تجديد سازمان، تمركززدايي همراه با نيازهاي ديگر جهت بهبود انعطاف‌پذيري سازماني.
- يك سازمان ممتاز كه در همه سطوح نيرومند است (سازماني متمركز، غيرمتمركز يا سازماني كه پراكنده باشد)
- توانايي بهبود يافته به منظور عكس‌العمل نشان دادن در مقابل نيازهاي روزافزون بازار، رقابت بيشتر و پاسخ به نيازهاي جديد.
- سازگاري با شرايط كاري تغيير يافته كه توسط نيروهاي خارجي ايجاد شده است. (بعنوان مثال: بازارها، رقيبان، مسئولان و غيره)
- سازوكارهايي كه مبادلة اطلاعات و دانش را در سازمان افزايش داده و آن را تسهيل مي‌كند تا آسيب‌پذيري را در زماني كه كارمندان كارهايشان را ترك مي‌كنند يا زماني كه تغييرات داخلي در كارمندان ايجاد مي‌شود كاهش دهد.
- از بين بردن فرآيندها و مراحل زائد كار و بهبود بهره‌برداري غير مؤثر از منابع انساني و اطلاع‌رساني و استعدادها در مراحل مهم فرآيندي كار.
- دوباره‌كاري و اجراي بيهودة بنيانها و اساس مورد لزوم كه بهره‌اي جز اتلاف وقت و هزينه دربر ندارد.
- برانگيختن انگيزة قوي‌تر در كارمندان براي اطلاع‌رساني و به اشتراك گذاشتن دانش و آگاهي مؤثر.
- بهره‌برداري مؤثر از سرمايه‌گذاري در تكنولوژي اطلاع‌رساني و زيرساخت‌هاي اطلاع‌رساني.
- بازيابي اطلاعات و دانش در صورت لزوم.
اجزاي اصلي مديريت دانش استراتژيك در تصوير يك نشان داده شده است:

 

 

تصوير شمارۀ1


تجربه نشان مي‌دهد كه اجزاء منابع انساني، تكنولوژي اطلاع‌رساني و اطلاع‌رساني كه در فرآيندهاي استراتژيك ملحق شده، همه بايد بطور فشرده در مديريت و فرهنگ كاري سازمان ادغام شوند و تنها اين تركيب اجزا مديريت دانش است كه توانايي سازمان را براي بهره‌برداري از تمامي امكانات اطلاع‌رساني و دانش سازماني موجب مي‌شود.

مديريت دانش كلاً به توسعة مستمر مربوط مي‌شود2
اكثر سازمانها طي ده سال اخير تغييرات اساسي كرده‌اند، نه تنها سازمانهاي تجاري، بلكه سازمانهاي منفرد نيز مرتباً روش كاري خود را تغيير مي‌دهند. رسانه‌هاي خبري، ما را با اين حقيقت آشنا مي‌سازند كه مجموعه‌هاي ايجاد شده اغلب غيرمنتظره و بطور اعجاب‌آوري خلاق و سازنده هستند و تغييرات باسرعت زياد اتفاق مي‌افتند تا با نيازهاي مالي و تجاري تطابق داشته باشند. همگرايي تكنولوژي اطلاع‌رساني و فرآيند جهاني شدن آن سبب مي‌شود تا نيازها و ضروريات نسبت به سرعت تغيير و پيشرفت‌هاي سازماني احساس شود.
مديريت دانش بعنوان يك استراتژي كاري و شغلي بطور همزمان بر روي مرزهاي چندگانه عمل مي‌كند و نيز ابزاري جهت پيشرفت كلي برنامة يك سازمان محسوب مي‌گردد و از داخل سازمان قدرت ايجاد مي‌كند تا چالشهاي خارجي را برطرف نمايد و اين امر با بهره‌برداري از منابع دانش موجود در كارمندان، منابع اطلاع‌رساني، تكنولوژي اطلاع‌رساني و كاربردهاي آن و همچنين ارتباط آنها با خريداران و دست‌اندركاران بازار انجام خواهد شد. مفهوم مديريت دانش تعيين‌كنندة ابزاري براي انجام و پيشرفتهاي كاري است كه هر دو آنها شامل اجزاي كار، توزيع، محصولات و خدمات است و كليد موفقيت آن اين است كه توانايي اجراي فعالانه براي توسعة مستمر را دربر داشته باشد. با وجود اين، مديريت دانش براي بهبود مداوم همه فرآيندهاي كاري مهم تحويل و تجارت يك ابزار استراتژيك است. و اين امر بر پاية اين حقيقت متكي است كه مديريت دانش با مديريت اطلاع‌رساني مترادف نيست و بايد سطح بسيار بالاتري در نظام سازماني به اجرا درآيد. اين موضوع در گذشته نيز در زمينة خدمات مديريت اطلاع‌رساني صادق بوده است.

مديريت دانش به ايجاد فرهنگ جديد مي‌پردازد3
آنچه را كه ما از آن بعنوان فرهنگ كاري ياد مي‌كنيم معمولاً همان چيزي است كه بعنوان روشي با آن سروكار داريم و نيز آنچه را كه ما بعنوان كارمند در آن همكاري و مشاركت داشته باشيم. همچنين فرهنگ كاري متشكل از رفتار روابط انساني، سطوح معمول استانداردها و ارزشها و نيز همه ابتكاراتمان (ابتكارات خودآگاه يا ناخودآگاه در يك بافت سازماني) است، كه منجر به عملكرد مثبت سازماني از نظر حرفه‌اي و اجتماعي مي‌شود. دلايل اساسي همكاري مردم و تصميماتي كه براي فرهنگ كاري گرفته مي‌شود براي موفقيت (آلفا) يا شكست (اُمگا)4 است. مثالهاي متعددي از جهان كار براي نشان دادن آن نيازها و اين گزارشها مي‌توان يافت و ما همگي مثالهايي از فجايع شغلي كارمندان ردة بالا كه كارشان را ترك مي‌كنند سراغ داريم. اين افراد يا به يك رقيب مي‌پيوندند و يا از جهان ديگر اهداف بهره‌وري را ضايع مي‌كنند. در نتيجه، از لحاظ فرهنگي بايد به استراتژي مديريت دانش توجه اساسي معطوف شود. و تعجب‌آور نيست، كه بطور معمول داستانهاي موفقيت‌آميز از مديريت دانش كه نشان‌دهندة ايجاد يك فرهنگ كاري بنيادي، جديد يا در بيشتر موارد متفاوت نسبت به آنچه كه در قبل وجود داشته است شنيده باشيد. در موارد نهايي، مديريت در سطح بالا بايد جايگزين تغيير فرهنگي گردد. بنابراين مديريت دانش پايه و اساس سازنده براي سرعت بخشيدن به ايجاد فرهنگ كاري كنوني است، در محيط كنوني كه به سرعت درحال تغيير است، شايد تاكتيك تغييرات تكاملي براي بيشتر كارها بسيار كند و زماني كه نتايج و انتظارات آن را درنظر مي‌گيريم بسيار نامطمئن است. بنابراين فرهنگ كاري بايد براساس استراتژيها و اهداف كار ايجاد شود و پيشرفتهاي مستمر، آموزش سازماني مستمر، به اشتراك گذاشتن دانش، باز بودن فرهنگ به مقدار زياد، همكاري مفيد ميان كارمندان و اشخاص خارجي و هماهنگي كه در ميان مرزهاي سنتي (داخلي و خارجي) ايجاد مي‌شود را بر‌انگيزاند.

مديريت دانش به اطلاعات مي‌پردازد5
ميزان صحيح اطلاعات در زمان مناسب مدتها است كه يك عامل مهم براي انجام انواع كارها بوده است. گرچه، ميزان اطلاعات موجود داخلي و خارجي زياد است. بيهوده نيست كه امروزه مديران كاري دربارة غرق شدن در دريايي از اطلاعات صحبت مي‌كنند. دو برابر شدن اطلاعات موجود در هر 8 تا 9 ماه يكبار بر ابعاد اين معضل مي‌افرايد. سعي بر كنترل گنجينه اطلاعات از نظر تعريف غيرممكن است. حداقل براي سازماني كه كار انجام مي‌دهد بسيار پرهزينه خواهد بود. بنابراين ابزار كنترل ديگري بايد پيدا شود. سؤال اصلي بيشتر اين است كه ما چگونه مي‌توانيم زندگي كردن را تجربه كنيم و شيوه‌هاي كاريمان را در كنار شرايط هرج و مرج اطلاعات اجرا كنيم؟ در يك چنين شرايطي، درك اينكه كدام اطلاعات براي كارمان مهم هستند، و كدام اطلاعات بطور كلي براي كار و فرآيندهاي مختلف ايجادكنندة ارزش از اهميت كمتري برخوردارند براي ما مهم هستند. جنبة اطلاعاتي مديريت دانش كه شامل اطلاعات داخلي و خارجي از زمان پيدايش آن است، بايد از طريق مراحل استفاده و نگهداري در سرتاسر سازمان و از جهان خارج (شركا، مشتريان، فروشندگان و ديگران) جريان پيدا كند تا زماني كه اطلاعاتي قديمي شود و براي آنچه كه ارزش دارد كاملاً از آن بهره‌برداري شود.
بسياري از متخصصان اطلاع‌رساني با ذخيره و نظام‌مند كردن اطلاعات براي بازيابي و استفاده مجدد از آن اقدام مي‌كنند. براي يك سازمان دانش تنها تأكيد بر اين جنبه‌ها به تنهايي كافي نيست، بلكه اطلاعات بايد بر طبق نيازهاي واقعي كار از نظر كيفي كنترل شود و به فرآيندهاي كاري مرتبط بپيوندد. از طريق مناسبات مشترك ميان اطلاعات و فرايندهاي كار تجاري انسان است كه سرانجام دانش و درك جديد ايجاد مي‌شود. در حقيقت مي‌توان گفت در فضاي ايجاد شده در زمينة دانش و عقايد جديد است كه اساس توسعه و تغييرات بيشتر، جهت سودآوري بيشتر كار بنا گذاشته مي‌شود.

مديريت دانش به مردم مي‌پردازد6
فرآيندها و روشهاي مديريت دانش توانايي دارند كه با مركز اطلاعات پيوستگي واضحي داشته باشند (بعنوان ذخيرة اطلاعات، متن، تصوير، صدا و غيره) و مفهوم اطلاعات نيز در حافظة انسان ذخيره مي‌شود و با اعمال و رفتار انسان بيان مي‌شود. در اين زمينه، روابط بين منابع اطلاعاتي و اشخاصي كه از آنها در ارتباطات مناسب استفاده و بهره‌برداري مي‌كنند، بي‌نهايت مهم هستند. ما تاكنون شاهد اين بوده‌ايم كه نيروي انساني و كارمندان مهمترين عنصر براي كارهاي مختلف هستند.
توجه داشته باشيد كه رقباي شما دقيقاً از همان سازوكارها و ابزارهايي استفاده مي‌كنند كه شما از آنها استفاده مي‌كنيد و از همان منابع اطلاعاتي كه در دسترس شما است بدين گونه كه همان اطلاعات به شيوه‌اي متفاوت مورد استفاده قرار مي‌گيرند و در موقعيت ديگري قرار داده مي‌شوند و به گونه‌اي متفاوت تفسير مي‌شوند كه ممكن است مهمترين عامل براي ايجاد يك تمايز در محيط كار شما باشد.

مديريت دانش به يادگيري چگونگي فراگيري مي‌پردازد7
آيا شما تاكنون از خودتان پرسيده‌ايد كه چگونه از تجربه‌هاي ديگران استفاده كنيد؟ لازم به ذكر است زماني كه اين مسئله براي يادگيري به سازمان مي‌رسد، آموزش افراد با آموزش سازمان در تضاد خواهد بود و واضح و روشن است كه بيشتر كارمندان از طريق شركت و درگيري در فعاليتهاي كاريشان تجربه كسب مي‌كنند. اين نوع مشاركت و درگيري موجب تشويق و پيشرفت كارمندان خواهد بود. از طرف ديگر در مقايسه با اين مي‌بينيم كه بين يادگيري فردي و سازماني كه بعنوان يك بدنه اصلي يادگيري است، رابطة خودكاري وجود ندارد و سازمان به خودي خود به خاطر داشتن اعضايي با سطح علمي بالاتر و با قدرت فراگيري عالي نسبت به ديگر سازمانها برتري ندارد. در حقيقت افراد اغلب با سطح علمي بالاتر در به اشتراك گذاشتن دانش با ديگران عكس‌العمل نشان مي‌دهند. به هرحال، يادگيري سازماني به اين معنا است كه دانش جديد، به صورتي به سازمان برگشت داده شود كه فرآيندهاي تجاري، بهبود يابند و نوسازي ‌شوند. عكس‌العمل براي كسب پيشرفت‌ها بايد مستمر باشد و نيز بصورتي اجرا شود كه سازمان آن را بعنوان مالكيت خود بپذيرد. بعنوان مثال بايگاني يك گزارش نهايي از يك پروژه يا درج تعداد ديدگاههايي است جهت بهبود در پايگاه داده‌هاي بي‌معنا و اتلاف وقت براي يك سازمان آموزشي، و در يك سازمان ابزارهاي اصلي و اساسي بايد بيشتر مورد استفاده قرار بگيرد. بكار بردن روشهايي كه ما معمولاً به آنها بهترين روش مي‌گوييم از تأثير بيشتري برخوردارند. اغلب چنين تكنيكهايي شامل طيف گسترده‌تري از مسائل مانند جريان فرآيند كار (بهبود نحوة انجام كارها)، بهره‌برداري از تجربيات گذشته، راه و روشهاي پيشنهادي براي همكاري و ارتباط، استفاده وسيع از تكنولوژي اطلاعات، مراكز مهارتهاي موردنياز و بالاخره ارزيابي مستمر و فرآيند پيشرفت كه تكاملي هستند، به عبارت ديگر بهترين روشها، فرآيند كار آموزشي يا يادگيري سازماني هستند كه بايد كنترل و اداره شوند. بنابراين مديريت دانش استراتژيك يكي از ابزارهاي مديريت است كه بر همه عناصر و فعاليتهاي مهم تجاري به منظور كسب سود اقتصادي تأكيد دارد.

مديريت دانش به ايجاد توان از طريق دانش مي‌پردازد8
آموزش تنها يك فرايند واكنش‌پذير نيست كه از دانش و تجارت گذشته استفاده نمايد بلكه سازمانهاي آموزشي واقعي تنها از طريق كارمنداني كه از مهارتهاي شغلي بالايي برخوردارند، و همچنين كارمنداني كه در حال آماده‌سازي، پيش‌بيني، تحت تأثير قرار دادن و شكل دادن به فرصتهاي شغلي آينده هستند، با آينده مواجه مي‌شوند. در حالي سازمانهاي تجاري سنتي چالشهاي كاري روزانه را از طريق سازمانهايي كه براساس دانش و آموزش هستند حل مي‌كنند. از وجه مشخصة ساختار سازماني، سازمانهايي كه براساس دانش هستند مي‌توان به مكانهاي ملاقات، عرصه‌هاي مبادله دانش و خلاقيت و نيز ايجاد شبكه در آن سوي مرزها اشاره كرد. سازماني كه براساس چنين ساختارهايي ايجاد مي‌شود توانايي بيشتري را در حل چالشهاي پيچيده‌تر كه در آيندة نزديك با آن مواجه مي‌شود خواهد داشت. مفهوم مديريت دانش فعالانه به ايجاد يك پايه استراتژيك براي يك گروه يا ساختار سازماني شبكه‌اي كمك مي‌كند.
مديريت دانش به مهارت در تغيير مي‌پردازد9
اجراي يك استراتژي براي مديريت دانش دلالت دارد بر پرسش در مورد مسائلي كه به فرآيندها و روشهاي كنوني كار مربوط مي‌شود. اما بطور فزاينده نه تنها پرسش بلكه شناسايي روشهاي مؤثرتر و جديد را نيز در انجام كار دربرمي‌گيرد. با انجام اين كار، همانطور كه قبلاً نيز مشاهده نموده‌ايم شما عقايد مرسوم در مورد فرهنگ گروهي، رفتار مورد قبول در ميان كارمندان، نظامهاي ارزشي و غيره را لمس مي‌كنيد.
گرچه از ابتدا تأكيد بر انتظاراتي كه در مورد مزايايي شغلي، نحوة ارزيابي نتايج بالقوه اجرا و همچنين تصميم‌گيري در مورد نحوة اجراي مطلوب مديريت دانش وجود دارد از اهميت ويژه‌اي برخوردار است. بدون ترديد يك سازمان رشديافته تقاضاهاي جديد براي پيشرفت و تغيير را بسيار آسانتر از ديگر سازمانهايي كه رشد كمتري دارند بررسي مي‌كند. در تصوير شمارة 2 (مقياس شماره1تا 7) درك اينكه سازمان شما پس از رشد سازماني در كدام قسمت قرار مي‌گيرد مهم است.

 

تصوير شماره 2

 


به‌تصوير شماره 2 مراجعه نمائيد. اين تصوير نشان مي‌دهد كه چگونه مفهوم اجزاي مديريت دانش گام به گام اما به يك درك اساسي از دورنماي كلي و وحدت ميان اعمال و نتايج تحقق مي‌يابد. مديريت دانش پايه سازمان آموزشي را ايجاد مي‌كند، ما سالها سرگرم درگيري، تبادل نظر و بحث دربارة سازمان آموزشي بوده‌ايم. بنابراين بايد كار خود را بهبود بخشيم و با قدرت هرچه بيشتر كار كنيم و نبايد كُند عمل نمائيم، اين‌ها عباراتي بوده‌اند كه به ما منتقل شده‌اند. بدون ترديد بسياري از اين مسائل عناصر اصلي براي ايجاد سازمان آموزشي واقعي هستند. از طرف ديگر سازمان آموزشي الگو يا ساختار سازمان نيست بلكه بطور كلي شكلي جديد از به اجرا درآوردن مديريت دانش است كه برجسته‌ترين مشخصه‌هاي آن ارتباطات، رفتارهاي متقابل و عملكردهاي انساني است.

مديريت دانش به تكنولوژي نمي‌پردازد... 10
درك اين حقيقت براي اجراي مديريت دانش لازم و ضروري است، كه مديريت دانش راه‌حل اجراي يك تكنولوژي اطلاع‌رساني نيست و تنها نشان دادن اينكه هم اكنون يك سازمان دانش بنياد هستيم كافي نيست. پيش از اين بسياري از فروشندگان سيستم فن‌آوري اطلاعات، توانايي بازار را در دسته‌بندي توليدات و خدمات خود مي‌ديدند و من مطمئن هستم كه شما نيز با اين مسئله سروكار داشته‌ايد. به همان صورت كه يك سيستم بايگاني، يك سيستم پست الكترونيكي يا ديگر سيستمها ، بطور خودكار فايل‌هاي اسناد شما را سازماندهي نمي‌كنند و يا بازيابي آنها را تسهيل نمي‌كنند و كارآيي آن را نيز بهبود نمي‌بخشند يا هرآنچه را كه انتظار داريد حل نمي‌كنند، اين نوع سيستم مديريت دانش نيز مشكلات اصلي شما را حل نمي‌كند.

تكنولوژي نيز اهميت دارد11
اما از طرف ديگر بايد توجه داشته باشيم كه مديريت دانش فن‌آوري بسيار قوي دارد كه جزء لاينفك آن است. امروزه ايجاد سازمانهاي كاري مؤثر با حذف فن‌آوري اطلاعات مانند آن است كه به آينده پشت كرده باشيد. در واقع مديريت دانش يك مديريت استراتژيك است. و لازمه‌اش نيز آن است كه مديريت عالي منحصراً از فرصت‌هاي ارائه شده توسط فنآوري اطلاعات براي اهداف كاري بهره‌برداري كامل را بنمايد. همچنين به اين امر باور داشته باشيد كه، تمامي رقيبان شما از پيش اقدام به اين كار مي‌كنند و اين امر براي مديران كاري يك سازمان يك نياز بشمار مي‌رود. از سوي ديگر براين باوريم كه تكنولوژي اطلاع‌رساني تنها بعنوان ابزار حمايتي براي فرآيندها و فعاليتهاي كاري يك استراتژي ضعيف است. فرصت‌هاي جديد ارائه شده توسط فنآوري اطلاعات نيازمند بهره‌برداري گسترده است و اين امر نيز نيازمند آن است كه فنآوري اطلاعات به طور كامل بعنوان جزء اصلي در فرآيندهاي كاري گنجانده شود. مديران كاري نسبت بر اين مسئله آگاهي دارند كه اين فنآوري اطلاعات با اجراي مديريت دانش در سازمان فوايد استراتژيك به دنبال خواهد داشت.

مديريت دانش نيازمند رهبري مدرن است12
شرط لازم جهت اخذ نتايج موفقيت‌آميز در اجراي روند مديريت دانش آن است كه مديريت سطح بالا داراي انگيزه و پيشرو، در كار باشد و اين موضوع اغلب در مديريت كه بايد فرآيند را هدايت و راهنمايي كند بيان مي‌شود، اما در مورد مديريت دانش همان‌طور كه قبلاً شرح داديم در وجود پيكره سازمان نفوذ مي‌كند و شالوده‌هاي مديريت دانش بر همه فرآيندهاي كار، رفتار، فرهنگ و ارزشها غلبه مي‌كند و اين عوامل مذكور كارمندان را در همة سطوح و قسمت‌هاي متنوع سازماني را دربرمي‌گيرد. بنابراين ضرورت و لزوم وجود مديريت سطح بالا در يك سازمان و نظام يافته بدان معناست كه ضعف‌ها و شكاف‌هايي كه به طور آشكار در يك سازمان وجود دارد و نمود پيدا مي‌كند بي‌درنگ بايد نسبت به حل عوامل مذكور اقدام گردد و در سازمان امكان اين كه اعمال يا ديدگاهها بر ضد تغيير برانگيخته شوند وجود دارد. در واقع كارمند انعطاف‌پذيري كه مايل به تغيير و تحول سازنده در ساختار كلي نظام مذكور است كارمندي است كه انگيزه‌هاي او برانگيخته شود و مورد تشويق قرار گيرد در اين صورت استفاده از توان بالقوه وي آشكارتر مي‌گردد و اين به معناي قبول حق مسئوليت‌پذيري در انجام وظايف محوله و شناخت عمقي بهينه در اجراي پروژه كار اداري است و باعث توسعة بيشتر در كار مي‌گردد. به عبارت ديگر تصميمات بايد در زمان معين و سطح مقتضي اتخاذ گردد. در واقع نظام‌هاي رسمي آنچنان كه ما امروزه از آنها شناخت داريم موقعيت و قدرت را متزلزل مي‌كند. بدين ترتيب نظام‌هاي مشوق و براساس پاداش كه بايد مورد استفاده قرار گيرند از اهميت زيادي برخوردار مي‌شوند. البته لزوماً اين طور نيست اما واضح است كه اين حقايق مي‌تواند منجر به ايجاد يك فلسفه مديريت كاري كاملاً متفاوت شود و همچنين ممكن است اين شيوة مديريت جديد، گونه‌اي متفاوت از كارمندان را نسبت به آنچه كه ما امروزه، اغلب شاهد آن هستيم بطلبد. اين مبحث مسئله‌اي در خور توجه و تفكر براي هر فردي است كه درحال حاضر فرآيند انتخاب يك استراتژي مديريت دانش است.

مديريت دانش مناسب تمام مشاغلي است كه مي‌خواهند بهترين باشند13
ما مكرراً با اين پرسش مواجه مي‌شويم كه آيا حقيقتاً مديريت دانش مي‌تواند مناسب با نوع كار و شركت باشد؟ بررسي‌هاي بعمل آمده نشان مي‌دهد كه ميزان دانش و مهارت اغلب كارها طي 20 سال گذشته به ميزان قابل توجهي افزايش يافته است. حتي توليدات سنتي و شركت‌هاي وابسته به صنعت در اروپا نيز شاهد چنين افزايشي به ميزاني بالغ بر 30 تا 70 درصد بوده‌اند. گروه گارتنر بيان كرده است كه مديريت دانش با روش استاندارد در اداره يك شركت تجاري متناسب خواهد بود. با اطمينان مي‌توان گفت كه پايه و اساس مديريت دانش در يك دورة كوتاه‌مدت به بهره‌برداري بهتر از اطلاعات و منابع دانش در دسترس يك شركت منجر خواهد شد. در دوره‌هاي بلندمدت نيز مي‌تواند پايه جديدي جهت پيشرفت و توسعه در منافع تجاري باشد و مهارتها را براي آيندة مطمئن تقويت كند. در حقيقت مي‌توان گفت مديريت دانش براي همه شركت‌هايي كه خواهان ارتقاء پيشرفت هستند به عنوان يك نياز استراتژيك مطرح مي‌گردد. به هر حال مديريت دانش در دو وجه به نظر مي‌رسد و قابل تأمل است.

وجه اول: خيلي ساده است 14
ما قبلاً شاهد اين قضيه بوده‌ايم كه مديريت دانش در موارد ذيل بعنوان يك استراتژي تجاري مطرح مي‌گردد:
- با ايجاد قدرت رقابتي از طريق بهره‌برداري پيشرفته از آنچه كه پيش از اين در تجارت شناخته شده است.
- مهار تغيير يا بهبود مستمر و مداوم روش كار (بهترين شيوه‌ها) و كيفيت كالاها و خدمات.
- ارائه خدمات بهتر به مشتريان و بازار با استفاده از نيروي انساني و همه منابع ساختاري در دسترس.
- آموزش مستمر در همة سطوح از جمله فردي، گروهي و سازماني.

وجه دوم: بسيار مشكل نيز هست15
اگرچه مديريت دانش بسيار ساده به نظر مي‌رسد اما شركتهايي كه سعي دارند تا به شركتهايي دانش بنياد تبديل شوند با مشكلات اساسي روبرو هستند. نخست اينكه پاسخ صحيحي براي همه مشكلاتي كه با آن مواجه هستند وجود ندارد و همچنين علاوه براين دستورالعمل خاصي نيز جهت اجراي روش‌ها و مفاهيم مديريت دانش موجود نمي‌باشد. بعنوان يك استراتژي براي توسعه و پيشرفت تجارت، بايد در ساختارها و ارزش‌هاي اساسي سازمان تغيير ايجاد شود تا رقيبان متمايز شويد. لازم به ذكر است كه مديريت دانش جهت اجرا نيازمند عوامل ذيل مي‌باشد.
- درك و پذيرش ارزش اطلاعات و دانش بعنوان يك ابزار استراتژيك.
- داشتن يك گروه مديريتي كه نسبت به اجراي مديريت دانش وفادار باشند.
- داشتن قابليت و تمايل به تغييرات
- داشتن انگيزه و علاقه جهت بهتر شدن
- تمايل به درگير كردن كارمندان در فرآيند كار
- اعتقاد به اين امر كه كارمندان از توانايي خود بطور كامل بهره‌برداري نكرده‌اند
- پذيرش يك سيستم باز با توجه به سهيم شدن در اطلاعات و دانش.



پي‌نوشت‌ها:


1. Knowledge management as a business strategy.
2. Knowledge management is all about continuous improvements.
3. Knowledge management is about building a new culture.


4. اصطلاح آلفا و امگا ضريب موفقيت و شكست در يك محيط كاري و يا فرهنگ كاري و تجاري است.
 

5. Knowledge management is about information…
6. … and knowledge management is about people.
7. Knowledge management is about learning to learn.
8. Knowledge management is about building strength from within.
9. Knowledge management is about mastering change.
10. Knowledge management isnot about technology…
11. … but- technology is important too.
12. Knowledge management requires new leadership.
13. Knowledge management suits all those businesses that wish to be best.
14. So simple…
15. …and at the same time so difficult.
 


*Kalseth, karl (1999) knowledge management from a business strategy perspective journal of FID review. vol.1, No, 37-41.

 

+ نوشته شده در  یکشنبه هفدهم خرداد 1388ساعت 9:11 قبل از ظهر  توسط حسن تهراني  | 

مديريت استراتژيك -

مديريت استراتژيك - بخش سوم تدوين استراتژي

 

نگارش یافته توسط Administrator   

18 فروردين 1387 ساعت 19:50

تدوين استراتژي :  عبارت است از طراحي طرحهاي بلند مدت براي مديريت موثر فرصتها و تهديدهاي محيطي و بررسي تقاط  قوت و ضعف شركت .

 

 

2- تدوين استراتژي :  عبارت است از طراحي طرحهاي بلند مدت براي مديريت موثر فرصتها و تهديدهاي محيطي و بررسي تقاط  قوت و ضعف شركت .

 2- Strategy formaulation 

تدوين استراتژي شامل تعريف ماموريت شركت ، تعيين اهداف قابل تحصيل ، طراحي استراتژي ها و تعيين رهنمودهاي مربوط به سياستها ( خط مشي ) 

 Mission( Reason for Existence) 

 Objectives(What Results to accomplish by when

 Strategies( Plan to achieve the the mission & objectives

 Policies( Broad guidelines for decision making) 

 

Organization,s mission  ماموريت  سازمان – مقاصد آن  سازمان است . در واقع فلسفه وجودي آن .ماموريت بيان مي دارد كه مثلا يك خدمت ، مثل خانه تكاني ، يا محصولات شركت ، مثل اتومبيل چه چيزي يا چه فايده اي به جامعه مي دهد؟

بيانيه ماموريت مي تا ك : بهبود كيفيت و سطح زندگي از طريق طراحي ،ساخت ، بازاريابي و عرضه بهترين تجهيزات در دنيا

 MISSION 

 ماموريت را مي توان گسترده يا محدود تعريف كرد. يك بيانيه ماموريت گسترده ، بيانيه اي كلي و مبهم است كه نشان مي دهد شركت چيست مثال (به بهترين  شكل منافع مالكان مشترك ، مشتريان و كاركنان را تامين كردن )

 Objectives 

 اهداف عملياتي عبارت است از نتايج پاياني فعاليت برنامه ريزي شده  و بيان مي دارد كه چه چيزي ، چه موقع بايد انجام بشود و بايد در صورت لزوم و امكان كمي بشود.  دست يابي به اهداف عملياتي شركت بايد موجب موفقيت  ماموريت شركت شود. مثال شركت توليدي و معدني مينوستا يا تري ام اهداف مالي  بسيار خاصي براي خود تعيين كرده 1-     رسيدن به نرخ 10 درصد رشد سالانه در عوايد هر سهم 2-     رسيدن به نرخ 20 تا 25 درصد بازگشت دارايي (ROE)3-     رسيدن به نرخ 27 درصد بازگشت سرمايه به كار گرفته شده

Goals  اهداف آرماني (مطلوب):  عبارت است از بيان كلي آرزوهاي فرد، بدون اينكه نيازي به كمي كردن آنها باشد يا چارچوب زماني مشخصي براي رسيدن به آنها تعيين شود. اهداف آرماني و عملياتي خود را در قالب آنها تعيين نمايند.

Profitabilityسود آوري ( سودهاي خالص ) Net Prifits

Efficiencyاثر بخشي ( هزينه هاي پايين ) Low Cost, etc.

Growthرشد ( افزايش كل داراييها ، فروش ها و غيره ) Increase in total assets,Sales,etc

Shareholder wealth ثروت سهامداران ( سودهاي سهام بعلاوه ترقي قيمت سهام)dividends plus stock proce appreciation

Utilization of resurceبه كارگيري درست (مطلوبيت ) منابع  (بازگشت سرمايه)ROE or ROI

Reputationشهرت و اعتبار ( شركت بزرگ و ممتاز شناخته شدن ) Being considered A Top Firm

Contributions to employeesتوجه به كاركنان ( امنيت كاركنان ، ممتاز شناخته شدن )Employment security,wages,Diversity

Contribution to societyتوجه به جامعه (پرداخت مالياتها ، مشاركت در امورخيريه ، تهيه و عرضه كالاها يا  خدمات مورد نياز جامعه)Taxes paid,Participation in charities, providing a needed product or service

Market leardershipرهبري بازار ( سهم بازار بيشتر) market share

Technological Leaderرهبري تكنولوژيك ( نوآوري ها ، خلاقيت ) Innovations,creativity

Survivalبقا ( پرهيز از ورشكستكي ) Avoiding banlruptcy

Personal needs of top managementنيازهاي فردي مديريت ارشد( استفاده از شركت براي اهداف فردي مثل تهيه شغل براي خويشاوندان)Using the firm for personal purposes, such as providing jobs for relative

 Strategy

 استراتژي عبارت است از طرح جامع و مادر شركت كه نشان مي دهد شركت چگونه به ماموريت و اهداف دست مي يابد 

 A Strategy of corporation forms a comprehensive master plan stating how the corporation will achive ite mission and objectives. It Maximizes competitive advantage and minimizes competitive disadvantage

انواع استراتژي يك شركت تجاري معمولا سه نوع استراتژي را مورد بررسي قرار مي دهد.1- بنگاه :   توصيف جهت گيري كلان شركت در راستاي نگرش كلي آن شركت2- كسب و كار : در سطح محصولات يا واحد كسب و كار 3- وظيفه اي  : توسط يك حوزه وظيفه اي مانند بازاريابي يا تحقيق و توسعه براي تحقق اهداف و استراتزيهاي بنگاه

 

Corporate strategy1-     بنگاه(Corporate strategy -)به توصيف جهت گيري كلان شركت در راستاي نگرش كلي آن شركت به رشد و مديريت انواع كسب و كار و خطوط توليد مي پردازد.  استراتژي بنگاه تشكيل مي شود :(هدايتي Directional– تجزيه و تحليلPortfolio Analysis– سرپرستيParenting) 

 A Corporations Directional Strategy is composed of three general orientationsSometimes Called Grand Strategy))Growth Strategies – Stability Strategies- Retrenchment Strategies رشد – ثبات – كاهش  

GROWTH(رشد)Concentration(Vertical/Horizental Growth)Diversification(Concentric/Conglomerate) STABILITY                                                                               RETRENCHMENT                                                                   Turnaround/Sell-out/Bankruptcy Pouse/Proceed with CautionNo Change                                                                                                                                                             Profit 

GROWTHConcentrationDiversification

 استراتژي رشد: فعاليتهاي شركت را توسعه مي دهيم : دو استراتژي اصلي رشد وجود دارد. 1-     تمركز روي يك خطد توليد يا صنعت2-     تنوع  در توليدات ديگر يا ورود به صنايع ديگر. 

 اين استراتژيها به دو صورت اجراء مي شود.1-     داخلي   : از طريق سرمايه گذاري در طراحي و توسعه محصول 2-     خارجي : از طريق ادغام ، خريداري شركتهاي ديگر يا برقراري ائتلاف هاي استراتژيك با آنها 

 Merger 

ادغام : تعاملي است كه دو چند شركت را در بر مي گيرد. و طي آن سهام شركتها مبادله مي گردد

 Acquisition 

خريداري: عبارت است از خريداري يك شركت به طور كامل توسط شركت ديگر

 Concentration 

استراتژيهاي  تمركز :اگر شركتي داراي خطوط توليدي باشد كه اين خطوط ، بالقوه قابليت رشد و توئسعه را داشته باشند، تمركز منابع روي آن خطوط توليد ، اتخاذ استراتژي رشد را معقول و ممكن مي سازد. دو استراتژي اساسي تمركز عبارتند از:

 Vertical Integration 

يكپارچگي عمودي : عبارت است از انجام وظيفه يا فعاليتي كه قبلا يك عرضه كننده (يكپارچگي عمودي به پايينBackward ) يا يك توزيع كننده (يكپارچگي عمودي به بالاForward ) صورت مي گرفته است

Horizental integration 

يكپارچگي افقي : عبارت است از گستره و ميزان فعاليت يك شركت در موقعيتهاي جغرافيايي مختلف و متعدد در همان زنجيره ارزش صنعت قبلي

 Diversification 

استراتژي تنوع :اگر خط توليد فعلي شركت از پتانسيل لازم براي رشد برخوردار نباشد ، مديريت شركت مي تواند استراتژي تنوع را انتخاب كند . دو نوع اصلي استراتژي تنوع عبارتند از :

 Concentric Related diversification

 تنوع همگون (مرتبط ):رشد از طريق تنوع همگون عبارت است توسعه فعاليتها از طريق ورود به صنعتي مرتبط . وقتي كه موقعيت رقابتي شركت خوب است ، اما جذابيت صنعت كم است ، بهره گيري از اين استراتژي منطقي است . شركت ، با تمركز بر روي ويژگيها و مشخصاتي كه شايستگي بالرز محسوب مي شود ، مي تواند از آن نقاط قوت به عنوان ابزاري براي تنوع سازي استفاده نمايد.

 ConglomerateUnrelatedDirversification

 تنوع ناهمگون (نامرتبط):وقتي مديريت شركت پي مي برد كه صنعت فعلي جذابيتي ندارد و شركت نيز توانايي ها و مهارتهاي برجسته اي ندارد كه نتواند آنها را به آساني به محصولات  (كالاها و خدمات ) مرتبط موجود در ديگر صنعت ها انتقال دهد بهترين استراتژي قابل استفاده استراتژي تنوع ناهمگون است .

 STABILITY 

استراتژي ثبات :يك شركت ممكن از ثبات را بر رشد ترجيح دهد و به فعاليتهاي فعلي ادامه دهد.  انواع استراتژي ثبات به قرا زير است 1-     توقف / آغاز محتاطاعانه:نوعي فرصت يا وقفه است فرصتي براي استراحت وتجديد قوا قبل از رشد يا كاهش2-      عدم تغيير : تصميم بر انجام ندادن كار جديدي است . يعني تصميم به ادامه عمليات و سياستهاي فعلي به خاطر اينكه آيند قابل پيش بيني است3-     استراتژي سود: تصميمي مبني بر انجام ندادن كاري جديد در يك وضعيت در حالت بدتر شدن .تصميم بر گزارش غير واقعي سود دهي و گزارش سازي براي موقتي نشان دادن مشكلات   

 RETRENCHMENT 

استراتژي كاهش :وقتي موقعيت رقابتي شركت در برخي يا همه موارد و خطوط توليدش به حدي ضعيف است كه باعث ضعيف تر شدن عملكرد مي شود ، مديران ترغيب مي شوند استراتژي عقب نشيني را انتخاب كنند. انواع استراتژيهاي كاهش به قرار زير مي باشند.1-     تغيير جهت : بر بهبود و ارتقاي كارايي عملياتي تاكيد مي كند2-     اسارت :به عرضه كننده يا توزيع كننده شركتي مبدل مي گردد.3-     فروش /محروميت : در وضعيتي كه موقعيت رقابتي شركت در صنعت ضعيف است و در عين حال نه راه پس و نه راه پيش دارد و نه اسير ديگري ميشود چاره اي جز فروش شركت و ترك صنعت نيست. 4-     تصفيه (انحلال) و ورشكستگي  :  نه راه پس نه راه پيش نه اسارت و نه شركت  مشتري براي واگذاري دارد راهي جز اعلام ورشكستگي و در نهايت انحلال و تصفيفه نيست .   

 Portfolio Analysis  

تجزيه و تحليل پرتفوليو:1-     چه ميزان سرمايه و زمان اختصاصي بر روي بهترين محصولات و واحدهاي تجاري  صرف كنيم. تا از تداوم روند موفقيت آنها مطمئن شويم ؟2-       چه ميزان سرمايه و زمان اختصاصي بر روي محصولات جديد و هزينه بري صرف كنيم كه بيشتر آنها موفق هم نبوده اند؟يكي از متداولترين و بهترين ابزار مورد استفاده در طراحي يك استراتژي كلان براي يك شركت با فعاليت هاي متعدد عبارت است از تجزيه و تحليل وضعيت .بر اساس تجزيه و تحليل پرتفوليو ، مراكز اصلي شركت مانند يك بانك دار داخلي عمل مي كنند در اين روش مديريت ارشد ، واحدهاي تجاري و خطوط توليد خود را به مثابه يك سري سرمايه گذاري صورت گرفته فرض مي كنند كه انتظار مي رود سودآور و ثمربخش باشند.تجزيه و تحليل پرتفوليو تلاش مي كند از طريق بررسي جذابيت صنايع مختلف و مديريت جريان نقدي واحدهاي تجاري ، يعني آن دسته از وجوه نقد حاصل از فروش محصولات بالغ كه در ساخت محصولات جديد سرمايه گذاري شده اند ، به پرسشهاي فوق پاسخ دهد.اين تجزيه و تحليل نمي تواند به اين پرسش پاسخ دهد كه شركت وارد چه صنايعي شود يا اينكه شركت چگونه مي تواند در واحد تجاري  و خطوط توليد خود هم افزايي ايجاد كند. و بيشتر مسائل از زاويه مالي مورد مطالعه قرار مي دهد. و به واحدهاي تجاري و خطوط توليد به عنوان سرمايه گذاري هاي مستقل و منفك از يكديگر توجه دارد. 

 Parenting 

سرپرستي شركت : كمپل ، گولد و الكساندر معتقدند كه استراتژي هاي شركت بايد به دو مساله اساسي بپردازند:1-     اين شركت چه فعاليتهايي را بايد انجام دهد و چرا؟2-     كدام ساختار سازماني ، فرايندهاي مديريتي و كدان ماموريت عملكرد شركت را ارتقاء خواهد بخشيد؟ اين استراتژي شركت را از حيث منابع و قابليتهاي قابل استفاده آن در ايجاد ارزش و هم افزايي مورد نظر مديران ، مورد توجه قرار مي دهد سرپرستي يا تمركز بر شايستگي هاي محوري و اصلي شركت و همچنين ارزش حاصل از ارتباط بين شركت مادر و واحدهاي تجاري اش ، استراتژي بنگاه را خلق مي كند.وقتي شركتي در چند مركز اصلي فعاليت دارد. شركت مادر از قدرت زادي برخوردار است .  وظايف سرپرستي : 1-     كسب هم افزايي از ميان قابليتها ميان واحد 2-     هماهنگ نمودن فعاليتهاي  آنها به منظور ايجاد صرفه جويي هاي مقياس (مثل خريد متمركز) 

 Parenting startegy 

روشهاي طراحي استراتژي سرپرستي 1-     بررسي هر واحد تجاري از حيث عوامل بحراني (اصلي ) موفقيت  آنها : عبارت است از عوامل  و عناصر ي شكست يا موفقيت شركت سبب گرديه لند.2-      بررسي هر واحد تجاري از حيث حوزه هاي كه در آن جا مي توان عملكرد را بهبود بخشيد.3-     تجزيه و تحليل ميزان هماهنگي شركت مادر با واحد تجاري 

آيا استراتژي سرپرستي مي تواند استراتژي رقابتي باشد؟عملكرد استراژي افقي شبيه سرپرستي است .

Business strategy 

2- كسب و كار(Business) در سطح محصولات يا واحد كسب و كار اجراء مي شود و بر بهبود موقعيت رقابتي كالاها و خدمات در يك صنعت خاص يا يك بخش بازار خاص تاكيد دارد (مشاركتي  Cooperative– رقابتي  Competitve ) 

Competitive

رقابتي : مبارزه با تمام رقبا براي كسب مزيت اين استراتژي  رقابتي ، موقعيتي قابل دفاع در يك صنعت ايجاد مي كند به نحويكه شركت مي تواند بر رقباي  خود غلبه كند . اين استراتژي سوالهاي زير را بوجود مي آورد.1-     آيا ما بايد با كاهش هزينه ها ( و در نتيجه كاهش قيمت محصولات خود ) رقابت كنيم يا بايد با توجه به پارامترهاي غير از هزينه هاي مثل كيفيت محصول يا خدمات بهتر ، خود را متمايز كنيم ؟2-     ايا ما بايد مستقيما با رقباي اصلي خود براي بزرگترين اما جذاب ترين سهم بازار رقابت كنيم ، يا بايد بر بخش خاصي از بازار تمركز كنيم كه جذابيت كمتري دارد ، امام سوداور است ؟ 

Generic Competitive strategy

استراتژي ژنريك يا عمومي (پورتر):  هزينه كمتر – تمايز محصول  

Lower Cost Startegy 

هزينه كمتر: توانايي يك شركت  طراحي ، توليد و بازاريابي يك محصول ، كاراتر از رقبايش

Differenttiation startegy 

تمايز : توانايي يك شركت در ارائه ارزشي منحصر به فرد و برتر به خريدار از حيث كيفيت ، ويژگي هاي خاص يا خدمات پس از فروش محصول

Narrow targetبازار گسترده : هدف گيري بازار متوسط يا انبوه  

 Broad target                     بازار محــدود:  يك بخش از بازار 

 استراژي عمومي   

 Cost FocusCost LeadershipDiffertion focus 

با تركيب دونوع بازار هدف با دو استراتژي  رقابتي هزينه كمتر و تمايز چهار نوع استراتژي عمومي رقابتي پورتر بنيان نهاده شده است .1-     وقتي كه بازار هدف دو استراتژي  تمايز و هزينه كمتر ، گسترده باشد اين دو استراتژي  را استراتژي رهبري هزينه ها گويند.2-      وقتي كه دو استراتژي مذكور روي يك بخش از بازار (بازار محدود) متمركز شود  آن دو را تمركز بر تمايز (تمايز محور ) و تمركز بر هزينه (هزينه محور ) مي نامندرهبري هزينه ها ، يك استراتژي از نوع هزينه كمتر و هدف آن بازارهاي انبوه است هزينه محوري    ، يك استراتژي از نوع هزينه كمتر و هدف آن بريك گروه خاص يا  بازار خاص  تمركز دارداستراتژي تمايز ، بازار انبوه و گسترده را هدف مي گيرد و به توليد محصولاتي كه در سراسر صنعت ، بي نضير و منحصر بفرد باشند تاكيد مي ورزد. تمايز محوري يك استراتژي تمايز است كه بر يك گروه خاص خريدار ، خط توليد يا بازار خاص تمركز دارد 

خطرات همراه با استراتژي هاي رقابتي :هميشه اجراي استراتژي  هاي رقابتي ، وفقيت نيستند، و برخي شركتها كه با موفقيت يكي از استراتژيهاي رقابتي پورتر را اجراء  كرده اند. متوجه شده اند كه نمي توانند ن استراتژي را  حفظ كنند و ادامه دهند..هر يك از استراژيهاي رقابتي ، خطرات  خاص خود را به همراه دارد.مثلا استراتژي  رهبري هزينه ها توسط رقبا قابل تقليد مي باشد. 

مسائل استراتژي هاي رقابتي پورتر معتقد است كه شركت يا واحد تجاري كه مي خواهد  موفق باشد بايد يكي از دو استراتژي رقابتي تمايز يا هزينه كمتر را اجراء كند.در غير اين صورت ، در سطح متوسطي از بازار رقابتي و بدون داشتن مزيت رقابتي درجا خواهد زد و به تدريج سطح عملكرد آن به پايين تر از حد متوسط نزول خواهد كرد.  

رقابت برتر تاثير ابر رقابت : دي اوني در كتاب ابررقابت ، عنوان مي كند كه حفظ مزيت رقابتي براي مدت زمان طولاني ، دشوار و دشوارتر مي شود.كوتاه تر شدن چرخه محصول -  كوتاه شدن چرخه طراحي محصول – ورود تكنولوژي هاي جديد ، رورد متناوب رقباي ناخواسته به صنعت ، موقعيت يابي دورباره اجباري و تعريف مجدد و ناگزير محدوده هاي بازار به خاطر ادغام صنايع مختلف در يكديگر ، همه و همه ثبات بازار را تهديد مي كنند.يك شركت يا واحد تجاري بايد دائما تلاش كند تا مزيت رقابتي خود را بهبود بخشيده و آنرا حفظ كند . تنها پايين بود هزينه ها در مقايسه با رقبا ، كافي نيست ، زيرا رقبا نيز از طريق اجراي مستمر طرحهاي بهبود تلاش مي كنند  تا هزينه هاي خود را كاشه دهند. شركت ها بايد براي كاهش بيشتر هزينه ها و هم چنين افزايش ارزش خود نزد مشتريان ، روش هاي جديدي را پيدا كنند.دي اوني مي پذيرد كه وقتي صنايع ابر رقابتي مي شوند. مراحل رقابت آنها سرعت مي گيرد.ابر رقابت مثل جريان نسبتا آرامي است كه موج هاي بزرگ تبديل مي شود

تاكتيك هاي رقابتي تاكتيك ، يك طرح عملياتي ويژه  است كه به   تفضيل نشان ميدهد چگونه بايد يك استراتژي را اجراء كرد و چه زمان و كجا آنرا اعمال نمود. تاكتيك هاي بر اساس ماهيتي كه دارند در مقايسه با استراتژيها  داراي افق زماني كوتاه تر و قلمروي محدودتري مي باشند.بنابراين تاكتيك ها را مثل سياستها مي توان حلقه رابطي بين دو مرحله تدوين و اجراي استراتژي تلقي نمود . برخي تاكتيكهاي موجود براي اجراي استراتژي هاي رقابتي به زمان (چه وقت ) و مكان (كجا ) مي پردازند.

 Timing Tactic 

تاكتيكهاي زماني :شركت پيش قراول  (First Mover) شركتي است كه براي اولين بار اقدام به توليد يا فروش محصول مي نمايد.شركت محتاط :   : ( Late Mover)شركتي  كه وقتي محصول شمتري يا رقيب در بازار جا پا پيدا كرد وارد عژرصه رقابت ميشوند

 Loaction Tactic 

تاكتيك مكاني-  موقعيتي : يك شركت يا واحد تجاري مي تواند يك استراتژي را به صورت تهاجمي يا تدافعي اجراء كند. 

تاكتيك تهاجمي : قاپيدن سهم بازار از يك رقيب مقتدر 

 Offensive tactic 

برخي از تاكتيك هاي تهاجمي عبارتند از: 

 Frontal assaultFlanking ManeuverEncirclementBypass AttackGuerrilla warfare

  1-     حمله از جلو: شركت حمله كننده با رقيب شاخ به شاخ ميشود2-     مانور ايذائي :به جاي حمله به نقطه قوت رقيب و پشاخ به شاخ شدن با او ، به بخشي از منافع ايشان بتازد3-      محاصره :  موقعيت رقيب از حيث محصولات يا بازارها يا هر دو ببه محاتصره در آيد4-      شبيخون : با تعويض قواعد بازي نوعي جديدي از محصول كه بتواند محصول رقيب را كنار بزند 5-     جنگ چزيكي : بجاي حملات پيوسته ، پرهزينه و منابع بر به رقيب تصميم بگيرد  به ضربه بزند و فراركند.   

تاكتيكهاي دفاعي : بنابر نظر آقاي پورتر هدف از اجراي تاكتيك هاي دفاعي پايين آوردن احتمال حمله ، كم كردن اثرات حمله ، يا كاهش شدت حمله مي باشد.بجاي افزايش مزيت رقابتي ، اين تاكتيكها با كم جاذبه كردن حمله براي رقيب ، موجب پايداري مزيت رقابتي مي شوند.اين تاكيتكها بر كاهش عمدي سودآوري در كوتاه مدت تاكيد دارند

بعضي از تاكتيكهاي دفاعي به قرار زير مي باشند.Defensive tactic 

Structural barriersExpected rataliationInducement for attack 

. 1-     ايجار موانع ساختاري : Barriers – موانع ورود ، راه هاي حمله مهاجه را مسدود مي كنند  بعضي از اين موانع به قرار زير مي باشند.- عرضه طيف كاملي از محصولات موجود در هر بخش از بازار سوداور به منظور بستن و مسدود كردن كليه مبادي ورود رقبا - بستن كانالهاي دسترسي از طريق عقد قراردادهاي انحصاري با توزيع كنندگان -  بالابردن هزينه هاي تعويض عرضه كننده براي خريدار از طريق آموزش هاي كم هزينه به كاربران - افزايش هزينه هاي كسب كاربران موجود از طريق پايين نگهداشتن قيمت اقلامي كه كاربران جديد مشتري هستند - افزايش صرفه جويي هاي مقياس  براي كاهش مالكيت معنوي يا اعطاي پروانه - بستن راه ورود تكنولوژي هاي ديگر از طريق حق ماكيت معنوي - محدود كردن دسترسي ديگران به تجهيزات و كاركنان شركت- برقراري رابطه تناتنگ با عرضه كنندگان از طريق انعقاد قرارداد تجاري انحصاري - قطع ارتباط يا عدم عقد قرارداد با آن دسته از عرضه كنندگان كه به رقبا سرويس مي دهند- تشويق دولت به افزايش موانعي چون  استانداردها ايمني و آلودگي يا وضع سياستهاي تجاري مطلوب 2-     افزايش احتمال مقابله به مثل :  براي افزايش تهديد مقابله به مثل رقيب در برابر شركت استفاده ميشود. در اين روش پاسخ رقيب با ترفند رقابت در محصولي ديگر انجام ميشود.3-     كاهش هزينه حمله : بر كاهش انتظارات رقيب از كسب سودهاي آتي در يك صنعت تاكيد مي كندعمدا قيمتها را پايين نه مي دارد  تا رقيب رقبتي براي ورود به صنعت نداشته باشد.  

 Cooperative  

مشاركتي : همكاري با يك يا چند رقيب براي كسب مزيت رقابتي عليه ساير رقبااز اين استراتژي  رقابتي براي كسب مزيت رقابتي در يك صنعت از طريق مبارزه با ديگر شركت ها استفاده مي شوداز راه همكاري نه مبارزه  براي كسب مزيت رقابتي دز بازار در قالب انتلاف استراتزيك بهره جسته مي شود 

Strategic Allianceائتلاف استراتژيك : عبارت است مشاركت دو يا چند شركت يا واحد تجاري كه اهداف استراتژيك مهمي را مشتركا دنبال مي كنند. و همه آنها مشتركا از اين شماركت سود مي برند.ائتلافهاي استراتژيك  ممكن است بلند مدت ، كوتاه مدت  و يا شكننده و ضعيف و خيلي عميقكسب تكنولوژي ، كسب قابليتهاي  توليدي و دسترسي به بازارهاي  خاص ، كاهش ريسك سياسي يا مالي  و كسب مزيت رقابتي .  از جمله انگيزه هاي يك ائتلاف استراتژيك  مي باشد. 

انواع ائتلافها(كنسرسيوم هاي خدمات متقابل- شركتهاي مختلط- توافق برسراعطاي امتياز ساخت- مشاركت زنجيره ارزش  ) 

Mutual service consortium Juint ventureLicensing ArragementValue-chain Partner

  كنسرسيوم هاي خدمات متقابل: مشاركت شركتهاي مشابه در صنايع مشابه شركتهاي مختلط: شركتي تجاري با شماركت دو يا چند شركت جدا از يكديگر و مستقل براي وصول به اهداف توافق برسراعطاي امتياز ساخت: موافقتنامه اي است بين شركت مجوزدهنده و شركت تحت ليسانس ، كه براساس آن و با موافقت  اجازه دهنده ، شركت دوم مي تواند محصولات شركت اول را در كشور خود توليد يا به فروش برساند.مشاركت زنجيره ارزش: ائتلافي است گرم  و عميق كه در آن يك شركت يا واحدي تجاري يك موفقت نامه همكاري بلند مدت با يك عرضه كننده يا توزيع كننده  بزرگ و كليدي منعقد مي كند.

 Functional strategy 

 3-     وظيفه اي (Functional) توسط يك حوزه وظيفه اي مثل بازار يابي يا تحقيق و توسعه براي تحقق اهداف و استراتژي هاي بنگاه و كسب و كار از طريق به حداكثر رساندن بهره وري منابع ، اعمال مي گردد. 

 Core Competancyشايستگي محوري : آن چيزي كه شركت مي تواند بسيار خوب انجام دهد -  يك قدرت و امتياز كليدي

 Distinctive competancyشايستگي بارز: آن شايستگي بارز كه قالب و برتر از شايستگي رقبا است .

 Customer valueCompetitor Unique Extendibility آزمون شايستگي بارز آيا شايستگي محوري  يك  شايستگي بارز است ؟1-     ازمون ارزش مشتري : بايد ارزش منحصر بفرد ي را براي مشتري داشته باشد.2-     آزمون بي نظيري رقيب : بايد از قابليتهاي رقيب ، برتر باشد.3-     آزمون قابليت گسترش : بايد طوري باشد كه بتوان از آن در طراحي محصولات جديد يا ورود به بازارهاي جديد بهره جست .

  منشاء شايستگيهاي كجا است ؟1-     ممكن است از فرد ديگري بدست امده باشد2-     ممكن است اين شايستگي در اثر ائتلاف يا مشاركت با واحد تجاري ديگري حاصل گرديده باشد.3-     ممكن است اين شايستگي با دقت طراحي و ايجاد شده باشد . 4-     ممكن ناشي از ويژگيهاي يك  محصول باشد.براي موفقيت يك استراتژي كاري ، بايد آن استراتژي را بر اساس يك شايستگي بارز موجود در يك حوزه كاري طراحي و ايجاد نمود. اگر شركت فاقد يك شايستگي بارز در يك حوزه كاري خاص باشد ، حتي اگر آن شايستگي يك شايستگي بارز در يك حوزه كاري خاص باشد ، بهتر است وظايف آن حوزه كاري را به خارج از سازمان واگذار يا محول نمايد

 Outsourcing جايگاه واگذار نمودن فعاليتها به خارج از سازمان : (   بيرون سپاري (عبارت است از خريداري يك كالا يا خدمت ، كه قبلا داخل سازمان توليد و تهيه مي شده است . از يك منبع در خارج سازمان. بيرون سپاري ، عكس يكپارچگي عمودي است . هم اكنون بيرون سپاري به بخش مهمي از فرايند تصميم گيري استراتژيك مبدل گشته است .فلسفه بيرون سپاري ، خريداري يا به عبارتي محول نمودن آن دسته از فعاليتهاي است كه تاثير به سزايي بر شايستگي بارز شركت ندارد. در غير اينصورت ممكن است شركت قابليتهاي محوري و تكنولوژيكي خود را از دست بدهد. 

مراتب استراتژي ( Hierarchy of startegy) : گروه بندي انواع استراتژي با توجه به سطوح سازماني است  

Policiesسياستها (خط مشي ها)رهنمودي گسترده و كلي است براي تصميم گيري كه دو مرحله تدوين (تعيين استراتژي ) و اجراي استراتژي را به يكديگر پيوند مي دهد

+ نوشته شده در  شنبه شانزدهم خرداد 1388ساعت 9:0 قبل از ظهر  توسط حسن تهراني  | 

سه رويکرد برتر در مديريت استراتژيک

سه رويکرد برتر در مديريت استراتژيک

اين مقاله سه رويکرد غالب در مديريت استراتژيک – ديدگاه سازمان صنعتي، ديدگاه فرآيندي و ديدگاه مبتني بر منابع- که تاثير زيادي بر ادبيات اين حوزه داشته اند، معرفي مي کند. در ابتدا مفهوم استراتژي و نظريه‌هاي اوليه استراتژي توضيح داده مي شود و در ادامه اين سه رويکرد مورد تحليل قرار مي گيرد. آنچه که در نهايت از اين مقاله نتيجه گيري مي توان کرد آن است که رويکردهاي سازمان صنعتي و مبتني بر منابع هر دو بر مزيت رقابتي تمرکز مي کنند ولي ديدگاه آنها در اين که مزيت رقابتي چيست و بر چه مبنايي استوار است تفاوت مي کند. در حالي که به‌نظر مي رسد هر دو رويکرد سازمان صنعتي و مبتني بر منابع ديدگاهي «محتوا محور» در مديريت استراتژيک دارند و محتواي استراتژي مانند ويژگيهاي محصول، بازارها، رقبا، فعاليتهاي سازمان، منابع و ... را مورد توجه قرار مي دهند. رويکرد مبتني بر فرآيند در استراتژي بر فرآيندي که اين ويژگيها و محتوا ايجاد شده و مديريت مي شود تمرکز مي کند.

مقدمه
تئوري استراتژي عملکرد، شرکت را در يک محيط رقابتي توصيف مي کند روملت و همكاران در تلاشي که جهت خلاصه کردن تاريخچه مديريت استراتژيک انجام داده اند اشاره مي کنند که استراتژي، نشان دهنده «مسير و جهت‌گيري سازمانها» است. نويسندگان اضافه مي کنند که تئوري استراتژي، شامل موضوعاتي است که ملاحظات عمده مديران ارشد يا هر مقام ديگري که دلايل موفقيت يا شکست بين سازمانها را جستجو مي کند در برمي‌گيرد و رقابت، موضوع اصلي اين تئوري است. به‌دليل وجود رقبا، لازم است سازمانها در مورد انتخاب گزينه‌هاي زيادي تصميم‌گيري کنند که تعدادي از آنها نيز استراتژيک هستند. اين انتخابها عبارتند:
1-انتخاب اهداف اصلي سازمان
2-انتخاب محصولات و خدماتي که سازمان بايد عرضه کند.
3- ‌طراحي و شکل دهي سياستهايي که نشان مي دهد شرکت چگونه خود را آماده رقابت مي کند.
4-تعيين سطح حوزه و تنوع محصولات و خدمات
5- ساختار سازمان، سيستم‌ها و خط‌مشي‌‌هاي اداري که براي تعريف و هماهنگي کارها استفاده مي شود.
6- تعيين نوع فعاليتهايي كه شركت مي‌خواهد از حوزه انجام آنها خارج شود
7- تصميم‌گيري در مورد ورود به بازارهاي بين‌الملل
8- تعيين اينكه آيا شركت بغ سطوح مختلف مديران در سازمان دارد.
ديدگاههاي مختلف استراتژي به‌طور متنوع در ادبيات مديريت استراتژيک يافت مي شود.
شايد به تعداد استراتژيست‌ها رويکرد استراتژي معرفي شده است. ما در اين مقاله بر سه رويکرد عمده و غالب در استراتژي تمرکز خواهيم کرد: رويکرد سازمان صنعتي، رويکرد مبتني بر منابع و رويکرد فرايندي. در ادامه ضمن ارائه خلاصه اي از تلاشهاي استراتژيست‌هاي اوليه، اين ديدگاهها توضيح داده مي شود.

1- نظريه‌هاي اوليه استراتژي
استراتژيست‌هاي اوليه مانند، چاندلر، آنسوف و اندروز، بر تئوري‌هاي استراتژي، به‌دليل آنکه کمتر مورد توجه ديگران قرار گرفته بود تمرکز کردند.
چاندلر با جدا کردن استراتژي از ساختار سازماني اشاره مي کند، مديراني که تصميمات روزانه را از تصميمات بلندمدت جدا مي‌کنند قادرند نتايج قابل توجهي را در عملکرد سازماني خود به‌دست آورند. ديدگاهي مشابه اين رويکرد سالها قبل توسط «سلزينك» معرفي شده بود. وي با تفکيک کردن «سازمانها» از «موسسات» ادعا مي‌کند که سازمانها صرفا ابزاري در دست مديران هستند در حالي که موسسات علاوه‌بر خصوصيات ديگر از ويژگيها و شايستگيهاي «متمايز» تشکيل شده‌اند. ايده مهم ديگري که در تئوريهاي اوليه استراتژي مطرح شد تمايز بين محيط و سازمان بود. «اندروز» با تاکيد بر اين دوگانگي اشاره مي‌کند که محيط صنعتي و چالشهاي آن بايد با تغييرات داخل سازمان و به‌کارگيري منابع و شايستگيهاي سازماني تطبيق داشته باشد. در نظر او استراتژي به معني تحليل فرصتها و تهديدهاي خارجي، نقاط قوت و ضعف داخلي و تطبيق اين عوامل به‌منظور فرمولي کردن استراتژي است. (فرمولي‌کردن استراتژي جدا از اجراي آن است). «انسوف» نيز مطالعات مفهومي بسياري درباره استراتژي‌هاي تنوع‌گرايي انجام داده است.
اگرچه در تحقيقات آکادميک مي‌توان ردپايي از تئوري‌هاي کلاسيک سازمان را همراه با تئوري‌هاي استراتژي يافت، به‌کارگيري اين دو تئوري بسيار نادر است. با اينکه در دهه 1960 تئوري استراتژي و تئوري سازمان کاملا قابل تفکيک نبودند، در اواسط دهه 1970 تئوري سازمان مسيري متفاوت از استراتژي را در پيش گرفت. به‌طور کلي، تئوري‌هاي استراتژي به‌عنوان يک مکتب به‌طور مجزا در حوزه‌اي جداي از حوزه تئوري سازمان توسعه يافتند و به‌طور خاص مورد توجه کنفرانس‌ها، ژورنال‌ها، موسسات آکادميک و... قرار گرفتند.

تئوري سازمان صنعتي
در اواخر دهه70 و اوايل دهه 80، پرتر ديدگاه سازمان صنعتي را در استراتژي کسب و کار معرفي کرد.(البته بعضي از متون اين تئوري را به ميسون نسبت مي دهند). وي ادعا کرد که نيروهاي خارجي صنعتي، فعاليتهاي مديران را تحت تاثير قرار مي‌دهد و کالاهاي جايگزين، مشتريان و عرضه‌کنندگان و همين‌طور رقباي موجود و بالقوه انتخاب عمل را براي شرکت، تحت تاثير قرار مي دهند. اين ديدگاه مطرح مي‌کند که عوامل کليدي موفقيت محيط کسب و کار، تعيين‌کننده عملکرد شرکت مي باشد و سازمان بايد خود را با شرايط محيط تطبيق دهد.

«پرتر» سه استراتژي عمومي را به‌عنوان استراتژي‌هاي ممکن معرفي مي�9�ن‌طور رقباي موجود و بالقوه انتخاب عمل را براي شرکت، تحت تاثير قرار مي دهند. اين ديدگاه مطرح مي‌کند که عوامل کليدي موفقيت محيط کسب و کار، تعيين‌کننده عملکرد شرکت مي باشد و سازمان بايد خود را با شرايط محيط تطبيق دهد.

«پرتر» سه استراتژي عمومي را به‌عنوان استراتژي‌هاي ممکن معرفي مي‌کند: استراتژي رهبري قيمت تمام شده، تمرکز و تمايز. انتخاب نادرست اين استراتژي‌ها باعث کاهش سود شرکت و به‌خطر افتادن موقعيت رقابتي آن مي‌شود. او در سال 1985 با معرفي مدل زنجيره ارزش تلاشهاي خود را توسعه داد و تلاش کرد که عوامل اصلي مزيت رقابتي را شناسايي کند. مدل وي بر اهميت توجه به اجزاي تشکيل دهنده سازمان در مديريت استراتژيک تاکيد مي کند. همراه با پرتر مطالعات آکادميک ديگري نيز در اين تئوري انجام شد که بر مبناي چارچوب پرتر توسعه يافتند و هنوز توسط مديران به‌کارگرفته مي شوند. در حال حاضر ديدگاه مبتني بر منابع، اين تئوري را مورد انتقاد قرار داده و با تاکيد بر اينکه عوامل خارج سازمان هرگز نمي توانند منبع مزيت رقابتي پايدار باشند و اين مزيت بايد از طريق منابع داخلي سازمان بدست آيد در مقابل اين تئوري قرار گرفته اند.

ديدگاه فرآيندي در استراتژي
اگرچه استراتژي و زمينه‌هاي مرتبط با آن بر آنچه که شرکتها انجام مي‌دهند تاکيد داشتند، جهت فکري جديدي در اواسط دهه 1970 بوجود آمد که بر چگونگي انجام آنها تمرکز داشت. استراتژي براي مدتي طولاني برمبناي برنامه‌ريزي قرار داده مي‌شد ولي به‌دليل مشکلاتي که شرکتها و تصميم‌گيران آنها دراثر تحريم نفتي سال1973، قانون‌زدايي صنايع و بين‌المللي شدن باآنها روبرو شدند برنامه‌ريزي بلندمدت تاثير عملي خود را از دست داد.
با تاکيد بر فرآيند استراتژي (به جاي مضمون و اجزاي آن) مطالعاتي در جهت انتقاد بر رويکردهاي گذشته استراتژي جريان يافت. نااطميناني درباره آينده منجر به تاکيد بر برنامه‌ريزي کوتاه مدت‌تر شد. تمايز اصلي در اين رويکرد، بين فرمولي‌کردن استراتژي و انجام آن است: اندروز معتقد است، استراتژي شرکتها آن است که فقط انجام مي‌دهند نه آنچه که برنامه دارند انجام دهند يا فکر مي کنند بايد انجام شود.
کم کم تاکيد بر اجزا و محتواي استراتژي مانند موقعيت رقابتي و رابطه آن با عملکرد شرکت از مركز توجه خارج شد و محققان بر اينکه يک شرکت چگونه موقعيت رقابتي مناسبي مي سازد و چه عواملي باعث مي شود يک عملکرد خاص به‌دست آيد تمرکز کردند. «چاكراواتي» و «دز» ديدگاه فرآيندي را اين‌گونه توصيف مي کنند: «تحقيقات فرآيندي استراتژي، تمرکز بر آن دارد که چگونه يک مدير مي‌تواند به‌طور مستمر بر موقعيت استراتژيک شرکت از طريق تصميم‌هاي مناسب و بكارگيري سيستم‌هاي اداري تاثير گذارد. منظور از سيستم‌هاي اداري، ساختار سازماني، برنامه‌ريزي، کنترل، انگيزش، مديريت منابع انساني و سيستم ارزشي شرکت است. رويکرد فرآيندي استراتژي، چگونگي شکل يافتن يک استراتژي اثربخش در سازمان و ارزش گذاشتن به آن و اجراي موثر آن را مورد توجه قرار مي دهد.»
به منظور تعريف بهتر اين رويکرد، نويسندگان استدلال مي کنند که اگر چه هم تحقيقات استراتژي مبتني بر فرآيند و هم مطالعات استراتژي مبتني بر محتوي، هر دو عملکرد سازمان را مورد توجه قرار مي دهند، مطالعات فرآيندي، چگونگي رسيدن شرکت به موقعيتي که به دست آورده را مورد بحث قرار مي دهد. متغيرهاي مستقل تحقيقات مبتني بر محتوا، متغيرهاي وابسته در رويکرد فرآيندي هستند. طبق تحليلهاي چاكر اوارتي و دز دو پيش فرض تحقيقات فرآيندي اين رويکرد را از بقيه ديدگاهها جدا مي سازد که عبارتند از پذيرش عقلانيت محدود و ديدگاه چندگانه در واحدهاي سازماني و تعاملات بين اين واحدها.
با گذشت زمان ديدگاه مبتني بر فرآيند با تمرکز بيشتر بر وظايف مديريتي و تصميم گيري توسعه پيدا کرد و با توسعه مطالعات فرآيندهاي شناختي مديران رونق يافت.

رويکرد مبتني بر منابع
همان طور که بيان شد رويکرد سازمان صنعتي بيان مي‌کرد که فشارهاي محيطي و توانايي پاسخ دادن به تهديدها و فرصتهاي آن عوامل اصلي تعيين کننده موفقيت سازمان هستند، اما ديدگاه مبتني بر منابع اشاره به آن دارد که مجموعه منابع خاص شرکت است که تعيين مي کند کدام شرکت بهتر رقابت مي کند و عملکرد بالاتري دارد.
درحالي که رويکرد سازمان صنعتي عملکرد نسبي شرکت را در سطح صنعت با معيارهايي چون تفاوت قيمت و هزينه، کيفيت و تنوع محصولات توصيف مي کند‌، ديدگاه مبتني بر منابع بر ويژگيهاي مهم عوامل مستقلي که منجر به تنوع محصولات يا کاهش قيمت شده اند(مانند منابع شرکت) تاکيد مي کند.
اين رويکرد تاکيد بر منابع استراتژيک شرکت دارد. منابع استراتژيک شرکت منابعي هستند (شامل منابع فيزيکي، نيروي انساني و منابع سازماني - مانند توانمنديها، فرآيندهاي سازماني، دانش اطلاعاتي، شهرت سازمان- و ... ) که ارزشمند وکمياب بوده و جايگزيني و تقليد آن هزينه زا باشند . منابع استراتژيک ، خود، منشا مزيت رقابتي هستند و چالش مديران در شناسايي و مديريت اين منابع است.
اين بدان معني نيست که رويکرد مبتني بر منابع از توصيف و توجيه تفاوت عملکرد شرکتها بر حسب بازارهاي محصولات آنها ناتوان است. اين رويکرد تحليل مي‌کند که شرکتهاي موفق منابعي دارند که ارزش مجموعه آنها بيشتر از رقباست. به‌طور منطقي اين موضوع به اين معني است که شرکتهايي که عملکرد پايين‌تري دارند نيز ممکن است داراي مزيت رقابتي باشند ولي با ارزشي کمتر از رقباي موفق‌تر آنها. اين مفهوم تفاوت ارزش براي مزيت رقابتي در مقايسه با ديدگاه سازمان صنعتي ( که يک عامل را دال بر مزيت رقابتي مي داند و آن حداکثر سوددهي است) ممکن است در جستجوي رهبران صنعت کمتر مفيد باشد. اگرچه معيار مقايسه شرکتها در رويکرد مبتني بر منابع (در مقايسه با رويکرد سازمان صنعتي) بجاي عملکرد ، بهره برداري از منابع سازمان است، مزيت رقابتي بايد بر حسب افزايش ارزش نسبي منابع و هزينه بر بودن تقليد آنها توسط رقبا تعيين شود.

ويژگيهاي منابع استراتژيک
در ادبيات منابع استراتژيك ويژگيهاي مختلفي را به منابع استراتژيک نسبت مي‌دهند. بعضي از نويسندگان مجموعه متنوع و کاملي از اين ويژگيها را معرفي مي‌کنند و عده‌اي نيز بر ويژگيهاي مشخص و خاص آنها تمرکز مي کنند. ما در اين مقاله ويژگيهاي معرفي شده توسط «بارني» معرفي مي کنيم:
1- منبع بايد ايجاد ارزش کند به اين معني که يا هزينه ها را کاهش دهد يا قيمت کالا را افزايش دهد. «بارني» اشاره مي‌کند که منابع ارزشمند، سازمان را قادر مي سازند که استراتژي‌هايي را اتخاذ و اجرا کنند که کارايي و اثربخشي شرکت را بهبود مي بخشند. منابعي که با بکارگيري آنها مي توان فرصتها را بکار گرفت يا تهديدها را خنثي کرد، بر کاهش هزينه هاي شرکت يا افزايش درآمد آن تاثير مي گذارند. با اين حال بعضي از نويسندگان بيان مي کنند که برخي از منابع خاص با سازمانهاي بخصوصي بهتر تطبيق مي يابند و ارزشي که اين منابع ايجاد مي کند بسته به اينکه کدام سازمان بر آن منابع بيشتر سرمايه‌گذاري مي کند متفاوت است. هر چه شرايط سازمان با منابع بهترتطبيق و تناسب داشته باشد، ارزش منابع بيشتر است.
2- بارني دومين ويژگي منابع استراتژيک را کمياب بودن آنها معرفي مي کند. وي اشاره مي کند که اگر منابع با ارزش را تعداد زيادي از رقبا داشته باشند تقليد استراتژي توسط رقبا بسيار آسان است، حتي اگر اين ارزش بين آنها متفاوت باشد. معمولا منابع کمياب نمي توانند توسط عرضه کنندگان به سرعت گسترش يابند و توزيع آن بستگي به کميابي بازار عوامل و پايين بودن ارزش ادراکي آنها دارد.
3- منابع باارزش و کمياب، بايد به سختي نيز قابل تقليد باشند. به منظور جلوگيري از تقليد رقبا و حفظ مزيت رقابتي منبع، بايد موانعي وجود داشته باشد. يک منبع و بازده و خروجي آن وقتي قابل تقليد است که رقبا بتوانند همان منبع را ايجاد کرده يا به‌دست آورند(نسخه برداري) يا بازده نهايي آن منبع را از طريق منابع ديگر توليد کنند (جايگزيني). بارني معيار تعيين قابل تقليد بودن منابع را هزينه نسخه‌برداري رقبا معرفي مي‌کند. اين هزينه به سه عامل بستگي دارد:
_ شرايط تاريخي منحصر بفرد: آن دسته از شرايط زماني و تاريخي مطلوب که شرکت منابع خود را تحت آن شرايط توسعه داده و به‌دست آورده، خود يکي از عوامل دشوارکننده تقليد رقبا است. بدين معنا که رقبا بايد براي به‌دست آوردن همان منبع با همان مزيت هزينه بيشتري متحمل شوند. اين امر احتمال موفقيت رقيب را در بدست آوردن مزيت رقابتي کاهش مي دهد.
_ ابهام علّي: در اين حالت شرکت به‌منظور اجراي يک استراتژي، به‌جاي يک تصميم بنيادي مجموعه‌اي از تصميمات متعدد ولي کوچک را اتخاذ مي کند و توجه کمتري از رقبا را به خود جلب مي کند. توالي و انسجام اين تصميمات کوچک، ابهامي را براي شناخت رابطه علّي اين تصميمات و تقليد از آن براي رقبا ايجاد مي کند.
_ پيچيده بودن منابع: مي توان گفت تقليد از منابعي غيرملموس و ضمني که وابسته به عوامل متعاملي مانند افراد و سيستمهاي کامپيوتري هستند، امکان ناپذير است. زيرا تقليد کننده بايد سيستم فعلي خود را از بين برده و دوباره با ترکيب‌بندي جديد سيستم موفق رقيب را براي خود بازسازي کند.
«كليس» با جدا کردن موانع تقليد پايدار و ناپايدار بيان مي کند که عواملي مانند مقررات دولتي، محدوديتهاي قانوني، حق اختراع، موقعيت جغرافيايي شرکت و نزديکي به منابع اوليه به عنوان موانع تقليد از پايداري بيشتري برخوردارند در حالي که کوتاهي زمان عرضه محصول، تهديدات مربوط به شهرت سازمان و ابهام علّي از پايداري کمتري نسبت به ساير عوامل برخوردارند.

نتيجه گيري
در اين مقاله تلاش شد که سه رويکرد غالب استراتژي مورد بحث قرار گيرد و تفاوتهاي اين سه نوع نگرش جستجو شود. اين سه رويکرد عبارتند از: ديدگاه سازمان صنعتي ، ديدگاه فرآيندي و ديدگاه مبتني بر منابع. همان طور که اشاره شد تفاوت بين ديدگاه سازمان صنعتي و ديدگاه مبتني بر منابع در توصيف منشا مزيت رقابتي سازمان مي باشد. در حالي که تفاوت اين دو تئوري و رويکرد فرآيندي در واحد و منطق تحليلي آنها مي باشد.
جدول زير خلاصه اي از نکات اصلي اين سه تئوري را نشان مي دهد.
به‌عنوان جمع‌بندي نهايي مي‌توان گفت، با توجه به منطق ديدگاهها، تئوري‌هاي غالب مديريت استراتژيک را مي‌توان در دو بعد طبقه‌بندي کرد: رويکردهاي مبتني بر فرآيند در مقابل رويکردهاي مبتني بر محتوا و رويکردهاي درون گرا در مقابل رويکردهاي برون نگر.
هر يک از اين رويکردها چشم انداز متفاوتي را براي مديران به‌منظور شناخت محيط و سازمان خود روشن مي کند و در تصميم‌گيريها هر يک به جنبه خاصي از موضوع مي‌پردازند. مدير با توجه به شرايط خاص سازمان خود مي تواند با بهره‌گيري از اين رويکردها جنبه خاصي از موضوع را روشن سازد.

 

 

منابع

* ديويد، فرد آر. «مديريت استراتژيك» ترجمة علي پارساييان و سيد محمد اعرابي، دفتر پژوهشهاي فرهنگي، 1379.
1. Andrews، K.R. (1971): The concept of core strategy. Homewood، IL: Irwin.
2. Barney، J. (1991): ”Firm Resources and Sustained Competitive Advantage.” Journal of Management، 99- 120.
3. Barney، J. (1994): ”Bringing managers back in”. In Barney، J. - Spender، J.C. - Reve، T. (eds) Does Management Matter? Lund: Lund University Press.
4. Chakravarthy، B.S. – Doz، Y. (1992): ”Strategy process research: Focusing on corporate self-renewal.” Strategic Management Journal، 13، 5-14.
5. Chandler، A.D. jr (1962): Strategy and structure: Chapters in the history of industrial enterprise. Cambridge، Mass: MIT Press.
6. Collis، D.J. (1996): ”Organizational Capability as a source of profit.” In Moingeon، B. – Edmondson، A. (eds): Organizational learning and competitive advantage. 139-163. London: Sage Publications.
7. Ginsberg، A. (1994): ”Minding the Competition: From Mapping to Mastery.” Strategic Management Journal، 15، 153-174.
8. Mintzberg، H. (1994): The rise and fall of strategic planning. Prentice Hall International.
9. Pitts، R.A. – Lei، D. (1996): Strategic Management: Building and sustaining competitive advantage. St. Paul، MN: West.
10. Porter، M.E. (1980): Competitive Strategy. New York: Free Press.
11. Porter، M.E. (1991): ”Towards a Dynamic Theory of Strategy.” Strategic Management Journal، 12، 95- 119.
12. Prahalad، C.K. - Hamel، G. (1990): ”The Core Competence of the Corporation.” Harvard Business Review، May-June، 79-91.
13. Rumelt، R.P. - Schendel، D.E. - Teece، D.J. (eds) (1994). Fundamental issues in strategy. A research agenda. Cambridge، Mass: Harvard Business School Press.
14. Selznick، P. (1957): Leadership in Administration. New York: Harper & Row.
15. Thompson، A.A. - Strickland، A.J. (1992): Strategy formulation and implementation. Tasks of the General Manager. Fifth Edition، Englewood Cliffs، N.J.: Irwin.
16. Wernerfelt، B. (1984): ”A resource-based view of the firm.” Strategic Management Journal، 5، 171-180.

+ نوشته شده در  سه شنبه دوازدهم خرداد 1388ساعت 10:23 بعد از ظهر  توسط حسن تهراني  | 

مديريت استراتژيک -ارزشیابی

مديريت استراتژيک

مديريت استراتژيک فعاليت‌هاي مربوط به بررسي، ارزشيابي و انتخاب استراتژي‌ها، اتخاذ هر گونه تدابير درون و بيرون سازماني براي اجراي اين استراتژي‌ها و در نهايت کنترل فعاليت‌هاي انجام شده را در برمي‌گيرد

 

کد خبر : 269

تاریخ انتشار : 4:9 - 04 مرداد 1387

 

مقدمه

آيا تا به حال از خود پرسيده‌ايد که چرا بعضي از شرکت‌هاي بزرگ و موفق در مدت زمان کوتاهي با از دست دادن سهم بزرگي از بازار خود به موقعيتي معمولي و حتي تأسف بار تنزل يافته‌اند و چرا برخي از شرکت‌هاي کوچک و گمنام به يکباره به جايگاه‌هاي ممتازي در صحنه رقابت بين الملل رسيده‌اند؟ آيا در اين مورد فکر کرده‌ايد که چرا برخي از مؤسسات، نوسان‌هاي سياسي، اقتصادي، اجتماعي را به راحتي تحمل نموده و بر آنها غلبه مي‌کنند و در مقابل برخي از سازمان‌ها طعم تلخ شکست را چشيده و از ادامه راه باز مي‌مانند؟ به عقيده بسياري از متخصصان علم مديريت پاسخ بسياري از اين گونه سئوالات را بايد در مفاهيمي به نام «استراتژي» و «مديريت استراتژيک» جستجو کرد. در اين مقاله سعي شده است نگاهي گذرا بر مديريت استراتژيک و ضرورت و موانع بکارگيري آن در سازمان‌ها داشته باشيم.

2- تعريف استراتژي و مديريت استراتژيک

تاکنون تعاريف مختلف و گاه ناسازگاري از استراتژي و مديريت استراتژيک ارائه شده است. به تعبير يکي از متخصصان مديريت اين عبارات مانند« هنر» است که وقتي آنها را مي‌بينيم تشخيص دادن آنها آسان است اما وقتي در پي تعريف کردن و توضيح دادن آنيم خيلي مشکل به نظر مي‌رسد. با اين حال در اينجا سعي شده است تا تعاريفي که جوهره کليه مفاهيم را دارا باشد ارائه دهيم.

2-1- استراتژي

الگويي بنيادي از اهداف فعلي و برنامه‌ريزي شده، بهره برداري و تخصيص منابع و تعاملات يک سازمان با بازارها، رقبا و ديگر عوامل محيطي است. طبق اين تعريف يک استراتژي بايد سه چيز را مشخص کند:

  • چه اهدافي بايد محقق گردد
  • روي کدام صنايع، بازارها و محصول‌ها بايد تمرکز کرد
  • چگونه براي بهره‌برداري از فرصت‌هاي محيطي و مواجهه با تهديدهاي محيطي به منظور کسب يک مزيت رقابتي منابع تخصيص يابد و چه فعاليت‌هايي انجام گيرد.

2-2- مديريت استراتژيک

تصميمات و فعاليت‌هاي يکپارچه در جهت توسعه استراتژي‌هاي مؤثر، اجرا و کنترل نتايج آنهاست.
بنابراين مديريت استراتژيک فعاليت‌هاي مربوط به بررسي، ارزشيابي و انتخاب استراتژي‌ها، اتخاذ هر گونه تدابير درون و بيرون سازماني براي اجراي اين استراتژي‌ها و در نهايت کنترل فعاليت‌هاي انجام شده را در برمي‌گيرد.

3- ضرورت استفاده از مديريت استراتژيک

با نگاهي دقيق به مفهوم مديريت استراتژيک مي‌توان به ضرورت استفاده از آن پي برد. با توجه به تغييرات محيطي که در حال حاضر شتاب زيادي به خود گرفته است و پيچيده شدن تصميمات سازماني، لزوم بکارگيري برنامه‌اي جامع براي مواجهه با اينگونه مسائل بيشتر از گذشته ملموس مي‌شود. اين برنامه چيزي جز برنامه استراتژيک نيست. مديريت استراتژيک با تکيه بر ذهنيتي پويا، آينده‌نگر، جامع‌نگر و اقتضايي راه حل بسياري از مسائل سازمانهاي امروزي است. پايه هاي مديريت استراتژيک بر اساس ميزان درکي است که مديران از شرکت‌هاي رقيب، بازارها، قيمت‌ها، عرضه‌کنندگان مواد اوليه، توزيع‌کنندگان، دولت‌ها، بستانکاران، سهامداران و مشترياني که در سراسر دنيا وجود دارند قرار دارد و اين عوامل تعيين‌کنندگان موفقيت تجاري در دنياي امروز است. پس يکي از مهمترين ابزارهايي که سازمان‌ها براي حصول موفقيت در آينده مي‌توانند از آن بهره گيرند «مديريت استراتژيک» خواهد بود.

4- مزاياي مديريت استراتژيک

مديريت استراتژيک به سازمان اين امکان را مي‌دهد که به شيوه‌اي خلاق و نوآور عمل کند و براي شکل دادن به آينده خود به صورت انفعالي عمل نکند. اين شيوه مديريت باعث مي‌شود که سازمان داراي ابتکار عمل باشد و فعاليت‌هايش به گونه‌اي درآيد که اعمال نفوذ نمايد (نه اينکه تنها در برابر کنش‌ها، واکنش نشان دهد) و بدين گونه سرنوشت خود را رقم بزند و آينده را تحت کنترل درآورد.
از نظر تاريخي، منفعت اصلي مديريت استراتژيک اين بوده است که به سازمان کمک مي‌کند از مجراي استفاده نمودن از روش منظم تر، معقول‌تر و منطقي‌تر راه‌ها يا گزينه‌هاي استراتژيک را انتخاب نمايد و بدين گونه استراتژي‌هاي بهتري را تدوين نمايد. ترديدي نيست که اين يکي از منافع اصلي مديريت استراتژيک است  ولي نتيجه تحقيقات کنوني نشان مي‌دهد که اين فرايند مي‌تواند در مديريت استراتژيک نقش مهم‌تري ايفا کنند. مديران و کارکنان از طريق درگيرشدن در اين فرايند خود را متعهد به حمايت از سازمان مي‌نمايند. يکي ديگر از مهمترين منافع مديريت استراتژيک اين است که موجب تفاهم و تعهد هر چه بيشتر مديران و کارکنان مي‌شود. يکي از منافع بزرگ مديريت استراتژيک اين است که موجب فرصتي مي‌شود تا به کارکنان تفويض اختيار شود. تفويض اختيار عملي است که به وسيله آن کارکنان تشويق و ترغيب مي‌شوند در فرايندهاي تصميم‌گيري مشارکت کنند، خلاقيت، نوآوري و خيال پردازي را تمرين نمايند و بدين گونه اثر بخشي آنها افزايش خواهد يافت.

5- فرآيند مديريت استراتژيک

فرآيند مديريت استراتژيک را مي‌توان به چهار مرحله تقسيم کرد:

  • تحليل وضعيت
  • تدوين استراتژي 
  • اجراي استراتژي
  • ارزيابي استراتژي

که اين مراحل را به اختصار توضيح مي‌دهيم:

5-1- تحليل وضعيت

  • اهداف بلندمدت، مأموريت سازمان (علت وجودي و اينکه چه هستيم)، چشم انداز سازمان (چه مي‌خواهيم باشيم)
  • تجزيه و تحليل محيط داخلي و قابليت‌هاي سازمان
  • تجزيه و تحليل محيط خارجي

5-2- تدوين استراتژي

در تدوين استراتژي بايد ابتدا مجموعه استراتژي‌هاي قابل استفاده را ليست کرده و سپس با استفاده از مدل‌هاي مختلفي که در بحث‌هاي مديريت استراتژيک آمده است و با توجه به نتايج بدست آمده در تحليل وضعيت که در مرحله اول آمده است استراتژي برتر را انتخاب مي‌کنيم. در اين مرحله بايد مديران مياني و حتي رده پائين سازمان را نيز مشارکت داد تا در آنها ايجاد انگيزش کند.

5-3- اجراي استراتژي

براي اجراي استراتژي‌ها بايد از ابزار زير بهره گرفت:

  • ساختار سازماني متناسب با استراتژي‌ها
  • هماهنگ‌سازي مهارت‌ها، منابع و توانمندي‌هاي سازمان در سطح اجرايي
  • ايجاد فرهنگ سازماني متناسب با استراتژي جديد سازمان

اجراي موفقيت آميز استراتژي به همکاري مديران همه بخش‌ها و واحدهاي وظيفه‌اي سازمان نياز دارد.

5-4- ارزيابي استراتژي

براي تعيين حدود دستيابي به هدف‌ها، استراتژي اجرا شده، بايد مورد کنترل و نظارت قرار گيرد. ارزيابي استراتژي شامل سه فعاليت اصلي مي‌شود:

  • بررسي مباني اصلي استراتژي‌هاي شرکت
  • مقايسه نتيجه‌هاي مورد انتظار با نتيجه‌هاي واقعي
  • انجام دادن اقدامات اصلاحي به منظور اطمينان يافتن از اين که عملکردها با برنامه‌هاي پيش بيني شده مطابقت دارند.

اطلاعاتي که از فرايند ارزيابي استراتژي به دست مي‌آيد بايد به گونه‌اي باشد که عمليات و اقدامات را تسهيل نمايد و بايد کساني يا واحدهايي را معرفي نمايد که نياز به اصلاح دارند.

6- موانع و مشکلات طراحي برنامه‌هاي استراتژيک

در اين زمينه اولين مشکلات عبارتست از موانع ايجاد و توسعه روند مديريت استراتژيک در سازمان‌ها که اين فرآيند را از بنيان و پاي بست با مشکل مواجه مي‌سازند. دلايل گوناگوني وجود دارند که برخي از سازمان‌ها تمايل چنداني به ايجاد و توسعه روندهاي مديريت استراتژيک از خود نشان ندهند که مهمترين آنها عبارتند از:

  • عدم آگاهي مديريت سطح بالا نسبت به وضعيت واقعي سازمان
  • خودفريبي مديران سطح بالا به طور جمعي درباره موقعيت سازمان
  • توجه مديران به حفظ وضع موجود
  • درهم آميختگي دشواري‌هاي مشترک مديريت سطح بالا و دشواري‌هاي عملکرد روزانه
  • کاميابي‌هاي گذشته سازمان
  • اشتباه تلقي کردن هر گونه تغيير در رابطه با هر چه در گذشته در سازمان انجام گرفته است
  • نارسايي در کاربرد وظايف فوري

7- بررسي موانع اجراي برنامه‌هاي استراتژيک

يکي از پژوهشگران مديريت استراتژيک، در مقاله‌اي تحت عنوان«هفت خطاي مرگبار استراتژيک» به بيان خطاها و مشکلات رايج در زمينه اجراي استراتژي مي‌پردازد:

خطاي مرگبار شماره ۱- استراتژي ارزش اجرا ندارد

استراتژيي ارزش اجرا کردن را دارد که قدرت الهام‌دهي داشته باشد و به کارکنان کمک کند تا دريابند وظايفشان چگونه با استراتژي مرتبط مي‌شود، به عنوان راهنمائي براي اولويت بندي تصميمات بکار رود و در کارکنان براي تسهيل ارتباطات ايجاد بصيرت نمايد.

خطاي مرگبار شماره ۲- کارکنان در مورد اينکه استراتژي چگونه اجرا خواهد شد روشن نيستند

 در اين مورد تعدادي موضوع مهم هستند که بايد در ابتدا مشخص شوند. اين موضوعات عبارتند از:

  • اولويت‌ها: اولويت‌هاي شما چيست؟
  • جدول زماني: اجراي استراتژي با چه سرعتي بايد پيش برود.
  • تأثيرات: استراتژي، چه تأثيري بر فعاليت‌هاي شما مي‌گذارد.
  • مشارکت: چه کساني بايستي مشارکت داشته باشند و در چه زماني.
  • مخاطرات: مخاطراتي که مانع اجراي استراتژي هستند را شناسايي و آنها را کاهش دهيد.

خطاي مرگبار شماره ۳- مشتريان و کارکنان، استراتژي‌ها را به طور کامل در نيافته‌اند

برنامه اجراي استراتژي بايد شامل يک برنامه ارتباطات باشد که مشخص کند به چه افرادي و تا چه اندازه بايد در مورد استراتژي توضيح داده شود.

خطاي مرگبار شماره ۴ - مسئوليت اشخاص در زمينه اجراي تغييرات نامشخص است

کارکنان بايد به منظور اجراي استراتژي کاملاً تفهيم شده و مسئوليت‌هاي خاص هر يک به آنان واگذار شود. هر چه تعداد افرادي که بطور مستقيم در فرايند اجرا مشارکت داده مي‌شوند بيشتر باشد بهتر است.

خطاي مرگبار ۵- مدير عامل و مديران ارشد به هنگام شروع اجرا، از صحنه خارج مي‌شوند

غالباً، سطح علاقه مديران ارشد پس از تدوين استراتژي و توافق بر آن کاهش مي‌يابد. اگر کارکنان احساس کنند که مديريت ارشد کاملاً نسبت به استراتژي متعهد نيستند علاقه آنان نيز کاهش مي‌يابد.

خطاي مرگبار ۶- عدم تشخيص موانع

برنامه‌ها هيچگاه دقيقاً اجرا نمي‌شوند. سازمان‌ها در يک محيط پويا و متغير فعاليت مي‌کنند لذا حوادث پيش بيني نشده ممکن است در طول اجرا سر بر آورند. بايد اين موانع، تشخيص داده شوند و زماني که اين بحران‌ها و عدم اطمينان‌ها به وقوع مي‌پيوندند، کارکنان بايد براي ايجاد راه‌حل‌هايي خلاقانه در جهت غلبه بر اين موانع تشويق شوند.

خطاي مرگبار ۷- فراموش کردن کسب و کار

يک مخاطره ديگر عبارت است از اين که تدوين و اجراي استراتژي تمام توجه مديران ارشد را به خود جلب نمايد و آنان

فراموش کنند که کسب و کاري دارند که بايد به اداره آن بپردازند.

 

 

منابع:

 

 

ديويد، فردآر، مديريت استراتژيک، ترجمه:دکتر علي پارسائيان و دکتر سيد محمد اعرابي

 

 

واکر،آوريل سي.، استراتژي بازاريابي، ترجمه دکتر سيد محمد اعرابي و داود ايزدي

 

 

سيد صالحي، سيد رضا، بررسي موانع بکارگيري مديريت استراتژيک در شهرداري تهران، پايان نامه کارشناسي ارشد، دانشگاه امام صادق (ع)

 

 

شکري، مصطفي، کنکاشي در شناخت مديريت استراتژيک، نشريه مديريت(انجمن مديريت ايران)، شماره۵۳و،۵۴ آبان ۸۰

 

Dr. Richard W. Oliver, The Evolution of Business Strategy, Journal of Business Strategy, 2005

+ نوشته شده در  سه شنبه دوازدهم خرداد 1388ساعت 10:21 بعد از ظهر  توسط حسن تهراني  | 

تاثيرات فناوري اطلاعات بر زنجيره ارزش سازماني

تاثيرات فناوري اطلاعات بر زنجيره ارزش سازماني

مهندس مجيد تفرشي
tafreshi@ms.atu.ac.ir

چكيده
نوشتار حاضر به بررسي اثرات و جلوه هاي گوناگون فناوري اطلاعات (IT)، در سرتاسر زنجيره ارزش سازمان مي پردازد و درنهايت با تعمق در شرايط فعلي سازمانهاي كشور و توجه به تجارب موجود در سطح دنيا و پيشنهاداتي در زمينه الزامات و اولويتهاي سرمايه گذاري سازمانهاي داخلي درهريك از جنبه هاي متعدد IT ارائه خواهدشد كه مي تواند دستمايه اي براي تدوين استراتژي ها و جهت گيريهاي كلان سازمانهاي خصوصي و دولتي كشور در حيطه فناوري اطلاعات فراهم سازد.

مقدمه
آيا درصورت آزادسازي واردات، صنايع كشور تاب رقابت خواهد داشت؟ چه تدابيري براي غلبه بر ضعفهاي تكنولوژيك، بهبود كيفيت و افزايش بهره وري در سازمانهاي داخلي كارساز خواهدبود؟
چگونه مي توان افكار عمومي (مشتريان) را از صنايع كشور خشنود ساخت؟
و... هزاران سوال ديگر كه دغدغه مديران و دست اندركاران صنعت است.
فناوري اطلاعات به عنوان ابزار و بستر توسعه، در عرصه رقابت جهاني براي سازمانها و داراي مزاياي بي شماري است. امروزه تمامي صنايع به نوعي در معرض تحولات اين فناوري واقع شده اند.
جلوه هاي كاربرد IT در صنايع در كليه حوزه هاي زنجيره ارزش (VALUE CHAIN) از ارتباط با تامين كنندگان تا توليد و ارتباط با مشتريان أشكار است.
زنجيره ارزش: مايكل پورتر انديشمند حوزه كسب و كار در سال 1985 مدل زنجيره ارزش را ارائه داد (PORTER 1985). طبق اين مدل فعاليتهــــاي دخيل در سازمانهاي توليدي را مي توان به دو بخش: فعاليتهاي اصلي و فعاليتهاي پشتيباني تقسيم كرد. اين فعاليتها عبارتند از:
1 - فعاليتهاي اصلي: تداركات ورودي؛ عمليات توليدي؛ تداركات خروجي؛ بازاريابي و فروش؛ خدمات پس از فروش.
2 - فعاليتهاي پشتيباني: زيرساختهاي سازماني (حسابداري مالي مديريت)؛ مديريت منابع انساني؛ تحقيق وتوسعه؛ تهيه و تداركات.
فعاليتهاي اصلي آن دسته از فعاليتهايي هستند كه اصطلاحاً ارزش افزا (VALUE-ADDED) ناميده مي شوند. يعني انجام أنها سبب ارتقاي ارزش محصول و حركت أن به سمت مشتري مي شوند. مثلاً مواداوليه وارده، دريافت، ذخيره سازي و... مي شود (لجستيك ورودي) سپس عمليات توليدي بر روي اين مواد صورت مي گيرد كه آن را به محصول توليدشده ارتقا مي دهد. در ادامه محصول توليدي بسته بندي، حمل و انبار مي شود (لجستيك خروجي). سپس فعاليتهاي بازاريابي بر روي محصول سبب افزايش ارزش محصول و فروش آن سبب تبـــــديل محصول به پول مي شود. خدمات پس از فروش نيز فعاليت ارزش افزاي ديگري است كه در انتها درمورد محصول اعمال مي گردد.تمامي اين فعاليتها منبع مستقيم ســـــودآوري سازمان به شمار مي روند.
فعاليتهاي پشتيباني آن دسته از فعاليتهايي هستنـــد كه حول فعاليتهاي اصلي و براي آماده ســـــــازي شرايط اجراي آنها انجام مي شوند (شكل 1).



رويكرد زنجيره ارزش در تحليل فعاليتهاي درون سازماني ابزاري موثر در شناخت نقاط ضعف و قوت و تصميم گيري درمورد هريك از اين فعاليتهاست. اين زنجيره از دوسو با موثرترين عوامل محيطي يعني تامين كنندگان و مشتريان مرتبط مي شود. ارتباط زنجيره ارزش سازمان با زنجيره ارزش تامين كنندگان و مشتريان تشكيل زنجيره اي را مي دهد كه »پــــورتر« از آن به عنوان سيستم ارزش نام مي برد. اما اسامي ديگري مانند شبكه ارزش و يا زنجيره ارزش گسترده و نيز زنجيره عرضه بر آن اطلاق شده است.
امروزه فناوري اطلاعات در هريك از اين حلقه هاي زنجيره گسترده ارزش كاربردهاي عملي و موثري يافته است. درادامه با استفاده از مفهوم زنجيره ارزش گسترده به بررسي نقش IT در صنايع و سازمانها پرداخته و به طور خلاصه مهمترين فناوريهاي مربوطه را معرفي مي كنيم.

نقش فناوري اطلاعات در صنعت
در دهه 1970 كه كاربرد فناوري اطلاعات در سازمانها به ويژه صنايع توليدي گسترش چشمگيري يافت، مكانيزه سازي فعاليتها اهم اين كاربردها بود. لذا اولين جلوه هاي IT در زمينه مديريت موجودي و سيستم هاي تهيه صورتحساب بود. هدف از اين سيستم ها كاهش هزينه هاي پردازش داده ها بود. با پيشرفت سيستم هاي اطلاعاتي، سيستم هاي MRP در زمينه برنامه ريزي مواد موردنياز و شكل گرفت. به دنبال آن سيستم هاي MRPII از توسعه اين سيستم ها به وجود آمد. در دهه 1990 سيستم هاي ERP براي رفع معضل عدم يكپارچگي سيستم ها و بهره برداري از مزيت يكپارچگي به وجود آمدند. ضمن اينكه با به وجود آمدن امكانات شبكه، سيستم هاي بين سازماني (IOS) ، مبادلات الكترونيكي (EDI) و در اين اواخر كسب وكار الكترونيك (E-BUSINESS) رشد و تسوعه يافتند. (شكل 2)



با استفاده از مدل تلفيقي زنجيره ارزش گسترده به بررسي كاربردهاي فناوري اطلاعات در سازمانها مي پردازيم. (شكل 3)



برنامه ريزي منابع انساني چيست؟
سيستم هاي اطلاعاتي كه در دهه هاي گذشته مورداستفاده قرار مي گرفت داراي ضعف و يا عدم برخورداري از مزيتي بودند كه همان يكپارچگي سيستم ها است.
همان طور كه در زنجيره ارزش سازمان مشاهده كرديم فعاليتهاي درون سازمان در ارتباط تنگاتنگ با يكديگر هستند. اين ارتباط سبب مي شود براي برنامه ريزي هريك از اين فعاليتها در زنجيره ارزش نيازمند اطلاعاتي از ساير حوزه هاي كاركردي باشيم. از اين رو يكپارچگي سيستم هاي اطلاعاتي سبب تسهيل و تسريع برنامه ريزي منابع سازماني مي شود. كاهش فعاليتهاي اضافي و فعاليتهاي مازاد، برنامه ريـــــزي جامع و دقيق و حصول تصميم گيريهاي دقيقتر و... از مزاياي يكپارچگي است.
سيستم هاي برنامه ريزي جامع منابع سازمان (ERP) بر محور پاسخگويي به اين نياز شكل گرفتند. به طور خلاصه برنامه ريزي منابع سازمان را مي توان راهكاري يكپارچه براي برنامه ريزي و مديريت تمامي منابع سازمان تعريف كرد (TURBAN 2002). درحقيقت سيستم هاي برنامه ريزي منابع سازمان دربرگيرنده همان ماژول هاي MIS هستند كه با رويكــــردي سيستمي و يكپارچه طراحي شده اند.

استقرار سيستم برنامه ريزي منابع سازمان
- پياده سازي يك سيستم برنامه ريزي منابع سازمان به صورت كارا و موفق دربرگيرنده زمان و هزينه بالايي است. لذا اگر از مشاوري مي شنويد كه يك برنامه ريزي منابع را در سازمان در عرض 3 تا 6 ماه پياده مي كند قاطعانه نپذيرند. چنين زمان كوتاه وقتي ميسر است كه يا سازمان خيلي كوچك باشد كه در اين صورت اصلاً استفاده از اين سيستم عاقلانه نيست و يا اينكه پياده سازي تنها محدود به بخش كوچكي از سازمان باشد كه در اين صورت نيز برنامه ريزي منابع سازمان چيزي نيست جز يك نرم افزار گران كه انتخاب أن به نفع سازمان نيست (SHIELDS,M.G. 2001). در شرايط كنوني كشور ما^، پياده سازي چنين سيستم هايي بيش از دو سال طول خواهدكشيد.
- به كارگيري سيستم برنامه ريزي منابع سازمان مستلزم زيرساختهاي فني سازماني منابع انساني و تغيير سازماني است. لذا در برنامه ريزي براي پياده سازي آن مديريت تغيير و مهندسي مجدد فعاليتها ضروري است (CHORAFAS 2001).
- اگر برنامه ريزي منابع سازمان به درستي و با ملاحظات اقتصادي وسازماني صورت گيرد سودآوري آن قطعي است.
- باتوجه به روند حركت كسب و كار و مباحثي مانند كسب و كار الكترونيكي سازمانها خــــواه ناخواه طي زمان به سوي استفاده از سيستم هاي برنـــامه ريزي منابع سازمان رانده مي شوند. چه اينكه وجود سيستم هاي اطلاعاتي يكپارچه از ضروريات حركت به سمت كسب و كار الكترونيك و رقابت در سالهاي آتي است.
- بررسي 63 سازمان در سطح جهان نشانگر اين است كه به طور ميانگين بازگشت سرمايه در استقرار سيستم هاي برنامه ريزي منابع سازمان پس از 8مــاه آغاز و مقدمه صرفه جويي در هزينه ها بسيار بالاست (KOCH C, 2002). - در پياده سازي سيستم ها بازنگري فرايندها و مهندسي مجدد به ويژه در سازمانهاي كشور ما امري است حياتي كه بدون آن چندان نمي توان به مزاياي حاصل از پياده سازي اميدوار بود.

مزاياي پياده سازي سيستم برنامه ريزي منابع انساني
سرعت بخشيدن و استانداردكردن فرايندها و پردازشهاي توليدي محصول و ارائه خدمات؛
ايجاد فرصت و رغبت تغيير براي سازمان (توفيق اجباري)؛
يكپارچه سازي اطلاعات؛
صرفه جوييهاي ناشي از تخصيص و مصرف بهينه منابع؛
كمك به تصميم گيريهاي بهتر و دقيقتردر سطوح تصميم گيري.

مديريت زنجيره تامين چيست؟
در دهه 60 و 70 ميلادي، سازمانها جهت افزايش توان رقابتي خود تلاش مي كردند تا با استاندارد سازي و بهبود فرايندهاي داخلي خود محصولي با كيفيت بهتر و هزينه كمتر توليد كنند. در آن زمان تفكر غالب اين بود كه مهندسي و طراحي قوي و نيز عمليات توليد منسجم و هماهنگ، پيش نياز دستيابي به خواسته هاي بازار و درنتيجه كسب سهم بازار بيشتري است. لذا سازمانها تمام تلاش خود را بر افزايش كارايي معطوف مي كردند.
در دهه 80 ميلادي با افزايش تنوع در الگوهاي موردانتظار مشتريان، سازمانها به طور فزاينده اي به افزايش انعطاف پذيرش در خطوط توليد و توسعه محصولات جديد براي ارضاي نيازهاي مشتريان علاقه مند شدند. در دهه 90 ميلادي، به همراه بهبود در فرايندهاي توليد و به كارگيري الگوهاي مهندسي مجدد، مديران بسياري از صنايع دريافتند كه براي ادامه حضور در بازار تنها بهبود فرايندهاي داخلي و انعطاف پذيري در توانائيهاي شـــــركت كافي نيست، بلكه تامين كنندگان قطعات و مواد نيز بايد موادي با بهترين كيفيت و كمترين هزينه توليد كنند و توزيع كنندگان محصولات نيز بايد ارتباط نديكي با سياستهاي توسعه بازار توليد كننده داشته باشند. با چنين نگرشي، رويكردهاي زنجيره تامين و مديريت آن پابه عرصه وجود نهاد. ازطرف ديگر با توسعه سريع فناوري اطلاعات در سالهاي اخير و كاربرد آن وسيع آن در مديريت زنجيره تامين، بسياري از فعاليتهاي اساسي مديريت زنجيره با روشهاي جديد درحال انجام است.
تعريف زنجيره تامين: زنجيره اي است كه همه فعاليتهاي مرتبط با جريان كالا و تبديل مواد، از مرحله تهيه ماده اوليه تا مرحله تحويل كالاي نهايي به مصرف كننده را شامل مي شود. در ارتباط با جريان كالا دو جريان ديگر كه يكي جريان اطلاعات و ديگري جريان منابع مالي و اعتبارات است نيز حضور دارد (LAUDON & LAUDON 2002).
مديريت زنجيره تامين: عبارت است از فرايند يكپارچه سازي فعاليتهاي زنجيره تامين و نيز جريانهاي اطلاعاتي مرتبط با آن،ازطريق بهبود و هماهنگ سازي فعاليتها در زنجيره تامين تــــوليد و عرضه محصول (LAUDON&LAUDON 2002).
نكته قابل ذكر اين است كه اصطلاح مديريت زنجيره تامين(6) (SCM) به معناي مديريت زنجيره عرضه دربرگيرنده سازمان، تامين كننده و مشتريان است و اين مفهومي است معادل زنجيره ارزش گسترده كه در ابتدا معرفي شد اما مراد از اصطلاح مديريت زنجيره تامين طي اين نوشتار مفهوم خاص آن است كه به معناي مديريت زنجيره تامين ناميده مي شود و بر رابطه ميان سازمان و تامين كنندگانش متمركز است.
مشكلات زنجيره تامين
به لحاظ ساختاري مهمترين مشكلي كه زنجيره تامين با آن روبروست، مشكل تعدد مراكز تصميم گيري براي توليد، تبديل و جريان كالاست. اين امر موجب تشديد نوسانات تقاضا در طول زنجيره مي شود. هرچقدر از انتهاي زنجيره به سمت ابتداي زنجيره (اولين تامين كننده) حركت كنيم، نوسانات تقاضا تشديد مي گردد. اين پديده به اثر »شلاق چرمي« معروف است. بدين ترتيب سبب موجودي انباشته زيادي دربين اعضاي زنجيره ايجاد مي شود كه باعث بالارفتن هزينه و قيمت نهايي كالا شده و قدرت رقابت زنجيره كاهش خواهديافت.
فناوري اطلاعات ازطريق تسهيل و تسريع تبادل اطلاعات سازمان و تامين كنندگان را قادر به آگاهي و تامين به موقع احتياجات يكديگر مي كنــد و اين فلسفه توليد به هنگام را قوت مي بخشد.

فناوري اطلاعات و مديريت زنجيره تامين
مديريت زنجيره تامين بر رويكردي مشتري محور استوار است. لذا ارتباط به موقع و كامل بين همه عناصر زنجيره جهت اطلاع از نيازهاي مشتري و ميزان تامين نيازها از ضروريات زنجيره است. براي تسهيل جريان اطلاعات و مديريت دقيق آن بستري مناسبي از نرم افزارها و سيستم هاي اطلاعاتي يكپارچه و شبكه هاي اكسترانت و اينترانت موردنياز است. با به كارگيري تجارت الكترونيك در زنجيره تامين نيز مي توان برمبناي مدل(7) B2B و(8) B2E جهت توصيف عمليات خريد، فروش و مبادله محصــولات، خدمات و اطلاعات ازطريق شبكه هاي رايانه اي و به خصوص اينترنت با تامين كنندگان بهره جست.

برمبناي مدلي ديگر از تجارت الكترونيك (E-COMMERCE) شركتهاي همكار در يك زمينه به خصوص ازطريق شبكه هاي الكترونيكي نيز مي توانند به همكاري و اشتراك مساعي بپردازند. چنين همكاري اغلب بين شركتهــاي حاضر در يك زنجيره تامين اتفاق مي افتد.

مديريت ارتباطات مشتري چيست؟
(9)CRMواژه اي است كه شامل انواع متدولوژي، نرم افزار و قابليتهاي اينترنت است كه به يك شركت در مديريت و نحوه ارتباط با مشتريان (بازاريابي - سفارش گيري و فروش) كمك مي كند (LAUDON & LAUDON 2002) . به عنوان مثال، شركت ممكن است يك پايگاه اطلاعاتي درمورد مشتريانش ايجاد كند و در آن چگونگي ارتباطات را با جزئيات كافي مشخص سازد به گونه اي كه مديريت، مسئولان فروش، ارائه كنندگان خدمات و شايد حتي خود مشتريان بتوانند مستقيماً به داده ها دسترسي يابند.
تطابق نيازهاي مشتريان با نوع محصولات و خدمات و دراختيار داشتن اطلاعات كافي از نياز مشتري و همچنين دسترسي به اطلاعاتي نظير محصولات يا خدمات ديگري كه مشتري قبلاً دريافت كرده از مزاياي ديگر اين سيستم است.

شرح سيستم مديريت ارتباطات مشتري
براي پياده سازي اين سيستم بايستي از سيستم هاي نرم افزاري ويژه استفاده كرد. اين سيستم ها داراي هسته هاي اصلي و استاندارد بوده كه ممكن است بنا به شرايط هر سازمان نياز به تكميل و توسعه سفارشي اين سيستم ها باشد. سيستم هاي مديريت ارتباطات مشتري فعلاً داراي 5 موتور اصلي و استاندارد به شرح زير است كه به احتمال زياد در آينده تغيير كرده و موتورهاي ديگري به آنها اضافه خواهدشد:
تمركز اطلاعات مشتري در يك نقطه: چرا كه در شرايط حاضر در اكثر سازمانها كه اطلاعات مشتريها را دقيقاً نگهداري مي كنند اين اطلاعات در نقاط مختلفي (اطلاعات نزد فروشنده، امور مالي، خدمات پس از فروش و...) جمع آوري مي شوند كه براي استفاده از آنها و براي توسعه بازار مشكلات زيادي به دليل تفرق اطلاعات مشتري ايجاد مي شود؛
تجزيه وتحليل و بخشي كردن اطلاعات مشتري: درصورت تنوع كالا و خدمات يك سازمان، اين موتور اقدام به بخش كردن مشتريها و تجزيه تحليل ويژه براي وضعيت جاري و توسعه بازارهاي هدف براساس اطلاعات هر بخش مي كند؛
اختصاصي كردن نياز مشتري: باتوجه به امكان ارتباط خاص با مشتريها، اين موتور خواهد توانست نياز مشتريها را به صورت خــاص جمع آوري و دراختيار سازمان قرار دهد تا سازمان بتواند نياز خاص آنها را طراحي و تامين سازد؛
امكان تماس با مشتري ازطريق وسيله موردعلاقه هركدام: بعضي مشتريها از سيستم فاكس، و بعضي پست الكترونيكي، و بعضي نامه و امثال آن استفاده مي كنند. اين موتور ضمن برقراري ارتباط فعال و سريع با تمام مشتريها^، با هركدام ازطريق وسيله انتخابي وي تماس مي گيرد؛
انتقال اطلاعات ومبادلات بين مشتري و سازمان: تمامي ارتباطات و مبادلات بين مشتريها و سازمان ازطريق اين موتور مديريت مي شود. اين اطلاعات شامل سفارش كالا و خدمات، اطلاعات مالي و پرداختها، اطلاعات ساخت و تكميل سفارش مشتري، ارسال كالا يا خدمات براي مشتري، ارسال صورتحساب، اطلاعات ارسال كالا و خدمات پس از فروش آموزش وپشتيبانيهاي مشتري، اطلاع رساني به مشتريها براساس علاقه و نياز هركدام، وبقيه موارد است.

نگاهي به نقش فناوري اطلاعات درسازمانها
امروزه استفاده از جنبه هاي مختلف فناوري اطلاعات درسازمانهاي سطح جهان امــري ناگزير و گسترده است. استفاده از سيستم هاي توليد منعطف، سيستم هاي يكپارچه اطلاعاتي، شبكه هاي ارتباطـــــي بين سازماني (IOS) و سيستم هاي مديريت زنجيره عرضه و... از ضروريات رقابت در عرصه جهاني به شمار مي آيد. جلوه هاي نوين كسب و كار الكترونيكي در عرصه صنايع گسترش فوق العاده اي يافته است.
دراين ميان، تشكيل شبكه هاي ارتباطي مشترك بين شركتهاي معظم هر صنعت، آنها را قادر به كسب و تسهيم منافع عظيم و درعين حال ايجاد مانع براي ورود رقباي جديد درعرصه جهاني ساخته است.

استراتژي هاي فناوري اطلاعات در بخش صنايع و سازمانهاي كشور
به برخي از شايع ترين مشكلات و پيش فرضها و احتمالاتي كه صنايع كشور با آن روبرو هستند مي پردازيم:
بيشتر شركتهاي سازمانهاي كشور در زمينه سيستم هـــاي اطلاعاتي داراي نقايص و كاستي هاي فراوانند لذا براي ترميم يا ايجاد آنها سرمايه گذاري هاي وسيع موردنياز است؛ استفاده و به كارگيري فناوري اطلاعات در سازمانها براي باقي ماندن در عرصه رقابت (سطح جهان) يا كاهش هزينه ها و رضايت مشتري الزامي است؛ صنايع كشور ما براي رقابت در عرصه جهاني نيازمند همكاري با يكديگر براي ورود به اين بازارها و رقابت دراين بازارها هستند؛
قدرت رقابت صنايع كشور در بازارهاي جهاني با معيارها و استانداردهاي سازماني كنوني بسيار ضعيف خواهدبود؛
هزينه ها در زنجيره عرضه صنايع داخلي به نسبت استانداردهاي جهاني بسيار بالاست؛
رضايت مشتريان عامل بالقوه اي در سودآوري سازماني است و صنايع ما در كسب رضايت مشتريان با مشكل مواجه اند (قيمت وكيفيت و....)؛
در سالهاي اخير صنعت قطعه سازي و تامين از داخل صنايع كشور رونق يافته و بالطبع تعداد تامين كنندگان افزايش يافته. مديريت مناسب وارتباطات سريع با اين تامين كنندگان مي تواند تاثير بسزايي دركاهش هزينه و افزايش كيفيت ايفا كند؛
اغلب سازمانهاي ما با بازار انبوه و مازاد تقاضا روبرو هستند؛
صنايع كشور بايد به سمت شيوه هاي نوين مديريت و توليدگام بردارند تا در زمينه افزايش كيفيت و كاهش قيمت و افزايش تيراژ دست يابند.
توصيفاتي كه ازكاربردهاي فناوري اطلاعات در زنجيره ارزش سازمانها بيان شد هركدام به طور بــــــــالقوه پاسخي براي پيش فرضهاي ذكر شده درپي دارد. حال بايد ديد كه كدام كاربردها و براي رفع چه مشكل يا ترفيع كدام مزيت مناسب و معتبر است. به دليل محدوديت منابع. صنايع داخل كشور بايد اولويت و اثربخشي هريك از اين كاربردها را شناخته وبرنامه اي جامع در راستاي استفاده از فناوري اطلاعات در رفع ضعفها و ايجاد توانمنديهاي خويش تدوين كنند. درحقيقت تدوين استراتژي فناوري اطلاعات براي اين سازمانها ضرورتي حياتي به شمار مي آيد. و به گمان ما پيش از آنكه صنعت كشور به اجبار روي بدين سو نهد بهتر آن است كه آگاهانه و به سرعت درجهت تقويت و تبيين بنيانهاي فعاليت خويش برمبناي فناوري اطلاعات همت گمارد كه بي گمان نتايج مثبتي درپي خواهد داشت.
همان طور كه ذكر شد كاربرد فناوري اطلاعات درسازمانها و به ويژه صنايع جهان، امري بــــــديهي وضروري شده است. تصميم گيري درمورد استقراركاربردهاي فناوري اطلاعات به دليل حساسيت، هزينه هاي بالا و ريسك مـــــــوفقيت آن ازجمله تصميم گيريهاي حساس است كه پيش از اقدام، مي بايد تمامي جوانب را درنظر داشت و اطلاعات لازم را جمع آوري و تحليل كرد تا بتوان توجيه اقتصادي و سازماني آن را سنجيد. از آنجا كه نگارندگان به اين اطلاعات دسترسي نداشته و اصولاً هدف ما نيز تنها ارائه ديدگاههاي كلي براي كمك به تدوين استراتژي هاي سازمانهاي كشور در اين زمينه است لذا براساس مطالعات و آشنايي كه با اين مقوله داشته ايم و باتوجه به موارد ذكر شده در طول اين نوشتار بر اين باوريم كه:
- سازمانها و صنايع كشور بايد هرچه زودتر به سمت استفاده وسيع و برنامه ريزي شده از فناوري اطلاعات در فعاليتهاي خويش اقدام ورزند؛
- اين حركت بايد برنامه ريزي شده، سريع و با تدوين استراتژي فناوري اطلاعات شركت آغاز گردد؛
- رويكرد و سلسله مراتب حركتي توسعه كاربري هاي فناوري اطلاعات در اين سازمانها بايد از سلسله مراتب ذيل پيروي كند:
توسعه و تدارك زيرساختهاي موردنياز؛
منابع انساني و مهارتهاي موردنياز؛
مهندسي مجدد فرايندها؛
سخت افزار و سيستم مديريت پايگاه داده؛
شبكه هاي ارتباطات الكترونيكي درون و برون سازماني؛
مقدمات سازماني (برنامه ريزي، ساختار سازماني، افزايش قابليتها و مهارت هاي مديريتي و انساني و...).
ايجاد سيستم هاي اطلاعاتي يكپارچه درون سازماني (سيستم هاي توليد و خدمات، تداركات، بازاريابي و فروش، مالي و...)
استقرار سيستم هاي كاربردي پيشرفته(...CRM, SCM, IOS,)
حركت به سوي كسب وكار الكترونيك.

نتيجه گيري
صنايع كشور با محدوديتها و مشكلات عديده اي دست به گريبانند. اين صنايع براي حل اين معضلات وقابليت رقابت در عرصه جهاني نيازمند تحولات وسيع و سريع هستند. فناوري اطلاعات به عنوان ابزاري تحول آفرين داراي كاربردهاي مختلفي در هريك از مراحل زنجيره ارزش و عرضه سازمانهاست. اين كاربردها در صورت استفاده برنامه ريزي شده و مناسب مي توانند به سوالهاي فراروي صنايع كشور پاسخ دهند. حركت به سوي توسعه اين كاربردها بايد برنامه ريزي شده و برپايه استراتژي هاي آگاهانه در حوزه فناوري اطلاعات باشد. حركت به سوي اين فناوري جبريست كه بهتراست به اختيار به سوي آن گام نهاد.

پانوشتها:
1 - ERP : ENTERPRISE RESOURCE PLANNING.
2 - CAD: COMPUTER AIDED DESIGN.
3 - CAM: COMPUTER AIDED MANUFACTURING.
4 - MRPII: MANUFACTURE REQUIREMENT PLANNING.
5 - FMS: FLEXIBLE MANUFACTURING SYSTEM.
6 - SCM=SUPPLY CHAIN MANAGEMENT.
7 - BUSINESS TO BUSINESS.
8 - BUSINESS TO EMPLOYEES.
9 - CUSTOMER RELATIONSHIP MANAGEMENT.

منابع و مراجع
1 - CHORAFAS D.N. INTEGRATING ERP, CRM, SCM AND SMART MATERIAL, AUERBACH, 2001, CRC PRESS.
2 - KOCH, C. THE ABCs OF ERP, 2002. ERP CENTER.
3 - LAUDON, K AND LAUDEN J., MANAGEMENT INFORMATION SYSTEMS,
PRENTICE-HALL, 2002. 4 - SHIELDS M.G. E-BUSINESS AND ERP., 2001 WHILLEY.
5 - TURBAN, E. INFORMATION TECHNOLOGY FOR MANAGEMENT, 2002. WILLEY, INC.
6 - www.forester.com

 

+ نوشته شده در  سه شنبه دوازدهم خرداد 1388ساعت 10:14 بعد از ظهر  توسط حسن تهراني  | 

مطالعات هاف استد

 

 

 

 

هاف استد

 

 

 

 

 

 

 

 

مقدمه

 

تغييرات گسترده در سطح جهان و موج سريع پيشرفت و دگرگوني باعث ايجاد تغيير در تمامي جنبه هاي زندگي آدمي گرديده است و هر آنچه که روزي پديده اي نو به حساب مي آمد اکنون منسوخ و پديده هاي جديدتري جاي آن را گرفته است .

تجارت الکترونيکي يکي از نتايج مهم تغييرات  گسترده در عرصه تکنولوژي اطلاعات و روند جهاني شدن است که در مسير توسعه خود موانع گوناگوني را پيش رو دارد و يکي از مهمترين اين موانع مشکلات فرهنگي مي باشد خانم سوزان استرنج که از محققان برجسته در زمينه جهاني شدن مي باشد بر اين باور است که بزرگترين طوفانها را پس از استقرار اين تکنولوژي بايد در حوزه فرهنگي جستجو کرد .جهاني شدن از جنبه فرهنگي به مفهوم تسلط ارزشهاي فرهنگي غرب و مشروعيت يافتن جهاني آنها است تمايز بين حاکميت داخلي و خارجي که از اصول بنيادين نظام بين المللي مي باشد امروزه به جهت فرايند جهاني شدن در حال فرو پاشيدن است. (موحدي ، 1387 : 1)  طبق اين گفته شايد بتوان گفت جهاني شدن به معني نابودي سنتها وفرهنگ کشورهاي توسعه نيافته است زيرا در اين مسير توجه چنداني به هويت فرهنگي نشده است و تحميل فرهنگ کشورهاي پيشرفته به اين کشورها مشهود مي باشد و هدف از اين تحليل يکسان سازي جهاني جهت کسب منافع اقتصادي معرفي مي گردد .در مقابل عده اي معتقدند فرايند جهاني شدن

مزايائي نيز دارد و در آن سنت ها نابود که نمي شوند هيچ بلکه در اين روند به حفظ سنتهاي بومي نيز توجه مي شود و اشاره آنها به فعاليتهاي سازمانهاي بين المللي است جهت حفظ زيست بومها و اکوتوريسمها در اين راستا جهت گسترش تجارت الکترونيکي بايد به مسائل و تفاوتهاي فرهنگي توجه زيادي نمود تا ضمن شناخت راهکارهاي مناسب جهت توسعه آن موانع موجود را نيز شناخت و در جهت حذف اين موانع اقدام نمود . در اين مقاله سعي گرديده موانع موجود فرهنگي در راه گسترش و توسعه تجارت الکترونيکي در ايران معرفي و مورد بررسي قرار گيرد .

 

تجارت الکترونيکي

 

   تجارت الکترونيکي عبارت است از راه و روش جديد کسب وکار به صورت الکترونيکي و با استفاده از شبکه ها واينترنت . در اين روش فرايند خريد و فروش يا تبادل محصولات((کالاها)) خدمات و اطلاعات از طريق شبکه هاي کامپيوتري و مخابراتي در اينترنت صورت مي گيرد(حنفي زاده ، 1385 : 17) يا به عبارتي استفاده از تکنولوژي اطلاعات در تجارت .

 

 

 

 

انواع تجارت الکترونيکي

 

1- تجارت b2b:اولين روش خريدو فروش ومعاملات الکترونيکي است وهنوز هم طبق آخرين آمار بيشترين عايدي را کسب مي کند .b2b جائي استفاده مي گردد که بخواهيم خريد و فروش عمده را به کمک تجارت الکترونيکي انجام و خارج از حيطه خرده فروشان عمل نماييم .

 

2-    تجارت b2c : بيشترين سهم در انجام خرده فروشي را تشکيل مي دهد . اين نوع تجارت با گسترش وب به سرعت افزايش يافته و اکنون به راحتي مي توان انواع و اقسام کالاها را از طريق اينترنت خريداري کرد . در تجارت b2c در يک طرف توليد کننده و در طرف ديگر خريدار قرار دارد .

 

3- تجارت c2c : در اين مدل مزايده ها و مناقصه هاي کالا از طريق اينترنت انجام مي گيرد . مدلc2c شبيه به نيازمنديهاي طبقه بندي شده يک روزنامه و يا يک دکه در بازار دست دوم يا سمساري است . ايده اصلي اين مدل در اين است که مصرف کنندگان با يکديگر،بدون واسطه به خريد و فروش بپردازند .

 

3-    تجارت a2b :اين نوع شامل کليه ترا کنشهاي تجاري و مالي بين شرکتها و سازمانهاي دولتي است. تأمين نيازهاي دولت توسط شرکتها و پرداخت عوارض و مالياتها از جمله مواردي است که مي توان در اين نوع گنجاند. ( اعرابي ، 1386 :3 )

 

 

 

 

 

فرهنگ

 

واژه فرهنگ را در زبانهاي اروپايي(انگليسي،فرانسوي،آلماني)   Culture,culture,kultur مي گويند كه از واژه CULTURE   بر مي آيد ، ريشه لاتين COLERE اين واژه طيف معنايي گسترده اي داشته است. مسكن گزيدن،كشت كردن ،حراست كردن ، پرستش كردن (پهلوان،1382 :3) فرهنگ را ميتوان رفتار ويژه نوع بشر ناميده كه،همراه با ابزار مادي جزءلاينفك رفتار شناخته مي شود(صالحي اميري،1386 :15) تعاريف گوناگوني از فرهنگ ارائه شده که اين گستردگي به دليل تعاريف کلي و جزئي ارائه شده از فرهنگ مي باشد.گيدنز فرهنگ را (ارزشهايي كه اعضاي يك گروه معين دارند،هنجارهايي كه از آن پيروي مي كنند . كالاهاي مادي كه توليد مي كنند ) تعريف نموده (گيدنز،1376: 57) برويس کوئن معتقد است فرهنگ را مي توان مجموعه ويژگي هاي رفتاري عقيدتي اكتسابي اعضاي يك جامعه خاص تعريف كرد (راد،1381 :50)

 اما شايد بتوان گفت جامع ترين تعريف از فرهنگ متعلق به تايلور است كه مي گويد:

فرهنگ مجموعه پيچيده اي است كه شامل معرف،معتقدات ،هنرها ، صنايع ، تكنيكها ، اخلاق ، قوانين ، سنن و بالاخره تمام عادات و رفتارها و ضوابطي است كه انسان به عنوان عضو يك جامعه آن را از جامعه خود فرا مي گيرد و در قبال آن جامعه تعهداتي به عهده دارد.  ( نخعي ، 1378 : 2)

 

 

       فرهنگ وتجارت

 

متأسفانه عليرغم توسعه چشمگير علوم در اين بين توجه چنداني به فرهنگ نشده و حتي بعضأ ناهماهنگي موجود بين پيشرفتهاي علمي و صنعتي باعث ايجاد مشکلات فراواني گرديده که الينا سيون فرهنگي يکي از اين مشکلات است . شريعتي اليناسيون را اين گونه معني مي کند که يک وجود بيگانه (شخصيت يا هويت غير انساني) در انسان حلول مي کند به گونه اي که انسان ،در اين حالت، بيگانگي را به جاي خود احساس مي کند و در نتيجه خود شخصيت واقعي و طبيعي خود را گم مي نمايد و نوع (منع ماهوي) در او پديد مي آيد . (راد،1381 : 272) طبق اين تعريف بايد گفت : مشکلات فرهنگي مي توانند عاملي باشند جهت جلوگيري از گسترش تجارت و ايجاد نا همخواني در مسائل مربوط به تجارت. توجه به مسائل فرهنگي تنها در حدود 50 سال قدمت دارد . سابقه اين امر به آنجا بر مي گردد که در بدو ورود فعال به بازارهاي بين المللي ،کمپاني هاي ايالات متحده از اين نکته واهمه داشتند که عدم درک صحيح صحبت کارمندان آنها توسط شرکتهاي خارجي ممکن است توانائي کم کارمندان را به خود کارمندان تلقين نمايد.(موحدي ، 1387 : 2) عدم درک صحيح از فرهنگ يک کشور باعث ايجاد مشکلاتي جهت توسعه تجارت ساير کشورها با آن مي شود . آمار نشانمي دهد که تنها کمتر از 10 درصد شرکتهاي جهاني به مسائل فرهنگي ديگر کشورها توجه مي کنند . متأسفانه افرادي نيز که دست به گريبان  مسائل فرهنگي هستند از اينکه چه مشکلي پيش روي آنها قرار دارد بي اطلاع هستند (همان) حال اينکه بين گسترش تجارت و فرهنگ رابطه نزديکي وجود دارد .

 

 

 

 اهميت درک مشکلات فرهنگي

 

مشکلات فرهنگي پيش روي توسعه تجارت الکترونيکي با توجه به گستردگي کشور ايران و تنوع زياد فرهنگي متفاوت مي باشند . يعني ممکن است در منطقه اي از کشورمان يک مشکل فرهنگي وجود داشته باشد اما همان مشکل در منطقه اي ديگر مانع يا مشکلي براي توسعه تجارت الکترونيکي نباشد. در ذيل به تعدادي از اين مشکلات فرهنگي اشاره مي کنيم:

 

1-   زبان

 

زبان يکي از ابزارهاي برقراري ارتباط است. تفاوتهاي زباني مانعي  بسيار بزرگ جهت برقراري فرايند ارتباط هستند . هنگامي که ارتباط برقرار نگردد و دو نفر نتوانند با يکديگر صحبت کنند و يا براي يکديگر مطلبي بنويسند هيچ تجارت يا معامله اي نيز با هم نخواهند داشت ابزارهاي الکترونيکي که به وجود آورنده تجارت هستند بيشتر مجهز به زباني مانند انگليسي هستند حال اينکه  در بين افراد تحصيل کرده جامعه هم متأسفانه ميزان توجه به آموزش اين زبان کم است و اين مانعي بزرگ است جهت توسعه تجارت الکترونيکي.

 

2-   تمايل به معاملات رودر رو

 

اکثر افراد تمايل دارند که هنگام خريد يک محصول يا کالا آن را لمس کنند و حتي به تست و آزمايش آن بپردازند و بعضا رفتن به بيرون جهت خريد يک کالا براي آنان  تبديل به سرگرمي و تفريح شده و دلشان مي خواهد از تنوع بيشتري جهت خريد استفاده کرده و انتخاب کالاي مورد نظرشان از مراجعه به چند مکان متفاوت باشد.

 

3-   عدم  اعتماد

 

تعدادي از مصرف کنندگان کالاها ديدن تصاوير و يا مشخصات کالاهاي مورد نظر برايشان بر روي صفحه مانيتور آنها را به ياد زرق و برق يک کلاه گذاري مي اندازد . مشتريان اعتمادي به فروشنده نامرئي و نا شناخته (حتي در بعضي مواقع فروشنده شناخته شده)  ،تراکنشهاي غير کاغذي و پول الکترونيکي ندارند. به همين د ليل هميشه گذر از  فروشگاه هاي فيزيکي به فروشگاه هاي مجازي مشکل است .(حنفي زاده ، 1385 : 3 )

 

 

 

4- عدم شناخت انگاره هاي ارتباط غير کلامي

 

علاوه بر زبان که يک  وسيله ارتباط کلامي  شناخته مي شود گاهي اوقات وسايل و انگاره هاي ارتباط غير کلامي نيز مي توانند موانع مهمي جهت گسترش تجارت الکترونيکي باشند .  سمبل ها و نمادهاي مورد استفاده در وب سايتهاي اينترنتي رنگهاي به کار رفته در طراحي ها از انگاره هاي ارتباطي هستند . به عنوان مثال ممکن است در جامعه اي توجه و علاقه مردم به رنگ مشکي زياد باشد در جامعه اي ديگر آن را نشانه عزا و غم مي دانند لذا بايد در کاربرد وسائل ارتباط غير کلامي نيز به تفاوتهاي فرهنگي موجود پي برد .

 

5- شوک فرهنگي

 

ورود به دنياي ديگر باعث ايجاد سر درگمي در رفتار مربوط به نقش افراد مي شود. شوک فرهنگي اصطلاحي است که نخستين بار يکي از انسان شناسان به نام کال ورو ابرگ آن  را عنوان کرد ،و به اختلال و عارضه  رواني افرادي اطلاق مي شود که بطور ناگهاني وارد محيطهاي فرهنگي بيگانه ومتفاوت با فرهنگ و محيط خودشان مي شوند. (فرارو ، 1379 : 148) به عنوان مثال  ورود به دنياي تجارت الکترونيکي ما را با يک سري از تبليغات روبرو مي سازد که اين تبليغات ممکن است با ارزشهاي موجود در جامعه  ما منافات داشته باشد و بعضا حتي ما را از مسير اصلي تبليغ دور مي سازد و توجه ما را به چيزهاي ديگري جلب مي کند.

 

6-   عدم وجود اهميت براي وقت وزمان

 

اين ضرب المثل  را شنيده ايم  که ((وقت  طلاست)) اما ما در عمل از اين ضرب المثل استفاده نمي کنيم . عدم بها دادن به وقت وزمان يکي ديگر از موانع فرهنگي موجود بر سر راه توسعه تجارت الکترونيکي است، ما معمولا براي وقت خود ارزش قائل نيستيم و بيشتر اوقات آن را به بطالت مي گذرانيم  حال آنکه اگر ما به وقتمان بها دهيم حاضر نيستيم راه حلهاي کوتاه مدت جهت خريد را فداي راه حل هاي دراز مدت و خسته کننده بکنيم.

 

 

 

 

 

 

 

 

دو الگوي مناسب جهت شناخت فرهنگ ها قبل از تجارت

 

براي موفقيت دربرقراري رابطه تجاري مناسب با ساير فرهنگها ، شناخت ويژگيهاي فرهنگ ها مي باشد و براي رسيدن به اين شناخت نياز به الگوهايي است که ما را در جهت درک فرهنگهاي متفاوت کمک کند دو مورد از اين الگوها عبارتند از:

 

1-    الگوي کلاکهان و استرادبک

     2- الگوي هاف استد ( احسان ، 1387 : 3 )

مقايسه کيفيت با کميت زندگي

 

 

اختلاف در قدرت و ثروت

 

 

اجتناب از عدم اطمينان

 

 

فرد گرائي و جمع گرائي

 

ابعاد الگوي هاف استد

 

 

 

ماهيت مردم

 

 

رابطه فرهنگ مورد بررسي و زمان

 

 

رابطه انسان و طبيعت

 

 

اساس رابطه افراد با يکديگر

 

 

ماهيت مکان و زمان

 

 

توجه به کار يا وقت گذاري

 

ابعاد الگوي کلاکهان و استرادبک

 

 

 

با توجه به ابعاد بيان شده در هر دو الگو مي توان تفاوتهاي عمده فرهنگي و اولويتهاي موجود در هر فرهنگ را شناسائي نمود و بر اساس آن سعي نمود ابزارهاي مناسب جهت برقراري ارتباط در فرايند بازاريابي تجاري را شناسائي نمود و از کار بيهوده در اين زمينه خودداري کرد.

 

ارائه راهکارها جهت رفع موانع فرهنگي توسعه تجارت الکترونيکي

 

جهت رفع موانع موجود فرهنگي بر سر راه توسعه تجارت الکترونيکي بايد ابتدا نسبت به اهميت موضوع به توافق رسيد و ضرورت شناخت فرهنگها را قبل از هر گونه تجارت درک نمود . شناخت بافتهاي فرهنگي و خرده فرهنگهاي موجود و استفاده از سنبلها ونمادها جهت جايگزيني ابزار ارتباطي همچون زبان مي تواند مؤثر واقع گردد. همچنين تلاش در جهت همگن سازي فرهنگي اگر چه نمي تواند رفتارهاي مصرف کنندگان را به طور کامل استاندارد نموده اما مي تواند تأثير به سزائي در اين زمينه بگذارد . سنجش و مقايسه ارزشهاي فرهنگي نيز در برقراري ارتباط ميان فرهنگهاي مختلف مي تواند مفيد باشد. زيرا ارزشها استانداردهائي را ارائه مي دهند که با آنها رفتار سنجيده مي شود. ( فرارو ، 1375 : 124 )

 

 

 

 

 

 

 

 

 

 

 

 

 

نتيجه گيري

 

شواهد نشان مي دهد براي موفقيت در برقراري يک ارتباط تجاري موفق علاوه بر لوازم الکترونيکي و ابزار فيزيکي نياز به شناخت تفاوتهاي فرهنگي در حوزه تجارت ضروري به نظر مي رسد و جهت فروش بيشتر و توسعه تجارت الکترونيکي بايد علائق ، فرهنگ و  رسوم مشتريان را نيز شناخت. در راه شناخت تفاوتهاي فرهنگي توجه به مشکلاتي همچون زبان ، تمايلات فردي ، ضربات فرهنگي و ساير موانع مسير ما را جهت استفاده از تحقيقات فرهنگي روشن مي سازد و به ما کمک مي کند تا تفاوتها را به خوبي درک و وسعت ديدمان را بيشتر نماييم . در اين مسير استفاده از الگوهاي مناسب و خط مشي هاي شناخته شده مي تواند کمک بيشتري به ما ارائه دهد. اين شناخت ما را تحريک مي کند تا به جاي تلاش در جهت تسخير فرهنگها خود را با اين تغييرات همنوا نموده و در برخي مواقع نيز به شناسائي شباهات اقدام نمود و حداکثر استفاده را جهت همگن سازي و استاندارد سازي داشته باشيم. در پايان بايد گفت  اهميت درک مسائل فرهنگي در زمينه بافت مديريت بازاريابي تجارت الکترونيکي غير قابل انکار است و آن کس که به اين درک برسد موفق تر خواهد بود.

 

 

 

 

 

 

 

 

 

 

 

 

 

 

 

 

 

 

 

 

 

 

 

 

 

 

 

منابع :

 

1- احسان ، فاطمه ، تجارت و تعامل فرهنگها : روزنامه سرمايه ، www. Aftab.ir ، 1387

2- اعرابي ، سيد محمد ،سرمد سعيدي ، سهيل ، تهران : مرکز اطلاعات و مدارک علمي ايران  ، 1386

3- پهلوان،چنگيز،فرهنگ شناسي ،تهران: نشر قطر1381

4- حنفي زاده ، پيام ، تجارت الکترونيکي ، تهران : نشر جهاد دانشگاهي ، 1385

5- راد،فيروز،جامعه شناسي توسعه فرهنگي، تهران :نشر چا پخش،1381

6- فرارو ، گري پي ، انسان شناسي فرهنگي بعد فرهنگي تجارت ، ترجمه غلامعلي شاملو : نشر سمت ، 1379

7- صالحي اميري ،سيد رضا،مفاهيم و نظريه هاي فرهنگي،تهران:نشرققنوس،1386

8- گيدنز،آنتوني،جامعه شناسي، ترجمه منوچهر صبوري،تهران:نشر ني،1373

9- موحدي ، مسعود ، ويسي ، همت،موانع و مشکلات فرهنگي استقرار تجارت الکرونيکي در ايران : همايش نقش فناوري اطلاعات در اشتغال : 1387

10- نخعي ، حميد ، رابطه توسعه فرهنگي با خلاقيت و نوآوري : www.aftab.ir  ، 1387

 

 

+ نوشته شده در  سه شنبه دوازدهم خرداد 1388ساعت 4:5 بعد از ظهر  توسط حسن تهراني  | 

http://www.megaupload.com/?d=4JPYV00E

+ نوشته شده در  سه شنبه دوازدهم خرداد 1388ساعت 2:47 بعد از ظهر  توسط حسن تهراني  | 

الگوي مصرف

الگوي مصرف

انرژی- دكتركاظم فروزنده – فرخنده سيف‌نيا:
پديده‌هاي اقتصادي مجموعه‌اي از ساختارها و الگوهاي مختلف است كه هر يك از آنها با كاركردهاي ويژه خود موجب بروز تحولات و تغييرات اقتصادي مي‌گردد.

 در همين حال تحولات اقتصادي را مي‌توان تابعي از الگوهاي اجتماعي و سياسي دانست كه با تركيب آنها روند اقتصادي به سوي پيشرفت و يا پسرفت حركت مي‌نمايد. توسعه اقتصادي در همين راستا وابستگي شديدي به توسعه اجتماعي و سياسي خواهد داشت و الگوهاي رفتاري اجتماعي در جامعه و الگوي سياست‌گذاري‌ها تغييرات سريعي را بر اين روند خواهد گذارد.

الگوهاي مصرفي در بخش اقتصادي بر اساس اين تحليل‌ها ارتباط مستقيم با تحولات و الگوهاي رفتاري و عملكردي بخش اجتماعي  و سياست‌هاي داخلي و خارجي كشور دارند و بهينه‌سازي اين الگوها و سياست‌گذاري‌هاي اقتصادي آن نيز مي‌بايستي هماهنگ با ساير سياست‌هاي  اجتماعي و سياسي صورت گيرد.

انرژي، مصرف ، اتلاف

انرژي از مهمترين عوامل توليد ملي به شمار مي‌رود كه سهم عمده‌اي در رشد اقتصادي دارند. نگاهي به سهم انرژي در رشد واقعي كشورهاي توسعه يافته نشان مي‌دهد كه بيش از 30 درصد رشد واقعي وابسته به بخش انرژي بوده است.

 از سوي ديگر بررسي آمارها در سطح جهان نشان مي‌دهد كه هر ايراني برابر با دوازده چيني انرژي مصرف مي‌كند. با ادامه چنين روندي  بدون شك ايران كه هم اكنون يك كشور صادر كننده انرژي به ويژه نفت خام و گاز طبيعي است به يك كشور  وارد كننده تبديل خواهد گرديد.

 رشد بالاي مصرف انرژي به اعتقاد بسياري از كارشناسان از عوامل رشد اقتصادي خواهد بود، اگر به صورت بهينه مصرف گردد. همچنين  رفاه اقتصادي جامعه نيز با رشد مصرف سرانه انرژي افزايش مي‌يابد. بر اساس اين استدلال‌ها در صورتي كه بتوان نشانه‌هايي از بهينه بودن مصرف انرژي در كشور به دست آورد مي‌توان به رشد صحيح اقتصادي و رفاه اقتصادي پي برد.

آمارها نشان مي‌دهد كه رشد بالاي كشور نه تنها كاهش مصرف سرانه را در پي نداشته است، بلكه با افزايش سرانه مصرف انرژي همراه گرديده كه اين دو به خاطر رشد سريع‌تر مصرف انرژي نسبت به رشد جمعيت است. تلفات انرژي شامل تلفات مراحل تبديل ، استخراج ، انتقال و توزيع  به همراه تلفات مصرفي مهمترين عامل رشد مصرف سرانه انرژي در كشور بوده‌اند، به طوري‌كه اتلاف انرژي از 4/3  درصد در سال 1346 به 7/19 درصد در سال 1374 رسيده است كه معادل 3 ميليون بشكه نفت خام است‌.

 با توجه به اين كه بيشترين اتلاف انرژي در كشور مربوط به بخش خانگي و تجاري است و اين بخش عملاً عمده‌ترين مصرف كننده انرژي نيز است مي‌بايستي در كانون توجه برنامه‌ريزان و تصميم‌گيران قرار گيرد.

شكل گيري الگوي اجتماعي مصرف انرژي

الگوي مصرف انرژي در كشور نتيجه ‌ساز و كار فرآيندي بلند مدت است كه در طول چندين دهه شكل گرفته و محكم گرديده است. عوامل تأثير‌گذار بر الگوي مصرف انرژي را مي‌توان به دو دسته عوامل داخلي و عوامل خارجي و منطقه‌اي تقسيم كرد. هر يك از اين دسته عوامل الگوي مصرف را از يك جهت تحت تأثير قرارداده و موجب تغيير سمت مصرف مي‌گردد.


اقتصاددانان تابع تقاضاي فردي را تابعي از متغيرهايي نظير قيمت ، تعداد كالاهاي جانشين  و مكمل ، تابع مطلوبيت فردي و سليقه مصرف كنندگان مي‌دانند. اگر در بين اين عوامل تعداد كالاهاي جانشين و مكمل و قيمت كالا را شاخص‌هايي برتر كه بستگي به بازار عرضه و تقاضا دارند بدانيم ، سليقه مصرف كنندگان و تابع مطلوبيت افراد بستگي بسيار زيادي با متغيرهاي غير اقتصادي خواهند داشت‌. بحث مربوط به توابع مطلوبيت از پيچيده‌ترين بحث‌هاي اقتصادي است.

 اين توابع كه مستقيماً به روحيات و باورهاي مصرف كنندگان مرتبط مي‌باشد در اثر تحولات تاريخي و سياسي و اجتماعي نقش مي‌پذيرد. مواردي نظير تغيير ارزش‌هاي اجتماعي ، باورهاي ديني و تفكرات  سياسي افراد تابع مطلوبيت آنان را شكل خواهد داد. در اين حال اگر برايند اين نيروها به سوي مصرف بيشتر از كالاها و خدمات باشد شاهد روند صعودي و بالاي رشد مصرف كالاها نظير انرژي نيز خواهيم بود.

شكل گيري و تحول الگوي مصرف انرژي در ايران هماهنگ با الگوي مصرف عمومي كشور بوده است‌. تغييرات مصرف انرژي به طور مستقيم به نفت و نقش آن در  اداره امور اقتصادي كشور مربوط مي‌گردد. در طول سالهاي دهه 60 سرانه در‌آمد ناخالص ملي حدود 250 دلار بوده است كه با بروز شوك نفتي سال 1973  و افزايش شديد بهاي نفت خام در بازارهاي  جهاني درآمد سرانه به بيش از 2000 دلار رسيد.

 افزايش شديد در‌آمد نفت و به تبع آن درآمد سرانه اولين تأثير خود را در مصرف كشور گذاشت‌. تغيير برنامه توسعه پنجم كشور در سال‌هاي (1978 -1973) براي جذب اين در‌آمدها صورت گرفت اما توانايي جذب سرمايه به دليل زير‌ساختارهاي ضعيف كشور بسيار كمتر از افزايش در‌آمد حاصل از نفت بوده است به گونه‌اي كه بيش از 55ميليارد دلار از منابع بدست آمده نتوانست جذب گردد.

عوامل بسياري را مي‌توان نام برد كه در طول دهه پنجاه شمسي افزايش در‌آمد كشور را به جاي سوق دادن به سمت بخش‌هاي توليدي به سوي بخش‌هاي مصرفي كشانيده است‌. عدم برنامه‌ريزي  اقتصادي مناسب، وابستگي سياسي رژيم گذشته، تبليغات اجتماعي به سوي افزايش مصرف و تسريع غربي شدن الگوهاي رفتاري از جمله اين عوامل است.

 در بخش خانگي علاوه بر مصرف كالاهاي لوكس‌، پرهزينه و كم  دوام ، انرژي  در سبد مصرفي خانوارها به صورت يك كالا قرار گرفت كه مستقيماً در جهت  افزايش رفاه به كار مي‌رفت. در اين حال خانوارها با افزايش مصرف انرژي رفاه بيشتر را تجربه مي كردند چرا كه انرژي به عنوان كالايي مكمل در كنار كالاهاي لوكس و تجملاتي و تا حدي نيز ضروري به كار مي‌رفته است‌. وسايل لوكس انرژي‌بر نظير اتومبيل‌ها ، وسايل برقي و تجهيزات گرمايي و سرمايشي از مهمترين اين عوامل بوده است‌.

سمت گيري توليد كشور نيز بيش از آنكه هماهنگ با راندمان وسايل و بهينه سازي مصرف انرژي در توليدات خود باشد، در جهت تنوع بخشيدن به توليدات و استفاده از انرژي ارزان  قيمت و فراوان بوده است‌.

ادعايي از اين قبيل كه سرانه سهم در‌آمدهاي نفتي در كشور بيش از 70 ريال مي‌باشد و حق استفاده از اين منابع با كمترين هزينه براي كليه افراد جامعه مي‌بايستي تحقق يابد به مرور باعث شد كه انرژي از يك كالاي مكمل به يك كالاي پست تبديل گردد و خانوارها انرژي را بدون توجه به قيمت آن كه عملاً نيز در سطح بسيار نازلي قرار داشته، مصرف نمايند. سياست‌هاي اقتصادي در سال‌هاي پس از انقلاب و به ويژه سال‌هاي جنگ بدون توجه به بهينه‌سازي الگوي مصرف تنها در حفظ وضع موجود و تأمين منابع مورد نياز از بخش‌هاي غير مصرفي بوده است‌.

باور عمومي كه در طول سال‌هاي قبل و با پايان يافتن جنگ شكل گرفت بيشتر بر اين پايه استوار گرديد كه در ايران به عنوان كشوري داراي منابع غني زير‌زميني و از جمله نفت و گاز حق استفاده از منابع براي تمام مردم وجود دارد و بنابر اين بايستي مردم بتوانند با كمترين هزينه از اين منابع بهره ببرند.

 اين تفكر در طول يك دهه نيز با حمايت محكم و غير مستقيم دولت مواجه بوده است و بنابراين الگوي مصرف را به وضع كنوني رسانيده است‌.اگر نيز در مواردي دولت با كاهش قيمت نفت و كمبود درآمدهاي ارزي مواجه گرديده شعار بهينه‌سازي مصرف را سر داده است كه به دليل كوتاه مدت بودن اين سياست‌ها، آثار آن به سرعت از ميان رفته است.

 مقايسه بهاي انرژي در ايران و ساير كشورها نيز در شرايط كنوني كمك چنداني به توجيه جامعه در كاهش مصرف ندارد، چرا كه بر اساس ديدگاه‌هاي حاكم بر الگوي مصرف ، نبايستي بهاي مصرف انرژي در كشوري كه داراي منابع انرژي و نفت و گاز فراواني هستند با كشوري  كه وارد كننده انرژي مي‌باشند يكسان باشد‌، بر همين اساس نيز سياست‌هاي افزايش قيمت انرژي همواره با مقاومت و اعتراض عمومي مواجه بوده است و دولت بدون آنكه توجه اساسي بر پايه‌هاي غير اقتصادي اين الگو بنمايد از ابزارهاي اقتصادي استفاده كرده است‌. كشش قيمتي تقاضا نشان دهنده ميزان تأثير‌پذيري تقاضا از تغييرات قيمت مي‌باشد‌.

 انرژي به عنوان يك كالاي اقتصادي مي‌بايستي داراي كشش قيمتي باشد كه در صورت افزايش قيمت به ميزان يك درصد‌، تقاضاي آن بيش از يك درصد كاهش يابد (كالاي پر كشش ) در حالي كه مطالعات نشان مي‌دهد انرژي دركشور كالايي كم كشش است به اين معنا كه هرگونه افزايش در قيمت انرژي تقاضا را كاهش چنداني نخواهد داد‌.


اين واقعيت از آنجا ناشي مي‌شود كه نگاهي دقيق به تركيب مصرف كنندگان و گروه‌هاي هزينه در كشور نشان مي‌دهد كه تنها در مورد گروه‌هايي از جامعه تقاضاي انرژي كشش پذير است كه جزو خانوار‌هاي پردرآمد و پر هزينه كشور محسوب مي‌گردند و ساير مصرف كنندگان كه درصد بسيار بيشتري از جمعيت كشور را نيز تشكيل مي‌دهند تقاضا بي‌كشش است‌. اين امر را به گونه‌اي ديگر مي‌توان با توجه به كشش درآمدي انرژي نيز مشاهده نمود‌‌.
با توجه به دلايل عنوان شده پيشنهادات و يا سياست‌گذاري‌هاي شتابزده‌اي كه از سوي دستگاه‌ها و يا برخي افراد راجع به افزايش يكباره قيمت انرژي و سوخت مطرح و پيشنهاد مي‌گردد بدون در نظر گرفتن ابعاد مختلف اين موضوع نه تنها نتيجه‌اي در بر نخواهد داشت، بلكه سبب مقاومت و اعتراض عمومي نيز در جامعه خواهد گرديد‌.   

 در اين شرايط آنچه مسلم است سياست كاهش مصرف بدون هماهنگي در جنبه‌هاي آموزشي و بهينه سازي تكنولوژي مصرفي اثر بخش نخواهند بود، اگرچه ممكن است در كوتاه مدت باعث كاهش مصرف گردد، اما با انتقال بار مالي خود بر ساير بخش‌ها در ميان مدت و بلند مدت مصرف به سطح قبلي باز خواهد گشت‌.

مؤثرترين شيوه در تغيير الگويي كه لااقل بيش از دو دهه از شكل‌گيري آن مي‌گذرد استفاده از سياست‌هاي بلند‌مدت است‌. تغيير و اصلاح اين تفكر كه منابع زير زميني و خدادادي قبل از آنكه براي مصرف آني مورد استفاده قرار گيرند بايستي به صورت امانت براي نسل‌هاي آينده حفظ گردد و توجه افكار عمومي به ناپايداري اين منابع مي‌تواند بسيار مفيد باشد.


علاوه بر متغيرهاي اجتماعي و سياسي تأثيرگذار بر الگوي مصرف داخلي انرژي ، سياست‌هاي خارجي و منطقه‌اي نيز تأثير بسزايي بر روند مصرف انرژي در كشور دارد. ايران در منطقه‌اي قرار گرفته است كه نزديك به نيمي از نفت خام دنيا را توليد مي‌نمايد. تاريخ منطقه نشان داده است كه هر گونه بروز تنش بين كشورهاي منطقه و يا بين كشورهاي منطقه  و قدرت‌هاي ديگر مي‌تواند بر روند توليد و صدور نفت تأثيرگذارده و سياست‌هاي بهينه‌سازي مصرف انرژي را نيز از طريق بروز اخلال در عرضه و تقاضا متأثر سازد‌.

كشورهايي كه از لحاظ جغرافيايي در مناطقي نفت‌خيز قرار دارند عموماً از الگوي مصرفي مشابه برخوردارند كه مصرف غير بهينه و زياد همراه با تكنولوژي مصرف‌گرا از ويژگي‌هاي آن است‌. تنها در صورت وجود يك روند ثابت و پايدار توليد و عرضه انرژي مي‌توان سياست بلند‌مدتي را برنامه ريزي نمود و وجود اين روند ثابت و پايدار مستلزم امنيت منطقه و كشورهاي توليد كننده انرژي است‌.

نتيجه گيري ‏‏ ‏

انسان الگوي رفتاري خود را بر اساس باورهاي پيشين ، الگوي رفتاري جامعه و جهت‌گيري سياست‌هاي بلند مدت كشور ترسيم مي‌نمايد . بنابراين چنانچه رفتاري هر چند منفي به هر دليلي در جامعه رايج گردد، به سختي مي‌توان آن را اصلاح نمود‌، زيرا مصرف كنندگان پيش از آنكه متأثر از آموخته‌هاي كنوني خود باشند تحت تأثير فرهنگ مصرفي قرار دارند كه از دير باز با آن انس گرفته‌اند .

تغيير در الگوي اجتماعي مصرف انرژي نيازمند ايجاد مكانيسم‌هاي آموزشي و اجتماعي ويژه‌اي است كه در بكارگيري آن مي‌بايست از كليه فرايند‌هاي مناسب نظير پاداش و جريمه نيز استفاده نمود‌. بدون در نظر گرفتن اين موارد هر گونه سياست‌گذاري شتابزده و يا اصرار بر افزايش قيمت انرژي نه تنها نتيجه‌اي در بر نخواهد داشت، بلكه مقاومت و واكنش جامعه را نيز در بر دارد‌.

براي اصلاح الگوي مصرف انرژي در پيش گرفتن برنامه‌هاي مديريت مصرف به شدت ضروري و شرط اساسي تحقق اصلاح مي‌باشد‌. اين سياست‌ها تنها هنگامي اثر بخش خواهد بود كه هماهنگ و متناسب با ساير برنامه‌هاي كشور در عرصه سياسي و اجتماعي گردد‌.

 

مطالب مرتبط

برق، آب و گاز 10 درصد گران شد راهکارهای صرفه جویی و مصرف بهینه انرژی در لایحه بودجه يخبندان در راه است؛ در مصرف انرژي صرفه‌جويي كنيد تحولات تكنولوژي هسته‌اي در سال 2006 وضعيت گازرساني به تمام نقاط كشور مطلوب است مشكل تامين گاز مصرفي موقتاً با صرفه جويي شهروندان رفع شد قطع گاز و برق جدي است؛ صرفه جويي كنيد ضرورت مديريت مصرف انرژي مصرف انرژي در مرز هشدار اظهارات وزير نفت درمورد رفع مشكل گازرساني صرفه جويي كنيد؛ گاز قطع نشود نفت و بودجه افزايش تلفات جاني ناشي از گاز در استان زنجان ايران از گزينه‌هاي مهم اروپا براي كاهش وابستگي به گاز روسيه است بزرگترین نیروگاه با سوخت زباله در جهان دورنماي تقاضاي گاز امنيت ملي و انرژي گرجستان؛ فرصتي جديد براي ايران

 

+ نوشته شده در  سه شنبه دوازدهم خرداد 1388ساعت 0:29 قبل از ظهر  توسط حسن تهراني  | 

اصلاح الگوي مصرف به صورت تك بخشي امكانپذير نيست


اصلاح الگوي مصرف به صورت تك بخشي امكانپذير نيست


گروه صنعت

در شرايطي كه دولت 75 درصد بنگاههاي اقتصادي كشور را به خود اختصاص داده به نظر مي رسد كه تحقق اين امر به صورت تك بخشي امكانپذير نيست و بايد از نهادهاي دولتي يا به عبارت ديگر از خود دولت آغاز شود.
به عقيده كارشناسان اصلاح الگوي مصرف در دولت بزرگ عملي نيست مگر آنكه دولت با خصوصي سازي، لاغر و پرتحرك شده و تنها نقش نظارتي و حاكميتي خود را حفظ كند كه اين مستلزم اجراي صحيح اصل 44 قانون اساسي و خصوصي سازي دستگاههاي دولتي است.


فرهنگ سازي

 
براي اصلاح الگوي مصرف بايد زمينه ذهني مردم از طريق مطبوعات و رسانه ها آماده شود و فرهنگ سازي هاي لازم در اين زمينه صورت گيرد.
اين بحث تنها مربوط به بخش صنعت نيست وتمام بخش ها حتي خانواده ها بايد آن را مد نظر داشته باشند.


اجراي اصلاح الگوي مصرف به صورت تك بخشي امكانپذير نيست و هرچند كه هر سه قوه بايد با همكاري هم اين بحث را به اجرا درآورند اما اين موضوع بايد ابتدا از دولت و بدنه و سازمان هاي آن آغاز شود تا به عنوان الگو و نمونه اي براي بخش هاي خصوصي و تعاوني ها در نظر گرفته شود.


با اجراي اين فرمان مقام معظم رهبري در بخش صنعت شاهد كاهش ضايعات و قيمت تمام شده كالاهاي توليدي خواهيم بود و بستر لازم براي مديريت بر منابع مناسب و بهره برداري بهينه از منابع و سرمايه هاي ملي فراهم خواهد شد.


ارتقاي بهره وري نيروي انساني



اصلاح الگوي مصرف در بخش معدن كشور به ارتقاي بهره وري نيروي انساني و بخش توليد كمك بسزايي مي كند.

تبعات منفي در كوتاه مدت


از آنجايي كه اين امر موجب كاهش قيمت تمام شده كالاها مي شود، براي حفظ قدرت رقابت صنايع همراه با اصلاح الگوي مصرف بايد برخي مولفه هاي ديگر را نيز در نظر گرفت.: امكان رقابت در شرايط برابر براي تمام بخش ها و سياست گذاري هاي خاص در امر واردات براي افزايش رقابت و در نتيجه توليد بيشتر، قيمت تمام شده كمتر و حفظ بازارهاي صادراتي از جمله اين مولفه هاست.
اصلاح الگوي مصرف در كوتاه مدت با تبعات منفي همراه است، با اين حال با اجراي اين فرمان مقام معظم رهبري در دراز مدت شاهد تبعات مثبتي چون افزايش چشمگير ميزان توليدات خواهيم بود.


كشورهايي كه زودتر الگوي مصرف خود را اصلاح كرده اند اگرچه در مقاطع كوتاه با مشكلات متعددي مواجه شده اند اما در دراز مدت شاهد نتايج مطلوب آن بر صنعت و اقتصاد خود شاهد بودند.


بايد با عنايت بر اينكه اصلاح الگوي مصرف در بخش صنعت و معدن از ساير بخش هاي اقتصادي قابل كنترل تر است تبعات منفي كوتاه مدت آنرا بپذيرد و با ارزيابي شرايط و اعمال نكاتي كه اين تبعات منفي را كاهش مي دهد، مسبب رفع بسياري از مشكلات بخش صنعت و معدن كشور در سال هاي آتي باشد.

سرمايه گذاري اوليه

 
اجراي اصلاح الگوي مصرف در جامعه، نياز به سرمايه گذاري اوليه دارد و بدون آن امكان‏پذير نيست.
به دليل قابل كنترل بودن بخش صنعت، اصلاح الگوي مصرف در آن بيش از ساير بخش‏هاي جامعه تاثير گذار است. اين امر ابعاد گسترده‏اي دارد، اما مصرف بهينه نيروي انساني، سرمايه و انرژي سه ركن اساسي تحقق آن در بخش صنعت است.
مصرف انرژي در صنايع كشور را آسان‏تر از ساير بخش‏ها مي‏توان كنترل كرد و اصلاح الگوي مصرف به دليل اهميت آن، بايد از اين نقطه شروع شود.


استفاده مناسب از نيروي انساني يكي ديگر از عوامل تحقق اين امر در كشور به شمار مي‏آيد. رمز توسعه بسياري از كشورها اين است كه نيروي انساني را به عنوان محور توسعه قرار داده‏اند و بهره‏وري را با استفاده از كارآمدي نيروي انساني خود تامين مي‏كنند.

مدرنيزه كردن صنايع
مهمترين مساله اي كه براي بهبود وضع صنايع كشور بايد به آن پرداخته شود مدرنيزه كردن صنايع است كه با اين كار هزينه هاي توليد كاهش مي يابد.
هم اكنون توليد در كشور ما با قيمت هاي جهاني ميسر نيست و صنعتگران هزينه هاي بيشتري را براي اين كار متحمل مي شوند.
در كشور ما از انسان به جاي ابزار كار استفاده مي كنند در حاليكه در بسياري از كشورها اين فعاليت ها توسط دستگاههاي الكترونيكي انجام مي شود كه صنايع ما نيز بايد به اين سمت حركت كنند و معضل بيكاري كشور را در بخش هاي ديگري چون كشاورزي و ... رفع كنيم.
صنايع كشور ما به علت سنتي بودن انرژي بالايي مصرف مي كنند كه تمام اين دلايل بر قيمت تمام شده كالاي توليدي تاثير گذاشته و موجب بالا بودن قيمت محصولات داخلي و در نتيجه از بين رفتن قدرت رقابت آنها با كالاهاي مشابه خارجي مي گردد.


لزوم فرهنگ سازي، توجه به نيروي انساني و سرمايه گذاري اوليه در اصلاح الگوي مصرف تاكيد دارند و اجراي صحيح اين طرح تبعات مناسبي را از جمله كاهش قيمت تمام شده كالاها را در پي خواهد داشت.

 

 

اصلاح الگوي مصرف در تمام بخشهاي صنعت از جمله نيروي كار، مواد اوليه و انرژي در اين ميان اصلاح مصرف انرژي جاي كار بيشتري دارد و با منافع ملي درارتباط در است

مصرف انرژي در فروآلياژها، توليد روي،‌ آلومينيوم، فولاد و ريخته‌گري داراي مصرف بالايي است.
وي ادامه داد: در مقابل برخي صنايع مانند مونتاژ قطعات يك محصول و توليد كاغذ از مصرف انرژي كمي برخوردار است.
وي با تاكيد بر لزوم برنامه‌ريزي براي كاهش انرژي مصرفي در بخش صنعت گفت: اين مسئله به معني آن نيست كه مديران صنعتي طي سالهاي قبل اقدامي در اين زمينه انجام نداده‌اند زيرا وقتي يك عامل اقتصادي در توليد داراي اهميت باشد، كارها بر مبناي آن نظم داده مي‌شود.
فلاح ارزان بودن انرژي را عاملي براي كاهش توجه صاحبان صنايع به ميزان مصرف آن عنوان كرد و گفت: در زمينه منابع انساني اقدامات كمي در بخش صنعت صورت گرفته كه يكي از دلايلش ساختار حقوق و دستمزد در كشور است و اينكه بيش از 90 درصد حقوق و دستمزد به سن و سابقه افراد اختصاص دارد و نه ميزان مهارت و بهره‌وري آنها.
وي ادامه داد: به اين ترتيب وقتي سن كارگري بالاتر مي‌رود حقوق بيشتري دريافت مي‌كند ولي توجهي به ميزان توليد وي نمي‌‌شود.
به گفته وي در كشورهايي مانند ايران كه نگاه انسان دوستانه نسبت به تمام فرآيندها وجود دارد نمي‌توان با خشونت به مسئله حقوق و دستمزد توجه كرد بلكه بايد با استفاده از مكانيزمهاي پرداخت مناسب به افزايش بهره‌وري اقدام كرد


وي ايزوله كردن مجاري كه انرژي در آنها حركت مي كند و مصرف دوباره گازها و خروجيهاي گرم را از جمله اقدامات موثر در اصلاح الگوي مصرف صنايع دانست و افزود: بسياري از گازهايي كه صنايع توليد مي كنند را مي‌توان با استفاده از كاتاليستهاي مربوطه سوزاند، از ورود گازهاي خام به هوا جلوگيري و از انرژي آن نيز استفاده كرد
.

 

 

 

 

اصلاح الگوی مصرف را باید از خود شروع کنیم



نقش فعالان صنعت برق در اصلاح الگوی مصرف انرژی

 

 

فعالان صنعت برق می توانند در کیفیت محصول تولیدی، تلفات آنها را مورد توجه قرار دهند و الگوی واحد های مشابه خود را در کشورهای توسعه یافته استخراج و بصورت bench marking خود را با آن تطبیق دهند. بدین ترتیب اصلاح الگوی مصرف را از خود شروع کرده و اثرات مثبت آنرا بصورت مزیت کاهش هزینه و قدرت رقابت مطرح کنند

ضمنا فعالان این رشته صنعتی، کارفرمایان محترم مرتبط و بلکه تمام رشته ها باید بدانند که هر نامه‌نگاری یا خواستن اطلاعات غیر ضروری یا تکراری، عدم انجام بموقع کارها، عدم ارائه اطلاعات کافی که نیاز به مراجعه مجدد ذینفع و مشتری را درپی داشته باشد و بطور کلی هر حرکت، فعالیت و مدرک یا مراجعه غیر ضروری و تکراری را می بایست غیر عادی تلقی کرده و حذف آنها و قناعت به حداقل های لازم را بعنوان الگوی مصرف ملاک عمل قرار داد.

 

 

 هدفمند کردن یارانه ها چه تأثیری درکاهش تلفات انرژی و اصلاح الگوی مصرف دارد؟

 

 

در صورتیکه همه یارانه ها هدفمند شوند، مانند یارانه نرخ حامل های انرژی، یارانه نرخ برابری ارز، یارانه حقوق دستمزد ( که به افراد با راندمان پایین یا عدم کارایی یا مازاد نیز

می باید حقوق پرداخت کرد) هزینه های مصرف کنندگان واقعی شده و در شرایط رقابتی درآمد می باید کار و تلاش رقابتی نموده و در چنین حالتی مصرف کننده توان اسراف کردن نخواهد داشت و ناگزیر به اصلاح الگوی مصرف بوده و مشتاقانه تجارب مرتبط با صرفه جویی را فرا گرفته و بکار  خواهد بست.

ملاحضه می‌فرمایید که بعضاً در اخبار شنیده می شود که مردم یک کشور نسبت به کمک دولت به یک شرکت از بخش خصوصی شدیداً اعتراض و اعلام می کنند، چرا باید از پول مالیات مردم به بخش خصوصی کمک کرد ، که اظهار مزبور ناشی از تاثیر درآمد، در شرایط سخت رقابتی یک ملت می تواند باشد

 

 

اصلاح الگوي مصرف در بخش صنعت و معدن كشور آسان تر و قابل كنترل تر از ساير بخش ها و مصارف مردمي است.

 

مهندس نژادسلیم، مدیر عامل شرکت ملی صنایع پتروشیمی برآیند نظرات هیئت مدیره و اعضای کانون تفکر این شرکت را در قالب راهکارهای کوتاه مدت و بلندمدت به تمام شرکت های تابعه، طرح های پتروشیمی و واحدهای ستادی ابلاغ کرد.

 

راهکارهای کوتاه مدت اصلاح الگوی مصرف که مدت زمان اجرای آن ها تا پایان سال جاری در نظر گرفته شده به شرح زیر است:

1. اولویت­بندی طرح­ها بر اساس ارزش افزوده و جذابیت­های اقتصادی، با توجه به محدودیت موجود در منابع مالی (ویژه ستاد)

2. اجرای ممیزی انرژی در کلیه مجتمع­ها و ستاد

3. استقرار سامانه مدیریت خوردگی و تلاش در جهت شفاف­سازی و کاهش زیان­های ناشی از آن

4. برنامه­ریزی برای جلوگیری از خروج نیروهای مجرب از مجموعه پتروشیمی و ایجاد سامانه انگیزشی

5. افزایش اثربخشی دوره­های آموزشی و در صورت نیاز استفاده از سایر روش­های نوین آموزشی

6. مدیریت زمان و بهینه­سازی ساعات کاری کارکنان

7. برنامه­ریزی برای اصلاح و افزایش ظرفیت واحدهای موجود و از رده خارج کردن واحدهای فرسوده و غیر اقتصادی

8. شناسائی، تعمیم و ارتقا شاخص­های HSE در کلیه مجتمع­ها و طرح­ها

9. الزام مجتمع­ها به منظور رسیدن به موارد مختلف استانداردها و شاخص­های مندرج در مدارک فنی (قیمت تمام شده محصولات، انرژی، تعمیرات و نگهداری و...)

10. اتوماسیون­ سازی در زمینه­های فرهنگی (زیر ساخت­های فکری) و ابزاری

11. اصلاح محتوای فنی و حقوقی قرارداد­های خرید لیسانس، مهندسی و اجرا و خرید تجهیزات

12. کاهش ضایعات تولید و بسته بندی و بهینه­سازی فرآیند عملیاتی آنها

13. کاهش موجودی­های انبار محصولات

14. مدیریت مصرف سوخت و خوراک بصورت تفکیک شده در مجتمع­ها و طرح­های پتروشیمی

15. استقرار و کالیبره نمودن سیستم­های اندازه­گیری انرژی در طراحی، نصب و بهره­برداری

16. لحاظ کردن ارتقاء راندمان مصرف انرژی (رعایت معیارهای مصرف بهینه انرژی) در خرید کلیه تجهیزات انرژی­بر و ماشین آلات

17. مدیریت علمی صرفه جویی انرژی در بهره­برداری از تاسیسات و ظرفیت­های نصب شده

18.  طراحی، تدوین و و به­روز­ رسانی سامانه اطلاعاتی مصرف انرژی به تفکیک فرآیندهای صنعتی و تاسیسات غیر صنعتی 

19. انجام ممیزی انرژی در ساختمان­های موجود اعم از مسکونی، اداری و صنعتی و اجرای راهکارهای بهینه­سازی (­کنترل هوشمند موتورخانه، شیشه دو جداره با قاب استاندارد، عایق­کاری حرارتی تاسیسات و جداره­های خارجی ساختمان، بهینه­سازی عملکرد موتورخانه، شیر ترموستاتیک و سیستم­های خورشیدی­) همچنین رعایت مبحث نوزده مقررات ملی ساختمان در کلیه طرح­ها و تاسیسات در دست احداث و ساختمان­های موجود

20. کاهش هزینه­های اضافی مربوط به تبلیغات و اطلاع­رسانی

21. کنترل دقیق قطعات یدکی با لحاظ کردن جزئیات طراحی و بازنگری روش­های خرید این قطعات

 

راهکارهای بلند مدت­ که زمان تحقق آن ها تا پایان سال 1390 عنوان شده است، شامل موارد ذیل هستند:


1. آغاز حرکت به سمت تعالی سازمانی بر اساس سیاست­های کلان شرکت ملی صنایع پتروشیمی و برگزاری جشنواره برترین­ها و معرفی شرکتهای موفق

2. برنامه­ریزی جامع برای تعریف و استقرار ساختار سازمانی و نیروی انسانی، با توجه به سناریو­های پیش­رو از نظر حاکمیتی، بنگاه­داری و همچنین اهداف کلان شرکت ملی صنایع پتروشیمی

3. افزایش بهره­وری مجتمع­ها و ستاد مرکزی و برنامه­ریزی به منظور تقویت تفکر سیستمی

4. اجرای مدیریت اطلاعات و دانش

5. تبیین و استقرار سامانه جانشین­پروری و به کارگیری مدیران کار آزموده

6. حرکت به­سوی یادگیری سازمانی

7. محک زنی(Benchmarking)  شرکت­های داخلی و خارجی برتر در رابطه با موضوعات مرتبط (سیستم­های مدیریت، استاندارد­های مصرف، تعمیرات و نگهداری و...)

8. دستیابی به فناوری در زمینه­های اولویت­دار از قبیل کاتالیست و فرایند­های مورد نظر (حداقل یک فناوری در سال 88)

9. تقویت مدیریت ارتباط با مشتری CRM (­استفاده از تجارت الکترونیک و...)

10. برنامه­ریزی برای به ظرفیت اسمی رساندن واحدهای تولیدی (حداقل سه مجتمع در سال 88)

11. تقویت سامانه تعمیرات و نگهداری تجهیزات

12. تعامل با پیمانکاران در تمامی مراحل ساخت واحدها و برنامه­ریزی به منظور کاهش هزینه تمام شده واحدها و جلوگیری از اشتباهات فنی و اجرائی

13. تبیین اصلاح الگوی مصرف در طراحی واحدها و تاسیسات و ایجاد ظرفیت­ها، از طریق بهینه­سازی میزان و نوع مصرف انرژی، مطالعه و نصب سیستم­های بازیافت انرژی، نصب سیستم CHP با توجه به نیازهای عملیاتی مطابق با استانداردهای روز

14. تبدیل تدریجی نیروگاه­های برق موجود در واحدهای پتروشیمی به سیستم CHP جهت تولید همزمان برق و حرارت با حداقل 50 درصد راندمان کلی

15. بهینه­سازی نظام انتقال فرآورده­های پتروشیمی از طریق برنامه­ریزی صحیح برای انتقال از مبادی تولید و مصرف و حداکثر انتقال توسط خطوط لوله به واحدهای صنعتی 

 

براي اصلاح الگوي مصرف به عزم عمومي نياز داريم

 

تمام بيانات ائمه معصومين (عليهم السلام) و به موازات آن حضرت امام خميني (ره) و رهبر معظم انقلاب اسلامي، به دليل اينکه از دين مبين اسلام نشأت گرفته‌اند، حيات‌بخش و تحول آفرين هستند و چنانچه به نامگذاري سال جديد از سوي حضرت آيت‌الله خامنه‌اي نگاه کنيم، مي‌بينيم که "اصلاح الگوي مصرف" نيز از تاکيدات دين اسلام است.
   

متأسفانه در کشور ما قبح و زشتي برخي صفات ناپسند همچون اسراف و تبذير شکسته شده است ودانشگاهیان، علما و روحانيون بايد تلاش کنند تا قبح اين اعمال شکسته نشود زيرا اگر چنين اتفاقي صورت پذيرد، قبح اعمال به حسن و حسن اعمال به قبح تبديل مي‌شود.

 

  بخشی از الگوهای مصرفی جامعه ما نتیجه روشها و ساز و کارهائی است که چندان در کنترل مصرف کننده نیست و به عبارتی به وی تحمیل شده است. این ساز و کارهای نادرست و اجباری، که متاسفانه حاصل عملکرد دولتها و شهرداریها در طول سالهاست، مردم را خواسته یا ناخواسته در مسیر مصرف بیشتر قرار می دهد و برای اصلاح الگوی مصرف بایستی به تصحیح آنها همت گماشت.
نمونه های اجبار به مصرف و پرداخت هزینه های تحمیلی و ناخواسته در زندگی ما کم نیست.
یکی از مهمترین این موارد نظام ساختمان در کشور ماست که متاسفانه مصرف ناخواسته ای را به بسیاری از مردم ما تحمیل می کند و با این وضعیت اصلاح مصرف و صرفه جوئی امکان پذیر نیست.
اصلاح این موارد از پیش نیازهای اساسی هدفمند سازی یارانه ها و اصلاح الگوی مصرف در کشور است.
مواردی از این اشکالات در ساختمانهای ما که موجب مصرف بی رویه می شود و لازم است در مورد آنها اقدام عاجلی صورت گیرد به قرار زیر است:
۱. کنتورهای مشترک گاز و آب در آپارتمانها
این کنتورها مشترک موجب می شود افراد مسرف، که متاسفانه در میان ما کم نیستند، با علم به اینکه هزینه اسراف توسط خود آنها پرداخت نخواهد شد و دیگران این هزینه را خواهند پرداخت، همچنان به مصرف مسرفانه خود ادامه دهند. در حقیقت بدلیل کنتورهای مشترک عملا بسیاری افراد بیش از نیاز مصرف می کنند و هزینه آن را نیز نمی پردازند.
در چنین موردی افزایش قیمتها و حذف یارانه ها عملا موجب زیان بیشتر گروههای صرفه جو خواهد شد که مجبورند هزینه اسراف دیگران را بپردازند و مسرفین نیز همچنان به رفتار نادرست خود ادامه خواهند داد.
۱-۱ راه کار پیشنهادی :
با دستور دولت و شوراهای شهر و شهرداری ها بایستی نصب کنتور مستقل گاز و آب کلیه اپارتمانهائی که هنوز پایان کار نگرفته اند مورد تاکید قرار گیرد و ارائه پایان کار به کلیه مجتمع های آپارتمانی دارای کنتور آب و گاز مشترک در سراسر کشور ممنوع اعلام گردد.
در مورد آپارتماهای فعلی نیز با اعلام مهلت از همه آنها خواسته شود نسبت به تفکیک و مستقل نمودن کنتورهای گاز و آب اقدام نمایند.
در جهت ضمانت اجرائی این تصمیمات دولت می تواند اعلام کند که مثلا از یکسال بعد هزینه محاسبه آب و گاز کنتورهای آپارتمانی مشترک ۵۰٪ نسبت به کنتورهای مستقل افزایش خواهد یافت.
چنین تاکیدی ظرف کمتر از یک سال همه آپارتماهای کشور را دارای کنتور آب و گاز مستقل خواهد ساخت و این امر تاثیر فوق العاده ای بر کاهش مصرف مسرفانه خواهد داشت و موجب می شود افراد مسرف تنبیه شده و افراد صرفه جو پاداش صرفه جوئی خود را با پرداخت کمتر دریافت دارند.
افزایش قیمتهای آب و گاز و چنین تغییر ساده ای در مجتمعهای آپارتمانی می تواند در ظرف کمتر از یک سال الگوهای مصرف آب و گاز را در کشور ما را کاملا دگرگون ساخته و آن را بسوی یک مصرف عاقلانه و اقتصادی سوق دهد.
اگر در صدور چنین دستوری درنگ شود، قطعا با تداوم وضع فعلی وحتی افزایش قیمتها؛ انگیزه و امکان صرفه جوئی چندانی در بین آپارتمان نشینان بوجود نخواهد آمد.
۲ -استفاده از پکیج در آپارتمانها به جای موتورخانه مرکزی
یکی از نقاط ضعف بزرگ نظام ساختمان سازی ما استفاده از موتورخانه مشترک برای آب گرم و حرارت همه آپارتمانهاست.
بعلاوه این امر از محلهای اختلاف جدی بین ساکنین در مجتمع های آپارتمانی است زیرا معمولا طبقات پائین از گرمای زِیاد ناراحتتد و طبقات بالا از سرما و عدم رسیدن حرارت مینالند.
علاوه بر این آپارتمانهای خالی و آپارتمانهائی که ساکنین آنها به سفر رفته اند مجبورند هزینه موتورخانه را بپردازند و زمانی که بیشتر ساکنین در مسافرت هستند موتور خانه کل ساختمان بایستی برای اقلیتی روشن باشد و اکثریت غایب مجبورند هزینه اقلیت حاضر را بپردازند.
این روش خود بخود از موارد مصرف بالا و غیر لازم انرژی و سوخت در آپارتمانهاست.
۱-۲- راه کار پیشنهادی
با دستور دولت و شهرداری ها می توان کلیه ساختمانهائی که هنوز پایان کار نگرفته اند را بجای استفاده از موتورخانه مرکزی به استفاده از پکیج موظف نمود.
با استفاده از پکیج مستقل، هر منزل در حد نیاز خود دسترسی به آب و هوای گرم خواهد داشت و مجبور نخواهد بود هزینه غیر لازم دیگر ساکنین را بپردازد.
در مورد ساختمانهای فعلی نیز می توان با یک مهلت حداکثر ۲ساله برای دفاتر اداری و تجاری و ۳ ساله برای منازل آنها را وادار به تبدیل موتورخانه مرکزی به پکیج نمود.
۳. اجباری شدن استفاده از پنجره های دوجداره
به دلیل قیمت بسیار ارزان انرژی و از آن مهمتر عدم اعمال مقررات مربوطه در ساختمانها، امروزه در نظام ساختمان سازی ما پنجره های دوجداره به یک کالای لوکس تبدیل شده است. در صورتی که برای کنترل مصرف انرژی؛ استفاده از آنها در تمام نقاط کشور ضروری است. ساختمانهای بدون پنجره دوجداره، مردم را نا خواسته به مصرف بیُشتر مجبور می کند.
۱-۳ - راه کار پیشنهادی
با دستور دولت و شهرداری ها کلیه ساختمانهائی که هنوز پایان کار نگرفته اند موظف شوند از پنجره های دوجداره استاندارد استفاده کنند.
در مورد ساختمانهای فعلی نیز می توان با یک مهلت حداکثر یکساله برای دفاتر اداری و تجاری و ۲ ساله برای منازل؛ آنها را وادار به تبدیل پنجره های موجود به پنجره های دوجداره استاندارد کرد.
این امر می تواند صرفه جوئی قابل ملاحظه ای را در مصرف سوخت و برق در کل کشور ایجاد نماید.
ضمنا از انجا که این پنجره ها عایق صدا نیز می باشند آرامش و سکوت بیشتری نیز در ساختمانها حکمفرما خواهد شد.
۴- توزیع مصرف برق در شبانه روز با استفاده از کنتورهای جند تعرفه ای
در حال حاضر در ساختمانها و آپارتمانهای مسکونی ما کنتورهای برق معمولی نصب است که همه برق مصرفی خانوارها در طول شبانه روز با یک تعرفه محاسبه می شود. بهمین دلیل خانوارها توجه چندانی به توزیع مصرف برق در ساعات مختلف و عدم استفاده در ساعات پیک مصرف ندارند. این امر باعث می شود کشور در ساعات محدود پیک مصرف با کمبود برق مواجه شده و در ساعات غیر آن، مازاد تولید داشته باشد.
۱-۴- راه کار پیشنهادی
استفاده از کنتورهای چند تعرفه ای، که تعرفه مصرف در ساعات پیک را افزایش می دهد، می تواند مصرف ساعات پیک را بشدت کاهش داده و مصرف برق را در ساعات غیر پیک توزیع نماید.
این کنتورها که در حال حاضر در کشور ساخته می شود بسهولت قابل نصب و آموزش هستند و می توان با یک برنامه کوتاه مدت کلیه کنتورهای منازل مسکونی را جایگزین نمود.
۵- عایق کاری ساختمانها
می دانیم متاسفانه مقررات عایق کاری در ساختمانها اجباری نیست و این امر موجب می شود که ساختمانهای ما به مصرف سوخت و انرژی بیشتری برای گرم شدن و سرد شدن نیازمند باشند.
۱-۵- راه کار پیشنهادی
با دستور دولت و شهرداری ها کلیه ساختمانهائی که هنوز پایان کار نگرفته اند موظف شوند عایق کاری های مقرره را در ساختمان به انجام رسانند.
در مورد ساختمانهای فعلی نیز می توان با یک مهلت حداکثر ۲ساله برای دفاتر اداری و تجاری و ۳ ساله برای منازل آنها را وادار به عایق کاری ساختمانها نمود.
این امر نیز می تواند صرفه جوئی قابل ملاحظه ای را در مصرف سوخت و برق در کل کشور ایجاد نماید.
۶- استفاده از تکنولوژی های جدید
لازم است در کشورمان استفاده از تکنولوژی های جدید و کم هزینه برای گرم کردن خانه ها؛ نظیر سیستم گرمایش از کف؛ به جای روشهای پرهزینه نظیر رادیاتور ترویج شود و مورد استفاده قرار گیرد.
ملاحظه می شود که با کاربست راه کارهای فوق زمینه تحقق مصرف کمتر و الگوهای مصرف اقتصادی و منطقی در کشور فراهم خواهد شد و مردم مجبور به مصرف بالا و پرداخت هزینه های گزاف آن نخواهند بود.
ایجاد چنین بستر و زمینه هائی می تواند امکان توفیق هدفمند سازی یارانه ها و اصلاح الگوی مصرف را در کشور دوچندان سازد.
بعبارت دیگر در صورتی که زمینه ای فراهم سازیم تا افراد هزینه مصرف خود را بپردازند کار بزرگی صورت گرفته است زیرا متاسفانه بسیاری ما ایرانیان عملا هزینه مصرف حود را نمی پردازند و بهمین دلیل علاقه ای نیز به صرفه جوئی و درست مصرف کردن ندارِند.
اگر هرکس هزینه مصرف واقعی خود را بپردازد خواهیم دید که مصرف به سرعت کاهش خواهد یافت.
برای ایجاد اطمینان در مردم و تشویق آنان به راه کارهای فوق بهتر آنست که کلیه دستگاهها و موسسات دولتی در انجام چنین تغییراتی در ساختمانهای خود پیشقدم شوند.
به دلیل اهمیت کار و لزوم تشویق مردم به انجام آنها، می توان وام های های کم بهره نیز برای این امور در نظر گرفت.
انجام راه کارهای فوق بیش از هر چیز نیاز به هماهنگی بین دستگاههای دولتی و شهرداریها دارد و امید که چنین اموری در سال نو در سرلوحه اقدامات آنها قرار گیرد

 

+ نوشته شده در  سه شنبه دوازدهم خرداد 1388ساعت 0:26 قبل از ظهر  توسط حسن تهراني  | 

فرهنگ سازمانی درمدیریت سیستم های بهداشت الکترونیک

نقش فرهنگ سازماني درمديريت سيستم‌هاي بهداشت الكترونيك
منبع : اينترنت
مترجمان : دكتر حسين درگاهي
مريم گودرزي

چكيده
پژوهش حاضر بر روي جنبه هاي غيررسمي، اجتماعي، فرهنگي، كنترل و هماهنگي مديريت در سيستم هاي بهداشتي و درماني الكترونيك تاكيد دارد. اين پژوهش بخصوص در جستجوي تجزيه و تحليل و تعيين ابعاد ويژه فرهنگ سازماني است كه بر روي هماهنگي و كنترل مديريت در سيستم هاي بهداشتي و درماني الكترونيك تاثير دارد.

بيان مسئله
امروزه سازمانهاي جديد ارائه كننده خدمات بهداشتي و درماني با فناوريهاي بهداشتي و درماني نوين مواجه شده اند كه قبلاً هرگز اين گونه نبوده است. مدارك و شواهد موجود نشان دهنده مشكل اساسي در به كارگيري پيشرفتهاي فناوري نوين است .(BANGERT, DOKTOR 2000) پزشكي از راه دور (TELEMEDICINE) مثال خوبي براي اين مشكل است. پزشكي از راه دور، يك كنفرانس دو طرفه ويدئويي مابين ارائه دهندگان مراقبت بهداشتي و درماني اوليه و بيمار از يك سو و يك پزشك متخصص از سوي ديگر است يكي از زيرسيستم هاي فناوري اطلاعات باليني است كه شامل پست الكترونيك چندرسانه اي و وسايل مبتني بر ارتباط از طريق اينترنت است كه جزئيات دقيق اطلاعات باليني بيمار را با سرعت و دقت بين ارائه كنندگان مراقبت بهداشتي و حتي خود بيمار از راه دور انتقـال مي دهد. نتيجه اين امر، دسترسي سريع بيمار به مراقبت بهداشتي و درماني بهتر، كاهـش هزينــه هاي كلي آن و در نهايت دستيابي آسان به بهترين مهارت تخصصـي و افـزايش همـــه جانبه كيفيت دراين مقوله است(DAVIS, ET.AL 2000). علي رغم منافع زيادي كه سيستم هاي بهداشتي و درماني الكترونيك مانند پزشكي از راه دور دارد اما به اجرا درآوردن موفق همراه با بهره برداري بالا از آن به ندرت انجام مي شود.
(PUSHKIN, ET.AL 1997) دلايل زيادي در اين مورد دخالت دارد(BASHSHUR, GRINGSBY 1995. SANDERS, BASHSHUR, SHANNON, 1997) . در اكثر اوقات وجود موانع قانوني در محدوديتهاي سياسي باعث مي شود تا از سيستم پزشكي از راه دور نتوان به خوبــــي بهره برداري كرد. حتي در بعضي مواقع براي اين فناوري فعاليتهاي تبليغاتي زيادي نيز صورت نمي گيرد. اگرچه موارد ذكرشده واقعي به نظر مي رسند و مربوط به اين موضوع هستند اما نمي توانند بيانگر علت اصلي بروز اين مشكل باشند.

فرضيه اصلي ما اين است كه دليل نخست ايجاد مانع در راه بهره برداري از سيستم بهداشتي و درماني الكترونيك مانند پزشكي از راه دور، در اصل خود سازمانها هستند؛ البته اين اميدواري وجود دارد كه بيشتر سازمانهاي جديد ارائه كننده خدمات بهداشتي و درماني طوري طراحي و سازماندهي شده اند كه بتوانند اثربخشي و كارايي خود را از گذشته تا حال ارتقا دهند؛ گذشته اي كه در آن موضوع كيفيت در سازمانها در بنــــــد قوانين خشك و دست وپاگير و كنترل مقتدرانه كـــه بهترين طرز تفكر مديران محسوب مي شد، گرفتار شده بودند. هدف ما اين است كه اعلام كنيم در سراسر جهان مناسب ترين استراتژي براي سازمانهاي ارائه كننده خدمات بهداشتي و درماني، در حل جدي مشكلات مربوط به سيستم بهداشتي و درماني الكترونيك، استراتژي است كه به نوبه خود اين استراتژي نيز نيازمند طراحي سازمانهاي ارگانيك است تا مكانيكي. اين نكته نيز براي بحث وجود دارد كه براي بيشتر سازمانهاي ارائه كننده خدمات بهداشتي و درماني، فرهنگ و ساختار سازماني ارگانيك با فرهنگ، دانش يا يادگيري اعضاي سازمان انطباق بيشتري دارد.
علاوه بر ايـــن، مي توان اثبات كرد كه هماهنگي بين اعضاي سازمان با استراتژي و طراحي سازمان وسيله اي براي دستيابي و بهره برداري بيشتر از سيستم بهداشتي و درماني الكترونيك به شمار مي رود.

بااين حال، اين امر در همه جا ممكن نيست. تجزيه و تحليــل فرهنگ سازماني نشان مي دهد انجام مناسب كار در يك فرهنگ سازماني خاص دليل براجراي موفـق آن در ديگر سازمانهـا نيست(HOFSTED, 1991) ، بـــه ويژه سعي ما براين است تا اثبات كنيم ماهيت مناسب طراحي سازمانهاي ارائه كننده خدمات بهداشتي و درماني به ارزشهــاي جامعه اي كه در آن قرار دارد، وابسته است و طبعاً يك راه حل نمي تواند راهگشاي مشكل به كارگيري سيستم بهداشتي و درماني الكترونيك مناسب در همه سازمانها و در كليه شرايط باشد.

نظريه
ادبيات طراحي سازمان: طراحي مناسب يك سازمان به فاكتورهاي بسياري بستگي دارد. اما بيشترين برجستگي در اين ميان اهداف استراتژيك سازمان(DOZ, PRAHALAD 1986) و محيطي است كه در آن سازمان به كار و فعاليت مشغول است(LAWRENCE, LORCH, 1967; GALBRAITH 1973; PORTER, 1990).
ادبيات تحقيق در مورد طراحي سازمان، (PUGH,ET.AL 1963; CHILD, 1997;WEICK, 1977; PORTER, 1990) دو عنصر طراحي ســاختاري و طراحي فرهنگي را مدنظر قرار مي دهد (PFEFFER, 1982; MINTZBERG, 1983) .
بيشترين برجستگي ابعاد ساختاري را پيچيدگي، رسميت و تمركزگرايي سازمانها تشكيل مي دهند، (PUGH,ET.AL, 1963: MACKENZI, 1978; DAFT, 1982; ROBBINS, 1993; LIN, HUI, 1999)
بيشترين برجستگي ابعاد فرهنگي نيز مربوط به ارزشها و روش يادگيري و قدرت پايداري آن است(DIBELLA, NEVIS, 1998; HOFSTED, 2000) .
سازمانهاي با درجه پيچيدگي بالا، به عنوان سيستم هاي
زائــــــــــــــــــد تعريف مي شوند(WOMACK,ET.AL, 1990) . سازمانهاي رسمي به عنوان سازمانهايي كه در آنها تقسيم كار بسيار زياد وجود داشته (WEBER, 1964; REHDER, 1992) و داراي مقررات خشك و بي روح(DRUCKER, 1987) و فاقد مهارتهاي شغلي هستند، معرفي شده اند(DRUCKER, 1987) . در سازمانهايي كه داراي تمركز زياد هستند نيز نوع ارتباطات در آنجا بر پايه زنجيره فرماندهي و سلسله مراتب عمودي و از بالا به پاييـن است كه در نتيجه باعث مي شود تا كاركنـان در ارتباط دهي و تصميم گيري سازماني دلسرد شوند(ZETKA, 1992) .

سازمانهاي رسمي با درجه پيچيدگي و تمركز بالا، از نظر طراحي اغلب به عنوان سازمانهاي مكانيكي نام مي گيرند اما سازمانهاي داراي ويژگيهاي ساختاري قابل مشاهده بيشتر داراي طراحي ارگانيك هستند. يك تشابه قوي در خصوص جنبه فرهنگي طراحي سازمانها وجود دارد. سازمانهايي كه در فرهنگ آنها يادگيري به عنوان يك ارزش به حساب مي آيد و در آنجا به تشويق و ترغيب كاركنان در خصوص ارتقاي سطح يادگيري خود در سطح سازمان مي پردازند، اغلب به صورت ارگانيك مشخص مي شوند. اين سازمانها معمولاً با اشتباهات صورت گرفته از سوي كاركنان، به صورت باز و شفاف برخورد مي كنند. مشاركت و پرسشگري كاركنان در اين سازمانها تشويق شده و حمايت بسيار زيادي از يادگيري علوم جديد صورت مي گيرد و تغيير و تحول و تحمل ابهامات در فرآيندهاي سازماني امر پذيرفته شده اي است (DIBELLA, NEVIS, 1998) . سازمانهايي كه در فرهنگ آنها تحمل ابهامات در فرآيندهاي سازماني وجود ندارد و خطاهاي كاركنان مورد سرزنش و عتاب قرار مي گيرد و در نتيجه آنها در مقابل تغيير و تحول مقاومت مي كنند، در طبقه بندي سازمانهاي مكانيكي قرار دارند.

بنابراين، سازمانهاي ارگانيك و مكانيكي دونوع مغاير يكديگرند. به عبارتي ارگانيك با مكانيكي بودن به صورت مطلق وجود ندارد بلكه امري نسبي است؛ يعني ممكن است سازمانها از نظر ساختاري و ابعاد فرهنگي بيشتر ارگانيك يا بيشتر مكانيكي باشند.

ادبيات اشاعه فناوري: ادبيات تحقيق در مورد اشاعه فناوري در سازمانها، نشان دهنده درجه همبستگي پايين بين تمركزگرايي، پيچيدگي و رسمي بودن از يك سو، انتخاب و اشاعه فناوري و به اجرا درآوردن آن از سوي ديگر است (ROGERS, 1995) . ،MEYE,GOES (1998) فرآيند اشاعه فناوري را در 25 بيمارستان مورد مطالعه قرار دادند زيرا اين سازمانها تصميم به پذيرش نوآوريهاي پزشكي مانند پردازشگرهاي توموگرافي رايانه اي، تصويربرداري فراصوت، جراحي با ليزر و آندوسكوپي با فيبر نوري گرفته بودند. آنها دريافتند فقط 10 درصد اختلاف بين بيمارستانها مربوط به متغيرهاي ساختاري در سازمان است اما 40 درصد اختلاف بين بيمارستانها در پذيرش متغيرهاي فرهنگ سازماني مانند نگرشها، ادراكات و به ويژه وضعيت و شرايط لازم براي خلق نوآوريها توسط رهبري اين سازمانهاست.

سازمانهايي كه در آنها فرهنگ تشويق و ترغيب كاركنان در جهت خلاقيت و نوآوري وجود دارد، در مقايسه با ديگر سازمانها، نوآوريهاي فني را بيشتر مي پذيرند.ROGERS, VAN DE VEN در سال 1998 مشخص كردند كه پذيرش فناوري اغلب با شكست مـــواجه مي شود زيرا نوآوري ممكن است به درستي با درك مشكل در سازمان تناسب نداشته باشد يا درك نتايج مورد انتظار از نوآوري توسط كاركنان بيشتر از آنكه مثبت باشد، منفي به نظر برسد.

تحقيق در مورد نوآوريهاي فني در ارتباط با رايانه در سازمانها نشان مي دهد كه اين نوع نوآوريها باعث بروز ديدگاه عدم قطعيت يا يقين» به عنوان منبع مقاومت در مقابل پذيرش فناوري تلقي شده است. البته عدم قطعيت از ديدگاه محققان همان اجتناب از عدم قطعيت قلمداد مي شود(HOFSTED, 2000) .

مقاومت در برابر ادبيات تغيير
از آنجا كه ادبيات اشاعه فناوري، تلاشهاي انجام شده در جهت درك و آگاهي از طراحي سازمان را در برخورد با مشكلات غنـــــــا مي بخشد، ادبيات مقاومت در برابر تغيير و مديريت تغيير و تحول نيز به درك و آگاهي بهتر از مشكلات منجر مي شود. اين ادبيات يك تاريخ طولاني دارد (LEWIN 1951) و توسط بسياري از شركتهاي مشاوره اي با موفقيت بيان گرديده است.
از ميان نخستين نظريات اين مكتب، مفهوم تغيير نگرش به عنوان پديده سوم پديدار گرديد. تغيير نگرش نيازمند خارج شدن از انجماد، تغيير و تحول و دوباره منجمدشدن است. علت تغيير نگرش اين است كه بيشترين مقاومت در برابر تغيير و تحول در سازمانهايي ديده مي شود كه در آنجا تصميم هاي منطقي بر پايه نگرش مشاركت كنندگان در تصميم گيري گرفته مي شود. كوتر» (1996) در كتاب خود تحت عنوان رهبري به سوي تغيير مي گويد: تغيير و تحول به رهبري دورانديش نياز دارد كه قادر است ديگران را در بينش و نگرش خود در راه استفاده از فناوري نوين شريك سازد. همچنين اين رهبر بايد افراد را براي استفاده از آن ترغيب كند و آشكارا براي افرادي كه اولين بار اقدام به پذيرش و استفاده از فناوريهــــا مي كنند، پاداش در نظر بگيرد. مهمتر اينكه طبق نظر كوتر ، فناوري نوين بايد بخشي از فرهنگ سازمان گردد و به وسيله اين فرهنگ، سازمان بتواند به راه خود ادامه دهد.

مقاومت و پايداري در برابر ادبيات تغيير و درك و آگاهي از مفهوم فرهنگ گفت گـــو مي تواند در مجموعه سازمان باعث ايجاد فرهنگ يادگيري گردد. سازمانها با آموزش فرهنگها، به پذيرش وقايع جديد و متنـوع علاقه مند مي شوند. در مجموع، فرهنگ يادگيري نقش خارج كردن از انجماد و دوباره منجمد كردن اجزاء مقـاومت در برابر ادبيات تغيير را بازي مي كند.

ادبيات مدل پذيرش فناوري: مدل پذيرش فناوري(TAM) توسط ديويس (1989) به منظور درك و آگاهي از رابطه بين نگرشها، مفهومها و رفتار بالقوه مصرف كنندگان فناوري اطلاعات به وجود آمد. از زمان به وجود آمدن آن تا كنون بيش از 400 مقاله از اين فرد در مجلات معتبر به چاپ رسيده است. بنابراين،TAM يك تحقيق خوب با مفهوم فرضيه اي است. بيشتر تحقيقات نشان مي دهد كه اگر مصرف كننده به فناوري اطلاعات به صورت بالقوه نيز معتقد باشد، اين فناوري مي تواند به اين فرد در انجام وظايف خود كمك كند و با دامنه و وسعت كمتر به آساني مورد استفاده قرار گيرد لذا مصرف كننده اطلاعات بايد بتواند به خوبي از اين فناوري بهره مند شود. با اين حال اسپيتلر و لوكاس (1999) نشان دادند در عمليات ميداني انواع متغيرهاي سازماني مانند هنجارهاي فرهنگي و ماهيت شغلي در پيش بيني استفاده آسان و مفيد از فناوري از اهميت زيادي برخوردار است.

از اين گذشته هل و ديگران (1999) عقيده دارد كه TAM استفاده از تكنيك پزشكي از راه دور توسط پزشكان را پيش بيني نمي كند. او همچنين معتقد است كه متغيرهاي فرهنگي و حرفه اي سازمان مي توانند به جاي كمك به درك مفاهيم ذهني استفاده آسان از پزشكي از راه دور از طريق TAM به تشريح و توصيف آن بيشتر كمك كنند.

ادبيات چندفرهنگي در سازمان: به منظور تاثيرپذيري تجزيه و تحليل فرهنگهاي مختلف برروي طراحي هاي سازمان در به اجرا درآوردن موفق سيستم بهداشتي و درماني الكترونيك، تاكيد ما بيشتر برروي تحقيقات هافستد(1980,91,2000) بنا شده است؛ او(1991) اين طور استدلال كرده است كه سازمان هنگامي خوب كار مي كند كه طراحي آن با ارزشهاي واقعي و فرهنگ حاكم بر جامعه هماهنگ باشد.

هافستد در اين خصوص اظهار مي دارد باوجود فرهنگهاي مختلف در جامعه آمريكا عملكرد مديريت در اين كشور چندان مناسب و موفق نيست.
وي(1980,2000) همچنين 5 دسته از ارزشها را به شرح زير طبقه بندي كرده است:
1 - فاصله قدرت؛
2 - اجتناب از عدم قطعيت؛
3 - فردگرايي و جمع گرايي؛
4 - مردگرايي و زن گرايي؛
5 - توجيـه وآمـاده سازي كوتاه مدت و بلنــد مدت.
هركدام از اين مجموعه ها از پيچيدگي خاصي برخوردار است و در نتيجه براي تجزيه و تحليل كامل لازم است تا به كتاب او (2000) مراجعه كنيم. بااين حال، دومين مجموعه از اين ارزشها يعني اجتناب از عدم قطعيت به نظر مي رسد كه دقيقا در ارتباط با تجزيه و تحليل طراحي سازمان در اجراي موفق سيستم بهداشتي و درماني الكترونيك باشد كه ناچاراً برروي اين مجموعه تاكيد بيشتري وجود دارد.

منظور از اجتناب از عدم قطعيت تمايل كاركنـــان به داشتن رفتـارهاي متفاوت و جمع گرايي به منظور عدم علاقه و دوري از ابهامات است كه در نتيجه باعث مي شود تا اين افراد به غيرقابل پيش بيني بودن، تمايلي نشان ندهند. آنها علاقه مند به ثبات و پايداري هستند و ساختارهاي ثابت و تعابير واضح را ترجيح مي دهند.

اين كاركنان به آزمونهاي داراي نتايج نامشخص علاقه اي ندارند و دوستدار تنوع و علاقه مند به پذيرش اشتباهات نيستند.

هدف ما اثبات اين فرضيه است كه جوامعي كه از عدم قطعيت اجتناب مي كنند براي طراحي سازمان شرايط و فضايي به وجـــود مي آورند كه بيشتر شباهت به سازمانهاي مكانيكي داشته باشند، حتي اگر اهداف راهبردي يا استراتژيك آن سازمان بر وجود ساختار ارگانيك تاكيد كند.

كشـورهايي كه هافستـد(2000) از آنهـا بــــه عنوان كشورهاي داراي فرهنگ اجتناب از عدم قطعيت نام مي برد ژاپن، فرانسه و كره جنوبي هستند. كشورهاي ديگر مانند ايتاليا و تايوان باشدت متوسط از نظر داشتن اين فرهنگ معرفي شده اند و سرانجام سنگاپور، آمريكا و انگليس از اين نظر امتياز پايين را كسب مي كنند. با مرور مطالب بالا در خصوص ادبيـــــات تحقيق، فرضيه هاي زير پيشنهاد مي شود:
1 - اگر فناوري سيستم بهداشتي و درماني الكترونيك به طور موفق در سازمانهاي ارائــــه كننده خدمات بهداشتي و درماني و در جوامعي كه داراي فرهنگ اجتناب از عدم قطعيت با درجه پايين هستند به مورد اجرا درآيد، بيشتر طراحيهاي سازماني در سازمانها به صورت ارگانيك خواهد بود. بنابراين:

فرضيه اول: اجراي موفق فناوري بهداشتي و درماني الكترونيك در فرهنگ سازماني اجتناب از عدم قطعيت با درجه پايين به ارگانيك بودن سازمان ارتباط دارد.

2 - اگر فناوري بهداشتي درماني الكترونيك در سازمانهاي ارائه كننده خدمات بهداشتي و درماني و در جوامعي كه داراي فرهنگ اجتناب از عدم قطعيت با درجه بالا هستند به طور موفق به مورد اجرا درآيد، بيشتر طراحيهاي سازماني در اين سازمانها به صورت مكانيكي خواهد بود. بنابراين:

فرضيه دوم: اجراي موفق فناوري بهداشتي درماني الكترونيك بستگي به درجه مكانيكي بودن در سازمانهايي دارد كه در آنجا فرهنگ اجتناب از عدم قطعيت با درجه بالا ديــــده مي شود.

روش : در اين مطالعه از روش تجمعي اطلاعات كمي و كيفي استفاده مي شود:

متغيرهاي مستقل: (I ) طراحي سازماني: از پرسشنامه و مصاحبه هاي غيررسمي براي ارزيابي نظرات و ديدگاههاي شركت كنندگان در خصوص درجه طراحي مكانيكي يا طراحي ارگانيك سازمانها استفاده شد تا براين اساس راه اندازي و اجراي پزشكي از راه دور را تقويت كنند؛

(II )اجتناب از عدم قطعيت نزد كليه افراد سازمان: اطلاعات موجود در بايگاني به منظور ارزيابي درجه اجتناب از عدم قطعيت مورد استفاده قرار گرفت. نتايج هافستد به وسيله تجزيه و تحليل اطلاعات پرسشنامه هاي تكميل شده از شركتهاي بزرگ در بيش از 50 دولت در سراسر جهان به دست آمد(HOFSTED, 2000) .

متغيرهاي وابسته: (I )هزينه بازاء هر مشاوره: اطلاعات جمع آوري شده براي تخمين كلي هزينه هاي ساليانه و تعداد كلي مشاوره هاي پزشكي از راه دور استفاده شد.

(II )درك و آگاهي افراد متخصص از موفقيت در بـه كارگيري پزشكــي از راه دور: از مصاحبه هاي غيررسمي با مديران و محققان اين امر كه به منظور تعيين ميزان درك و آگاهي متخصصان از چگونگي عدم موفقيت در اجراي آن در سازمانها انجام شد، بهره برداري لازم به عمل آمد.

گزارش پيشرفت اين مطالعه در طول 5 سال انجام شد. اطلاعات به صورت نسخ دست نويس از آمريكا و كره جنوبي در خصوص متغيرهاي مستقل (I )و(II ) و متغير وابسته(II ) جمــــــع آوري شدند. در حال حاضـر تلاش براي جمع آوري اطلاعات در خصوص متغيرهاي وابسته (II )در همه كشورهاي مورد مطالعه در حال انجام است. همچنين باقيمانده اطلاعات در خصوص متغيرهاي وابسته در كشورهاي فرانسه، انگليس و ژاپن در حال انجام است.

نتايج
از بهار سال 2002 اطلاعات مربوط به متغير مستقل(I ) طراحي سازماني از كشورهاي آمريكا و كره جنوبي جمع آوري شده است. اطلاعات مربوط به متغير مستقل(II ) اجتناب از عدم قطعيت از كشورهاي آمريكا، كره جنوبي، انگليس، فرانسه، ژاپن و سنگاپور نيز جمع آوري گرديد. اطلاعات مربوط به متغير وابسته (I )يعني محاسبه هزينه بازاء هر مشاوره از طريق پزشكي از راه دور در همه سازمانهاي مورد مطالعه به صورت مبهم تهيه شده اما هنوز تلاش براي به دست آوردن اطلاعات واضح و روشن ادامه دارد. اطلاعات مربوط به متغير وابسته(II) يعني درك و آگاهي متخصصان از موفقيت پزشكي از راه دور از كشورهاي آمريكا، كره جنوبي به دست آمده ولي در كشورهاي فرانسه، انگليس، ژاپن و سنگاپور در حال جمع آوري است.

ذيلاً نتايج به دست آمده از پرسشنامه ها از كشور آمريكا براساس متغير مستقل (II) طراحي سازماني ارائه مي شود. (جدول 1) امتيازات از 1 تا 7 مرتب شده اند& به صورتي كه عدد 7 نشان داده دهنده گرايش بيشتر اين متغير به سوي برقراري فرهنگ يادگيري در سازمان است.



امتيازهاي كمتر از 4 نشان دهنده فرهنگ سازماني بسيار مكانيكي هستند (يعني آموزش و يادگيري سازماني به منظور توانمندي كاركنان در اجراي موفقيت آميز پزشكي از راه دور تشويق و ترغيب نمي شود). در اين جدول 4 مورد از 7 متغير پايين تر از آستانه 4 امتياز قرار دارند.

مصاحبه هاي غيررسمي در آمريكا و كره جنوبي: با ارائه كنندگان خدمات بهداشتي و درماني مصاحبه هاي غيررسمي انجام شد.

رويكرد ما تشويق شركت كنندگان در مصاحبه براي صحبت در مورد سازمانهاي خود بود و اينكه چه عواملي مي تواند فعاليت پزشكي از راه دور را در اين سازمانها بهبود بخشد. نكات اصلي به دست آمده در دو فهرست 1 و 2 به شرح زير آماده شد:

فهرست 1 - آمريكا: اطلاعات مصاحبه غيررسمي: 23 = n . براي بهره برداري موفق از پزشكي از راه دور نياز به سازمانهايي است كه داراي ويژگيهاي زير باشند:

اجراي شيوه هاي رهبري ؛
حمايت از فناوري؛
انتقال و بيان آزاد اشتباهات و موفقيتها؛
ارتباط دوطرفه از بالا به پايين و از پايين به بالا در سازمان؛
آزمون عقايد جديد؛
علاقه به رويكردهاي متنوع؛
ارائه آموزشهاي مستمر براي درك چرا و چطور.
فهرست 2 - كره جنوبي: اطلاعات مصاحبه غيررسمي:12 = n . براي بهره برداري موفق از پزشكي از راه دور نياز به سازمانهايي است كه داراي ويژگيهاي زير باشند:

وجود قوانين و مقررات واضح و شفاف؛
وفاداري كاركنان به سازمان؛
انتخاب و انجام راه صحيح؛
عمل، عمل، عمل و باز هم عمل؛
حذف ابهامات؛
ارائه آموزش براي پيروي كردن از دستورالعملها؛
وجود رهبري قوي.
متغير مستقل(II) در خصوص اجتناب از عدم قطعيت: بااستفاده از اطلاعات هافستد (2000) ، سازمانهاي مورد مطالعه برمبناي ارزش كلي آنها در مورد اجتناب از عدم قطعيت به صورت زير طبقه بندي گرديدند:

اجتناب از عدم قطعيت با درجه بالا (حداكثر 20درصد از كليه كشورهاي مورد مطالعه)

مانند : ژاپن، فرانسه، كره جنوبي
اجتناب از عدم قطعيت با درجه پايين (حداقل 20 درصد از كليه كشورهاي مورد مطالعه)
مانند : سنگاپور، آمريكا، انگليس
- متغير وابسته (I) هزينه بازاء هر مشاوره: تاكنون اطلاعات كامل نشده است.

- متغير وابسته (II) ديدگاه متخصصان در مورد موفقيت پزشكي از راه دور: در آمريكا 35 مصاحبه غيررسمي با مديران و محققان تلاشگر در زمينه پزشكي از راه دور انجام شد. اگرچه بيشتر مصاحبه شوندگان از حـــــاميان و علاقه مندان به پزشكي از راه دور بودند، اما مشخص شد كه پزشكي از راه دور بيشتر يك مقوله ناموفق است تا يك امر موفق. البته موارد استثنايي نيز وجود دارد: مثلاً هنگامي كه زندانيها از پزشكي از راه دور استفاده كردند، متخصصان به نحوه استفاده از آن نمره F دادند اما به بهبودي عملكرد آن در اين حيطه اميدوار بودند. در كره جنوبي خلاف اين صورت گرفت. بيش از 15 مصاحبه غيررسمي با محققان و مديران مجرب در خصوص پزشكي از راه دور انجام شد؛ با اين برداشت كه آنها به اين مقوله به عنوان يك موفقيت بــــــزرگ مي نگريستند. اين افراد حكايت از بهره برداري بيش از انتظار و رضامندي بيماران از پزشكي از راه دور مي كردند و به آن درجه + B دادند.
بحث
نتايج مقدماتي از فرضيه اول يا فرضيه دوم حمايت نمي كند. نتايج مربوط به كشور آمريكا (با فرهنگ سازماني اجتناب از عدم قطعيت با درجه پايين) نشان مي دهد كه عقيده پزشكان اين است كه اگر از فناوريهاي جديد بهداشتي درماني الكترونيك مانند پزشكي از راه دور به طور كارآمد استفاده شود، سازمانهاي ارائه كننده خدمات بهداشتي و درماني كه به اين فناوري نياز دارند، بيشتر ارگانيك هستند. همچنين متخصصان بهداشت و درمان الكترونيك و مديران اجرايي بهداشت و درمان آمريكايي اعتقاد دارند كه طراحي هاي فعلي سازمانها از نقطه نظر استفاده موثر از بهداشت الكترونيك بيشتر مكانيكي هستند.

از سوي ديگر، محققان و مديران اجرايي بهداشت و درمان در كشور كره جنوبي (با فرهنگ سازماني اجتناب از عدم قطعيت با درجه بالا) نشان مي دهد كه آنها براي به اجرا درآوردن موفق فناوري بهداشتي و درماني الكترونيك معتقد به طراحي سازماني مكانيكي هستند و در حقيقت به بهره برداري موثر از فناوري پزشكي از راه دور اعتقاد دارند.

باوجود اين حجم نمونه پاسخ دهنده ها در اين تحقيق كوچك است. در پاسخ نامه هاي دست نويس نيز هيچ نشانه اي دال بر اينكه كه فرضيه اول و دوم به تنهايي به وسيله نتايج رد شده است، وجود ندارد. به بيان دقيق تر در ابتدا پيشنهاد مي شود كه تحقيقات كيفي مي تواند به درك و آگاهي ما از ارتباط بين طراحي سازمان و به اجرادرآوردن فناوري بهداشتي و درماني الكترونيك كمك كند. هدف اصلي از برنامه تحقيق كيفي موجود افزايش سوالها به جاي عرضه جوابهاست.

در محيط غني از فناوري جديد اطلاعات كه در اطراف ما وجود دارد، افزايش تعداد سوالها در مورد طراحي سازماني در سازمانهاي ارائه كننده خدمات بهداشتي و درماني بسيار مناسب است. در اواخر دهه 1960 ، جـــــامعه شنـــــــــاس بسيار مشهورسي. پرو(1970) ؛ اعلام كرد كه در سازمانهاي خدمات رساني يعني در جايي كه فناوريهاي جديد به كار گرفته مي شوند، ساختار سازماني بايد داراي ويژگيهاي زير باشد: كاهش بوروكراسي سازماني، كاهش برنامه ريزي وظايف، رعايت و اعمال كمتر قوانين و مقررات، سطوح كمتر هرم سازماني، هماهنگي بيشتر توسط بازخوردها و عدم تمركز بيشتر در تصميم گيري و تمايل به استخدام و استفاده از كاركنان متخصص. عقايد وي شايد در اواخر دهه 60 و اوايل دهه 70 با مسائل امروز آمريكا بيشتر ارتباط دارد.

امروزه بيشتر سازمانهاي ارائه كننده خدمات بهداشتي و درماني در آمريكا، در ابتدا براي تضمين كيفيت مراقبت با هزينه هاي مناسب طراحي شدند. بيشترين اجزاء اصلي اين طراحيها، درجه پيچيدگي سطوح رسميت، تمركز و اقتدار فرهنگ سازماني هستند كه حاصل اطلاعات اوليه در عصر فناوري هستند. بيشتر سازمانهاي اصلي ارائه كننده خدمات بهداشتي و درماني در آمريكا از دهه 1950 تاكنون در طراحي سازماني خود بازنگري و تجديدنظر نكرده اند. در اين مورد استثناهايي نيز وجود دارد؛ اما بيشترين تغيير در طراحي سازماني باعث تغييرات اندك در سطوح هر سازمان شده است. اصول و اعتقاد اصلي در طراحي سازماني در بيشتر سازمانهاي ارائه كننده خدمات بهداشتي و درماني به دست آوردن نتايج كيفي حاصل از قوانين و مقررات شفاف، درجه بالاي رسمي بودن سازمان، اختيارات زياد، تعصب زياد و عدم تحمل ابهامات است. مع ذلك مجموع تحقيقات به عمل آمده در خصوص اجراي فناوري در سازمانها دلالت برنياز به انطباق بين ويژگيهاي فناوري با ويژگيهاي كاربران دارد تا اينكه بتوان مدلهاي ذهني و نگرشي و يا فرهنگ كاربران را تغيير داد؛(HARTWICK, BARKI, 1994 VENKATCH, DAVIS, 2000) .

اين امر در بيشتر سازمانهاي ارائه كننده خدمات بهداشتي و درماني درست است(HU, CHAU, TAM, 1999) . در كشور آمريكا بحث بر سر اين است كه سازمانهاي ارائه كننده خدمات بهداشتي و درماني كه داراي استراتژي بهره برداري از فناوريهاي بهداشتي و درماني الكترونيك هستند& نياز به بازنگري طراحيهاي سازماني خود دارند.

در اصل نياز به كيفيت نبايد قرباني تلاش براي طراحي مجدد سازمان براي ارگانيك شدن شود. تحقيقات در زمينه تضمين كيفيت و تفكر پيرامون سازمانهاي ارائه كننده خدمات بهداشتي و درماني جديد (BROOK,ET,AL. 1985; WILLIAMSON, 1988; SHORTELL, 1992) نياز به تمركززدايي بيشتري را در آن سازمانها نشان مي دهد تا كاركنان اين نوع سازمانها كه مسئوليت ارائه خدمات بهداشتي و درماني را دارند، بتوانند تغييرات ضروري را مورد بازنگري قرار داده و اجرا كنند.(LUKE, KRUEGER, MODROW, 1983)

زمينه فرهنگي در كشور آمريكا يكي از نشانه هاي اجتناب از عدم قطعيت با درجه پايين است. در اين كشور فناوريهاي جديد اطلاعات كه نيازمند تغيير در ارائه خدمات بهداشتي و درماني هستند، بيشترين بهره را به ســازمانهاي مزبور كه از نوع ارگانيك هستند، مي رسانند. در كشور كره جنوبي كه مشخصه محيط فرهنگي آن اجتناب از عدم قطعيت با درجه بالاست، به سازمانهايي كه در اين محيط براي به كارگيري فناوري بهداشتي و درماني الكترونيك انتخاب مي شوند، بيشتر سازمانهاي مكانيكي و مستقل از بي نظمي هاي غيرمعمول مرتبط به فناوريهاي بهداشتي و درماني الكترونيك هستند.

در مجموع تاكيد براين است كه اين پيشنهادات نسبي هستند. وجه تمايز بين طراحي سازماني ارگانيك و مكانيكي واضح و مشخص نيست. بحث ما فقط درخواست از مديران اجرايي و محققان بهداشتي و درماني الكترونيك است تا به ساختار بوروكراتيك سازمانهاي خود نظري بيفكنند و سطح پيچيدگي، رسميت، تمركز و فرهنگ اقتدار سازماني را مورد مطالعه و بررسي قرار دهند و از خود سوال كنند كه: آيا اين سازمانها گزينه اي مناسب براي كاركناني هستند كه به استفاده از فناوريهاي جديد بهداشتي و درماني الكترونيك نيازمندند؟

منابع
1 - BANGERT, D. AND R. DOKTOR. 2000. IMPLEMENTING STORE - AND - FORWARD TELEMEDICINE: ORGANIZATIONAL ISSUES. TELEMEDICINE JOURNAL AND E-HEALTH, 6, 3PP. 355-360.

2 - BASHSHUR, R. L., AND GINGSBY, J. 1995. POSITION PAPER: TELEMEDICINE EFFECTS: COST, QUALITY AND ACCESS. J. MEDICAL SYSTEMS, VOL. 19, number 2, PP 79-80.

3 - BASHSHUR, R. L., SANDERS, J. H. AND G. W. SHANNON. 1997. TELEMEDICINE: THEORY AND PRACTICE. CHARLES C. THOMAS PUBLISHER.

4 - BRIDGES, W. 1991. MANAGING TRANSITIONS. ADDISON- WESLEY PUBLISHING CO., READING MASS.

5 - CHILD. 1973. STRATEGIES OF CONTROL AND ORGANIZATIONAL BEHAVIOR. ADMINISTRATIVE SCIENCE QUARTERLY, 18: 1-17.

مقاله پيش رو از سايت http://ocsbl.computer.org انتخاب شده است. منابع در دفتر مجله موجود است.

+ نوشته شده در  یکشنبه دهم خرداد 1388ساعت 11:35 بعد از ظهر  توسط حسن تهراني  | 

نهج البلاغه ومدیریت

 

افزون بر آن كه اين كه مسائل اجتماعى و سازمانى مسلمان از مسائل فردى و ارزشى او جدا نيست ، و مسئوليت هايى كه در سازمان بر عهده او گذشته شده است ، مى تواند رنگ ارزشى و دينى داشته و حتى به صورت يك عبادت در آيد؛ بدين معنا كه او كارها و مسئوليت هاى محول شده را با نيت الهى انجام دهد و به آن ها رنگ و صبغه الهى ببخشد. در اين صورت كارهايى كه در سازمان به عنوان وظيفه سازمانى انجام مى دهد، كارى ارزشى تلقى شده و عبادت محسوب مى گردد. از طرف ديگر، بايد توجه داشت كه هر فرد، هنگام ورود به سازمان ، بر اساس نوعى قرارداد، در قسمتى از آن سازمان كار مى كند، و در ازاى كارى كه براى سازمان انجام مى دهد، حقوق و مزايايى دريافت مى كند. اين قرارداد به هر شكلى كه باشد براى فرد معتقد و ديندار، علاوه بر الزامات و پيامدهاى قانونى ، نوعى الزام دينى و شرعى نيز به دنبال دارد. اين الزام مى تواند به كار فرد، در سازمان ، رنگ و بوى دينى و ارزشى بدهد؛ چرا كه عمل به مفاد قرارداد، از دستورهاى صريح شرعى و مورد تاءكيد شارع مقدس است . بنابراين ، تفكيك قائل شدن ميان كارهاى فردى و ارزشى فرد و كارهاى سازمانى او صحيح و منطقى نيست ؛ لذا همچنان كه اين فرد در مورد كارهاى فردى و دينى خود حساسيت نشان مى دهد و مراحل سير و سلوك را طى مى كند تا به تكامل برسد و رضاى خداوند متعال را كسب نمايد، در مورد كارهاى سازمانى نيز بايد اين مراحل را طى كرده و با ارزشيابى صحيح و دقيق از كارها و عملكرد خود در سازمان ، عملكرد خويش را بهبود بخشد، و در نتيجه در جهت كسب رضايت خداوند متعال تلاش نمايد.
در سال هاى اخير با پيدايش نظريه مديريت بر مبناى هدف ، (297) يا مديريت بر مبناى نتيجه ، (298) موضوع خود ارزيابى (299) از موقعيت خاصى برخوردار گرديده است . اگر چه اين نكته تاكنون آن طور كه بايد و شايد مورد پذيرش عملى قرار نگرفته است ؛ (300) ولى با توجه به مقاومت اغلب كاركنان در برابر ارزشيابى و اين كه اصولا ارزشيابى ، به ويژه در مورد كاركنان متخصص و ماهر، نه تنها باعث افزايش بهره ورى نمى شود؛ بلكه تا حدود زيادى موجب كاهش آن نيز مى گردد، و از سوى ديگر ضرورت ارزشيابى در سازمان ؛ مديران و مسئولان سازمان ها بايد در جست و جوى راه كارهايى باشند كه مقاومت كاركنان را رد پى نداشته باشد، و يا آن را به حداقل برساند. به نظر مى رسد كه روش خود ارزيابى يكى از اين راه كارها است ؛ لذا بجاست است كه فرهنگ خود ارزيابى در سازمان ها، ايجاد و تقويت شود تا كاركنان سازمان بدون مقاومت مورد ارزشيابى قرار گيرند و تضاد و تنشى در سازمان به وجود نيايد.
برخى نويسندگان و صاحب نظران مديريت ، معتقدند كه خود ارزيابى زمانى مفيد و مناسب است كه ارزيابى به منظور كسب باز خور باشد؛ و نيز معتقدند كه سازمان ها اين روش را تنها جهت ايجاد تعادل ميان اهداف فردى و اهداف سازمانى به كار مى گيرند؛ ليكن به نظر مى رسد اين دو نظر تنها در مورد نوعى خود ارزيابى كه خودشان مطرح كرده اند صادق است ؛ زيرا در آن ها همه زمينه هاى لازم را آماده و مهيا نكرده اند، و طبعا از اين روش نمى توان كاركردى بالاتر از حد باز خور انتظار داشت ؛ ولى نوعى خود ارزيابى كه مورد نظر اسلام و رهبران دينى است ، فراتر از اين مساءله بوده و هدف آن بسى بالاتر از باز خور براى خود شخص است ، و براى اين منظور زمينه سازى هاى عقيدتى لازم تقويت گردد.
اهداف و كاربردهاى ارزشيابى را به دو دسته عمده : اهداف ارزيابى و اهداف پرورشى تقسيم بندى مى كنند. اهداف ارزيابى ، مثل : افزايش يا كاهش حقوق ، ارتقا و ترفيع ، انتقال ، تعليق و اخراج ؛ و اهداف پرورشى ارزشيابى ، مثل : تشخيص نيازهاى آموزشى ، ايجاد انگيزه در كاركنان جهت بهبود عملكرد، دادن باز خور مناسب ، مشاوره با كاركنان و پى بردن به نقاط قوت و ضعف عملكرد كاركنان به منظور تقويت نقاط قوت و رفع ضعف ها و نارسايى ها.
چنانچه بستر مناسب و زمينه هاى عقيدتى و فكرى لازم آماده و تقويت شوند، روش خود ارزيابى مى تواند به عنوان يكى از بهترين و كار آمدترين روش هاى ارزشيابى جهت دستيابى به هر دو دسته از اهداف و كاربردهاى ارزشيابى ، مطرح شود؛ در غير اين صورت بايد گفت : خود ارزيابى تنها براى دستيابى به اهداف پرورشى ، روش خوب و كارآمد است ؛ اما به منظور دستيابى به اهداف ارزيابى كارآمدى لازم را نخواهد داشت .
اسلام ، به عنوان نظامى جامع و فراگير كه ريشه در فطرت انسان دارد، و از سرچشمه زلال وحى سيراب مى شود، و با ديدى عميق و بينشى گسترده به انسان و ابعاد مختلف او مى نگرد، اهميت خاصى به ارزشيابى به ويژه خود ارزيابى قائل است . با مراجعه به كتاب هاى مختلف حديث مى توان اهميت ارزشيابى و جايگاه ويژه خود ارزيابى را به دست آورد؛ چنان كه علما و دانشمندان بزرگ اسلامى ، در تدوين و تنظيم روايات در كتاب هاى بزرگ و معتبر روايى ، بابى را تحت عنوان محاسبة النفس گشوده اند؛ و در آن ، سخنان پيامبر گرامى اسلام (ص ) و ائمه هدى (ع ) را در مورد خود ارزيابى جمع آورى كرده اند.
وجدان و خود ارزيابى  
وجدان يكى از مفاهيم بسيار نزديك به خود ارزيابى است . براى روشن شدن برخى از زواياى بحث خود ارزيابى ، بهتر است وجدان به صورت مختصر توضيح داده شده و ارتباط آن با خود ارزيابى مشخص ‍ شود. در مورد وجدان ، تعاريف و برداشت هاى مختلفى وجود دارد كه براى رعايت اختصار، تنها به برخى از آن ها اشاره مى شود:
وجدان ، در فرهنگ معين اين گونه معنا كرده اند: زمينه مناسب (قوه باطنى ) در انسان كه خوب و بد اعمال ، به منظور برخوردارى از يك كيفيت بالاى مسئوليت پذيرى ، و توجه خاص به نيك خواهى و عدالت ، به وسيله آن ادراك مى شود. (301)
از ديدگاه برخى دانشمندان علوم اجتماعى و روان شناسى ، احساس طبيعى انسان نسبت به وجود خويشتن ، و نيز به استعدادها و اعمال خود، وجدان ناميده مى شود. در اين معنا، وجدان عبارت است از: آگاهى مستقيم انسان درباره خويشتن . به عبارت ديگر، وجدان به معناى يك احساس درونى است كه هر كس از طريق آن ، جهات اخلاقى كردار و اعمال خود را مورد داورى قرار مى دهد. (302)
بنابراين ، وجدان را مى توان نوعى شخصيت و خود آگاهى نسبت به فعاليت هاى درونى دانست ؛ آگاهى از وجود من كه در عين حال مى تواند داورى امين نيز باشد. (303)
به عبارت ديگر، وجدان نيروى تشخيص باطنى و فطرى در درون انسان است كه بايدها و نبايدها را در مى يابد، و خوبى را از بدى تشخيص مى دهد؛ و آن چنان بر ماهيت اعمال و نيات آدمى آگاهى دارد كه درباره جنبه هاى ارزشى كارهاى او به قضاوت مى نشيند، و ضمن اظهار نظر صريح ، قاطع ، بجا و بى طرفانه ، در مواقع ضرورى ، عكس العمل لازم را نيز نشان داده و موجب تاءثر، پشيمانى و حتى عذاب درونى در برابر كارهاى ناپسند، و آرامش و خشنودى در برابر اعمال شايسته مى شود.
روسو معتقد است كه انسان طبيعتا خوب آفريده شده است ، و اگر مسير طبيعى خودش را پيدا كند و عوامل اجتماعى ، او را از مسير خويش ‍ باز ندارد؛ هر انسانى ، اخلاقى و داراى ارزش ها و فضايل اخلاقى خواهد بود. در هر انسان نيروى وجدان قرار داده شده كه هم او را به سوى راه صحيح تكامل رهبرى كده و هم اگر تخلفى از او سر بزند، او را توبيخ مى كند. (304)
خداوند متعال در قرآن كريم مى فرمايد:
لا اقسم بيوم القيامة و لا اءقسم بالنفس اللوامة ؛ (305) سوگند به روز قيامت ، و سوگند به نفس ملامت گر.
برخى از علما و انديشمندان بزرگ اسلامى ، منظور از نفس لوامه در اين آيه شريفه را وجدان انسان دانسته و چنين فرموده اند كه : قرآن از وجدان به نفس لوامه تعبير آورده است . نفس لوامه يعنى نفس ملامت گر كه صاحب خود را ملامت مى كند. هنگامى كه انسان كار ناپسندى را انجام داد، اين نفس در درون با او سخن گفته ، وى را ملامت مى كند كه چرا چنين كارى را مرتكب گشتى ؟. (306)
در يك جمع بندى كلى بايد گفت كه وجدان نيرو و كششى درونى است كه اعمال و رفتار انسان را ارزيابى كرده ، و خوب و بد آن ها را تشخيص ‍ مى دهد، و آن گاه كه عمل بد و نامطلوبى از انسان مشاهده كرد، او را ملامت و سرزنش مى كند، تا فرد عمل خويش را اصلاح نمايد. بنابراين ، مى توان گفت كه وجدان ، ابزار و زمينه مناسبى براى ارزيابى كارهاى افراد است .
وجدان كارى همان كاربرد وجدان در محيط كار است ، و مى توان آن را محاكمه درونى انسان نسبت به عملكرد فرد در محيط كار دانست . بر اين اساس ، وجدان كارى يكى از عوامل و ابزارهاى مناسب و اصلى براى ارزشيابى عملكرد كاركنان از سوى خود آنان (خود ارزيابى ) مى باشد؛ و مديران و مسئولان سازمان ها بايستى تلاش كنند تا با برنامه ريزى و اجرا برنامه هاى مناسب فرهنگى و مذهبى ، وجدان كارى را در افراد و كاركنان سازمان تقويت نمايند، تا آنان بتوانند كارهايى را كه در سازمان انجام مى دهند، خودشان ارزيابى كرده و در صورت مشاهده نقاط ضعف ، براى اصلاح آن ها و بهبود عملكرد خويش تلاش كنند.
پايان

 

+ نوشته شده در  شنبه نهم خرداد 1388ساعت 0:16 قبل از ظهر  توسط حسن تهراني  | 

حسابداری نیروی انسانی

به نام خدا

 

تعیین ارزش پولی منابع انسانی یا حسابداری منابع انسانی

 

مقدمه :

عصر صنعت وتفکر خالص صنعتی سپری شده واکنون دوره اقتصاد مبتنی بر دانش است و سرمایه های انسانی در سازمانهای دانش محور نقش واهمیت ویژه ای پیدا نموده ومدیریت برسرمایه های انسانی ودانشگران در سازمانهای امروزی به رمز موفقیت آنان تبدیل شده است. لذا سرمايه انساني تنها نهاده اي است كه ميتواند ضمن تغيير خود ، ساير نهاده هاي توليد را تغيير داده يا تعديل كند و مبنايي براي نو آوري فراهم سازد که در سطح وسيع به رشد اقتصادي بينجامد.

در رویکردهای نوین مدیریت, نقش مدیر از نقشهای فرماندهی وکنترل به نقش مربیگری تغییر یافته ودو مقوله کارایی واثر بخشی، محور توجه مدیران است. و باید توجه داشت در اقتصاد امروز داراییهای مجازی وناملموس همراه با داراییهای ملموس ارزش سازمان را مشخص میکنند.

روند تحولات حسابداری :

حسابداران از بدو تولد حسابداری نوین سه مرحله شامل 1- حسابداری سیاهه نویسی 2- حسابداری مالی 3 - حسابداری مدیریت را طی کرده اند وچالش آینده حسابداری ، مرحله چهارم حسابداری یا ”حسابداری اجتماعی- اقتصادی ”است  که    حسابداری منابع انسانی یکی از مقولات آن است.

تعریف حسابداری منابع انسانی :

طبق تعریف انجمن حسابداری آمریکا عبارتست از فرایند تشخیص واندازه گیری اطلاعات درباه منابع انسانی وگزارش این اطلاعات به افراد علاقمند وذینفع می باشد . در واقع حسابداری منابع انسانی تبدیل مفهوم کیفی وذهنی ارزش منابع انسانی در قالب کمی وعینی با استفاده از دانش حسابداری است و با سه بخش مهم واساسي پيرامون منابع انساني شامل ؛شناسايي كميت وكيفيت آن،ارزيابي واندازه گيري ارزش اقتصادي وگزارشگري مالي مناسب آن سروكار دارد.

ضرورت و اهداف حسابداری منابع انسانی :

1.ارائه  اطلاعات ارزش اقتصادي  منابع انساني به عنوان عمده ترين دارايي سازمان در انقلاب اطلاعاتي عصر امروز

 اكثر سازمانها ميتوانند اطلاعات دقيقي درباره داراييهاي ملموس خود مانند زمين ،ساختمان ،ماشين آلات وتجهيزات ارائه دهند ولي معمولا هيچ گاه سابقه رسمي از داراييهاي ناملموس خود نظير علائم تجاري ،مخارج تحقيق وتوسعه ومنابع انساني كه ارزش روز افزوني براي سازمان ايجاد ميكنند ندارند. از همین رونداشتن اطلاعات درباره ارزش اقتصادي دارايي انساني سازمان ويا مخارج انجام شده براي پرورش وآموزش افراد متخصص وميزان هزينه از دسته رفته ،از نقاط ضعف سيستم حسابداري فعلي است.

2. محاسبه ميزان سرمايه گذاري سازمان در منابع انساني

بسياري از سازمانها مبالغ عمده اي را صرف برنامه هاي آموزشي كاركنان نموده بدون آنكه بازده سرمايه گذاريهاي مزبور را ارزيابي ونتايج حاصله را بطور دقيق مورد ارزيابي قرار دهند.وحتي در صورت عدم توانايي تامين هزينه برنامه آموزشي را متوقف مي نمايند. لذا با توجه به ضرورت تفكيك هزينه هاي واقع شده در ارتباط با نيروي انساني از ساير هزينه هاي واحد تجاري ، بایستی بين هزينه هاي جاري وسرمايه اي نيروي انساني تمايز قائل گردید . زیرا این اطلاعات مديريت را قادر ميسازد تا بر مبناي هزينه هاي سود وسرمايه اي تصميم لازم را اتخاذ نمايد.

 

3. افزايش كارايي مديريت منابع انساني

حسابداري منابع انساني تلفيقي از دو حوزه حسابداري ومديريت منابع انساني است .كاربرد روشها ومفاهيم حسابداري واستفاده از فن والگوي اندازه گيري ميتواند تاثيرات عميقي را بر نحوه اداره افراد سازمان داشته باشدوكاركنان را قادر به مشاركت موفق در پيشرفت اهداف سازمان سازد.

4.ارزيابي منابع انساني يك سازمان از اين نظر كه حفظ شده ،تحليل رفته يا توسعه يافته است.

 5 .  شناسايي سود غيرعملياتي وبهره وري ناشي از سرمايه گذاري در منابع انساني.

6.محاسبه ميزان ارزشي كه منابع انساني در ساير منابع مالي وفيزيكي سازمان ايجاد ميكند.

روشهای اندازه گیری ارزش منابع انسانی :

حسابداري منابع انساني را ميتوان از دو روش زیر مورد بررسي قرار داد .

1 - هزینه یابی منابع انسانی

يك سيستم حسابداري منابع انساني در وهله  اول به شناسايي هزينه هاي واقع شده در ارتباط با نيروي انساني كه بايستي از ساير هزينه ها ي واحد تجاري تفكيك گردد نياز دارد.

روشها وشيوه هاي مورد استفاده بايد بين بخش سرمايه اي وجاري هزينه ها تمايز قائل شود.

هزينه يابي منابع انساني از دو بخش ذيل تشكيل ميشود :

1-1- هزينه هاي اوليه :كليه وجوهي است كه براي تامين وپرورش نيروي انساني شامل گزينش نيرو واستخدام ،استقراروآموزش ضمن خدمت ،بازآموزي وآموزشهاي كاربردي وتخصصي براي كسب مهارت  مصرف ميشود.

2-1- هزينه هاي جايگزيني:هزينه هاي جايگزيني كاركناني كه در حال حاضر در سازمان مشغول هستند وشامل:

الف)هزينه هاي جايگزيني پستي يا شغلي :هزينه هايي است كه براي جايگزيني فردي در يك سازمان با شخصي كه بتواند خدمات مشابهي را ارائه دهد ميباشد كه شامل هزينه هاي تامين،پرورشي يا آموزشي وكناره گيري است.هزينه كناره گيري شامل كليه هزينه هاي پاداش كناره گيري ،خالي ماندن پست ،ومابه التفاوت پيش از كناره گيري است .

ب) سایرهزينه هاي پرسنلي شامل پاداشها(نقدي وغير نقدي) ، تسهيلات(ابزارها،اسباب واثاثيه وتجهيزات ضروري براي رفاه كاركنان ) ، سلامت وبهداشت ، هزينه هاي مربوط به مشاوره وگفتگو ، حقوق ودستمزد پرداختي وساير پرداختها مانند بيمه

2-  ارزشگذاری منابع انسانی :

حسابداري منابع انساني بيشتر از هزينه يابي نيازمند ارزشگذاري است. مفهوم ارزش منابع انساني مبتني بر نظريه ارزش در اقتصاد عمومي است. با توجه به اینکه انسان قادر به ايجاد منافع بالقوه آتي است، ميتوان ارزش انسان را مانند ساير منابع به عنوان ارزش فعلي خدمات آتي مورد انتظار تعريف كرد. بنابراين ارزش فرد عبارتست از ارزش فعلي مجموعه اي از خدمات كه انتظار ميرود فرد در طول دوره خدمت خود در سازمان ايجاد كند. گروهي اين نظريه را  رد كرده ومعتقدند انسان فراتر از ارزيابي ودر حقيقت غير قابل ارزيابي است . با توجه به نظریه محققان برای اندازه گیری منابع انسانی دو مرحله اساسي وجود دارد. بدین معنی که ابتدا بایستی مفهوم منابع انسانی را به بیان غیر پولی یا کیفی مشخص کنیم تا سپس بتوانیم آن را به بیان پولی جهت نشان دادن در ترازنامه سازمان ارائه نماییم .

 

 

معیارهای اندازه گیری سرمایه انسانی :

·        معيار هاي مالي مانند فروش وعملكرد مالي

·  معيارهاي بازده كالاوخدمات توليد شده ،خدمات ارائه شده به مشتري،تعداد خطاها،رضايت مشتري،كيفيت خدمات

·        معيارهاي تاخير زماني ، غيبت

طبق تحقیقی که در سال 2004 در زمینه ارزشگذاری منابع انسانی در انگلستان انجام شد معیارهای ذیل به عنوان معیارهایی شناخته شد كه در بیش از 50 درصد سازمانها برای ارزشگذاری نیروی انسانی مورد استفاده قرار میگیرد:

فعاليتهاي سرمايه انساني

اندازه گيريهاي ممكن

به كار گيري نيروي جديد

هزينه ،زمان،كميت،كيفيت،انطباق با معيارهاي راهبردي

اخراج

دلايل ترك شغل،نرخ ترک خدمت

پاداش /جبران خدمت

سطح پرداختها،تفاوتها،ارزيابي عدالت ،رضايت مشتري،رضايت كاركنان

شايستگيها /آموزش

اندازه گيري سطح شايستگيها،مهارتها،فاصله شايستگيهاو سرمايه گذاري در آموزش

نمودار نيروي انساني

سن ،نرخ ارتقا،مشاركت در فعاليتهاي مديريت دانش ،تنوع ،رهبری ،تعهد سازمانی

معيارهاي بهره وري

درآمد سرانه هر نفر،هزينه عملياتي هر نفر،ارزش افزوده واقعي هر نفر

 

چالشهای ارزشگذاری منابع انسانی :

طرفداران مديريت مدرن ، ثروت ملت را در چهارمقوله انسان ،مواد،  ماشين آلات ،وپول طبقه بندي كرده اندو اصطلاحات كارگر وانسان را منابع انساني نامگذاري نموده اند. ولی باید اذعان داشت که منابع انساني تنها تعداد افراد مشغول در سازمان نيست،بلكه چيزي فراتر از شمارش افراد است.منابع انساني به  مجموعه دانش ،مهارتها؛تواناييهاي خلاقانه ،استعدادها ونگرشهاي نيروي كار يك سازمان اطلاق ميشودكه در واقع مجموع تواناييهاي ذاتي ،دانش كسب شده ومهارتهاي كارمندان ميباشد. هزينه منابع انساني به راحتي در صورت سود وزيان انعكاس می یابد .  اما ارزش منابع انساني هيچ جايگاهي در ترازنامه نداشته ومشكل اصلي دقيقا نداشتن یک فرمول ساده براي اجراي ان است. گرد آوري اطلاعات سرمايه انساني وعدم درك مناسب از اين اطلاعات ،گزارشگري سرمايه انساني و کیفیت اطلاعات آن را به چالش كشانده است.

 سرمایه فکری :

سرمایه فکری یک شرکت شامل دانش ،تکنولوژی سازمانی ،تجربه ،روابط مشتری ومهارتهای حرفه ای است که آن را در بازار در موضع رقابتی قرار میدهدو به سه دسته زیر تقسیم می شود:

1.سرمایه انسانی : توانمندی گروهی شرکت در اتخاذ بهترین راه حلها وانتخاب بهترین افراد.

2.سرمایه ساختاری :توانمندیهای سازمانی شرکت در برآورده کردن نیازهای بازار

3.سرمایه های مشتری :رابطه سازمان با شبکه شرکتهای تابعه ومیزان رضایت آنها به شرکت ووفاداری به آن

  عمده ارزش برخی کالاها نیز در جهان امروز برگرفته از سرمایه فکری بوده وبخش اعظم بهای کالاها را این هزینه تشکیل میدهد.بهای تمام شده مواد یک گوشی موبایل بدون در نظر گرفتن تکنولوژی تولید آن بسیار ناچیز است اما سهم تکنولوژی فکری بکار رفته تعیین کننده سهم عمده ارزش آن میباشد. لذا اندازه گیری سرمایه فکری میتواند در دو صورت ودر قالب دو معیار صورت گیرد:

1.معیارهای مستقیم : این روش برای اندازه گیری سرمایه فکری بر اساس مفهوم سود بر داراییها (ROA ) مطابق با نسبت سود بر مالیات شرکت برای دوره سه تا پنج سال است .سپس این میانگین تقسیم بر میانگین داراییهای مشهود شرکت در طی همان مدت میشود.سود بر داراییها حاصل با میانگین صنعت شرکت مقایسه شده تا تفاوت محاسبه گردد.سپس این ROA  اضافی ضربدر دارایی های مشهود شرکت شده تا میانگین اضافی سالانه بدست آید.این مقدار تقسیم بر هزینه های سرمایه شرکت بیانگر ارزش سرمایه فکری خواهد بود.

(هزینه سرمایه شرکت/ میانگین داراییهای شرکت)*(  ROA صنعت -ROA  شرکت )= سرمایه فکری (IC  )             

همانطور که روشن است مقدار بدست آمده متناسب با میزان داراییهای شرکت است واین همان سرمایه فکری مورد انتظار است ، ارزش مازادی که شرکت علاوه بر ارزش دارایی  خود بدست می  آورد .

2.معیارهای غیر مستقیم : این خریدار است که ارزش را تعیین وتعریف میکند نه فروشنده .بنابراین آنچه که بازار درباره شرکت میگوید ارزشمند است.در ساده ترین حالت میتوان گفت که سرمایه فکری مساوی است با تفاوت ارزش بازار شرکت وارزش دفتری ان واین ارزش ،ارزش افزوده بازار شرکت نامیده میشود.

بعنوان مثال ارزش بازار شرکت مایکروسافت مبلغ 412 بیلیون دلار وجمع ارزش داراییهای فيزیکی نظیر ساختمان، تجهیزات واسباب واثاثیه معادل 24 بیلیون دلار می باشد  .

مبلغ 388 بیلیون دلار مابه التفاوت از کجا آمده است واین مبلغ بیانگر چیست؟به جرات میتوان گفت این اضافه ، ارزش سرمایه فکری است که در لایه های درونی شرکت در قالب روابط سازمانی وبویژه نیروی انسانی آن نهفته است.

برخی روشهای ارزشگذاری منابع انسانی :

1- ارزش اقتصادی (ارزش فعلی)                                  4- الگوی ارزشگذاری پاداشهای تصادفی

2- ارزش جایگزینی                                                    5- نظریه مزایده

3- ضریب ارزشی                                                       6- بهای تمام شده تاریخی

گزارشگری منابع انسانی :

دليل اساسي براي ارزيابي داراييهاي منابع انساني وگزارشگري سرمايه گذاري در داراييهاي منابع انساني وجوددارد:

1.تهيه اطلاعات مربوط به وضعيت مالي شامل صورتهاي مالي به منظور آگاهي سرمايه گذاران ،كاركنان ووام دهندگان .

2.تعيين مشاركت سرمايه وكار در عملكرد سازمان

3.ارائه مبنايي بر اساس انگيزه هاي اقتصادي بيشتربراي اداره سازمان وتهيه اطلاعات گسترده براي انجام وظايف كارمندي

كاهش سرمايه گذاري در منابع انساني ممكن است باعث افزايش سود كوتاه مدت شود ،اما تهديدي براي سود آوري سازمان در بلند مدت است.حداقل مزيت استفاده از حسابداري منابع انساني در دسترس قرار گرفتن چنين اطلاعاتي براي سرمايه گذاران است. و به چهار روش زیر می توان گزارشگری نمود:

3-1 - در گزارش هيات مديره به مجمع عمومي صاحبان سهام : گزارش هيات مديره به مجمع عمومي صاحبان سهام اغلب شامل اطلاعاتي درباره مخارج مربوط به منابع انساني است كه ممكن است چشمگير يا حتي به نسبت مهمتر از مخارجي باشد كه براي داراييهاي عيني انجام شده است.به عنوان يك اقدام اوليه در مورد نحوه عمل حسابداري داراييهاي انساني ،گزارش هيات مديره ممكن است مخارج انجام شده براي آموزش كاركنان خود را جداگانه گزارش دهد.

      اين گونه اطلاعات به سرمايه گذاران وتحليل گران مالي كمك ميكند تا ميزان توجه مديريت به توسعه منابع انساني را به عنوان عامل حياتي براي تضمين سود دهي شركت در بلند مدت ارزيابي كنند.به علاوه گزارش هيات مديره بايد شامل اطلاعاتي در مورد ترك خدمت كاركنان از لحاظ روند وهزينه آن نيز باشد.شركت بايد در موردترك خدمت مديران كليدي ومتخصصان فني خود نيز كه ممكن است به رقباي تجاري شركت ملحق شوند يا رقيب جديدي رابوجود آورند گزارش دهد.اين موضوع در صنايعي كه با تكنولوژي پيش ميروند وتحقيق وتوسعه و دانش فني در آنها نقش اساسي ومهمي دارد غير عادي نخواهد بود وامكان اتفاق آن وجود دارد.

3-2-  گزارش داراييهاي نامشهود: اين روش توسط موسسه حسابرسي آرتور اندرسن پيشنهاد شده است. اين موسسه پيشنهاد ميكند كه مبالغ عمده اي كه صرف داراييهاي نامشهود از جمله منابع انساني ميگردد در صورتهاي مالي به صورت جداگانه گزارش شود.یعنی شركتهايي كه مخارج هنگفتي را در رابطه با داراييهاي نامشهود متحمل ميشوند به ويژه شركتهايي كه با وابستگي شديد به تكنولوژي براي كاركنان خود سرمايه گذاري کرده و یا از طريق ادغام وخريد سهام وپرداخت مبالغ گزاف براي سرقفلي فعاليت هاي تجاري موجود ، رشد ميكنند ،  بايد صورتي از داراييهاي نامشهود خود را که بیانگر مخارج انجام شده براي انواع داراييهاي نامشهود در دوره جاري وهمچنين در دوره هاي گذشته است را ارائه نمایند.

از جمله محدوديت مهم اين روش آن است كه ترازنامه گمراه كننده است .زيرا ارزش داراييهاي شركت كمتر از واقعيت ارائه ميشوند.اندازه گيري سود يا زيان نيز تعريف شده است ،زيرا كليه مخارج مربوط به داراييها ي انساني در دوره اي كه واقع  شده اند هزينه جاري تلقي شده وبه همين ترتيب اندازه گيري بازده سرمايه گذاري نيز تعريف شده خواهد بود.

3-3 - صورتهاي مالي حسابرسي نشده: شركتها ميتوانند مجموعه اي از صورتهاي مالي را كه در برگيرنده سرمايه گذاري در داراييهاي انساني طبق روش هاي پيشنهادي حسابداري منابع انساني است به عنوان تكميل اطلاعات به همراه صورتهاي مالي سالانه ارائه و تصریح نمایند كه صورتهاي مالي مزبور بايد جدا از صورتهاي مالي اساسي كه طبق اصول پذيرفته شده حسابداري تهيه وارائه شده اند مورد بررسي قرار گيرند

3-4-  ارائه در  صورتهاي مالي اساسي : اين روش سرمايه گذاري در داراييهاي انساني به عنوان دارايي بلند مدت مطرح ودر زمان عمر مفيد مورد انتظار آن مستهلك ميشود.اگر چه اين عمل در مورد سرمايه گذاريها در منابع انساني معمول ومتداول نيست اما برخي از موسسه ها وشركتها نظير خطوط هواپيمايي ،صنايع الكترونيك وباشگاههاي ورزشي وحرفه اي كه بخش عمده سرمايه آنان را نيروي انساني تشكيل ميدهد اين روش را اعمال ميكنند.

 چه مخارجی باید سرمایه ای تلقی شوند :

اين موضوع در واقع طبقه بندي كردن مخارج انساني به عنوان هزينه هاي جاري ومخارج سرمايه اي است.ضابطه اصلي براي تعيين اينكه چه مخارجي بايد جاري به حساب آيد وچه مخارجي سرمايه اي يا دارايي ،به امكان بالقوه خدمات آينده بستگي دارد.اگر چه داراييهاي نامشهود عمرمفيد نامحدود دارند ،اما از لحاظ حسابداري بايد طي عمر مفيد برآوردي ، مستهلك شوند.هدف اصلي از استهلاك داراييها ي انساني تطابق استفاده از دارايي با منافع حاصل از آن است.به طور معمول اين امر در حسابداري تطابق هزينه ها با درآمدها ناميده ميشود.عمر سرويس دهي (خدمت ) برخي از داراييها ي انساني ممكن است معادل دوره انتقال مورد انتظار فرد در سازمان باشد،عمر سرويس دهي برخي ديگر ممكن است معادل دوره اي تلقي شود كه انتظار ميرود فرد پست معيني را در يك سازمان اشغال نمايد.عمر سرويس دهي برخي ديگر ممكن است تابعي از وضعيت مورد انتظار تكنولوژي باشد .براي مثال مخارج جذب واستخدام افراد در سازمان به تناسب دوره اي كه انتظار ميرود فرد در استخدام سازمان خواهد بود  ،تعيين گردد.

 اگر چه استهلاك روش اصلي براي تخصيص دارايي انسان به هزينه هاست ،در برخي شرايط ووضعيت ها لازم است كه حساب دارايي هاي انساني تعديل شوند.براي مثال دارايي انساني ممكن است به دليل ترك خدمت كاركنان يا تغيير در برآوردهاي دوره هاي خدمت ،تعديل ويا از حسابها حذف شود. مانده مستهلك نشده حساب دارايي انساني بايد به عنوان زيان دوره اي تلقي شود كه تغيير در آن رخ داده است.يك جنبه دارايي هاي انساني كه  مشكلات گزارشگري خارجي را به وجود مي آورداحتمال ترك خدمت كاركنان است.

برخي از سازمانها با كاركنان خود قراردادهاي استخدامي دارند كه جا به جايي آنها را محدود ميكند اما بديهي است که انسانها در مالكيت سازمانها قرار ندارند وپرسش اصلي حسابداري نيز از همين جا نشات ميگيرد كه چگونه ميتوان اين مساله را با در نظر گرفتن ذخيره اي براي هزينه هاي مورد انتظار ترك خدمت حل كرد.

نتیجه گیری :

ارتقاي سرمايه انساني وتاثير آن بر جنبه هاي مختلف عملكرد سازمان ودر سطحي گسترده تر بر توسعه اقتصادي واجتماعي جامعه بر كسي پوشيده نيست.ارتقاي اين سرمايه شامل مجموعه اي از شايستگيها براي استفاده دانش ومهارت به منظور رسيدن به نتايج برنامه هاست.شايستگيها دربرگيرنده ويژگيهايي همچون خلاقيت،انعطاف پذيري،توانايي رهبري ،توانايي حل مساله ،برقراري ارتباط سازنده با ديگران ،كار آفريني ومهارت پيچيده اي همچون دانش چگونه آموختن است.تلاش براي اندازه گيري فعاليتهاي مرتبط با تشكيل سرمايه انساني نيازمند استفاده از ابزار ولوازم مربوط و قابل اتكا خواهد بود.با استفاده از حسابداري منابع انساني ميتوان سرمايه گذاري هاي پيشنهادي روي منابع انساني را بر اساس روش هزينه يابي  ارزيابي كرد وبا استفاده از مدلهاي بهاي تمام شده تاريخي يا مدل جايگزيني منابع انساني خود را اندازه گيري ودر گزارشات حسابداري ومديريت وصورتهاي مالي اساسي افشاء نمود.بي ترديد در دنياي رو به رشد ودانش محور امروز توجه به نيروي انساني به عنوان محور توسعه وسيستمهاي شناسايي واندازه گيري اين منبع مهم وارزشمند از ضروريات بوده ونقش مديران به عنوان تصميم گيران سازماني وحسابداران به عنوان تصميم سازان اين عرصه پررنگ تر وحساس تر خواهد بود.

 

برگرفته از مطالب ارائه شده در سمینار تخصصی حسابداری منابع انسانی
+ نوشته شده در  شنبه نهم خرداد 1388ساعت 0:13 قبل از ظهر  توسط حسن تهراني  | 

نحوه نگارش پایان نامه

دستور العمل نگارش پایان نامه کارشناسی ارشد اداره تحصیلات تکمیلی

 

نحوه نگارش پايان‌نامه

مقدمه

         يكي از ا هداف ارائه پايان‌نامه ، آشنائي دانشجويان گرامي با نحوه نگارش و تنظيم مطالب يك گزارش علمي است. در اينجا تمام نكات لازم را نمي‌توان بيان

        كرد، اما براي ايجاد هماهنگي بين پايان‌نامه‌ها لازم است نكات زير را در تهيه پايان‌نامه رعايت نمايند.

 

يك پايان‌نامه به ترتيب شامل بخشهاي زير مي‌باشد:

الف- صفحه بسم ا...

ب- تأييديه اعضاي هيأت داوران حاضر در جلسه دفاع. اين تأييديه پس از برگزاري جلسه دفاع،‌ توسط اعضاء هيأت داوران امضاء مي‌شود.

ج- آئين‌نامه چاپ پايان‌نامه دانشجويان كه به وسيله دانشجو تكميل و امضا شده است

د- صفحه عنوان فارسي

هـ - تقديم ( در يك صفحه- اختیاری)

و- تشكر و قدرداني ( در يك صفحه- اختیاری)

ز- چكيده فارسي (حداقل در 12خط و حداكثر 300 كلمه شامل واژگان كليدي، ترجيحاً در يك صفحه)

ح- فهرست مطالب

ط- فهرست علائم و نشانه‌ها ( در صورت نياز)

ي- فهرست جداول ( در صورت نياز)

ك- فهرست نمودارها، عكسها و نقشه‌ها ( در صورت نياز)

ل- متن اصلي پايان‌نامه كه شامل قسمتهاي زير مي‌باشد:

    1- فصلهاي مربوط به كار اصلي تحقيق :

         فصل اول : کلیات تحقیق

                       - طرح مسئله

                       - ضرورت و اهمیت تحقیق

                       - اهداف تحقیق

                       - سوالات تحقیق  

                       - فرضیات تحقیق

                      - تعریف مفاهیم

دستور العمل نگارش پایان نامه کارشناسی ارشد اداره تحصیلات تکمیلی

 

 

 

    فصل دوم : مبانی نظری تحقیق

                  - بررسی تحقیقات پیشین

                 - نظریه های مربوط به موضوع تحقیق  

                 - چارچوب نظری تحقیق

    فصل سوم : روش تحقیق

    فصل چهارم : یافته های تحقیق

    فصل پنجم: نتیجه گیری ( بررسی نتایج به دست آمده و ارائه پیشنهادها )

2- فهرست منابع و مأخذ

3- ضمائم ( در صورت نياز)

4- چكيده انگليسي(Abstract): بايد تا حد امكان ترجمه کامل چكيده فارسي و شامل واژگان كليدي(key words)    باشد.

5- صفحه عنوان انگليسي  ( الزامي است)

اطلاعات كلي:

1- صفحه بسم ا...

بشكل ساده و مشخص صفحه آرائي گردد و از بكار بردن كادر و تزئينات مختلف خودداري شود.

2- تأييديه هيأت داوران، تقديم و تشكر:

  هر كدام بترتيب در يك صفحه به طور جداگانه خلاصه شود.

3- عنوان:

چون عناوين پايان‌نامه‌ها در بانكهاي اطلاعاتي ماشيني و دستي حفظ مي‌شود لازم است ضمن رسا بودن، مختصر، مفید و جامع باشد. يك پايان‌نامه بيش از يك عنوان اصلی ( و در صورت نیاز، بیش از یک عنوان فرعی ) نمي‌تواند داشته باشد و عنوان تصويب شده با عنوان درج شده در پايان‌نامه بايد عيناً يكي باشد.يك عنوان خوب ، با كمترين تعداد كلمات، محتواي پايان‌نامه را معرفي ‌كند. عنوان خوب، نامفهوم و گنگ نيست. غلطهاي املايي و دستوري ندارد و از استفاده نابجاي كلمات و يا عبارات گيج‌كننده، پيراسته است.

4- چكيده:

چكيده بخشي از پايان‌نامه است كه خواننده را به مطالعه آن علاقمند مي‌كند و يا از آن مي‌گريزاند. چكيده بايد در عين كوتاه بودن پاسخگوي سه پرسش ذیل باشد:

1-   سوال یا مسئله تحقیق چیست؟

دستور العمل نگارش پایان نامه کارشناسی ارشد اداره تحصیلات تکمیلی

 

 

2-روش پاسخگویی به سوال یا حل مسئله کدام است ؟

3-نتایج مهم بدست آمده کدامند؟

چكيده بايد ترجيحاً‌در يك صفحه باشد ( تقريباً تمامي چكيده پايان‌نامه‌ها در يك صفحه قابل نگارش است). در نگارش چكيده نكات زير بايد رعايت شود:

-  متن چكيده بايد مزين به كلمه‌ها و عبارات سليس، آشنا، با معني و  روشن باشد.

- چكيده، جدا از پايان‌نامه بايد به تنهايي گويا و مستقل باشد. در چكيده باید از ذكر منابع، اشاره به جداول و نمودارها اجتناب شود.

   - تميز بودن مطلب، نداشتن غلطهاي املايي يا دستور زباني و رعايت دقت و تسلسل روند نگارش چكيده از نكات مهم ديگري است كه بايد درنظر گرفته

      شود.

- در چكيده پايان‌نامه بايد از درج مشخصات مربوط به پايان‌نامه خودداري شود.-  کلمات كليدي در انتهاي چكيده فارسی  وانگلیسی آورده شود.

   - محتواي چكيده‌ها بر اساس موضوع و گرايش تحقيق طبقه‌بندي مي‌شود و به همين جهت وجود كلمات شاخص و كليدي، مراكز اطلاعاتي را در طبقه‌بندي دقيق و سريع اطلاعات ياري مي‌دهد. كلمات كليدي، راهنماي نكات مهم موجود در پايان‌نامه هستند. بنابراين بايد در حد امكان كلمه‌ها يا عباراتي انتخاب شد كه ماهيت، محتوا و گرايش كار را به وضوح روشن نمايد.

     - چكيده بايد منعكس كننده اصل موضوع باشد.

 - در چكيده بايد اهداف تحقیق مورد توجه قرار گيرد.

   - تأكيد روي اطلاعات تازه ( يافته‌ها) و اصطلاحات جديد يا نظريه‌ها، فرضيه‌ها، نتايج و پيشنهادها متمركز شود.

- اگر در پايان‌نامه روش نويني براي اولين بار ارائه مي‌شود و تا به حال معمول نبوده است، با جزئيات بيشتري ذكر  شود. شايان ذكر است چكيده  

   فارسی وانگلیسی بايد حتماً به تأييد استاد راهنما رسيده باشد.

5- فهرست‌ها:

بعد از چكيده پايان‌نامه بترتيب فهرست مطالب، فهرست علائم و نشانه‌ها، فهرست جداول، فهرست اشكال و ساير فهرستها قرار مي‌گيرند. در فهرست مطالب صفحات اوليه پايان‌نامه ( تقدير، تقديم، چكيده و ...) ذكر نمي‌شود. فهرست مطالب شامل فهرستهاي جداول، اشكال، علائم اختصاري، عناوين فصول و بخش‌ها و زيربخشهاي هر فصل با ذكر عنوان مربوطه و شماره صفحه شروع مي‌باشد. عناوين ذكر شده در فهرست مطالب بايد عيناً با عناوين خود متن مطابقت كند: ( براي مثال شماره گذاري،‌ نقطه گذاري، با حروف بزرگ نوشتن). بعبارت ديگر فهرست عناوين بايد كاملاً همانند عناوين در داخل متن    اصلي باشد.

         - در فهرست‌ها بين دو عنوان پشت سر هم بايد فاصله بيشتري باشد كه دو عنوان را از يكديگر متمايز كند ولي براي يك عنوان كه بيش از خط است باید   

            فاصله معمولي بكار برده شود و شماره صفحه در خط دوم ذكر شود.

        - فهرست مطالب، علائم و نشانه‌ها، جداول،‌اشكال و ساير فهرستها با حروف ابجد شماره گذاري شود.

 

 

دستور العمل نگارش پایان نامه کارشناسی ارشد اداره تحصیلات تکمیلی

 

 

       -  فهرست منابع و ماخذ، پیوستها، ضمائم (در صورت نياز) و چكيده انگليسي(كه بدنبال متن اصلي پايان‌نامه قرار مي‌گيرند) به ترتیبی که ذکر شد بصورت   

           تيتري مجزا از فصول ديگر پايان‌نامه در فهرست مطالب تايپ مي‌شوند.

6- کلیات تحقیق:

کلیات تحقیق اولين فصل از ساختار اصلي پايان‌نامه است. هدف از نوشتن کلیات  اين است كه زمينه اطلاعاتي لازم براي خواننده فراهم آيد. در طول این فصل مقدمه بايد سعي شود موضوع تحقيق با زباني روشن، ساده و بطور عميق و جهت‌يافته به خواننده معرفي شود. مقدمه بايد خواننده را مجذوب و اهميت موضوع تحقيق را آشكار سازد. در مقدمه بايد با ارائه ضرورت انجام تحقیق  به همراه دیگر شواهد تحقیقی و اطلاعات موجود با ذکر منبع، سوالات و اهداف تحقیق به روشی منظم، منطقي و هدف‌دار، خواننده را جهت داد و به سوي راه حل موردنظر هدايت كرد.مقدمه مناسب ترين جا براي ارائه اختصارات و بعضي توضيحات كلي است ، توضیحاتی كه شايد نتوان در مباحث ديگر در مورد آنها توضيح داد.

7- روش تحقیق:

          دراین فصل ، دانشجو ابتدا یکی از روش های تحقیق را به عنوان روش تحقیق خود انتخاب و معرفی می کند و سپس به توضیحات مربوط به آن

          می پردازد . روش تحقیق باید با توجه به موضوع ،  سوالها و  فرضیات تحقیق انتخاب شود ، به گونه ای که با استفاده از آن بتوان به بهترین نحو

           صحت و سقم فرضیات تحقیق را مورد بررسی علمی قرار داد و به سوالهای تحقیق پاسخ داد .

8- یافته های تحقیق:

              در این فصل ، اطلاعاتی که از طریق تحقیق به دست آمده است ، به صورتی منظم و با استفاده از جدولها و  نمودارهای مناسب ارائه می شود ، به

              گونه ای که صحت و سقم فرضیات با استفاده  از این اطلاعات بررسی شود و پاسخ سوالات تحقیق به دست  آید.

9- بحث ، نتیجه گیری و پیشنهاد :

                 در این فصل یافته های تحقیق ، تحلیل وتفسیر می شوند وارتباط آنها با چارچوب نظری ، تحقیقات پیشین و تحقیقات آینده مورد بحث و بررسی قرار

                  می گیرد و پیشنهادهایی که می توان از نتایج تحقیق استنباط کرد ،  ارائه می شوند . مباحث این فصل باید با موضوع ، اهداف ، سوالات و فرضیات

                 تحقیق کاملا" هماهنگ باشد .دراین فصل نباید یافته های جدیدی غیر از یافته های فصلهای قبل عرضه کرد، بلکه باید یافته های فصلهای قبل را با

                 استفاده از اطلاعات دیگر تحلیل و تفسیر کرد و استنتاجهای لازم را   به عمل آورد .

10- شیوه استناد به منابع و ماخذ:

                به منظور یکسان سازی در نگارش پایان نامه ها ، شیوه استناد درون متنی به شرح ذیل معرفی و دانشجویان محترم موظف هستند تنها از این روش

               پیروی نمایند . این شیوه به نظام "نام- سال " نیز شهرت دارد که سعی گردیده است مهمترین قواعد آن  برای تدوین ارجاعات در این دستورالعمل آورده شود.

قواعد استناد در متن

الف - برای استناد در متن ، ابتدا نام خانوادگی پدید آورنده و سپس سال انتشار اثر داخل پرانتز درج می شود .  بدین ترتیب که پس از ذکر نام خانوادگی پدیدآورنده ، یک ویرگول و بعد یک فاصله قرار می گیرد و سپس سال نشر می آید .

دستور العمل نگارش پایان نامه کارشناسی ارشد اداره تحصیلات تکمیلی

 

 

 

قالب : (پرانتز باز ) نام خانوادگی پدید آورنده ( ویرگول ، یک فاصله ) سال نشر اثر ( پرانتز بسته )

  مثال :چاپ سنگی یا لیتوگرافی نیز برای نخستین بار ، چون چاپ سربی ، در تبریز دایر شد ( بابازاده ، 1378).

In a recent study of student performance (Jones , 1998)….

 

ب . درصورتی که اثری دارای دو پدید آورنده باشد ، نام خانوادگی هر دو ذکرمی شود بدین ترتیب که پس از  ذکرنام خانوادگی پدید آورنده اول ، ویرگول یا واو عطف ( یا هر دو علامت ) قرار می گیرد و پس از یک فاصله نام خانوادگی پدید آورنده  دوم درج می شود .

قالب: ( پرانتز باز ) نام خانوادگی پدید آورنده اول ( ویرگول یا واو عطف ، یک فاصله ) نام خانوادگی پدید آورنده دوم ( ویرگول ، یک فاصله ) سال نشر  اثر ( پرانتز  بسته)

  مثال :  نیاز به تغییر مهم ترین عاملی است که از آغاز تاکنون تمدن های بشری را بنا کرده ، رشد داده ، و منهدم کرده است ( الماسی ،  احسانی، 1382) .

 

ج . در صورتی که اثر دارای سه تا پنج پدیدآورنده است ، در اولین استناد نام خانوادگی همه ، به ترتیبی که در  بند 2 ذکر شده ، و در استنادهای بعدی فقط  نام اولین پدید آورنده به همراه عبارت  "و دیگران"  و در انگلیسی  "et al."  ذکر می شود .

قالب ( در اولین مرتبه استناد )

      (  پرانتز باز ) نام خانوادگی پدید آورنده اول ( ویرگول ، یک فاصله ) نام خانوادگی پدید آورنده دوم ( ویرگول ، یک فاصله ) نام خانوادگی پدید

      آورنده  سوم ( ویرگول ، یک فاصله ) نام خانوادگی پدید آورنده چهارم ( ویرگول یا واو عطف ، یک فاصله ) نام خانوادگی پدید آورنده پنجم

      ( ویرگول ، یک فاصله ) سال نشر اثر ( پرانتز بسته )

مثال:در واقع سبک شعر سپید از انفجار سبک هندی پدید آمده است  ( حسینی ، مجتهدی ، فرامرزپور ، دارابی ، و احسانی ، 1382) .

A Review of research on religion and health have concluded that at least some types of religious are related to higher levels of physical and mental  health (Payne , Bergin,Bielema,  & Jenkins, 1991).

     د .  در صورتی که نام پدید آورنده اثر درمتن آمده است ، بلافاصله پس از آن ، فقط سال نشر در داخل پرانتز ذکر می شود .

مثال :ابراهیمی و محسنی ( 1382) معتقدند فقر فرهنگی زاده فقر اقتصادی است و فقر فرهنگی ، به نوبه خود ، به فقر اقتصادی دامن می زند.

Writh and Mitchell ( 1994) Found although there was a reduction in insulin dosage over a period two weeks in the treatment condition compard  to the control condition was not statistically significant.

 

    5 . در صورتی که استناد به نقل قول مستقیم از یک اثر تعلق دارد ، شماره صفحه یا صفحات مربوط به آن ،  همراه نام پدید آورنده و سال نشر اثر ذکر می شود .

         در صورتی که نقل قول کوتاه ( یعنی کمتر از 40 کلمه ) باشد باید داخل گیومه قرار گیرد . علائم سجاوندی ، مثل ویرگول،  نقطه  ، نقطه  ویرگول انتهایی

         نقل قول ، پس از پرانتز استناد قرار می گیرند . در صورتی که این علائم در وسط جمله نقل قول قرار داشته  باشند به همان شکل ظاهر می شوند . علامت

        سوال و تعجب ، در صورتی که بخشی از نقل قول باشند ،  درجای خود ودر صورتی که مربوط  به متن باشند پس از پرانتز استناد ظاهر می شوند .

مثال : کسیرر معتقد است :" انتخاب علل کاملا آزاد است ، هر چیزی ممکن است از چیز دیگر پدید آید " ( شایگان ، 1371،ص[*] 133) .

"student often had difficulty using APA style"  (Jones , 1998,P.199),but

she did not offer an explanation as to why .

 

According to Jones ( 1998) , "student often had difficulty using APA style , especially when it was their first

time" (P. 199) .

Jones (1998) found " students often had difficulty using APA style" (P.199); what implication does this have for teachers?

 

دستور العمل نگارش پایان نامه کارشناسی ارشد اداره تحصیلات تکمیلی

 

 

    و . در صورتی که نقل قول مورد استناد بیش از 40 کلمه باشد ، باید در یک پاراگراف مستقل درج و علامت  یومه از دو طرف آن برداشته شود . بدین ترتیب که

         در سطر اول پاراگراف نام پدید آورنده و سال نشر اثر ( در صورت نداشتن پدید آورنده ، عنوان اثر ) ذکر می شود و پس از گذاشتن علامت دو  نقطه ، با فاصله

         گذاری دو سطر و با تو رفتگی پنج فاصله نقل قول مستقیم درج می شود . لازم به ذکر است که برای کلیه سطرهای نقل قول همین حاشیه بندی رعایت می

         شود . در پایان پس از گذاشتن علامت سجاوندی  پایانی مربوط به نقل و قول ،  شماره صفحه در داخل پرانتز ذکر می شود و پس از آن نقطه پایان آن بخش

         از متن قرار می گیرد .

 

مثال : شایگان ( 1371) می گوید :

         در حالیکه قانون علیت در شیوه عقل استدلالی و روش علمی بین برخی از علل و برخی از معلولها رابطه ای یکجانبه برقرار مي سازد ، در  بینش اساطیری                                  

         انتخاب علل کاملا" آژاد است و هرچیزی ممکن است از چیز دیگر پدید آید ( ص 133).                                                       

Jones's (1993) study found the following :Students often the had difficulty using  APA style , especially when it was their first time citing sources . this difficulty  could be style manual or to ask their teacher for help . ( P.199).

 

      ز . اگر به فصل خاصی از یک کتاب استناد شده است ، پس از ذکر سال نشر ، قرار دادن ویرگول ، و بعد فاصله می توان شماره فصل را ذکر  کرد . در فارسی

             شماره فصل به دنبال حرف "ف "و درانگلیسی به دنبال اختصار chap." "می آید .

مثال : ( مجتهد زاده ، 1381 ، ف 4 )

( Hermion , 1983, chap.3)

 

     ح . در صورتی که نام خانوادگی پدید آورنده یا پدید آورندگان در متن ذکر شده است فقط سال انتشار اثر  داخل پرانتز قرار گیرد.

مثال :

  شایگان ( 1371) عنوان کرده است که گرایش به نیهیلیسم ودنیوی شدن از آغاز در نطفه تفکر غربی مستور بوده است .

Jones ( 1998) compared student performance….

 

    ط. اگر تاریخ نشر اثر نامعلوم است پس از نام خانوادگی پدید آورنده ، در انگلیسی n.d."" ( مخفف"  no date" ودر فارسی " بی تا"  مخفف "بی تاریخ ")

        آورده می شود .  

مثال : از آنجایی که امروزه مدیریت گرایش سیستمی یافته است و فنون پیچیده تری را به کار می گیرد ،تجزیه وتحلیل سیستم های موجود ، و طراحی سیستم هاي 

          مطلوب و متناسب با نیازهای روز ، برای تداوم و بقای   همه سازمان های اداری ، ضرورت دارد ( شولريك ، بی تا ) .

( Payne,  Bergin Bielema, & Jenkins. n.d.).

 

ي. در صورتی که اثر فاقد پدید آورنده باشد ، عنوان سرشناسه قرار می گیرد ، بدین ترتیب که به جای نام خانوادگی پدید آورنده، کلمات آغازین عنوان در  داخل

      گیومه قرار می گیرد و پس از آن سال نشر اثر ذکر می شود . لازم به ذکر است آغاز کلمات عنوان انگلیسی باید باحروف بزرگ درج شود .

مثال :

   مطالعه مشابهی بر روی موش های آزمایشگاهی نشان داده است که تزریق اکسی توسین برهوش آنها تاثیر  چندانی ندارد ( " هورمون های تقویت کننده هوش" ،  

   1382 ) .

A similar study was done of students lerninge to format research papers (" Using APA ", 2001).

 

ک. اگرعلاوه بر اینکه اثر فاقد پدید آورنده است ، سال نشر آن نیز مشخص نباشد ، پس از ذکر عنوان در  انگلیسی از " n.d." و در فارسي از  " بي تا " استفاده

       مي شود .

مثال :  مطالعه دیگری در دانشگاه تهران انجام شده است نشان می دهد که دانشجویان علوم اجتماعی شیوه استنادی ای . پی . ای  را نسبت به ام . ال . ای ترجیج

  می دهند ( " شیوه های استناد " بی تا ) .

 

دستور العمل نگارش پایان نامه کارشناسی ارشد اداره تحصیلات تکمیلی

 

 

In another study of students and research decisions it was discovered that students  succeed with tutorin

 ( "Tutoring  and APA " , n.d.).

 

  ل . برای استناد به مصاحبه ای که با فرد مشخصی انجام شده ، نامه های دریافتی ، گفت و گوی تلفنی ، یا هر ارتباط شخصی دیگر ، نام ونام خانوادگی فرد در 

        متن ذکر و در انتهای جمله ، داخل پرانتز ، عبارت " ارتباط شخصی " و پس از آن  تاریخ ارتباط درج شود . لازم به ذکر است چون ارتباطات  شخصی قابل 

        بازیابی مجدد نیستند در فهرست مآخذ ظاهر نمی شوند .

مثال :  احمد امینی نیز معتقد است که استفاده از شیوه نامه انجمن روانشناسی آمریکا ، بدون طی دوره آموزشی خاص آن ، برای بسیاری از دانشجویان دشوار است  (  

          ارتباط شخصی ، 12 فروردین  1382[†] )

A .P. smith  also claimed that many of her students had difficulties with APA style ( personal communication . November 3 , 2002)

 

    م. در صورتی که در بخش مشخصی از متن به بیش از یک اثر استناد شده است ، استنادها به ترتیب  الفبای نام خانوادگی اولین پدید آورنده هر اثر ، مرتب و با

          نقطه ویرگول از یکدیگر جدا می شوند .

 مثال : شعر حجم تا به امرو ز نتوانسته است طيف وسيعي از شاعران جوان اين مرز و بوم را به مانيفيست خوى علاقمند سازد  ( احراري،1382 ؛ پریدر ، یوسفی،

          1383) .

 

Reviews of research  on religion and health have concluded that at least some types of religious behaviors to higher levels of physical and mental health (Gartner , Larson ,& Allen 1991 ; koenig, 1990; Levin &vanderpool , 1991; Maton& Pargament ,1978; Paloma& Pendleton,1991;Payne Bergin Bielema & Jenlins, 1991).

 

 

درج منابع درفهرست مآخذ

   در ادامه قواعد استناد به مهم ترین محمل های اطلاعاتی فهرست مآخذ به تفکیک اشاره شده است . بدیهی است تنها منابعی در فهرست مآخذ ظاهر مي شوند که

   به نحوی در متن مورد استناد قرار گرفته باشند . 

 

قواعد استناد به کتاب

اطلاعات كتابشناختي ضروري

الف - شرح پدید آورنده ( گان ) کتاب ( شامل مولف ، ویراستار ، گرد آورنده ، و پدید آورنده سازمانی )

* ابتدا نام و نام خانوادکی پدید آورنده ، پس از یک ویرگول ، سپس نام کوچک وی درج می شود .

* در صورتی که اثری دارای شش پدید آورنده یا کمتر از آن باشد نام همه آنها ، به ترتیب درج در اثر اصلی ، درجمله استناد ظاهر می شود .

* در صورتی که تعداد پدید آورندگان بیش از شش باشد ، فقط نام شش پدید آورنده اول درج و پس از آن درمنابع انگلیسی از عبارت " et al" و در منابع

   فارسی از عبارت " و  دیگران "  استفاده می شود.

* بین شرح پدید آورندگان  ویرگول  و بعد یک فاصله گذاشته می شود و بعد از شرح پدید آورنده آخر یک نقطه قرار می گیرد .

ب.  سال نشر

              * سال نشر بلافاصله پس از شرح پدید آورنده ، داخل پرانتز  ذکر می شود.

              * در صورتی که استناد به یک اثر چند جلدی صورت گرفته است ، سال انتشار اولین و آخرین جلد ذکر می شود .

              * درصورتی که سال نشر اثر مورد استناد نامعلوم است در انگلیسی " n.d" و در فارسی " بی تا " پس از شرح پدید آورنده ، در پرانتز می آید .

             * در صورتی که اثر زیر چاپ است و تاریخ انتشار آن مشخص نیست ، به جای تاریخ نشر در فارسی عبارت " زیر چاپ " ودر انگلیسی "  in press"

                درج می شود .

 

دستور العمل نگارش پایان نامه کارشناسی ارشد اداره تحصیلات تکمیلی

 

 

قالب : ( پرانتز باز ) سال نشر ( پرانتز بسته ، نقطه ، یک فاصله )

مثال: ( 1381).

ج. عنوان و عنوان فرعی

                * از شکل نوشتاری ایرانیک / ایتالیک و به ندرت از شکل نوشتاری زیر خط دار نیز استفاده می شود .

       * در منابع انگلیسی تنها حرف اول نخستین عنوان وعنوان فرعی با حرف بزرگ نوشته می شود .

       * عنوان فرعی پس از درج عنوان اصلی و گذاشتن دو نقطه می آید .

       * پس از اتمام عنوان ، یک نقطه و بعد فاصله قرار می گیرد .

       * پس از اتمام عنوان ، یک نقطه و بعد فاصله قرار می گیرد  .

         در صورتی که پس از عنوان شرح ویرایش ، تعداد جلد ، و اطلاعاتی از این قبیل آمده ، پس از نوان  فقط فاصله گذاشته می شود .

       * در صورت نبود پدید آورنده ،عنوان آغاز گر عبارت استناد است . در صورتی که شرح ویرایش وجود دارد به دنبال  عنوان نوشته شده و  سپس سال نشر

                  درج می شود .

قالب

 عنوان به شکل ایرانیک / ایتالیک ( دو نقطه ) عنوان فرعی به شکل ایرانیک / ایتالیک ( نقطه یک فاصله )

مثال 1: حافظ شناسی

مثال 2: سیطره عرفان بر شعر فارسی : عطار در هفت شهر عشق .

مثال 3: تاریخ تمدن اسلامی ( ویرایش 5) .

Example1:  The Book of small.

Example 2: The Art of the personal essay: Anthology from the classical era to the present.

Example 3: History of the theatre ( 5thed.).

 

  د. صفحه شمار

     *فقط در صورتی که به بخش مشخصی از کتاب استناد شده باشد  شماره صفحات ذکر می شود .

     *شماره صفحات داخل پرانتز پس از عنوان قرار می گیرد .

     *در صورتی که اثر دارای شرح ویرایش است ، شماره صفحات داخل پرانتز پس از شرح ویرایش قرار می گیرد .

     *در فارسی از اختصار " ص" و در انگلیسی از اختصار  PP. "  "   استفاده می شود.

مثال 1: ( ص 89- 75).

مثال 2 : ( ویرایش 3 ، ص  89- 77 )

Example 1 : (PP . 501- 508)

Example 2 : ( 5thed. , PP. 445 – 482).

ه . محل نشر

     * نام شهری که ناشر یا ناشران در آن قرار دارند محل نشر اثر تلقی می شود .

     * در صورتی که ناشر یا ناشران در بیش از یک شهر فعالیت دارند ، ودر صفحه عنوان اثر بیش از نام  یک شهر به عنوان محل نشر ذکر  شده است ، فقط

                نام اولین شهر درج شده در صفحه عنوان درجایگاه محل نشر درج می شود.

     * محل نشر باید به شکل کامل نوشته شود و از مخفف نویسی اجتناب گردد .

            در صورتی که محل نشر شناخته شده نیست ، بعد از نوشتن آن ویرگول و بعد یک فاصله گذاشته ونام  ایالت یا کشور به آن  اضافه  می شود . برای

                منابعی که در آمریکا منتشر  شده اند بعد  از محل  نشر یک ویرگول و بعد دو حرف اول کد پستی ایالت مربوط با حروف  بزرگ درج می شود .

قالب

محل نشر ( دو نقطه ، یک فاصله )

مثال 1: گرمسار ، ایران :

مثال 2: تهران

دستور العمل نگارش پایان نامه کارشناسی ارشد اداره تحصیلات تکمیلی

 

 

Example 1: Hartford, CN:

Example 2: Texas, Nsw:                        

Example 3 : Kyoto , Japan

  و. ناشر

     * نام ناشر به طور کامل نوشته می شود.

     *اگر ناشر اثری خود مولف یا پدید آورنده  ویا هر شخص حقیقی دیگری باشد ، نام وی به منزله ناشر تلقی می شود .

     * پس از نوشتن  نام ناشر نقطه قرار می گیرد .

     * در صورتی که یک شخص یا یک سازمان هم پدید آورنده وهم ناشر اثراست ، نام وی به عنوان پدید آورنده در ابتدای عبارت استناد

               درج می شود و درجایگاه ناشر ، در فارسی کلمه " پدید آورنده " و در انگلیسی " Author" ذکر می شود .

قالب

  ناشر ( نقطه )

مثال 1: اندیشه نوین 

Example 1: Australian  Government Publishing Service.

Example 2 : Raven Perss.

قالب کلی استناد به کتاب

    نام خانوادگی پدید آورنده ( ویرگول ، یک فاصله ) نام کوچک ]در صورت وجود پدید آورندگان بیشتر[ (ویرگول ، یک فاصله ) نام خانوادگی و نام  پدید آورندگان 

همکار به شکل مقلوب ( یک فاصله ، پرانتز باز ) تاریخ نشر ( پرانتز بسته ، نقطه ، یک فاصله ) عنوان  به شکل ایرانیک / ایتالیک  ( نقطه ،  یک فاصله)] در  صورت

وجود ویرایش یا صفحه شمار ( یک فاصله ) [شرح ویرایش ( پرانتز بسته ، نقطه ، یک فاصله ) محل  نشر ( دو  نقطه ، یک فاصله )  ناشر ( نقطه ) .

 

نمونه هایی از استناد به کتاب

استناد به کتاب با یک تا شش نویسنده

1- حری ، عباس  ( 1381) آئین نگارش علمی ( ویرایش 3). تهران :هیات امنای کتابخانه های عمومی کشور ،  دبیر خانه .

2- پیمانی ، پوریا ؛ اسماعیلی ، لهراسب ( 1381) . روانشناسی خانواده : نگاهی به اثرات سوء طلاق بر آینده   فرزندان . مشهد : خانواده .

3 - ملکی ، اسماعیل ؛ سهرابی ، اعتماد ؛ بشیری ، حسن ؛ سلوکی ، مصطفی ؛ بینایی ، مینو ؛ و احتشامی ، رامین ( 1382). بیماریهای کودکان ( ویرایش 2) تهران : پزشکیار

1-Bernstein T.M . ( 1965).The  careful  writer : A modern of guideEnglish usage. New York: Athenaeum.

2-Strunk , W., Jr., & white, E.B.(1979). The elements  of style (3rded ). New  uork : Acmillan.

3-Ploutzian, R. Claments, S.D.,Maher , B.A.,Riesen , A.H., Wilson, J.G., & Farser , F.C.(1996) .Inmitation to the

    psychology of religion ( 2thed.) . Boston : Allyn and Bacon.

 

 

نمونه های استناد به کتاب ترجمه شده

هرسی ، پال ؛ بلانچارد ، کنت ( 1375) . مدیریت رفتار سازمانی ( علی علاقه بند ، مترجم ) .تهران :  امیر کبیر ( نشر اثر اصلی 1972).

 

کوم ، ایلیا ( 1379) . بشریت در سراشیبی انحطاط : تاملی جامعه شناختی بر پدیده  اعتیاد ( پریسا مومنی و بهادربشیری ، مترجمان).  شیراز : رزم آزما ( نشراثر اصلی 1989)

Foucault , M. ( 1961). Discipline and punish ( A . Sheridan , Trans .) ( 2th ed.) . New York:  Vintage Books (Original  work pulished 1978).

Freud , S. ( 1961).The ego and the id ( J. strachey , Ed . and trans.). London: Hogarth press ( Original work publish 1923).

 

دستور العمل نگارش پایان نامه کارشناسی ارشد اداره تحصیلات تکمیلی

 

 

 

استناد به کتاب با تاریخ نشر نامشخص

اصلانی ، فریدون ( بی تا ) . رویکردی نوین به تازه های علم نجوم . اصفهان : مازیار .  

 

G ardener  , E. D. ( n.d) . Heretics . In s. Nevins & l. Bointer ( Eds.) , 16th Century England PP. 327-384) . London : Methaneon.

 

استناد به کتاب زیر چاپ

بهاری ، میثم ( زیر چاب ) . ترمینولوژی پزشکی : فرهنگی دو زبانه فارسی به انگلیسی  و انگلیسی به فارسی برای دانشجویان پرستاری ( ویرایش ). مشهد : هوشمند .

Anderson ,  W. R. ( in  perss ). Studies in military history : perspective on  racism: The new world  order . New York : preston  press.

قالب کلی استناد به فصلی از کتاب

      نام خانوادگی پدید آورنده  فصل ( ویرگول ، یک فاصله )  نام کوچک ] در صورت وجود پدید آوردندگان بیشتر [ ( ویرگول ، یک فاصله )  نام خانوادگی و نام پدید آورندگان همکار به شکل مقلوب ( یک فاصله ، پرانتز باز ) تاریخ نشر ( پرانتز بسته ، نقطه ، یک فاصله )  عنوان فصل به  شکل ساده ( نقطه ، یک فاصله ) حرف  اضافه "In"  ( در انگلیسی ) یا " در " ( در فارسی ) ( یک فاصله ) شرح پدید آورندگان اثر اصلی به   شکل طبیعی ( ویرگول ، یک فاصله ) عنوان اثر اصلی به شکل ایرانیک / ایتالیک ( یک فاصله ) (پرانتز باز )  شرح ویرایش ( ویرگول ، یک فاصله ) شماره فصل ( ویرگول ، یک فاصله ) صفحه شمار  ( پرانتز بسته ،  نقطه ، یک فاصله ) محل نشر ( دو نقطه ، یک فاصله ) ناشر  ( نقطه )

مثال :

ارشادی ، مبین ( 1382) . تعیین دستمزد . درمحمد جواد مقتدایی  وعلی ایثاری ( گردآورندگان )، مبانی اقتصاد ( ف 4، ص 68-54) . تهران : ارژنگ

 فریور ، رویا و معتمدی ، آرین ( 1381) . توکسو پلاسموزیس  . در نوید ایمانیان ( ویراستار ) ، بیماریهای مادرزادی در نوزادان (ص 678-561) .

 مشهد : دانش نوین .

Shea, J.D . ( 1992) . Religion and sexual adjustment . In J.f Schumaker ( Ed.) , religion and mental health

 ( Vol.2 , PP. 70- 84) .New York: Oxford University press.

 

قالب کلی استناد به مقاله مجله

     نام خانوادگی پدید آورنده ( ویرگول ، یک فاصله ) نام کوچک ] در صورت وجود پدید آورندگان [ ( ویرگول ، یک فاصله ) نام خانوادگی و نام  پدید آورندگان     

    همکار به شکل مقلوب ( یک فاصله ، پرانتز باز ) تاریخ نشر ( پرانتز بسته ، نقطه ، یک فاصله) عنوان مقاله به شکل ساده (نقطه ، یک فاصله ) عنوان نشریه به

    شکل  ایرانیک / ایتالیک ( ویرگول ، یک فاصله ) دوره ] در صورت وجود شماره ( پرانتز باز ) شماره ( پرانتز بسته [ ( ویرگول ، یک فاصله ) صفحه شمار ( نقطه )

 

 

 

نمونه های استناد به مقاله مجله

 

استناد به مقاله مجله فاقد شماره

 میثاقی، مهنوش ( 1382) . مطالعه علل اضطراب دختران مدرسه راهنمایی ارشاد کرمان . روانشناسی امروز ، 5 ، 62-45

 

 Beatty , J. (1982). Task – evoked papillary responses, provessingload , and the structure  of processing 

             resources  . resources.  Psychological Bulletin, 91, 276-292.

 

Cates , A.R.,Harris, D. L ., Boswell , W., Jameson , W. L .,Yee, C., peters,A. V.,  et al.(1991).Figs and dates

 

and   their benefits . Food Studies Quarterly, 11, 482-489.  

استناد  به مقاله مجله دارای شماره

حری ،عباس ( 1382) . مروی بر مفاهیم و نظریه ها د رقلمرو اطلاع شناسی . اطلاع شناسی ، 1 (1) ، 34-9.

 

دستور العمل نگارش پایان نامه کارشناسی ارشد اداره تحصیلات تکمیلی

 

 

The control of  short –term memory . (1971).Scientific American, 225(2),82-90.

Lacayo, R.(1991,April22).Global warming :A new warning. Time, 137 (16) , 32.

 

قواعد استناد به نقد کتاب ، فیلم ، موسیقی وغیره

     * بسته به اینکه نقد درچه رسانه ای به چاپ رسیده باشد ، نحوه استناد به آن مانند استناد به مقاله چاپ شده و درهمان رسانه است . به طور مثال ، برای

                استناد به آن مانند  استناد  به مقاله چاپ شده در همان رسانه است . به طور مثال ، برای استناد به نقد چاپ شده در مجله مانند استناد به  مقاله مجله ، و

               برای استناد به نقد چاپ شده در روزنامه  ، مانند استناد به مقاله چاپ شده در روزنامه رفتار  می شود .

 

نمونه های استناد به نقد فیلم ، موسیقی، کتاب و غیره

معتمدی ، احسان ( 1382) . رویکردی نوین به شناخت نیروی ذهن ] نقد کتاب کیمیا گر [ . نقد امروز ، 42 ، 258- 255 .

فدائی ، مهان ( 1382) . دست مریزادی دیگر : اتوریته ای خزنده ]  نقد سریال  تلویزیونی بانویی دیگر [ . زن فردا ، 4 (2) و 28- 25 .

Reiner , E.J . ( 2001 May ) . Brealing away : Atradition of rebellin  [ Review of the motion picture Bernice's 

sandals ] ( dir . Anthony peters ) . New Media,p . 45.

 

Betisse , N . (2001) . Visual visor : A videotext of art history  studies  [ Review of the video  program Discovering culture ]. Contemporary culture , 42, 3467 – 3499.

 

Landowar , A. ( 2002) . Reading  the ropes of the new reality [Review of the book under glass ties: The new media fantasy of realism] . contemporary culture , 42, 533- 567.

 

قالب کلی استناد به پایان نامه

   نام خانوادگی پدید آورنده ( ویرگول ، یک فاصله ) نام کوچک ] در صورت وجود پدید آورندگان بیشتر [ ( ویرگول ، یک فاصله ) نام خانوادگی ونام   پدید آورندگان

  همکار به شکل مقلوب ( یک فاصله ، پرانتز باز ) تاریخ دفاع ( پرانتز بسته ، نقطه ، یک فاصله ) عنوان پایان نامه به شکل ایرانیک / ایتالیک ( نقطه ، یک فاصله ) در فارسی عبارت " پایان نامه دکتری " ودر انگلیسی عبارت " Unpublished  doctoral dissertation"   یا در  فارسی عبارت  " پایان نامه کارشناسی

ارشد " و درانگلیسی عبارت " Unpublished  thesis master's" ( ویرگول ، یک فاصله ) نام دانشگاه  ( ویرگول ، یک فاصله ) نام شهر ( نقطه )

 

نمونه های استناد به پایان نامه

ناجی ، سعید ( 1383). بررسی تفاوتهای اساسی آمیخته بازاریابی در انتخاب پروتزهای جراحی ارتوپدی از نظر جراحان ارتوپد.  پایان نامه کارشناسی ارشد ، دانشگاه آزاد اسلامی ، واحد تهران مرکزی ، تهران .

اعتمادی . منیر ( 1382) . مطالعه تاثیر ساختار خانواده بر گرایش نوجوانان درمدرسه به عضویت درگروه همسالان . پایان نامه دکتری ، دانشگاه تهران ، تهران .

 

Caravaggio , Q.T. ( 1992).Trance and clay therapy and clay therapy . Unpublished master's thesis, Lesley University , Cambridge , MA.

 

Wilfley, D.E.( 1989). Internapersonal analysis of  bulimia : Normal – weight and obese. Unpublished doctoral dissertation . University of Missouri, Columbia.

 

 

  قالب کلی استناد به پخش رادیویی یا تلویزیونی

     نام خانوادگی تهیه کنده یا  کارگردان یا مسوول محتوایی اثر ( ویرگول ، یک فاصله ) نام کوچک ( یک فاصله ، پرانتز باز )  عنوان مسئولیت فرد ( پرانتز بسته ، نقطه ، یک فاصله ، پرانتز باز ) تاریخ پخش ( پرانتز بسته ، نقطه ، یک فاصله) عنوان به شکل ایرانیک / ایتالیک ( نقطه ، یک فاصله ) در فارسی] پخش تلویزیونی [ يا ]پخش رادیویی [ درانگلیسیTelevision broadcast]    يا  [Radio  broadcast ] 

    محل استقرار شبکه ( دو نقطه ، یک فاصله ) نام شبکه  ( نقطه )

دستور العمل نگارش پایان نامه کارشناسی ارشد اداره تحصیلات تکمیلی

 

 

نمونه های استناد به پخش رادیویی یا تلویزیونی

احمد نژاد ، پروانه ( تهیه کننده ) . ( 1382 ، اردیبهشت 12). نگاهی بر تمدن کهن . ] پخش  رادیویی [ تهران : شبکه سراسری صدای جمهوری اسلامی ایران .

میثمی ، مینا ( تهیه کننده ) ؛ سلمانی ، سهراب ( نویسنده ) . ( 1381، مهر 15). راز بقا: جنگل های درهم تنیده آفریقا ]پخش رادیویی [ تهران : شبکه  سوم سیمای جمهوری اسلامی ایران .

 

Crystal, L . ( Exective producer ) . (1993 , October 11). The Mac Neil / Lehrer news hour [ Television program] . New York and Washington , DC.Public Broadcasting service .

 

Keillor, Garrsion ( Producer), & Smith ,Lynn (Director ) . ( 1993 , Octber 2) .

 A,prairie  home companion  [ Radio  Program] . St . Louis , MO: KMOX.

 

نمونه های استناد به نسخه الکترونیکی مقاله یک نشریه چاپی

1- احمدیان ، شهره ( 1382) . بررسی رفتار استنادی اعضای هیات علمی دانشکده علوم دانشگاه اهواز . دانش پژوه ، 4 ( 2) ، 213-212 . بازیابی 25 فروردین ،

     1383 ، از www. Daneshpazhouhj . com / aricle / 12 a . htm

2- پیمان زاده ، شریعت ( 1382) . بررسی روانشناختی  پرخاشگری کودکان . روانشناسی امروز ،5، 6 ، 163- 152 . بازیابی  16 خرداد ، 1383 ، از  داده پرداز ( پایگاه

     مقالات روانشناسی )

3- پیمان زاده ، شریعت ( 1382) . بررسی روانشناختی پرخاشگری کودکان . روانشناسی امروز ، ]لوح فشرده [ ، 5، 6 ، 152 – 163. بازیابی از داده   پرداز   ( پایگاه      

     مقالات روانشناسی ) . ]  16 خرداد ، 1383[,.

 

1-Health – car inflation : It's baaack ! ( 1997 , March 17 ) . Business Week , 56- 62.Retrieved  March  18 ,      

   1997from the Word Wide Web: http:// www.businessweek . com / 1997 / 11/ b351852. Html

2-VandenBos, G.,Knapp,S., Doe, J(2001) . Role of reference elements  in  the selention  of resources  by

    psychology undergraduates . Journal of Bibliographic  undergraduates. Journ of Bibliographic  Research ,    

    5,117-123.Retrievbed October  13 . 2001 , From EBSCOhost  database ( Masterfile  Elite).

 

نمونه های استناد به مقاله نشریه الکترونیکی

 معتمدی ، شیوا ( آبان ، 1382). وب لاگ نویسی : پدیده های نوین : در روزنامه نگاری بدون مرز ، محدودیت و نظارت قانونی  . روزنامه نگار امروز ، 15 ، م7. بازیابی 4 آبان  1383، از www.roznamehnegareemrooz.com/articlel 125.html

Cohoon , S.,  McCausland , J., & Swezey,L.B ( 1996 ,  Septemver ) . Secret Of the garden masters : Heims's secrets . Sunset . Retrieved March 4, 1977from the World Wide Web : http:// pathfinder .com @ AiRYiAYAC5LGsKR/. Sunset / 1996 / Septamver / features / heims . html

 

Fredrickson , B.L. ( 2000, March7) Cultivating positive  emotiomnto optimize health and well – begin . prevention & treatment .3 Aticle ooo1a. Retrieved November 20 , 2000, from http:// journals . apa. Org / pr evention / volume / pre003000la.html

 

نمونه های استناد به نسخه الکترونیکی کتاب چاپی

کوندرا ، میلان (1382). آهستگی ( ساحل اعتمادی ، مترجم ) . تهران: باران. بازیابی 2 مرداد ، 1383. ازwww. Baranbookes. com /koundra

معتمدی ، ایلیا ( 1381) . رویکردی نوین به اساطیر یونان باستان ، تبریز : آینده ساز . بازیابی 15خرداد ، 1382 ، از آینده ساز (پایگاه کتاب های الکترونیک ) ناجی ، سعید ( 1382) ، زخم های سرزمین من ]لوح فشرده [ . تهران : نشر الکترونیکی آینده .

Rosenthal , ( 1978) . Meta- analytic procedures for social ressarch ( Rev. ed.). Newfbury pard ,CA: sage . Retrived March 12 , 2003 . from  www . sagbooks . com / mera – analytic. Html

 

دستور العمل نگارش پایان نامه کارشناسی ارشد اداره تحصیلات تکمیلی

 

 

نمونه های استناد به وب گاه یک دانشگاه یا یک سازمان

معتمدی ، محسن ( 1382) .تکنولوژی و آموزش : نیاز به تحولی بنیادی . بازیابی 14 بهمن 1382، از دانشگاه مشهد ، سایت دانشکده

روانشناسی: www . psychologyfaculty . edu / publications / articls  / tedl . html

 

Chou. L., McClintock ,R., Mpretti, F., Nix , D. H. ( 1993). Tecnology  and  education : New wine in new bottles

: choosing pasts and imagining educational futures . Retrieved Agust . 24 , 2000 , from  Columbia  Univercity

, Institute for Learning Technologies Web site : http: // www.ilt . Columbia edu/ publicati ons / publications

/ papers / newwinel . html

 

 

          

11-نحوه تایپ

تایپ پایان نامه باید در روی کاغذسفید در قطع A⁴ (رحلی)،محیط "word"وتوسط چاپگری بابهترین کیفیت صورت گیرد. صفحات پایان نامه باید ازچپ یک جنس و ترجیحا" کاغذ تحریر هفتاد گرمی باشد. از بکار بردن کادر و تزئینات در تمامی صفحات خودداری شود.

                                     

تذکر(1):فاصله سطرهادرتمام پایان نامه وچکیده برابر یک سانتیمتر است.حاشیه سمت راست 5/3، سمت چپ وپایین 5/2 وحاشیه بالا3 سانتیمترمی   

            باشد.این محدودیتها درموردنمودارها،جداول،عکسها ، نقشه ها، فهرستها،  اشکال وغیره  نیز بایدرعایت شود .لازم است قلم مورد استفاده

           درتمامی متن از نوع "لوتوس "  وبه اندازه 14باشد.

 

تذکر(2): حتی المقدور باید از استفاده از صفحات بزرگ در پایان نامه، خودداری کرد وآنها را توسط دستکاه مخصوص کوچک واستاندارد نمود.ولی

              درصورت اجتناب ناپذیربودن ،باید با دقت آ ن صفحه رابه داخل پایان نامه به گونه ای تا نمودکه لبه آن ازدیگرصفحات بیرون نزند.

                            شایان ذکراست توضیح جداول ، اشکال ، عکسها و نمودارها در زیر آنها قرار می گیرد

 

12- تهیه جداول، نمودارها وتصاویر:

      جداول، نمودارها و تصاویر باید خوانا، دقیق، مرتب و مستقل باشند. هر جدول ، نمودار و تصویر باید بدون نیازبه مراجعه به متن بتواند اطلاعات

      موردنظر را ارائه دهد و یافته های موجود در آن قابل تجزیه و تحلیل و ارزیابی باشد.

   در بسیاری ازمواقع، محتوای جدولهای کوچک را می توان در متن گنجاند. اگرمطالب تکراری در جدول وجود دارد میتوان آنها را نیز بطور خلاصه

   درمتن ذکرکرد. از آنجا که نوشتن جدول وقت بیشتری می گیرد، رعایت اختصار در اندازه، ترتیب و سازماندهی جدول باید از نکات اصلی موردنظر در

   طراحی نتایج باشد. پاورقی و علایم  اختصاری ممکن است در بعضی جدولها ضروری باشند . شماره جدول اصولا" به طور مسلسل در گوشه راست 

   بالای جدول نوشته می شود .

     عنوان جدول باید مختصر، مفید و کامل باشد. بهتر است مطالب در متن گنجانده شود.  استفاده  از عکس زمانی  موثر است که عکس بتواند مطلب

     موردنظر را به خوبی، در معرض دید خواننده قرار دهد. اگر مطلب  موردنظر را می توان از  طریق جدول یا نمودار ارائه دارد، شاید نیاز به ارائه عکس

      نباشد.

 

13- شماره گذاري

1-13- شماره گذاري صفحات

هيچكدام از صفحات قبل از فهرست ها شماره گذاري نمي‌شوند.

دستور العمل نگارش پایان نامه کارشناسی ارشد اداره تحصیلات تکمیلی

 

 

صفحات « فهرستها» با حروف ابجد ( الف،‌ ب، و ...) شماره گذاري مي‌شوند. در متن انگليسي ، اين صفحات « با حروف رومن» شماره گذاري مي‌شوند.

حروف ابجد به ترتيب عبارتند از: الف، ب، ج، د، هـ، و، ز، ح، ط، ي، ك، ل، م، ن، س، ع، ف، ص، ق، ر، ش، ت، ث، خ، ذ، ض، ظ، غ؛ و حروف رومن عبارتند از:

Ⅻ – XIII-….  Ⅹ-XI- Ⅸ- Ⅷ-  Ⅶ- Ⅰ -ⅠⅠ- ⅠⅡ- Ⅳ- Ⅴ- Ⅵ-

شماره گذاري با اعداد، بلافاصله پس از فهرستها از اولين صفحه در فصل اول آغاز مي‌شود و تا آخرين صفحه  ( قبل از صفحه چكيده انگليسي) ادامه مي‌يابد. شماره صفحات بايد در وسط و چسبيده به قسمت فوقاني حاشيه پايين صفحه درج شود.

كليه صفحات متن اصلي پايان‌نامه بايد شماره گذاري شوند.

 

2- 13- شماره گذاري موضوعات:

موضوعات اصلي پايان‌نامه به چند فصل ( بنابر آنچه در صفحه 2 گفته شد ) و هر فصل به چند « بخش» تقسيم مي‌شود. هر يك از بخشهاي هر فصل با دو شماره كه با خط فاصله از يكديگر جدا شده‌اند، مشخص مي‌شود.

عدد سمت چپ بيانگر شماره فصل و عدد سمت راست شماره ترتيب بخش موردنظر است. در صورتي كه هر بخش داراي زيربخش باشد، شماره هر زيربخش در سمت راست عدد فوق قرار مي‌گيرد. به عنوان مثال اگر «برنامه‌ريزي پويا» دومين زيربخش از بخش چهارم فصل سوم باشد، بصورت 2-4-3- برنامه‌ريزي پويا نوشته خواهد شد.

هر فصل باید یک عنوان داشته باشد که در آن ، شماره فصل و عنوان فصل با قلم 24 نوشته می شود. صفحه اول از هر فصل باید از خط پنجم شروع شود.

 

3- 13-  شماره گذاري اشكال و جداول

شماره گذاري اشكال و جداول نيز از همان قانون بالا تبعيت مي‌كند. به عنوان مثال هفتمين شكل در فصل دوم به صورت ( شكل 2-7 نمودار تغييرات ...) نوشته مي‌شود. دقت شود شماره گذاري جداول و اشكال مستقل از يكديگر است.

 

4- 13-  نام گذاری و شماره گذاري ضمائم:

         ضمائم پايان‌نامه با حروف ابجد نامگذاري مي‌شوند، به عنوان نمونه مانند : ( ضميمه الف يا ضميمه ب) و شماره‌گذاري ضمائم به همان ترتيب متن اصلي پايان‌نامه مي‌باشد. اشكال و جداول موجوددرهرضمیمه نیز باتوجه به ضمیمه مربوطه شماره گذاری خواهدشد.به عنوان مثال دومین جدول درضمیمه الف بصورت زیرنوشته می شود:(جدول الف-2).

5- 13- شماره گذاري روابط و فرمولها:

 

دستور العمل نگارش پایان نامه کارشناسی ارشد اداره تحصیلات تکمیلی

 

 

هر رابطه كه در متن باشد با دو شماره كه با خط فاصله از يكديگر جدا مي‌شوند مشخص مي‌شود. عدد سمت راست بيانگر شماره  فصل و عدد سمت چپ شماره رابطه مورد نظر است. مثلاً  دهمين رابطه  در فصل هفتم  به  صورت ( 7-10) نوشته مي‌شود. روابطي كه در ضمايم آمده است با توجه به حروف ابجد آن ضميمه، شماره گذاري مي‌شود مانند ( الف- 2).

 

14- تهيه مقاله:

دانشجو مي‌بايست مقاله را تحت چارچوب و روال مجله‌هاي علمی – پژوهشی و مشترکا" با استاد راهنما از درون پایان نامه  اخذ وتنظیم نماید .بنابراین چنانچه دانشجو موفق به چاپ مقاله در مجله های علمی –پژوهشی خارج از دانشکده نگردد ،لازم است آن را با مشخصات زير تهيه و پس از تائید معاونت پژوهشی دانشکده درمجله الکترونیکی دانشکده به انتشار برساند .

   الف- مقاله بايد روي كاغذ 5/21 × 28 سانتي متر ( A⁴) با حاشيه 5/2 سانتي متر از چهار طرف و فاصله سطرها به اندازه یک سانتیمترو یک روتايپ و تمام صفحات مقاله پشت سرهم شماره گذاري شود.

ب- در صفحه اول اسامي محققين و نشاني محل تحقيق (یعنی : دانشكده صدا و سيما) ذکر می گردد. در صفحه دوم چكيده مقاله و كلمات كليدي و در صفحه سوم به بعد مقدمه، روش كار،یافته های تحقیق ، نتايج، بحث، تشكر و قدرداني ( در صورت لزوم) و منابع نوشته شود. منابع بايد شماره گذاري شده و مطابق شماره در متن باشد. فهرست منابع در آخر مقاله مي‌تواند به ترتيب شامل نام خانوادگی و نام نويسندگان، سال نشر، (در پرانتز)، عنوان كامل مقاله، عنوان مجله يا كتاب و شماره جلد و صفحات باشد.

ج- اصل عكسها، نمودارها بايد همراه مقاله در محل مناسب در مقاله علامت گذاري شوند و داراي زيرنويس باشند.

د- عنوان مقاله بايد كوتاه و رسا باشد و ترجمه انگليسي آن نيز زير عنوان فارسي نوشته شود.

ه- چكيده مقاله بايد شامل مطالب مهم يافته‌هاي تحقيق باشد و حتي‌الامكان از 150 كلمه تجاوز نكند . براي اوزان و مقادير از سيستم متريك استفاده  شود.آوردن  واژگان کلیدی درآخرین سطرچکیده مقاله الزامی است.

و- در عنوان مقاله و چكيده به استثناي مقياس‌هاي استاندارد، نبايد از كلمات اختصاري استفاده كرد.

ز- اسامي علمي با حروف ایرانیک نوشته و يا زير آنها خط كشيده شود.

ح- جداول بايد داراي عنوان باشند و عنوان بالاي جدول با دو خط نزديك به هم با فاصله تقريبي يك ميلي‌متر از بقيه قسمتهاي جدول جدا گردد. اعداد و ارقام و مطالب جدول نبايد در متن مقاله تكرار شده باشد. ابعاد جداول بايد طوري تنظيم شود كه در يك صفحه مجله ( طولي يا عرضي ) جا بگيرد.

ط- وقتي مقاله اي به زبان فارسي چاپ شده است عنوان به زبان انگليسي ترجمه و در پرانتز قرار داده مي‌شود و بعد از قيد شماره صفحات، زبان اصلي آن مانند فارسي در پرانتز قيد مي‌شود.

ي- مقالات بايد داراي خلاصه به زبان انگليسي باشد.

ك- عدم رعايت نكات فوق در تدوين و تحويل مقاله باعث تأخير در فارغ‌التحصيلي خواهد گرديد. ( مهم )

 

دستور العمل نگارش پایان نامه کارشناسی ارشد اداره تحصیلات تکمیلی

 

 

ل- مقاله در مجلات علمي- پژوهشي داخل كشور بايد به نام دانشكده صدا و سيما چاپ شود و در مجلات خارجي نام دانشكده به صورت زير نگارش شود:

IRIB University

15- نحوه زركوبي پايان‌نامه

     پس از پايان يافتن فعاليت هاي مربوط به پايان نامه مجوز صحافي و زركوبي طي فرم مخصوص از سوی اداره تحصیلات تکمیلی دانشکده  صادر مي‌شود.

   زركوبي صفحه عنوان فارسي و انگلیسی پايان‌نامه عيناً روي جلد پايان‌نامه انجام مي‌شود و فقط نام استاد  مشاور در زركوبي روي جلد ( فارسی و انگلیسی ) حذف مي‌گردد.

 

 

 

 

 

 

 

 

 

 

 

 

 

 

 

 

 

 

 

 

 

دستور العمل نگارش پایان نامه کارشناسی ارشد اداره تحصیلات تکمیلی

 

مقررات مربوط به تسويه حساب دانشجو پس از دفاع از پايان‌نامه

 

الف) دانشجو بايد حداكثر يك ماه پس از دفاع تسويه حساب نمايد.

ب) بعد از تاريخ فوق در صورت عدم تسويه حساب دانشجو مراتب جلوگيري از ارائه تسهيلات امور دانشجويي،پژوهشي، مركز

    كامپيوتر و كتابخانه توسط دانشكده به مراجع مربوط اعلام خواهد شد.

ج) بعد از مهلت يك ماهه، هيچگونه گواهي و معرفي‌نامه توسط دانشكده براي دانشجو صادر نخواهد شد.

د) در صورتي كه دانشجو 3 ماه بعد از دفاع جهت تسويه حساب اقدام نمايد و در خصوص تأخير ايجاد شده عذر موجهي نيز نداشته باشد، ( در خصوص دانشجويان ذكور ) فقط به نظام وظيفه عمومي معرفي و پرونده به بايگاني راكد ارجاع و امور مربوط به فراغت از تحصيل اين دانشجويان فقط در زمانهاي خاصي از سال ( هر 3 ماه يكبار ) انجام خواهد شد.

 

 

 

 

 

 

 

 

 

 

 

 

 

 

 



[*] . در نوشتار فارسی بهتر است پس از اختصار کلمات ، علامت سجاوندی "نقطه "قرار نگیرد،زیرا به دلیل شباهت نوشتاری آن با صفر ایجاد اشکال می کند .

[†] . در انگلیسی ، اغلب ابتدا نام ماه و سپس تاریخ روز درج می شود ، اما در فارسی بهتر است اول تاریخ روز و سپس نام ماه نوشته شود .

+ نوشته شده در  شنبه نهم خرداد 1388ساعت 0:5 قبل از ظهر  توسط حسن تهراني  | 

خط مشی گذاری شعبات بانک

                           فرآیند خط مشی گذاری

ارزشمند ترين دارايي كه يك نهاد قرن بيست و يكمي، كاركنان آن نهادوبهره وري كاركنان علمي خواهد بود.

     به سازمان ها پول داده مي شود كه به خلق و ايجاد ثروت بپردازند، نه كنترل هزينه ها.

بهینه‌گزینی (Benchmarking) یکی از روش های مرســوم جهت تعیین اهداف و نیز ارزیابی برنامه ها و عملکــــرد می باشد. برخی از مهمترین ویژگی های یک بانک موفق در زیر ارائه شده است. مطابق تحقيقات انجام شد

 عوامل اصلی موثر بر مـوفقیت و سود آوری بانک ها به شرح زیراست.

الف- اندازه بانك (Size): اندازه يكی از عوامل سود آوری است. به نظر می رسد در صورت وجود بستر مناسب برای رشد، هر چقدر بانك بزرگ تر باشد و از اهرم مالي بيشتر استفاده كند، بازدهي سهامداران (ROE) افزایش می یابد. البته این امکان وجود دارد که بانكهاي كوچك به دليل هزينه هاي عملياتي كمتر بازده دارايي (ROA) بالاتري داشته باشند.

ب- كنترل هزينه ها (Cost control): اين عامل یکی از مهمترين دلایل تمايز بانكهاي با عملكرد خوب مي‌باشد. مديران اين بانكها هزينه هاي عملياتي را بهتر مديريت مي كنند.

د- بهره وری کارکنان (Employee productivity): بانکهای موفق معمولاً سرانه دارایی و سود خالص بالاتری دارند. یکی از سیاستهای موفق در این رابطه داشتن سیستم انگیزشی مناسب و کارآ می باشد تا کارکنان با بهره وری بالاتر حقوق و مزایای بیشتری دریافت کنند. وجود سیستمی مناسب با قابلیت اندازه گیری متغیرهای کلیــــدی موثر در بهره وری به نحوی که قادر باشد تفاوت های معناداری ایجاد نماید، ابزار اصلـی اجرای این خط مشی می باشد.

ويژگي هاي خط مشی گذاری مدیریت مالی

 

الف- ساختار سپرده ها (Deposit structure): بانكهايي كه سودآوري بالايي دارند، سپرده هاي ديداري بيشتري نسبت به ساير بانكها جذب كرده‌اند. ساختار سپرده‌ها تاثير قابل توجهي بر عملكرد دارد. حجــم زيادي از سپرده‌هاي اين بانكها سپرده‌هاي محوري (Core Deposit) است كه معمولاً برداشت

قابل توجــه از آنها غيــر محتمل است. بخش ديگر، سپرده هاي افراد و موسسات كوچك است كه ممکن است نسبت به حسابهاي سپرده با مبلغ بالا، وفادارتر باشند.

ب- اهرم مالی(Financial leverage): استفاده از اهرم مالــی (کاربرد بهینه منابع بدهی جهت تامین مالــی در مقابل اتکاء زیاد به سرمایه) می تواند یکی از محرک های اصلی سودآوری باشد. سپرده ها و سایر ابزارهای بدهی کوتاه مدت و بلند مدت می تواند موجب افزایش سودآوری شود.

ج- توسعه درآمدهای کارمزد (Fee growth): یک عنصر کلیدی استراتژی های بانکی برای افزایش سودآوری در سال های اخیر، در محیط کشورهای توسعه یافته، گسترش درآمدهای کارمزدی بوده است. مقررات زدایی از صنعت بانکداری می تواند موجب وضع کارمزد به خدماتی گردد که قبلاً رایگان ارائه می‌شد. تناسب منطقی بین کارمزد و خدمات ارائه شده در میزان توفیق این سیاست یک عامل تعیین کننده است.

د- رشد (Growth): رشد دارایی ها، سپرده ها و وام های بانکهای موفق بیش از متوسط صنعت است که منعکس کننده مدیریت جسورانه (Aggressive management) یا مقبولیت بیشتر خدمات، نزد مشتری است. بهرحال، رشد نباید جایگزین سود شود. اگر رشد و توسعه مبتنی بر مطالعات عمیق و بررسی کارشناسی و به بیانی دیگر کنترل شده نباشد، باعث خواهد شد هزینه‌های عملیاتی بیش از درآمدها افزایش یابد. رشد مطلوب رشدی است که منجر به ایجاد ارزش افزوده اقتصادی شود. 

 

اهداف بانک   

بدیهی است هدف اصلی یک بانک و یا هر واحد اقتصادی دیگر علاوه بر ایفای مسئولیت‌های اجتماعی، افزایش ارزش آن است. در راستاي دستيابي به هدف اصلي بانك، نیل به اهداف جانبی زیر مورد توجه قرار می گیرد:

1–  افزايش كارايي و بهره وری (مدیریت عمومی)

2–  افزايش سهم بازار( مدیریت مالی)

3–  افزايش سودآوري( مدیریت مالی)

4–  رشد و توسعه  (مدیریت مالی)

 

تصمیم های بنیادی مرتبط با اهداف

نيل به اهداف بانک مستلزم اتخاذ تصميمات بنیادی و پايش مستمر محيط دروني و بيروني است. محورهاي اصلي تصميم‌گيري (توجه مستمر و سیستماتیک) به شرح زير است:

الف- تصميمات ساختار سرمايه

– تعيين تركيب بهينه منابع (سرمايه، سپرده ها ، اوراق مشاركت، وام بين بانكي، وام خارجي) با توجه به هزينه، منابع و تاثیر ریسک.

–  خط مشي تقسيم سود

ب- تصميمات ساختار دارايي‌ها

–  خط مشي تخصيص دارايي ها و تعيين پرتفوي مطلوب

–  قيمت گذاري محصولات و خدمات

–  تعيين تركيب پرتفوي تسهيلات

–  مديريت مالياتي معاملات بانكي

ج- تصميمات توسعه فعاليت

–  تعيين سهم بازار و چگونگي دستيابي به آن

–  كانال هاي توزيع (شعب، POS و ATM)

د- تصميمات مديريت هزينه

–  تعيين فرآيندها بر مبناي نتايج حاصل از تجزیه و تحلیل ارزش فرآیندها

–  كنترل هزينه های عملياتي

–  تدوين سيستم هاي ارزيابي عملكرد شعب و كاركنان

 

معیار عملکرد؛ بازده حقوق صاحبان سهام

بازده حقوق صاحبان سهام ( معیار مناسبی برای تحلیل میزان دستیابی به هدف افزایش ارزش بانک می‌باشد. رابطه بین بازده حقوق صاحبان سهام با تصمیمات بنیادی مدیریت در نمایه 1 ارائه شده است.


نمایه 1- بازده حقوق صاحبان سهام و تصمیمات مدیریت

 نمایه 2- بازده حقوق صاحبان سهام

 کارایی ابعاد مختلف مدیریتی در دستیابی به بازدهی مطلوب حقوق صاحبان سهام  و روشهای بهبود آن ذیلاً به اختصار بررسی شده است.  

الف- قیمت‌گذاری سپرده ها و تسهیلات (حاشیه سود)

مدیریت قیمت‌گذاری سپرده‌ها و تسهیلات متاثر از موقعیت رقابت و نیز خط مشی‌های کلان اقتصــــادی است. کارآیی در این بخش تا حدود زیادی از کارایی مدیریت پرتفوی و کارآیی مدیریت منابع تاثیر می‌پذیرد. خط مشی‌های زیر می‌تواند برای حصول به اهداف بانک موثر باشند

–  مدیریت و کنترل حجم، ترکیب و بازدهی دارایی‌ها و بدهی‌ها (سپرده‌ها)

–  تغییر ترکیب سپرده ها در جهت افزایش سهم سپرده های ارزان قیمت

– مدیریت و هماهنگی در زمانبندی دارایی‌ها (تسهیلات) و بدهی‌ها (سپرده‌ها) برای کمک به حاشیه سود (Spread) و تعدیل زمان توقف منابع

–  بررسی و انتخاب سایر راهکارهای تامین منابع مالی نظیر صدور اوراق مشارکت و گواهی سپرده 

ب- اثربخشی مدیریت هزینه ها 

خط مشی‌های مرتبط با اثربخشی مدیریت هزینه‌ها به شرح زیر است.

–  تدوین خط مشی‌های کلی مدیریت و کنترل هزینه‌ها

–  تدوین بودجه برای ادارات و شعب و استفاده از روشهای کنترل بودجه‌ای

–  مهندسی مجدد فرآیندها و استفاده بهینه از اتوماسیون (نظام‌دهی جامع فرآیندها)

–  افزایش کیفیت از طریق استقرار مدل تعالی سازمانی از جمله  سری ایزو 9000

ج- خط مشی قیمت گذاری و توسعه خدمات

–  ارائه خدمات جدید بانکی با قیمت های رقابتی

–  قیمت‌گذاری برای تمام خدمات مشتری و بر مبنای هزینه نهایی

–  گسترش خدمات اعتبارات اسنادی و صدور ضمانتنامه

د- کارآیی مدیریت پرتفوی دارایی ها

کارآیی مدیریت پرتفوی دارایی‌ها متاثر از عوامل زیر است.

–  تدوین خط مشی سرمایه گذاری برای تخصیص دارایی‌ها با توجه به ریسک و بازدهی

–  تعیین ترکیب پرتفوی تسهیلات بانک (بر حسب نوع، سررسید، اندازه و کیفیت وام)

–  تدوین خط مشی‌های سرمایه‌گذاری در شرکتهای تابعه و وابسته

–  توجه به ظرفیت وام دهی از طریق اعطای تسهیلاتی که ضریب ریسک کمتری دارد 

ه- کارآیی مدیریت منابع

افزایش تدریجی اندازه بانک ایجاب می‌کند که حقــوق صاحبان ســــهام نیز متناسب با آن افزایش یابد. خط مشی‌های لازم جهت افزایش کارآیی مدیریت منابع به شـــرح زیر است.

–  بهینه‌سازی ترکیب سپرده‌ها بویژه جذب سپرده‌های ارزان قیمت و سایر سپرده‌ها

–  استفاده بهینه از افزایش سرمایه به‌منظور حفظ حد متعادل ضریب کفایت سرمایه و نیز رشد بانک

–  تدوین سیاست تقسیم سود با توجه به ملاحظات افزایش سرمایه و سیاست رشد

و- کارآیی مدیریت مالیاتی

ابعاد مدیریت مالیاتی نیز بر سودآوری بانک تأثیر دارد. بهبـــود کارآیی مدیریت مالیاتی از طریق حداکثر استفاده ممکن از مزایای مالیاتی در ترکیب درآمدها و هزینه‌ها باعث افزایش بازده حقوق صاحبان سهام می‌شود

 

 

 
فعالیتهای بانک
فعالیتهای بانک را به دو بخش عام و خاص می توان تقسیم نمود. فعالیتهای عام در برگیرنده کلیه خدمات مجاز قابل ارائه توسط بانکهای تجاری است، فعالیتهای خاص نیز شامل کلیه خدماتی است که بانک به طور ویژه به برخی از سازمانها و موسسات ارائه می نماید.

 

فعالیتهای عام:
انجام کلیه عملیات بانکی ریالی و ارزی از قبیل؛

·         افتتاح و ارائه خدمات مربوط به حسابهای جاری، پس انداز، سپرده های کوتاه و بلند مدت ریالی و ارزی

·         اعطای تسهیلات اعم از ارزی و ریالی در بخشهای صنعت، کشاورزی، خدمات تجارت، مسکن، صادرات و واردات

·         صدور انواع ضمانت نامه های ارزی و ریالی

·         انجام انواع تامین های مالی و اعتباری داخلی و خارجی

·         اعطای کارت اعتباری ارزی

به طور کلی موضوع فعالیت بانک شامل موارد زیر می شود:

  • جذب منابع
  • اعطای تسهیلات
  • سرمایه گذاری در زمینه های مختلف اقتصادی
  • تسهیل امور بازرگانی داخلی و خارجی

 

خط مشی کیفیت بانک

·         پایبندی به اصول بانکداری بدون ربا ،امانتداری و جلب اعتماد همه اقشار جامعه

·         ارتقای جایگاه بانک به عنوان یک بنگاه مستقل اقتصادی در راستای تعالی مادی و معنوی کشور

·         تلاش بی وقفه در راستای بهبود مستمر و ارتقای کیفیت خدمات ،جزء اولین تعهد همه کارکنان بانک جهت تامین رضایت و خشنودی مشتریان است.

·         ارج نهادن به مقام انسانی کارکنان به عنوان با ارزش ترین سرمایه بانک و الزام به اصل شایسته سالاری و ارتقای کیفیت زندگی آنان همواره مرد تاکید است.

منشور اخلاقی بانک رفاه
کارکنان بانک باید تلاش کنند تا کلیه خدمات بانکی را با کیفیت مطلوب آنچنانکه شایسته مشتریان عزیز است ارائه نمایند، لذا خود را ملزم به رعایت نکات ذیل می دانند.

پیش قدم بودن در سلام و خوش آمد گویی به مشتری و استقبال و مشایعت وی

·         شریک بودن در شادی و غم مشتری

·          حفظ اسرار و اطلاعات محرمانه مشتری

·         توجه به نظافت ،پاکیزگی و آراستگی شعبه

·         برقراری ارتباط شایسته و صمیمانه با همکاران

·         رعایت عدالت و انصاف در ارائه خدمات به مشتری

·         رعایت ادب ،نزاکت و تواضع در برخورد با مشتری

·         اشتیاق و همکاری در ارائه خدمات مشاوره ای به مشتری

·         تلقی نمودن ارائه خدمت به مشتری به عنوان فرصت انجام یک کار نیک

·         انجام دقیق ،سریع و صحیح کار و جلوگیری از تضییع وقت و حقوق مشتری

·         تعهد ،مسئولیت پذیری و مشارکت جمعی کارکنان در ارائه خدمت به مشتری

 

 

خط مشی گذاری در توسعه خدمات مبتني بر دانش محوري

·         اصل اول: شفاف و مستندسازي نحوه ارائه خدمات به ارباب رجوع


در راستاي شفاف سازي نحوه ارائه خدمات به مردم اقداماتي شامل موارد زير مي شوند.

·         تهيه بروشورهاي راهنماي ارائه خدمات به مشتريان
تهيه بروشورهاي عناوين خدمات قابل ارائه به ارباب رجوع و مشتريان
تهيه فرم مربوط به مشخصات متصديان انجام کار شامل نام و نام خانوادگي و پست سازماني
تهيه تابلوهاي شناسايي کارگروهها در مديريت ها و شعب
تهيه تابلوهاي راهنماي مشتريان در مبادي ورودي مديريتها و شعب
تهيه تابلوهاي راهنماي مشتريان درخصوص مدارک مورد نياز جهت ارائه خدمات به مشتريان

 

·         اصل دوم: اطلاع رساني از نحوه ارائه خدمات به مشتريان

 

 

·         يکي از نيازهاي مشتريان امکان برقراري ارتباط و آسان آنها با سازمان است بانک بایستی دراين خصوص اقدامات جهت تسهيل اطلاع رساني به منظور ارائه خدمات بهينه انجام هد. راه اندازي سامانه پيام بانک،راه اندازي ، معرفي تلفن و دورنگار ارتباط با مدير عامل بانک و ادارات مرتبط با مشتريان،سامانه اطلاع رساني گوياي بانک،  پست صوتي مديران،  تابلوي اطلاع رساني بانک ، ايستا بانک، نصب و راه اندازي سيستم تلفنبانک

 

 

·         اصل سوم: بهبود اصلاح روشهاي ارائه خدمات به مردم

 

·         بانک میبایستی به منظور دستيابي به ساختار سازماني پويا، کارآمد و انعطاف پذير و گريز از ساختار وظيفه گرايي، حذف فعاليتهاي پيچيده و موازي، حذف مقررات زائد و دست و پاگير، افزايش سرعت ارائه خدمات، تسهيل تعاملات و بهبود ارتباط با مشتريان اقداماتي را جهت اصلاح روشهاي ارائه خدمات به اجراء بگذارد که برخي از آنها عبارتند از:

·          مکانيزه نمودن کليه شعب بانک ، ايجاد سرعت و سهولت در خدمت رساني به مردم، اجراي طرح « نوبت دهي الکترونيک به مشتريان» و راحتي براي ارباب رجوع و جلوگيري از تشکيل صف درقسمت باجه ها،  ساده سازي روشهاي اعطاي اعتبار به مشتريان با هدف افزايش سرعت و کيفيت انجام کار، حذف مقررات غيرضروري کاهش مکاتبات و جلب رضايت ارباب رجوع،   بکارگيري کليه کارکنان در راستاي ارائه خدمت به موقع به مشتريان با استفاده از طرح چند مهارتي کردن کارکنان،
 کاهش هزينه ها، حذف برخي از امور غير ضروري و جلوگيري از رفت و آمدهاي مکرر مشتريان،  کاهش تعداد استعلامهاي مورد نياز براي دريافت تسهيلات،  تمرکز زدايي و تفويض اختيار به کارکنان همراه با نظارت مستمر، برگزاري جلسات مشترک با مشتريان ويژه، مشتريان وفادار و مشتريان شريک در سطح استانها و توجه و استفاده از پيشنهادها و نظرات آنها جهت اصلاح و بهبود امور اجرايي، 

·         سازماندهي ساختار بانک در قالب طرح پويش: دراين طرح اختيارات شعب افزايش داده شده به نحوي که احساس مسئوليت شعب در برابر مشتريان بانک متناسب با اختيارات تفويض شده نيز بيشتر شده است. ساختار سازماني بانک از شکل سازمانهاي سلسله مراتبي به سمت سازمان مسطح در حال تغيير باشد.

 

·         استقرار نظام کنترل کيفيت و اخذ گواهينامه های ايزو  سري سال 2000 به منظور ارتقاي بهره وري و بهبود خدمات رساني به مردم و مشتريان

·         اجراي نظام جامع بانکداري الکترونيک مطابق با استانداردها و تحولات نوين صنعت بانکداري با هدف ارايه خدمات مطلوب به مشتريان، ايجاد سرعت و دقت در ارايه خدمات بانکي

 

·         اصل چهارم : نظارت بر حسن رفتار کارکنان دستگاههاي اجرايي با مردم

 

·         بانک می تواند دراين خصوص و به منظور تحقق اهداف اجرايي از طرح تکريم مردم اقداماتي مختلفي انجام دهد که برخی از آنها عبارتند از: اجراي طرح ناظرين ويژه ، تهيه پرسشنامه نظرسنجي ويژه مشتريان

 

 

 

+ نوشته شده در  پنجشنبه هفتم خرداد 1388ساعت 11:2 قبل از ظهر  توسط حسن تهراني  | 

خط مشی گذاری بانک

ميان سخت افزار و نرم افزار بانك  هماهنگي ايجاد باشد

.
    
    راز و فلسفه ي تعبيه ي روابط عمومي در نهادها و سازمان هاي مختلف، مهندسي افكار عمومي است و افكار عمومي زيرساخت بسيار مهم سرمايه ي اجتماعي است.
اولويت ها و نيز جايگاهي که براي فن آوري نوين قايل است
 راه اندازي اولين اينترانت دو زبانه ي متصل به اينترنت در نظام بانکي کشور  و در نهايت رضايت مندي مشتريان همگي نشان دهنده خط مشي بانک است. موبايل استفاده از وب سايت ، پست صوتي، پست الکترونيک و استفاده از sms شده است رکن اصلي آن که دريافت بازخوردها و نظرات مشتريان است

. تلاش هاي مديريت هر مجموعه زماني ميسر مي شود که ميان پتانسيل انساني يک مجموعه و تکنولوژي و فناوري اجرايي آن همساني وجود داشته باشد. رابطه هماهنگ ميان سخت افزار و نرم افزار است که يک نهاد اقتصادي را به سرانجام اميدوارانه اي رهنمون مي کند و ما اين مهم را به عنوان يک خط مشی مدیریت عمومی مدنظر قرار داده ايم.
           پخش همزمان مراسم قرعه كشي حساب هاي قرض الحسنه از طريق اينترنت     نظرسنجي الکترونيکي و اينترنتي ،ارتباط مردم با مديران از طريق Email ، راه اندازي سامانه صندوق صوتي وارتباط در هر ساعت ازشبانه روز، راه اندازي سامانه پرسش و پاسخ، ارسال SMS به تلفن همراه و معرفي خدمات بانك، اطلاع رساني گسترده در زمينه فرهنگ استفاده از بانكداري الكترونيك و جايگزيني آن با بانكداري سنتي، به حداقل رساندن پول اسکناس و به حداکثر رساندن استفاده از پول الکترونيکي در بين مردم است.

 

مشورت :
اصولاً تصميم گيري يكي ازمهم ترين وظايف مديران است و در اين جهت آنان بايستي تصميمات صحيحي را اخذ نمايند ، چون انسان خود محور و كسي كه بدون فراهم آوردن مقدمات و بي هيچ واهمه اي از احتمال اشتباه تصميم بگيرد ،‌مرتكب خطا خواهد شد. روح مشورت نشات گرفته از رحمت الهي و موجب بهره گيري از عقل ديگران و پالايش انديشه و ايجاد پشتيباني است و خود محوري باعث قطع ارتباط معنوي و صميميت با كاركنان داخل سازمان و با مردم جامعه مي باشد و موجب ناديده انگاشتن شخصيت آنان مي شود لذا در مسائلي كه با مصالح عمومي كاركنان در سازمان و همچنين مخاطبان آن مربوط مي شود بايد مشورت مورد بهره گيري قرار گيرد حضرت علي (ع) مي فرمايند : عاقل از مشورت با ديگران بي نياز نيست و بهترين كساني كه با آنان مشورت مي كني ،‌ صاحبان خرد و دارندگان علم و تجارب و دور انديشي هستند.

اهميت و لزوم مشورت يا مشاوره مديران با مشاورين ارتباطات و روابط عمومي

  • مشاورين ارتباطات و روابط عمومي در واقع به مديران كمك مي كنند كه آنها بتوانند با ديد كافي بازتري به اداره/ سازمان يا موسسه مربوطه همت گمارده و با فرصت بيشتري نسبت به برنامه ريزي و سياست گذاري عمده و هدايت و هماهنگي حوزه هاي مختلف مديريت اقدام نمايند و از سوي ديگر شناخت كاملي از مخاطبان و سرويس گيرندگان خود بدست آورند و در نتيجه توسعه و پيشرفت در كار خود را به معني واقعي كلمه به منصفه ظهور رسانند.
  • كارشناسان و مشاوران ارتباطات و روابط عمومي به عنوان چراغي فروزان ، راههاي توسعه و سازندگي و پشرفت را براي مديران سازمان و موسسات به ارمغان مي آورند.
  • با توجه به اينكه مقوله ارتباط و روابط عمومي و يا به عبارتي ديگر ارتباط (با همگان يا عموم) در اوضاع و احوال كنوني كشور كه دوران سازندگي و توسعه پايدار نام گرفته است از اهميت ويژه خاصي برخوردار است و سازمانهاي اقتصادي اجتماعي مانند بانك ها نقش ارزنده را در نيل به اهداف متعال و ايده آل توسعه پايدار را ايفا مي كنند و با تأسيس بانك هاي خصوصي و همچنين موسسات مالي و اعتباري ميدان رقابت گسترده و وسيع براي جذب و جلب و اعتماد و اعتقاد (تفاهم) مخاطب يا به عبارت ديگر مشتريان ايجاد شده است لذا يك بانك دولتي بايد نسبت به گذشته در حال جلب مشتري و مخاطب و ايجاد و نشر و تثبيت تفاهم در مخاطبان فعاليت ها و عملكرد هاي ارتباطي بيشتري را مودر توجه قرار دهد ، در نتيجه واحدهاي روابط عمومي و وجود مشاوران ارتباطات در سازمان ها و موسسات از جمله بانك ها مي توانند عملكردها و فعاليت هاي مديران در سطوح مياني و به ويژه عالي را همراه با دگرگوني هاي بنيادي سياسي واجتماعي متحول نموده و رسالت هاي واقعي و حقيقي آنها را بيشتر و بهتر به آنها بشناسانند. در نتيجه مديران نيز يا آگاهي هاي كافي مردم يا مخاطبان را در جريان حقايق و امور قرار داده و با جلب اعتماد و تقويت حس مسئوليت و تفاهم ، موجبات مشاركت هر چه بيشتر مخاطبان با سرويس گيرندگان را فراهم مي آوردند.
  • امروز استفاده و بهره مندي از مشاوران توسط مديران به صورت يك الزام و ضرورت مطرح مي شود و مديران با توجه و استفاده از نظر كارشناسانه و بي طرفانه مشاوران و همكاري آنها به موفقيت هاي بيشتري دست پيدا مي كنند و مسائل و مشكلات و معضلات و نقاط و نكات ضعيف و قوي و همچنين آگاهي هاي زيادي را كه تا كنون بر آنها وقوف كامل نداشتند ،‌ كشف مي كنند.
  • برقراري ارتباط با مخاطبان يك سازمان مانند بانك در حقيقت نتيجه اي را كه همانا الهام از افكار عمومي مي باشد در بر خواهد داشت و اثرات و فعاليت ها و اقدامات يا به عبارتي ديگر خدمات يك سازمان در جامعه را مي توان با دريافت پس فهرست برنامه ها و خدمات يا به سخن ديگر بازتاب و عكس العمل آنها را كه با ارتباط ميسر مي شود ،‌ به دست آورد. حضور يك مشاور و ارتباطات و روابط عمومي كه آشنا به جنبه هاي علمي و عملي ارتباطات بوده و از تجربياتي هم بهره مند باشد. در كنار مديريت يك بانك ، مي تواند در راه رسيدن با اهداف عاليه و مترقي آن و در كنار ساير عوامل و مسائل تشكيل دهنده ، مديريت قوي ،‌كاردان و كارساز مسمر ثمر ،‌ موفق و پيشرو را ارمغان آورد.
  • نوآوري ، خلاقيت و ابداع و طرح ايده هاي جديد و نوين كه متكي بر اصول روابط انساني باشد از جمله مواردي است كه توسط يك مشاوره ارتباطات و روابط عمومي در راستاي پيشبرد فعاليت هاي در سازمان و پيشگيري از وقوع بحران و جلوگيري از ايجاد فضاي نا خوشايند و نا مطلوب مي تواند مديريت يك سازمان مانند بانك را ياري رسان باشد.
  • نكته مهم و قابل توجه و تعمق اينكه بايد بپذيريم كه مديران و مسئولان سازمانها از جمله بانك ها با ارمعان نظر به مخاطب ميليوني خود در سطح كشور و در مواردي خارج از كشور ، به علت گرفتاريهاي زياد و مشغلة فراوان و شركت در جلسات گوناگون و موارد مشابه و مواجه شدن با تراكم و حجم بالاي كارها و فعاليت ها ،‌ اكثراً از پرداختن به فعاليت هاي مربوط به روابط انساني و تماس بيشتر با كاركنان خود در درون سازمان (بانك) و سرويس گيرندگان و مخاطبان با مشتريان در برون سازمان (بانك) غافل مي شوند و نا خواسته با مسائل و مشكلاتي مواجه و روبه رو مي كردند كه گاهي باعث پريشان خاطر شدن آنها و در نتيجه شكست در روند وظايف و فعاليت هايشان مي گردد ولي در صورت استفاده از رهنمودهاي مشاوران و كارشناسان ارتباطات و روابط عمومي و به كار بردن آنها هميشه فعاليت ها و اقداماتشان قرين موفقيت و مهرورزي خواهد بود.
  • مديران بايد اين واقعيت و اصل اساسي را بپذيرند كه هر چه بيشتر به برقراري ارتباط و ارزش و نتايج جالب آن توجه نمايند ، به همان نسبت ، محيط سازماني خود و جامعه مقابل خويش را آگاه تر و منسجم تر و پوياتر پيش روي خواهند داشت و نتيجه درخشان و جالب اين امر كسب تفاهم و اعتماد و اطمينان و حمايت و پشتيباني عمومي و در تمام فراز و نشيب هاي دوران مديريت را براي آنها به ارمغان خواهد آورد و و اينجاست كه نقش حساس و كارساز مشاوران و كارشناسان ارتباطات و روابط عمومي ،‌خود را بيشتر و ملموس تر مي نمايند.
  • درك اين مسئله كه مديران به ويژه مديراني كه در سازمانها و موسسات گسترده و ملي مانند بانك ها مشغول انجام وظيفه هستند و هر يك مشاورين در سطوح مختلف مثل فني ،‌حقوقي ،‌برنامه ريزي و اداري و مالي را به خدمت گرفته اند و در كنار اين مشاوران از مشاور ارتباطات و روابط عمومي هم بهره گيري نمايند ،‌مي تواند مديران را در راه رسيدن به اهداف متعالي و در راستاي عملكردهايشان و در نتيجه جلب افكار عمومي و نفوذ در آن ،‌ ياري دهنده و تقويت كننده باشد. با توجه به اينكه مشاور ارتباطات و روابط عمومي به عنوان يك شخص ثالب به مسائل و روند فعاليت هاي يك سازمان يا موسه مانند بانك مي نگرد ،‌ در نتيجه تمام امور را آنچنان كه هست مرود توجه و دقت قرار مي دهد و ملاحظه كاري و با ديد اغماض و تسامح به مسائل نگريستن را كنار گذاشته و به عنوان يك ميانجي و به دور از هر گونه جانبداري و طرفداري از اين و آن به دنبال كشف حقايق و واقعيت ها خواهد بود و با ارائه رهنمودها و نو آوريهاي مديران را قبل از آنكه به طور ناگهاني و غير مترقبه دچار بحران و تنش ها و نارسائي هايي در محيط سازماني گردند ،‌آگاه و مطلع خواهند بود.
  • نكته مهم ديگر اينكه مديران مسئوليت شاناس و آگاه با توجه به اين واقعيت كه امور برنامه ريزي،‌ سازماندهي ،‌ كنترل و نظارت را كه از اهم وظايف آنهاست در صورتي مي توانند با موفقيت به انجام برسانند كه شالوده اين وظايف بر اساس برقراري ارتباط و پرداخت به اين امر مهم پايه ريزي شده باشد و مشاور ارتباطات و روابط عمومي مي تواند به عنوان يك بازوي توانا و قوي و كارآمد مديران را در راه رسيدن هر چه مطلوب تر وظايفشان و بهره وري و بازدهي بيشتر كمك كند.
  • در فني ترين كارها نيز كه نقش ماشين در آن بسيار مهم است بيش از 60 درصد اختلافات ، اختلافات انساني است كه زائيده ارتباطات غلط مي باشد و مشاور و كارشناسي ارتباطات و روابط عمومي با گوشزد نمودن و تكرار اين مسئله مهم براي مديران مي تواند آنها را از اين امر مطلع و آگاه و با خبر كند و در حقيقت به عنوان يك مكانيسم پيشگيري و نه درمان از بروز اختلافات و تضعيف روحيه ها و نگرش هاي منفي و بي تفاوت جلوگيري نمايند.
  • در كشورهاي توسعه يافته و پيشرفته كه رقابت بين سازمانها و موسسات و از جمله بانك ها در تمام زمينه ها و جوانب از جمله جلب مشاركت مردمي و انسجام اجتماعي در ارائه سرويس و يا خدمات و فروش كالا ،‌ وجود دارد ، فرهنگ ياري جستن از مشاوران و كارشناسان ارتباطات و روابط عمومي توسط مديران باعث پيشرفت و موفقيت آنها شده است در كشور ما نيز براي رسيدن به اهداف متعالي توسعه پايدار و ايجاد انگيزه و اعتماد و اطمينان در ميان مردم ، بايد اين فرهنگ به طور عملي و تجربي و علمي جايگاه شايسته و بايسته خود را باز يابد و حركت توسعه و سازندگي هر چه بيشتر سريع تر و شتابان ،‌ سر منزل مقصول كه همانا ، تعالي جامعه را در بر خواهد داشت به ارمغان آورد و كارشناسان و مشاوران ارتباطات و روابط عمومي به رسالت و منزلت خود بيشتر واقف كردند و خدمات لازم را به مديران و در نتيجه مردم شريف و آگاه ارائه نمايند.
  • با توجه به اينكه بانك كشاورزي يكي از بانك هاي فراگير و مردمي بوده و با مخاطبان ميليوني در سراسر كشور روبه رو است ، به هر ميزان كه از ارتباطات و روابط عمومي به معناي واقعي آن اطلاع رساني و اطلاع يابي و به نفوذ بر افكار عمومي در سطح علمي و كارشناسي بيشتري برخوردار باشد ، مي تواند به موفقت ها و پيشرفت هاي روز افزوني دست پيدا ، لذا با توجه به موارد فوق الذكر دربارة اهميت بهره مندي مديران از مشاورة‌روابط عمومي در ارتباطات پيشنهاد مي شود ،‌ مديران محترم بانك كشاورزي در بخش هاي ستادي ،‌ مياني و حتي شعب بانك در اقصي نقاط كشور براي توسعه و پيشرفت كار و جلب و جذب و اطمينان و اعتقاد مشتريان بانك و همچنين تقويت روحيه وانگيزه همكاران ، از مشاوران ارتباطات و روابط عمومي استفاده نمايند ، تا در نتيجه آن استقبال مردم يا مشتريان را براي خود به ارمغان بياورند.

هوشنگ عباسزاده عضو هيئت علمي
دانشگاه علامه طباطبايي

 

 

 

 

ويژگي هاي خط مشی گذاری مدیریت عمومی

ارزشمند ترين دارايي كه يك نهاد قرن بيست و يكمي، كاركنان آن نهادوبهره وري كاركنان علمي خواهد بود.

     به سازمان ها پول داده مي شود كه به خلق و ايجاد ثروت بپردازند، نه كنترل هزينه ها.

بهینه‌گزینی (Benchmarking) یکی از روش های مرســوم جهت تعیین اهداف و نیز ارزیابی برنامه ها و عملکــــرد می باشد. برخی از مهمترین ویژگی های یک بانک موفق در زیر ارائه شده است. مطابق تحقيقات انجام شده[1] عوامل اصلی موثر بر مـوفقیت و سود آوری بانک ها به شرح زیر است[2]:

الف- اندازه بانك (Size): اندازه يكی از عوامل سود آوری است. به نظر می رسد در صورت وجود بستر مناسب برای رشد، هر چقدر بانك بزرگ تر باشد و از اهرم مالي بيشتر استفاده كند، بازدهي سهامداران (ROE) افزایش می یابد. البته این امکان وجود دارد که بانكهاي كوچك به دليل هزينه هاي عملياتي كمتر بازده دارايي (ROA) بالاتري داشته باشند.

ب- كنترل هزينه ها (Cost control): اين عامل یکی از مهمترين دلایل تمايز بانكهاي با عملكرد خوب مي‌باشد. مديران اين بانكها هزينه هاي عملياتي را بهتر مديريت مي كنند.

د- بهره وری کارکنان (Employee productivity): بانکهای موفق معمولاً سرانه دارایی و سود خالص بالاتری دارند. یکی از سیاستهای موفق در این رابطه داشتن سیستم انگیزشی مناسب و کارآ می باشد تا کارکنان با بهره وری بالاتر حقوق و مزایای بیشتری دریافت کنند. وجود سیستمی مناسب با قابلیت اندازه گیری متغیرهای کلیــــدی موثر در بهره وری به نحوی که قادر باشد تفاوت های معناداری ایجاد نماید، ابزار اصلـی اجرای این خط مشی می باشد.

ويژگي هاي خط مشی گذاری مدیریت مالی

 

الف- ساختار سپرده ها (Deposit structure): بانكهايي كه سودآوري بالايي دارند، سپرده هاي ديداري بيشتري نسبت به ساير بانكها جذب كرده‌اند. ساختار سپرده‌ها تاثير قابل توجهي بر عملكرد دارد. حجــم زيادي از سپرده‌هاي اين بانكها سپرده‌هاي محوري (Core Deposit) است كه معمولاً برداشت

قابل توجــه از آنها غيــر محتمل است. بخش ديگر، سپرده هاي افراد و موسسات كوچك است كه ممکن است نسبت به حسابهاي سپرده با مبلغ بالا، وفادارتر باشند.

ب- اهرم مالی(Financial leverage): استفاده از اهرم مالــی (کاربرد بهینه منابع بدهی جهت تامین مالــی در مقابل اتکاء زیاد به سرمایه) می تواند یکی از محرک های اصلی سودآوری باشد. سپرده ها و سایر ابزارهای بدهی کوتاه مدت و بلند مدت می تواند موجب افزایش سودآوری شود.

ج- توسعه درآمدهای کارمزد (Fee growth): یک عنصر کلیدی استراتژی های بانکی برای افزایش سودآوری در سال های اخیر، در محیط کشورهای توسعه یافته، گسترش درآمدهای کارمزدی بوده است. مقررات زدایی از صنعت بانکداری می تواند موجب وضع کارمزد به خدماتی گردد که قبلاً رایگان ارائه می‌شد. تناسب منطقی بین کارمزد و خدمات ارائه شده در میزان توفیق این سیاست یک عامل تعیین کننده است.

د- رشد (Growth): رشد دارایی ها، سپرده ها و وام های بانکهای موفق بیش از متوسط صنعت است که منعکس کننده مدیریت جسورانه (Aggressive management) یا مقبولیت بیشتر خدمات، نزد مشتری است. بهرحال، رشد نباید جایگزین سود شود. اگر رشد و توسعه مبتنی بر مطالعات عمیق و بررسی کارشناسی و به بیانی دیگر کنترل شده نباشد، باعث خواهد شد هزینه‌های عملیاتی بیش از درآمدها افزایش یابد. رشد مطلوب رشدی است که منجر به ایجاد ارزش افزوده اقتصادی شود. 

 

اهداف بانک   

بدیهی است هدف اصلی یک بانک و یا هر واحد اقتصادی دیگر علاوه بر ایفای مسئولیت‌های اجتماعی، افزایش ارزش آن است. در راستاي دستيابي به هدف اصلي بانك، نیل به اهداف جانبی زیر مورد توجه قرار می گیرد:

1–  افزايش كارايي و بهره وری (مدیریت عمومی)

2–  افزايش سهم بازار( مدیریت مالی)

3–  افزايش سودآوري( مدیریت مالی)

4–  رشد و توسعه  (مدیریت مالی)

 

تصمیم های بنیادی مرتبط با اهداف

نيل به اهداف بانک مستلزم اتخاذ تصميمات بنیادی و پايش مستمر محيط دروني و بيروني است. محورهاي اصلي تصميم‌گيري (توجه مستمر و سیستماتیک) به شرح زير است:

الف- تصميمات ساختار سرمايه

– تعيين تركيب بهينه منابع (سرمايه، سپرده ها ، اوراق مشاركت، وام بين بانكي، وام خارجي) با توجه به هزينه، منابع و تاثیر ریسک.

–  خط مشي تقسيم سود

ب- تصميمات ساختار دارايي‌ها

–  خط مشي تخصيص دارايي ها و تعيين پرتفوي مطلوب

–  قيمت گذاري محصولات و خدمات

–  تعيين تركيب پرتفوي تسهيلات

–  مديريت مالياتي معاملات بانكي

ج- تصميمات توسعه فعاليت

–  تعيين سهم بازار و چگونگي دستيابي به آن

–  كانال هاي توزيع (شعب، POS و ATM)

د- تصميمات مديريت هزينه

–  تعيين فرآيندها بر مبناي نتايج حاصل از تجزیه و تحلیل ارزش فرآیندها

–  كنترل هزينه های عملياتي

–  تدوين سيستم هاي ارزيابي عملكرد شعب و كاركنان

 

معیار عملکرد؛ بازده حقوق صاحبان سهام

بازده حقوق صاحبان سهام (ROE) معیار مناسبی برای تحلیل میزان دستیابی به هدف افزایش ارزش بانک می‌باشد. رابطه بین بازده حقوق صاحبان سهام با تصمیمات بنیادی مدیریت در نمایه 1 ارائه شده است.


نمایه 1- بازده حقوق صاحبان سهام و تصمیمات مدیریت

بطور خلاصه می‌توان بازده حقوق صاحبان سهام را در قالب معادله‌ای به شرح نمایه زیر تجزیه کرد.

 نمایه 2- بازده حقوق صاحبان سهام

 کارایی ابعاد مختلف مدیریتی در دستیابی به بازدهی مطلوب حقوق صاحبان سهام (ROE) و روشهای بهبود آن ذیلاً به اختصار بررسی شده است.  

الف- قیمت‌گذاری سپرده ها و تسهیلات (حاشیه سود)

مدیریت قیمت‌گذاری سپرده‌ها و تسهیلات متاثر از موقعیت رقابت و نیز خط مشی‌های کلان اقتصــــادی است. کارآیی در این بخش تا حدود زیادی از کارایی مدیریت پرتفوی و کارآیی مدیریت منابع تاثیر می‌پذیرد. خط مشی‌های زیر می‌تواند برای حصول به اهداف بانک موثر باشند

–  مدیریت و کنترل حجم، ترکیب و بازدهی دارایی‌ها و بدهی‌ها (سپرده‌ها)

–  تغییر ترکیب سپرده ها در جهت افزایش سهم سپرده های ارزان قیمت

– مدیریت و هماهنگی در زمانبندی دارایی‌ها (تسهیلات) و بدهی‌ها (سپرده‌ها) برای کمک به حاشیه سود (Spread) و تعدیل زمان توقف منابع

–  بررسی و انتخاب سایر راهکارهای تامین منابع مالی نظیر صدور اوراق مشارکت و گواهی سپرده (CD)

ب- اثربخشی مدیریت هزینه ها 

خط مشی‌های مرتبط با اثربخشی مدیریت هزینه‌ها به شرح زیر است.

–  تدوین خط مشی‌های کلی مدیریت و کنترل هزینه‌ها

–  تدوین بودجه برای ادارات و شعب و استفاده از روشهای کنترل بودجه‌ای

–  مهندسی مجدد فرآیندها و استفاده بهینه از اتوماسیون (نظام‌دهی جامع فرآیندها)

–  افزایش کیفیت از طریق استقرار مدل تعالی سازمانی از جمله EFQM یا سری ایزو 9000

ج- خط مشی قیمت گذاری و توسعه خدمات

–  ارائه خدمات جدید بانکی با قیمت های رقابتی

–  قیمت‌گذاری برای تمام خدمات مشتری و بر مبنای هزینه نهایی

–  گسترش خدمات اعتبارات اسنادی و صدور ضمانتنامه

د- کارآیی مدیریت پرتفوی دارایی ها

کارآیی مدیریت پرتفوی دارایی‌ها متاثر از عوامل زیر است.

–  تدوین خط مشی سرمایه گذاری برای تخصیص دارایی‌ها با توجه به ریسک و بازدهی

–  تعیین ترکیب پرتفوی تسهیلات بانک (بر حسب نوع، سررسید، اندازه و کیفیت وام)

–  تدوین خط مشی‌های سرمایه‌گذاری در شرکتهای تابعه و وابسته

–  توجه به ظرفیت وام دهی از طریق اعطای تسهیلاتی که ضریب ریسک کمتری دارد 

ه- کارآیی مدیریت منابع

افزایش تدریجی اندازه بانک ایجاب می‌کند که حقــوق صاحبان ســــهام نیز متناسب با آن افزایش یابد. خط مشی‌های لازم جهت افزایش کارآیی مدیریت منابع به شـــرح زیر است.

–  بهینه‌سازی ترکیب سپرده‌ها بویژه جذب سپرده‌های ارزان قیمت و سایر سپرده‌ها

–  استفاده بهینه از افزایش سرمایه به‌منظور حفظ حد متعادل ضریب کفایت سرمایه و نیز رشد بانک

–  تدوین سیاست تقسیم سود با توجه به ملاحظات افزایش سرمایه و سیاست رشد

–  ایجاد واحدهای خاص (SPV یا SPE)[3] به منظور حداکثر استفاده از تأمین مالی خارج از ترازنامه

و- کارآیی مدیریت مالیاتی

ابعاد مدیریت مالیاتی نیز بر سودآوری بانک تأثیر دارد. بهبـــود کارآیی مدیریت مالیاتی از طریق حداکثر استفاده ممکن از مزایای مالیاتی در ترکیب درآمدها و هزینه‌ها باعث افزایش بازده حقوق صاحبان سهام می‌شود. با توجه به افزایش درآمدهای معاف، نسبت سود خالص به سود قبل از مالیات به عنوان معیار کارایــی مدیریت مالیاتی روند صعودی خواهد داشت.

 

 

رفاه از نظر بانک های معتبر بین المللی، یکی از خوشنام ترین بانک های تجاری محسوب می شود که با داشتن کارگزاران منتخب از بانک های تراز اول دنیا ، نیاز های مشتریان خود در عملیات بانکی بین المللی را مرتفع می سازد.

 

 

 

 

 



 

 

 

 

 

 
فعالیتهای بانک
فعالیتهای بانک رفاه را به دو بخش عام و خاص می توان تقسیم نمود. فعالیتهای عام در برگیرنده کلیه خدمات مجاز قابل ارائه توسط بانکهای تجاری است، فعالیتهای خاص نیز شامل کلیه خدماتی است که بانک به طور ویژه به برخی از سازمانها و موسسات ارائه می نماید.

 

فعالیتهای عام:
انجام کلیه عملیات بانکی ریالی و ارزی از قبیل؛

·         افتتاح و ارائه خدمات مربوط به حسابهای جاری، پس انداز، سپرده های کوتاه و بلند مدت ریالی و ارزی

·         اعطای تسهیلات اعم از ارزی و ریالی در بخشهای صنعت، کشاورزی، خدمات تجارت، مسکن، صادرات و واردات

·         صدور انواع ضمانت نامه های ارزی و ریالی

·         انجام انواع تامین های مالی و اعتباری داخلی و خارجی

·         اعطای کارت اعتباری ارزی

·         صندوق های اجاره ای هوشمند

·         انجام امور مربوط به کارگزاری بورس و ....

فعالیتهای خاص:

  • ارائه خدمات بانکی به سازمان تامین اجتماعی و جامعه تحت پوشش آن
  • ارائه  خدمات بانکی به بیش از یکصد موسسه تولیدی وابسته به سازمان تامین اجتماعی
  • ارائه خدمات بانکی به وزارت بهداشت و درمان و آموزش پزشکی، دانشگاههای علوم پزشکی، بیمارستانها، دانشجویان، اساتید علوم پزشکی، پزشکان، انستیتوپاستور، سازمان خدمات درمانی، هلال احمر، انتقال خون، سازمان بهزیستی و داروخانه ها
  • ارائه خدمات بانکی به وزارت کار و امور اجتماعی و سازمانهای تابعه
  • اعطای تسهیلات به صنعت چاپ و نشر کتاب و اهل قلم و هنر

به طور کلی موضوع فعالیت بانک شامل موارد زیر می شود:

  • جذب منابع
  • اعطای تسهیلات
  • سرمایه گذاری در زمینه های مختلف اقتصادی
  • تسهیل امور بازرگانی داخلی و خارجی

 

خط مشی کیفیت بانک

·         پایبندی به اصول بانکداری بدون ربا ،امانتداری و جلب اعتماد همه اقشار جامعه ،مورد توجه تمامی کارکنان بانک می باشد.

·         ارتقای جایگاه بانک به عنوان یک بنگاه مستقل اقتصادی در راستای تعالی مادی و معنوی کشور مورد تاکید است.

·         تلاش بی وقفه در راستای بهبود مستمر و ارتقای کیفیت خدمات ،اولین تعهد همه کارکنان بانک جهت تامین رضایت و خشنودی مشتریان است.

·         ارج نهادن به مقام انسانی کارکنان به عنوان با ارزش ترین سرمایه بانک و الزام به اصل شایسته سالاری و ارتقای کیفیت زندگی آنان همواره مرد تاکید است.

منشور اخلاقی بانک رفاه
کارکنان بانک رفاه تلاش دارند، تا کلیه خدمات بانکی را با کیفیت مطلوب آنچنانکه شایسته مشتریان عزیز است ارائه نمایند، لذا خود را ملزم به رعایت نکات ذیل می دانند.

·         شریک بودن در شادی و غم مشتری

·          حفظ اسرار و اطلاعات محرمانه مشتری

·         توجه به نظافت ،پاکیزگی و آراستگی شعبه

·         برقراری ارتباط شایسته و صمیمانه با همکاران

·         رعایت عدالت و انصاف در ارائه خدمات به مشتری

·         رعایت ادب ،نزاکت و تواضع در برخورد با مشتری

·         اشتیاق و همکاری در ارائه خدمات مشاوره ای به مشتری

·         تلقی نمودن ارائه خدمت به مشتری به عنوان فرصت انجام یک کار نیک

·         انجام دقیق ،سریع و صحیح کار و جلوگیری از تضییع وقت و حقوق مشتری

·         تعهد ،مسئولیت پذیری و مشارکت جمعی کارکنان در ارائه خدمت به مشتری

·         پیش قدم بودن در سلام و خوش آمد گویی به مشتری و استقبال و مشایعت وی

  • اصول بانک کشاورزي در توسعه خدمات مبتني بر دانش محوري
  • اصل اول: شفاف و مستندسازي نحوه ارائه خدمات به ارباب رجوع
    بانک کشاورزي در راستاي شفاف سازي نحوه ارائه خدمات به مردم اقداماتي انجام داده که شامل موارد زير مي شوند.
  • تهيه بروشورهاي راهنماي ارائه خدمات به مشتريان
    تهيه بروشورهاي عناوين خدمات قابل ارائه به ارباب رجوع و مشتريان
    تهيه فرم مربوط به مشخصات متصديان انجام کار شامل نام و نام خانوادگي و پست سازماني
    تهيه تابلوهاي شناسايي کارگروهها در مديريت ها و شعب
    تهيه تابلوهاي راهنماي مشتريان در مبادي ورودي مديريتها و شعب
    تهيه تابلوهاي راهنماي مشتريان درخصوص مدارک مورد نياز جهت ارائه خدمات به مشتريان
  • اصل دوم: اطلاع رساني از نحوه ارائه خدمات به مشتريان
  • يکي از نيازهاي مشتريان امکان برقراري ارتباط و آسان آنها با سازمان است، بانک کشاورزي دراين خصوص اقدامات قابل توجهي جهت تسهيل اطلاع رساني به منظور ارائه خدمات بهينه بانک بشرح ذيل انجام داده است. راه اندازي سامانه پيام بانک،راه اندازي و ايجاد مرکز ارتباط سبز، معرفي تلفن و دورنگار ارتباط با مدير عامل بانک و ادارات مرتبط با مشتريان،سامانه اطلاع رساني گوياي بانک،  پست صوتي مديران،  تابلوي اطلاع رساني بانک ، ايستا بانک، نصب و راه اندازي سيستم تلفنبانک،  لوح فشرده چند رسانه اي معرفي خدمات بانک کشاورزي،بروشور الکترونيکي بصورت CD، طرح راهنماي مطلع مشتريان،چاپ و توزيع بروشورهاي اطلاعاتي بين مشتريان ، چاپ و توزيع ماهنامه پيام مهر، تهيه کتابچه تحت عنوان طرح تکريم مردم و مشتريان در بانک کشاورزي
  • اصل سوم: تدوين منشور اخلاقي سازمان در ارتباط با مردم
  • بانک کشاورزي اقدام به تدوين منشور اخلاقي کارکنان کرده است که در نوع خود جالب توجه است.  ارزش‌آفريني براي مردم و مشتريان و كسب رضايت آنها بعنوان اصلي‌ترين سرمايه بانك.  رعايت نظم و انضباط، ادب و احترام در ارتباط با مردم و مشتريان.  رعايت عدالت و پرهيز از هرگونه تبعيض در جريان امور و فعاليت‌ها با هدف حفظ كرامت انساني مردم و مشتريان.  ترويج فرهنگ تكريم، پاسخگويي و گره‌گشايي از مشكلات مردم و مشتريان و تبديل آن به يك ارزش حاكم در سازمان. رعايت اصول صداقت، درستي، امانت‌داري، رازداري و حفظ اطلاعات مربوط به مشتريان. وقت‌شناسي، وظيفه‌شناسي، آراستگي ظاهر، حذف تشريفات زائد و پرهيز از معطل كردن مردم و مشتريان.
     تلاش در ارائه مشاركت جمعي و كار گروهي منسجم براي ارتقاي دقت، صحت، كيفيت و افزايش سرعت عمليات و ارائه خدمت به مردم و مشتريان. تلاش در جهت ارائه بهترين و به روز آمدترين انواع خدمات بانكي بويژه با استفاده از فناوري روز بانكداري الكترونيك در سطح استانداردهاي جهاني.  استفاده از انتقادها، پيشنهادها و نظرهاي سازنده مردم و مشتريان بعنوان يك فرصت كليدي براي بانك.  كوشش در جهت تحقق انتظارها و نيازهاي مورد نظر مردم و مشتريان بعنوان يك فرصت استراتژيك براي بانك. نشان دادن صبر و حوصله، متانت و صبوري، خوش برخوردي براي حفظ آسايش و آرامش مردم و مشتريان در فضاهاي مختلف مورد مراجعه در بانك.  شناخت ارزش‌هاي مورد نظر مردم و مشتريان در نقاط مختلف كشور و تلاش همه جانبه در برآورد آنچه شما مي‌خواهيد.
  • اصل چهارم: بهبود اصلاح روشهاي ارائه خدمات به مردم
  • بانک کشاورزي به منظور دستيابي به ساختار سازماني پويا، کارآمد و انعطاف پذير و گريز از ساختار وظيفه گرايي، حذف فعاليتهاي پيچيده و موازي، حذف مقررات زائد و دست و پاگير، افزايش سرعت ارائه خدمات، تسهيل تعاملات و بهبود ارتباط با مشتريان اقداماتي را جهت اصلاح روشهاي ارائه خدمات به اجراء گذاشته که برخي از آنها عبارتند از:
  •  مکانيزه نمودن کليه شعب بانک کشاورزي در سراسر کشور و ايجاد سرعت و سهولت در خدمت رساني به مردم، اجراي طرح « نوبت دهي الکترونيک به مشتريان» در برخي شعب با هدف ايجاد سهولت و راحتي براي ارباب رجوع و جلوگيري از تشکيل صف درقسمت باجه ها،  ساده سازي روشهاي اعطاي اعتبار به مشتريان با هدف افزايش سرعت و کيفيت انجام کار، حذف مقررات غيرضروري کاهش مکاتبات و جلب رضايت ارباب رجوع،   بکارگيري کليه کارکنان در راستاي ارائه خدمت به موقع به مشتريان با استفاده از طرح چند مهارتي کردن کارکنان
     تشکيل پرونده مادر در بخش اعتباري شعب با هدف ايجاد تسريع در کار ارباب رجوع ، کاهش هزينه ها، حذف برخي از امور غير ضروري و جلوگيري از رفت و آمدهاي مکرر مشتريان،  کاهش تعداد استعلامهاي مورد نياز براي دريافت تسهيلات،  تمرکز زدايي و تفويض اختيار به کارکنان همراه با نظارت مستمر، برگزاري جلسات مشترک با مشتريان ويژه، مشتريان وفادار و مشتريان شريک در سطح استانها و توجه و استفاده از پيشنهادها و نظرات آنها جهت اصلاح و بهبود امور اجرايي، 
  • سازماندهي ساختار بانک در قالب طرح پويش: دراين طرح اختيارات شعب افزايش داده شده به نحوي که احساس مسئوليت شعب در برابر مشتريان بانک متناسب با اختيارات تفويض شده نيز بيشتر شده است. ساختار سازماني بانک از شکل سازمانهاي سلسله مراتبي به سمت سازمان مسطح در حال تغيير است.
  • مهندسي مجدد فرآيندها و روش هاي اختصاصي بانک کشاورزي: در زمينه ارايه خدمات به مردم و مشتريان در سه حوزه سيستمها و روشهاي اعتباري، سيستمها و روش هاي تجهيزمنابع و فرآيندها و روشهاي مورد عمل در مديريت استانها و شعب با مشارکت موسسه پژوهشي و تحقيقاتي وابسته به وزارت علوم تحقيقات و فن آوري مورد بررسي و اقدام قرار گرفت.
  • استقرار نظام کنترل کيفيت و اخذ گواهينامه ايزو 9001 سري سال 2000 در هفته بانکداري در سال 1383 به منظور ارتقاي بهره وري و بهبود خدمات رساني به مردم و مشتريان
  • اجراي نظام جامع بانکداري الکترونيک مطابق با استانداردها و تحولات نوين صنعت بانکداري و گسترش آن به 900 شعبه به طور همزمان با هدف ارايه خدمات مطلوب به مشتريان، ايجاد سرعت و دقت در ارايه خدمات بانکي
  • اصل پنجم : نظارت بر حسن رفتار کارکنان دستگاههاي اجرايي با مردم
  • بانک کشاورزي دراين خصوص و به منظور تحقق اهداف اجرايي از طرح تکريم مردم اقداماتي مختلفي انجام داده است که برخز از آنها عبارتند از: اجراي طرح ناظرين ويژه ، تهيه پرسشنامه نظرسنجي ويژه مشتريان

 

 

 

بانک کشاورزي

نگرش اصولي و آينده نگرانه به مقوله توسعه بانکداري الکترونيکي بر اساس نيازهاي مردم باعث شده است بانک کشاورزي به عنوان يکي از بانک هاي پيشرو و فعال در توسعه بانکداري الکترونيکي سهم به سزايي در افزايش کاربري و ارتقا فرهنگي اين حوزه داشته  باشد. اين آينده نگري سبب شده است که بانک کشاورزي فعاليت هاي زيربنايي مهمي را در سال هاي اخير براي حرکت به سوي بانکداري الکترونيکي انجام دهد به نحوي که بتواند پاسخگوي نياز تجارت الکترونيک و داد و ستدهاي داخلي باشد.

مزاياي سيستم مهر (مديريت هوشمند رايانه اي)

مهر با بهره گيري شايسته از سيستم هاي هماهنگ با نظام بانکي بين المللي و استانداردهاي بانکداري نوين دناي، خدمات بانکي کيفي، جديد و متنوعي را ارائه مي نمايد که پاسخگوي همه نيازهاي خدمات بانکي مشتريان شامل همه اقشار و اصناف در سراسر کشور باشد.

مهر با استفاده از شبکه مخابراتي ماهواره اي VSAT و پيشرفته ترين فناوري رايانه اي تحول وسيعي در کارايي و توان اجرايي شبکه بانک کشاورزي داشته و با اجراي همزمان و سريع عمليات بانکي موجبات سرعت و دقت بي سابقه اي را در ارائه خدمات فراهم آورده است. مهر ضمن کاهش مبادلات نقدي، مشتريان بانک را از نقل و انتقال فيزيکي پول نقد بي نياز نموده و علاوه بر صرفه جويي بسيار در وقت مشتريان، موجب کاهش الزان مراجعه خضوري به شعب شده است.

مهر همه عمليات بانکي را به صورت لحظه اي و بي درنگ در تمامي شعب تحت پوشش اعمال مي تمايد و در نتيجه وابستگي مشتريان به يک شعبه از بين رفته و در هر لحظه مي توانند انواع خدمات بانکي مورد نظذ خخود را از همه شعب مهر بانک کشاورزي صرفنظر از شعبه افتتاح کننده حساب به صورت يکسان، سريع و دقيق دريافت نمايند و به عبارت ديگر با افتتاح حساب در يک شعبه مهر فقط مشتري سعبه افتتاح کننده حساب نخواهند بود بلکه مشتري بانک خواهند بود.

مهر تمامي عملکرد حساب ها و نقل و لنتقال هاي بين حسا بها را به صورت لحظه اي انجام مي دهد و بلافاصله به طور يکواخت و يکسان بر عملکرد همه شعب اثر مي گذارد و تاحيرات ناشي از الزام حرکت سند به شکل فيزيکي بين شعب و واحدهاي بانک کاملا حذف گرديده، در نتيجه مشتريان در سراسر کشور با مراجعه به نزديکترين شعبه مهر بانک از همه خدمات بانکي مورد نياز خد بهره مند مي شوند. مهر اطلاعات حساب مشتريان را بر روي رايانه هاي بزرگ و مدرن مرکزي بانک که به همين منظور تهيهة نصب و راه اندازي شده اند، ثبت مي نمايد، تمهيدات وسيعي از نظر محافظت از اطلاعات فراهم شده است و همه شعب مهر بانک کشاورزي به وسيله شبکه ماهواره اي به طور مستمر و لحظه اي به رايانه هاي مرکزي در تهران متصل مي باشند.

فناوري صدور کارت

کارت هاي بانکي به اشکل مختلف صادر مي گردند که مهم ترين آنها کارت هاي با نوار مغناطيسي و کارت هاي هوشمند مي باشند. هر يک از اين کارت ها داراي مزايا و معيابي هستند که با توجه به آن بايد نسبت به صدور کارت با فناوري مربوطه تصميم گيري کرد. البته بايد خاطر نشان ساخت که تصميم گيري نهايي در اين زمينه بستگي به پارامترهاي زيادي دارد اما با نگاهي اجمالي به مزايا و معايب اين نوع کارت ها و امکانات و محدوديت هاي داخل کشور مي توان به اين جمع بندي رسيد که کارت هاي هوشمند از بسياري جهات نسبت به کارت هاي با نوار مغناطيسي ارجحيت دارند.

مشخصات فيزيکي کارتهاي بانکي

کارت بانکي، کارت پلاستيکي است با طول 85.60 و عرض53.98 ميليمتر بر روي کارت و پشت آن اطلاعاتي از قبيل نام و نام خانوادگي دارنده کارت و شماره کارت مشاهده مي شود. اطلاعات روي کارت به صورت برجسته حک مي گردد. ان کارت،  شخصي را که نام وي در روي آن درج گرديده است مجاز مي نمايد که کالاها و خدمات مورد نياز خريداري و يا وجه نقد مورد نياز خود را از دستگاه هاي خودپرداز دريافت نمايد.کارتهاي بانکي بر دو نوع مي باشد: کارت هاي بدهکار (Debit) که بر اساس ايده اکنون خريد کن و اکنون بپرداز طراحي شده است. کارتهاي بدهکار بانک کشاورزي به نام مهر با استاندارد EMV4 و ايزو 7816  از جنس PVC و تنها کارت بانکي از نوع ترکيبي- مغناطيسي و هوشمند- مي باشند که پس از شخصي سازي شدن -ذکر شماره کارت، نام مشتري و کد شعبه بر روي آن- به مشتري ارائه مي گردد. 6 رقم اول شماره کارت معرف کد شناسايي بانک کشاورزي و رقم انتهايي که در واقع کد شناسايي کارت مي باشد بر روي نوار مغناطيسي سياه رنگ پشت کارت که از نوع LOCO است- با قابليت کد نمودن هر سه Track – شماره کارت مشتري که توسط دستگاه Encoder، کد گذاري مي شود که امکان انجام عمليات بانکي به صورت آنلاين را به مشتري داده و Chipset طلايي رنگ روي کارت که همان قسمت هوشمند و در واقع حافظه ماندگار کارت مي باشد که مانده قسمت هوشمند بر روي آن نگهداري مي گردد و امکان خريد به صورت Offline بدون نياز به اتصال به مرکز را براي مشتري فراهم مي نمايد. کارت هاي debit صادره بانک کشاورزي در 7 نوع مختلف جهت استفاده کليه اقشار جامعه در گروه هاي سنتي متفاوت با مزاياي خاص مي باشد:

1-      مهر کارت بانک کشاورزي: نوعي کارت Debit و از نوع ترکيبي مي باشد. اين کارت اولين کارت الکترونيکي صادره توسط بانک کشاورزي- مهر 1380- به منظور الکترونيکي نمودن همه عمليات بانکي مي باشد. کارت هاي مهر بانک کشاورزي در آغاز تنها با ماهين حساب جاري صادر مي شدند اما امروزه همه حسابهاي بانکي مانند حساب جاري، قذض الحسنه، پس انداز کوتاه مدت و بلند مدت بر روي آن قابل تعريف مي باشد.

2-      کارت ملي جوان: اين کارت از آذر ماه 1382 بر اساس تفاهم نامه بين بانک کشاورزي و سازمان ملي جوانان براي گروه سني 15 تا 29 ساله در بانک کشاورزي صادر گرديد که علاوه بر امکان انجام کليه عمليات بانکي و بهره مندي از دستگاه هاي خودپرداز و پايانه هاي فروش بانکهاي عضو شبکه شتاب امکان استفاده از تخفيف در خريد کتاب، بليط سهاي مختلف اماکن و مراکز فرهنگي سياحتي و... در 670 مرکز، دريافت وام قرضالحسنه به مبلغ يک ميليون ريال سه ما بعد از افتتاح حساب، دريافت کارت اعتباري سبز به مبلغ3000000ريال شش ماه پس لز افتتاح حساب و استفاده از  پوشش بيمه اي مناسب تا سقف 12000000ريال از مزاياي ويژه دارندگان کارت ملي جوان مي باشد.

3-      ايران کارت: کارتي ترکيبي با طراحي متفاوت در سال 1383 که تنها مختص بانوان ايراني صادر گرديد. ايران کارت نيز علاوه بر امکان بهره مندي از همه دستگاه هاي خودپرداز و پايانه هاي فروش بانکهاي عضو شتاب امکان استفاده از تسهيلات خاص و ويژه از قبيل تسهيلات مربوط به خود اشتغالي طرح زينب کبري و طرح ايران  را براي بانوان ايراني به ارمغان مي آورد.

4-      مهر کارت نوجوان: کارتي ترکيبي است با هدف آشناسازي نوجوانان 11 تا 15 ساله با بانکداري الکترونيکي و چگونگي دريافت، پرداخت و پس انداز الکترونيکي. نوجوانان دارنده اين کارت مي توانند با مراجعه به يکي از دستگاه هاي خودپرداز بانک هاي عضو شتاب حداکثر تا مبلغ 250000 هزار ريال طي پنج تراکنش 50 هزار ريالي از حساب خود برداشت کنند و با بانکداري الکترونيکي آشنا شوند.

5-      کشاورز کارت: کارتي ترکيبي که براي جامعه کشاورزي صادر مي گردد. اين کارت به منظور الکترونيکي نمودن همه فرآيندهاي مالي کشاورزان از قبيل فروش محصولات کشاورزي زراعي، باغي و.. و دريافت حق بيمه بيمه گذاران کشاورز صندوق بيمه محصولات کشاورزي طراحي گرديده و با توجه به اينکه تمام شعب سنتي بانک به پايانه هاي فروش مجهز گرديده است، به دارندگان آن اين امکان را مي دهد که علاوه بر بهره گيري از تمامي دستگاه هاي خودپرداز و پايانه هاي فروش در شبکه شتاب از تمامي شعب مهر و سنتي بانک  نيز به وسيله کارت مذکور نيازهاي مالي خود را برطرف نمايند.

6-      کارت صندوق مهر رضا(ع) : اين کارت، يک کارت مشترک بين بانک و صندوق مهر رضا مي باشد که به منظور پرداخت تسهيلات به زوجين متقاضي با ارائه مدرک- عقدنامه و شناسنامه زوجين – صادر مي گردد. اين کارت نيز که يکي ديگر از انواع کارتهاي صادره توسط بانک کشاورزي مي باشد امکان بهره گيري از همه دستگاه هاي خودپرداز و پايانه هاي بانک هاي شناب را به دارنده خود به ارمغان مي آورد.

7-      کارت خريد مهر: کارتهاي ترکيبي هستند اين کارت هاي جايگزين بن هايي است که در موسسات و شرکت ها به پرسنل پرداخت مي شود، بدين جهت به آن بن کارت نيز گفته مي شود. اين کارت فقط در فروشگاه هاي مجهز با دستگاه پايانه هاي فروش بانکهاي عضو شتاب پذيرفته مي شود و غير قابل برداشت نقدي در خودپرداز و پايانه هاي شعب مي باشد.

تا کنون بيش از يک و نيم ميليون از انواع کارت هاي بانکي توسط بانک کشاورزي صادر و توزيع شده است.

نحوه در خواست انواع کارت مهر بانک کشاورزي

1-      مراجعه مشتري به يکي از شعب مهر بانک کشاورزي

2-      تکميل فرم درخواست کارت مورد نظر و تحويل مدارک لازم- ضميمه شماره 1

3-      درخواست سيستمي توسط کاربر مهر شعبه جهت صدور کارت و رمز براي مشتري

4-      دريافت درخواست شعبه توسط اداره کل خدمات کارت

5-      صدور کارت و رمز

6-      ارسال کارت و رمز با اختلافات زماني يک روز، به شعبه درخواست کننده، توسط پست

7-      تحويل کارت و رمز توسط شعبه به مشتري

 

کارت اعتباري: کارت اعتباري ابزاري است نيرومند که استفاده از آن نيز سهل و آسان مي باشد. کاربرد کارت اعتباري باعث مي شود که دارندگان کارت قادر به کنترل بهتر درآمد و هزينه هاي خود گردند. اعتبار موجب مي شود که اشخاص به هنگام ضرورت، توان  تهيه نيازهاي زندگي خود را افزايش دهند.

کارت هاي اعتباري: کارت اعتباري ابزاري است نيرومند که استفاده از آن نيز سهل و آسان مي باشد. کاربرد کارت اعتباري باعث مي شود که دارندگان کارت قادر به کنترل بهتر درآمد و هزينه هاي خود گردند. اعتبار موجب مي شود که اشخاص به هنگام ضرورت توان تهيه نيازهاي زندگي خود را افزايش دهند.

کارتهاي اعتباري بانک کشاورزي: کارتهاي اعتباري بانک کشاورزي از نوع هوشمند بوده و در قسمت طلايي رنگ روي کارت کليه اطلاعات مربوط به حساب مشتري شامل شماره کارت، شماره مشتري، نام مشتري و مانده اعتبار مشتري درج شده است. قسمت هوشمند کارت با داشتن يک حافظه ماندگار توانايي نگهداري مانده اعتبار مشتري را داشته و اين به مشتري اجازه م يدهد تا در هر ساعت از شيانه روز با مراجعه به يکي از فروشگاه ها و مراکز مجهز به دستگاه پايانه فروش بانک کشاورزي بدون اتصال به مرکز خريد الکترونيکي انجام داده و از اعتبار خود جهت خريد استفاده نماييد. کارتهاي اعتباري بانک کشاورزي در سه رنگ سبز 3000000ريالي- نقره اي 5000000ريالي و طلايي 10000000ريالي به مدت يکسال در اختيار مشتريان قرار گرفته و مبلغ کارت در اول هر ماه شارژ مي شود. مشتري مي تواند با استفاده از کارت هاي اعتباري بانک کشاورزي تا مبلغ اعتبار، از فروشگاه ها و مراکز مجهز به دستگاه هاي پايانه فروش طرف قرار داد بانک کشاورزي و ثمين بدون پرداخت پول نقد خريد نمايند. در پايان هر ماه صورتحساب مربوط به خريد  يکماهه با احتساب 16 درصد سود سالانه به آدرس مشتريان ارسال شده و مشتريان مبلغ بدهي درج شده در صورتحساب خود را با بانک تسويه مي کنند. در صورت عدم پرداخت به موقع صورتحساب، صورتحساب دوره بعد با سود 21 درصد سالانه براي مشتري ارسال مي گردد و چنانچه مشتري 2 ماه متوالي صورتحساب خود را پرداخت ننمايد کارتش در ليست سياه قرار گرفته و با مراجعه به اولين دستگاه پايانه فروش Block مي شود و براي خروج از اين وضعيت ضروري است تا بعد از پرداخت آخرين صورتحساب کارت خود را توسط شعبه به اداره کل خدمات کارت ارسال نمايد تا مشکل ايجاد شده مرتفع گردد.

نحوه درخواست کارت اعتباري: هر يک از دارندگان حسابهاي بانکي نزد يکي از شعب بانک کشاورزي مي توانند با مراجعه به شعبه کارت اعتباري درخواست نمايند. شعبه بعد از احراز شرايط لازم از قبيل وضعيت حساب مشتري، شرايط شغلي و... نسبت به تکميل فرمهاي لازم اقدام و پس از عقد قرارداد با مشتري، فرمهاي لازم اقدام و پس از عقد قرار داد با مشتري، فرمهاي لازم را به اداره کل خدمات کارت ارسال مي نمايد. اداره کل خدمات کارت، نوع کارت اعتباري پيشنهادي توسط شعبه را در صورت منطبق بودن با شرايط تشخيص کارت اعتباري تاييد . کارت و رمز را صادر و با اختلاف زماني يکروزه توسط پست براي شعبه ارسال مي نمايد و در صورتيکه کارت پيشنهادي توسط شعبه مورد تاييد اداره کل خدمات کارت قرار نگيرد کارتي با اعتبار مناسب تعيين و با مدارک به شعبه عودت مي شود.

مشتريان خدمات نوين بانک کشاورزي

مشتريان دستگاه هاي خو پرداز و پايانه هاي فروش به دو دسته تقسيم مي شوند:

1-      مشترياني که دارنده يکي از انواع کارت مهر بانک کشاورزي مي باشند با نام مشتري بانک کشاورزي

2-      مشترياني که دارنده يکي از کارت هاي بانک هاي ديگر مي باشند و از دستگاه هاي خودپرداز و يا پايانه هاي فروش بانک استفاده مي کند و يا مشترياني که دارنده يکي از کارت هاي مهر بامک کشاورزي بوده و از دستگاه هاي خودپرداز و يا يکي از پايانه هاي فروش بانک هاي ديگر استفاده مي کند که" مشتري شتاب" خوانده مي شود.

منظور از شتاب شبکه تبادل اطلاعات بانکي مي باشد که شامل 17 بانک ايراني و 2 شبکه بين المللي زير مي باشند: کشاورزي،ملي، ملت، صادرات، رفاه، تجارت، سپه، مسکن، پارسيان، توسعه صادرات، سامان، پست بانک، کارآفرين، اقتصاد نوين، صنعت و معدن، پاسارگاد و سرمايه و شبکه هاي بين المللي بانک هاي شبکه Benefit بحرين و بانک هاي شبکه NAPS قطر

رفع مشکلات مشتريان مهر

چنانچه براي هر يک از مشتريان داراي کارت هاي مهر بانک کشاورزي مشکلي ايجاد شود، مي تواند با حضور در يکي از شعب مهر بانک کشاورزي نسبت به رفع مشکل خود اقدام نمايند و يا با تلفن 88287070-021 مرکز ارتباط سبز بانک کشاورزي که به طور شبانه روزي پاسخگوي سوالات مشتريان بانک مي باشد تماس گرفته و از راهنمايي کارشناسان بانک بهره گيرند.

مشکلات مشتريان سيستم مهر به چهار دسته تقسيم مي شوند:

1-      مشکلات فيزيکي: چنانچه به دليل عدم نگهداري صحيح کارت، اطلاعات از قسمت مغناطيسي پاک شود، مشتري مي تواند با ارسال کارت خود توسط شعبه به اداره کل خدمات کارت نسبت به رفع مشکل ايجاد شده اقدام نمايند و چنانچه کارت مورد نظر غير قابل اصلاح باشد، در شعبه صادر کننده کارت، درخواست صدور مجدد کارت را نمايد که ظرف 24 ساعت کارت درخواستي صادر و توسط پست به شعبه ارسال مي گردد.

2-      مغايرت هاي مالي: چنانچه هر گونه مغايرتي در حساب هاي مشتري ايجاد گردد، مي تواند با مراجعه به شعبه مهر نسبت به رفع مشکل اقدام نمايد. مغايرت هاي مالي به 2 دسته تقسيم مي شوند:

1-2- دارنده کارت بانک کشاورزي، که در يکي از دستگاه هاي خودپرداز يا پايانه هاي فروش بانک کشاورزي با مغايرت مالي مواجه شده که در اين صورت مغايرت ايجاد شده توسط دايره حسابداري بررسي و حل مي گردد.

2-2- دارنده کارت بانک کشاورزي، که در يکي از دستگاه هاي خودپرداز و يا پايانه هاي فروش بانک هاي عضو شتاب با مغايرت مالي مواجه شده است و يا دارنده کارت بانک هاي ديگر، که در يکي از دستگاه هاي خودپرداز و يا پايانه هاي فروش بانک کشاورزي با مشکل مواجه شده است، رفع مشکل اين دو گروه از مشتريان که ملقب به مشتريان تاب مي باشند بر عهده دايره شتاب بوده که در کوتاه ترين زمان ممکن مشکل مورد بررسي قرار گرفته و رفع مي گردد. براي رفع اين مشکل کافي است مشتري به شعبه مراجعه نموده و پس از تکميل فرم بررسي مغايرات مشتريان در مراجعه به دستگاه خودپرداز و ارسال توسط شعبه به دايره شتاب اداره کل خدمات کارت مشکل مورد بررسي قرار گرفته و چنانچه حق با مشتري باشد نسبت به پرداخت مبلغ مغايرت به مشتري اقدام مي گردد.

 

بانک کشاورزي داراي رتبه اول در صدور کارت هاي هوشمند
در بين بانک هاي دولتي مي باشد.

3- مشکلات مربوط به رمز: چنانچه هر يک از مشتريان رمز خود را فراموش کنند و يا 3 بار رمز را اشتابه وارد کنند به گونه اي که کارت مسدود شود، مي توانند با مراجعه به يکي از شعب مهر بانک کشاورزي نزديک محل سکونت خود، درخواست رمز مجدد نمايد که رمز جديد ظرف 24 ساعت صادر و توسعه پست به شعبه درخواست کننده ارسال مي گردد و يا با تکميل فرم رفع مسدودي نسبت به رفع مشکل ايجاد شده اقدام کنند.

4- مشکلات مربوط به کارت هاي اعتباري:

1- کارت اعتباري مشتري به دليل عدم پرداخت به موقع صورتحساب ارسالي- پس از 2 دوره ارسال صورتحساب- درون ليست سياه قرار گيرد در اين حالت ضروري است تا مشتري جهت رفع مشکل پس از پرداخت صورتحساب خود، کارت را به شعبه تحويل دهد تا شعبه جهت خروج کارت از ليست سياه و رفع مسدود بودن، آنرا به دايره اعتباري اداره کل خدمات کارت ارسال نمايند.

2- جهت تمديد قرار داد يکساله دارندگان هر يک از کارت هاي اعتباري ضروري است تا مشتري کارت اعتباري خود را به شعبه مهر تسليم نمايد تا پس از ارسال به دايره اعتباري نسبت به تمديد قرار داد و اعتبار کارت اقدام نمايند.

3- چنانچه کارت مشتري مفقود شود، مشتري مي تواند با مراجعه به شعبه و تکميل فرم" گواهي فقدان کارت اعتباري" و ارسال توسط شعبه ، به اداره کل خدمات کارت نسبت به مسدود نمودن کارت خود اقدام نمايد.

خدمات پايانه هاي فروش

امکان خريد الکترونيکي توسط هر يک از کارت هاي مهر بانک کشاورزي به وسيله دستگا ه هاي پايانه فروش بانک کشاورزي-11283- دستگاه و پايانه هاي فروش بانک هاي عضو شتاب شامل 84033 دستگاهة به صورت برخط و غيربرخط بدون نياز به وجه نقد از ديکر مزاياي استفاده از کارت هاي بانک کشاورزي مي باشد. بانک کشاورزي با بيش از 1600 تراکنش در روز و اخذ حداقل کارمزد دريافتي در شبکه بانکي- 1درصد با سقف 10000 ريال- از پذيرنده و عدم دريافت کارمزد از دارنده کارت، امکان خريد الکترونيکي در کليه فروشگاه هاي زنجيره اي، عمومي، درماني، رفاهي، تفريحي و غيره را براي مشتريان فراهم آورده است.

براي نصب پايانه فروش در هر يک از فروشگا ه ها پس از شناسايي موقعيت و شرايط فروشگاه نسبت به عقد قرارداد اقدام و دستگاه پايانه فروش با بهره گيري از نيروهاي بخش خصوصي، نصب و به صاحب فروشگاه آموزش هاي لازم داده مي شود.

کليه پايانه هاي فروش بانک کشاورزي به طور 24 ساعته توسط شرکت هاي Help Desk و مرکز ارتباط سبز بانک کشاورزي پشتيباني شده و در صورت بروز هر گونه مشکل حداکثر ظرف مدت 4 سلعت در تهران و 48 ساعت در شهرستان ها نسبت به رفع مشکل ايجاد شده، اقدامات لازم صورت مي پذيرد. با دارندگان پايانه هاي فروش بانک کشاورزي به صورت روزانه تسويه شده و همه مبالغ تا پايان روز به حساب مهر آنها واريز مي گردد.

بانک کشاورزي با داشتن 11283 دستگاه پايانه فروش صاحب بيشترين دستگاه پايانه فروش در بين بانک هاي دولتي مي باشد.

 

 

افتتاح حساب دسته اي و واريز دسته اي حقوق

بانک کشاورزي ترتيبي اتخاذ نموده است تا براي همه سازمان ها، موسسات، شرکت ها و غيره حساب هاي دسته اي، کارت مهر به طور رايگان افتتاح شود. اين امتياز براي شرکت ها موسسات و سازمان ها اين امکان را فراهم مي سازد تا حقوق ماهانه و ديگر پرداخت هاي دسته اي خود را به راحتي با مراجعه به يکي از شعب مهر بانک کشاورزي به حساب کارکنان خود واريز نمايد. مشتريان پس از افتتاح حساب دسته اي براي همه کارکنان خود، در زمان واريز حقوق، به يکي از شعب مهر مراجعه نموده، موجودي حساب خود را به اندازه کل مبلغ حقوق تکميل نموده و فايل پرداخت حقوق را با فرمت تعريف شده به شعبه تحويل مي نمايند. شعبه نيز تاييديه موجودي را براي اداره کل خدمات کارت نمابر کرده و ديسکت حقوق را ارسال مي نمايند. اداره کل خدمات کارت تا 24 ساعت پس از دريافت همه مدارک لازم نسبت به واريز حقوق کارکنان به حساب مهر آنها اقدام مي نمايد.

شعبه شهيد اکبري با کد مهر 4444

با راه اندازي 38 دستگاه خودپرداز خارج از شعبه اي منصوبه در فرودگاه، ايستگاه هاي مترو، دانشگاه ها، ميادين ميوه و تره بار و...اداره کل خدمات کارت بانک کشاورزي مسئوليت پولگزاري و رسيدگي به همه مشکلات مالي و فيزيکي از اين دستگاه ها را بر عهده دارد و با کنترل شبانه روزي اين دستگاه هاي خودپرداز خارج از شعبه اي به نيازهاي مشتريان به صورت شبانه روزي پاسخ مي دهند.

کنترل دستگاه هاي خودپرداز بانک کشاورزي

بانک کشاورزي با بهره گيري از نيروهاي بخش خصوصي به طور شبانه روزي طي سه شيفت کاري، سرويس دهي دستگاه هاي خودپرداز خود را کنترل مي نمايد تا از صحت پرداخت مناسب پول به مشتريان اطمينان حاصل نمايد. در صورت بروز هر گونه مشکل، علاوه بر ارسال نامه سريعا به شرکت طرف قرار داد- شرکت خدمات انفورماتيک يا ايران ارقام- اطلاع داده و تا رفع مشکل پيگيري مي نمايد و در هر لحظه از شبانه روز اگر دستگاه خودپرداز به هر دليل از ارائه خدمات به مشتريان معذور بوده و يا پول کافي نداشته باشد علاوه بر تماس تلفني با کاربر مهر و رييس شعبه به ارسال پيام کوتاه تا لحظه رفع مشکل مي پردازند تا در اسرع وقت نسبت به رفع مشکل و پول دهي مجدد دستگاه اقدام لازم صورت پذيرد. از اين رو با تلاش هاي مستمر همکاران دستگاه هاي خودپرداز بانک کشاورزي در بالاترين سطح سرويس دهي در بين همه بانک هاي ايراني مي باشد. همچنين نيروهاي دايره کنترل خودپرداز به طور مستمر و روزانه اقدام به ارسال گزارشات مختلف براي مديران عالي رتبه بانک مي نمايند.

بانکداري الکترونيکي را با بانک کشاورزي تجربه کنيد

تلفنبانک مهر

با استفاده از سيستم تلفنبانک مهر، مشتريان دارنده انواع کارت ها و حساب متمرکز مهر، مي توانند از طريق شماره تلفن22901500 بدون محدوديت زمان و نياز مراجعه به دستگاه هاي خودپرداز از وضعيت حساب خود شامل: مانده حساب، سه تراکنش آخر حساب و وضعيت چک ها مطلع شده و از طريق نمابر صورت حساب خود را دريافت نمايند. همچنين اطلاع از وضعيت کارت، شامل: موجودي، سه تراکنش آخر نيز از ديگر خدمات اين سيستم بوده و از اين طريق مي توانند مفقودي کارت خود را اعلام نموده و از شمار رمز حساب خود نيز مطلع شوند.

نحوه استفاده از تلفنبانک براي مشتريان حقيقي(دريافت رمز تلفنبانک)

الف: تعريف رمز دوم کارت جهت استفاده در سيستم تلفنبانک

جهت استفاده از سيستم فوق لازم است دارندگان کارت هاي بانک کشاورزي را پس از مراجعه به کي از دستگاه هاي خودپرداز بانک نسبت به اعلام رمز دوم کارت خود جهت استفاده در سيستم تلفنبانک به شرح زير اقدام نمايند:

1-      قرار دادن کارت در دستگاه و ورود رمز 4 رقمي توسط مشتري؛ پس از وارد نمودن رمز 4 رقمي، منوي" انتخاب نوع خدمات" نمايش داده مي شود.

2-      انتخاب گزينه " عمليات رمز يا PIN Change"

3-      پس از انتخاب گزينه فوق منوي " انتخاب نوع سرويس عمليات رمز" بر روي LCD دستگاه خودپرداز نمايان مي شود که مشتري بايد گزينه " تخصيص يا تغيير رمز دوم کارت" را انتخاب کند. تغيير رمز اول کارت CARDPIN تخصيص يا تغيير رمز دوم کارت Pin2

رمز اول کارت همان رمز معمول است که جهت استفاده کارت در پايانه هاي حقيقي نظير دستگاه خودپرداز(ATM)، پايانه شعب( PIN Pad) و پايانه هاي فروش( POS) کاربرد دارد.

رمز دوم کارت رمزي است که جهت استفاده در پايانه هاي مجازي مانند تلفنبانک کاربرد دارد. رمز فوق عددي حداقل 6 رقمي است که صرفاً به هنگام استفاده از شماره کارت( و نه شماره حساب) جهت ورود به سيستم کارايي دارد. پس از انتخاب گزينه فوق عبارت" لطفا رمز دوم جديد 6 تا 12 رقمي خود را وارد نماييد" نمايان مي شود که مشتري بايد به انتخاب خود و به صورت دلخواه عددي 6 تا 12 رقمي را وارد نموده و سپس کليد ثبت را فشار دهد. با فشار دادن کليد فوق عبارت" لطفاً مجدداً رمز دوم جديد خود را وارد نماييد" نمايش داده مي شود که مشتري بايد مجدذاً رمز 6 تا 12 رقمي اعلامي ذز نرحله قبل را وارد نمايد. پس از طي مرحله فوق مشتري داراي رمز تلفنبانک( حداقل6 رقمي) خواهد شد که مي بايستي آن را نزد خود به نحو مقتضي حفظ و نگهداري نمايد.

ب: استفاده از تلفنبانک مهر

پس از ثبت و معرفي رمز دوم کارت در دستگاه خودپرداز، مي توان پس از برقراري تماس با شماره تلفن 22901500 و ورود شماره کارت يا حساب و استفاده از اين رمز به شرح ذيل وارد سيستم تلفنبانک شده و عمليات غير مالي مورد نظر را انجام داد.

1-      برقراري تماس با شماره تلفن 22901500-021

2-      ورود صرفا شماره 16 رقمي کارت براي بار اول

3-      ورود رمز دوم کارت که عددي حداقل 6 رقمي است( رمز فوق همان رمزي است که در مرحله االف توسط مشتري و با مراجعه به دستگاه خودپرداز تعريف شده است.)

4-      انتخاب کليد مرتبط با فعاليت ها:

کليد 1: استعلام موجودي حساب

کليد 2: استعلام سه گردش آخر حساب

کليد 3: ارسال صورتحساب از طريق نمابر

کليد 5: اعلام مفقودي کارت

کليد 6: شنيدن رمز حساب: رمز فوق عددي 4 رقمي است که توسط سيستم و به صورت شنيداري به مشتري اعلام مي شود. اين رمز جهت استفاده از سيستم به هنگام ورود شماره حساب مورد استفاده قرار مي گيرد.

کليد صفر: قطع ارتباط

جهت ورود به سيستم مي توان هم ا شماره کارت و هم از شماره حساب استفاده کرد ليکن در حالت اول بايد از رمز 6تا 12 رقمي و در حال دوم از رمز 4 رقمي اخذ شده از سيستم استفاده کرد.

در حالت استفاده از شماره حساب جهت ورود به سيستم کليد هاي 4 و 5 داراي کارکردهاي ذيل هستند.

کليد 4: تغيير رمز حساب

کليد 5: شنيدن آخرين وضعيت چک مورد نظر

نحوه استفاده از تلفنبانک مهر براي حساب هاي دولتي، حقوقي، مشترک و حقيقي فاقد کارت

1-      ورود در محيط مرکز با استفاده از انتخاب گزينه CICSBKI، تايپ عبارت RT00 و ورود User Name و Password صحيح.

کليه سطوح کاربري( متصدي مسئول-کاربر ارشد-مسئول باجه مهر)جهت تخصيص رمز حساب در محيط مرکز، عملياتي هستند.

2-      انتخاب گزينه 4 محسط مرکز" خدمات داخلي"

3-      انتخاب گزينه 10 خدمات داخلي" درخواست رمز تلفنبانک"

4-      ورود شماره حساب به صورت کامل و صحيح در فيلد مربوطه و فشار دادن کليد ENTER، پيغام " درخواست کد رمز براي حساب.....ثبت شد" بر روي نمايشگر رويت خواهد شد.

پس از انجام موارد ياد شده، فرايند تخصيصي رمز 4 رقمي جهت حساب مورد نظر محقق و در روز کاري بعد، رمز مربوطه در اداره کل خدمات کارت توليد، چاپ و به شعبه درخواست کننده رمز ارسال مي گردد.

شايان ذکر است فرآيند فوق جهت کليه حساب هاي دولتي، حقوقي، مشترک و حقيقي فاقد کارت با رعابت کليه موازين امنيتي نگهداري مستندات مشتريان و بانک توسط شعب عامل قابل اجراست. نکته ديگر اينکه رمز ياد شده صرفاً جهت استفاده در سيستم تلفنبانک به هنگام ورود شماره حساب 13 رقمي در سيستم معتبر است.

تخصيص و تحويل رمز حساب هاي مختلف با رعايت موازين ذيل امکان پذير مي باشد.

-          حساب هاي دولتي: ارائه معرفي نامه از ذيحساب مربوطه و تحويل رمز به شخص معرفي شده با احراز هويت کامل و اخذ رسيد

-          حساب هاي حقوقي: ارائه معرفي نامه از شرکت و تحويل رمز به شخص معرفي شده با احراز هويت کامل و اخذ رسيد

-          حساب هاي مشترک: ارائه معرفي نامه تاييد شده از طرف همه شرکا و تحويل رمز به نماينده معرفي شده با احراز هويت کامل و اخذ رسيد

-          حساب هاي حقيقي فاقد کارت: با احراز هويت کامل و تحويل رمز صرفاً به دارنده حساب با اخذ رسيد.

بديهي است در صورت شک و ترديد در معرفي افراد دريافت کننده رمز، استعلام از مرکط معرفي کننده الزامي است.

 

 

سيستم پرداخت مکانيزه قبوض از طريق دستگاه هاي خودپرداز بانک کشاورزي

در راستاي طرح تکريم و ارائه خدمات بيشتر به مشتريان بانک کشاورزي، در کليه شعب مهر، دارندکان انواع کارت هاي بانک کشاورزي مي توانند از طريق دستگاه هاي خودپرداز، وجوه قبوض خود را پرداخت نمايد.

دستور العمل پرداخت مکانيزه قبوض در دستگاه هاي خودپرداز:

1-      قرار دادن کارت در دستگاه و ورود رمز 4 رقمي توسط مشتري

پس از وارد نمودن رمز صحيح، منوي" انتخاب نوع خدمات" نمايش داده مي شود.

2-      انتخاب گزينه "پرداخت قبوض"

3-      انتخاب گزينه مرتبط با نوع قبض

پس از انتخاب گزينه پرداخت قبوض، پيغام" مشتري گرامي مايل به پرداخت کدام قبض مي باشيد" بر روي نمايشگر دستگاه نمايش داده مي شود که مشتري بايد با استفاده از منوي نمايش داده شده، نوع قبض خود را انتخاب نمايد.( انواع قبوض شامل: آب و فاضلاب، برق، تلفن ثابت، تلفن همراه و گاز مي باشد)

4-      ورود شناسه قبوض

پس از انتخاب نوع قبض، پيغام" شناسه قبض خود را وارد و سپس کليد ثبت را فشار دهيد" نمايش داده مي شود که مشتري بايد کد شناسه چاپ شده بر روي قبض خود را به صورت کامل و صحيح در دستگاه وارد نمايد.

5-      ورود شناسه پرداخت

پس از وارد نمودن کد شناسه قبض و فشار دادن کليد ثبت، پيغام " شناسه پرداخت را وارد و سپس کليد ثبت را فشار دهيد" بر روي نمايشگر دستگاه خودپرداز نمايش داده مي شود که در اين مرحله مشتري بايد عدد مربوط به شناسه پرداخت چاپ شده بر روي قبض را به صورت کامل و صحيح در دستگاه وارد و سپس کليد ثبت را فشار دهد.

6-      اتمام فرايند پرداخت قبض

پس از فشار دادن کليد ثبت در مرحله 5 و در صورت کامل و صحيح وارد نمودن شناسه هاي قبض و پرداخت، مبلغ قبض از حساب پيش فرض، کارت برداشت و به حساب شرکت خدماتي مربوطه واريز مي گردد.

حساب پيش فرض، حساب اصلي کارت مي باشد که به انتخاب خود مشتري به هنگام مراجعه به شعبه و افتتاح حساب تعريف مي شود.

دستورالعمل پرداخت الکترونيکي قبوض از طريق تلفنبانک بانک کشاورزيپ

پس از برقراري تماس با شماره تلفن 22901500 و شماره گيري کليد 2، سيستم پرداخت قبوض تلفنبانک فعال مي شود. اين نرم افزار قابليت پرداخت قبوض و همچنين ارائه اطلاعات قبوضي که تا کنون پرداخت شده است را دارا مي باشد.

الف) با شماره گيري کليد1، امکان ارائه اطلاعات قبوضي که تا کنون پرداخت شده وجود خواهد داشت.

-          درج و وارد نمودن شناسه قبض

-          درج و وارد نمودن شناسه پرداخت قبض

در اين مرحله اطلاعات قبض به مشتري اعلام خواهد شد بنابراين در صورتي که اطلاعات اعلامي صحيح باشد کليد 1 شماره گيري شود و در غير اين صورت کليد 2 شماره گيري شود.

کليدهاي فعال در اين مرحله:

کليد 1: جهت دريافت اطلاعات قبض

کليد 2 بازگشت به منوي اوليه پرداخت قبض

کليد 3: خاتمه ارتباط

اعلام اطلاعات قبض به همراه شماره پيگيري

ب) با شماره گيري کليد 2، امکان پرداخت قبض از طريق اين سيستم فراهم خواهد بود.

- وارد نمودن شماره کارت

- وارد نمودن شناسه قبض

- وارد نمودن شناسه پرداخت قبض

 

در اين مرحله اطلاعات قبض به مشتري اعلام مي شود، بنابراين در صورتي که اطلاعات اعلامي صحيح باشد کليد 1 شماره گيري شود و در غير اين صورت کليد 2 شماره گيري شود.

کليد فعال در اين مرحله:

کليد 1: پرداخت قبض

کليد2: بازگشت به منوي اوليه پرداخت قبض

کليد 3: خاتمه ارتباط

-          شماره گيري کليد1

-          درج شماره رمز کارت

در صورت درج صحيح اطلاعات، مبلغ قبض با کسر از حساب به حساب شرکتي که قبض آن پرداخت شده واريز مي گردد.

 

اطلاع رساني در بانک کشاورزي

يکي از ويژگي هاي مثبت بانک کشاورزي در حوزه فناوري اطلاعات داشتن يک سايت اينترنتي جامع و مناسب براي اطلاع رساني به مخاطبان و مشتريان بانک است. پايگاه رسمي اطلاع‌رساني بانك كشاورزي که در نشاني   www.agri-bank.com قابل مشاهده است در سال 1377 به عنوان نخستين اينترانت دو زبانه در نظام بانكي كشور طراحي، پياده‌سازي و راه‌اندازي شده است و هم اکنون در وب با Page rank بسيار خوب هفت فعال است.از امكانات موجود بر روي وب سايت بانك كشاورزي مي‌توان به موارد ذير  اشاره نمود:

درباره بانك: شامل گزينه‌هاي بانك در يك نگاه، كتاب زرد بانك مي‌باشد كه به معرفي عملكرد، موفقيت‌ها، چارت سازماني مديران و اطلاعات مديران بانك مي‌پردازد.

خدمات بانك: شامل معرفي 100 نوع خدمت متنوع بانك اعم از طرح‌ها، خدمات، تسهيلات به همراه روال انجام كار و فرم‌هاي مربوط جهت اخذ تسهيلات و ... مي‌باشد.

اخبار و تازه‌ها: شامل آخرين اخبار و تازه‌هاي بانك مي‌باشد.

خدمات اطلاعاتي: شامل كليه اطلاعات شعب با امكان چاپ و گزارش‌گيري و اطلاعيه‌ها و بخشنامه‌ها با امكان جستجو مي‌باشد.

اطلاعات حساب مشتريان: امكان مشاهده موجودي حساب را در حال حاضر به دارندگان حساب در شعبه مركزي و شعبه شهر‌آرا و در آينده‌اي نزديك در ساير شعب در اختيار كاربران قرار مي‌دهد.

ديگر فعاليتها: شامل معرفي كليه فعاليتهاي بخشهايي از بانك شامل كتابخانه، مركز تحقيق و توسعه، صندوق زنان، بيمه محصولات كشاورزي و دامي، آمار و شاخص‌هاي بانكي و همچنين اخبار استانها مي‌باشد.

بانك كودك و نوجوان: پايگاه اينترنتي بانك كودك و نوجوان كه شامل بخش‌هايي از قبيل مسابقه و سرگرمي، خدمات، معرفي طرح كودك و نوجوان و ... مي‌باشد.

آراد: با توجه به اهميت آموزش از راه دور، بانك كشاورزي اقدام به راه‌اندازي سايت آراد با هدف مذكور نموده است.

سامانه پيام بانك: سامانه پيام بانك متشكل از سه قسمت اصلي سامانه ارتباط مشتريان، سامانه خدمات اطلاع‌رساني و سامانه ارتباط با مديريان مي‌باشد. اين مجموعه يكپارچه امكان تبادل و دستيابي سريع به اطلاعات را ايجاد نموده است.

سايت بانک کشاورزي يک نسخه به زبان انگليسي هم دارد و در بخش انگليسي آن مطالبي چون اخبار، كتاب زرد، درباره ما و ... درج گرديده است.

عناوين بانک کشاورزي در ايران و جهان

بانک کشاورزي داراي مقام ها و رتبه هاي مختلفي در سطح جهاني و ملي است که برخي از آنها عبارتند از:

-         بانک  برتر  جمهوري اسلامي  ايران  در سال  2005 بنابر اعلاميه نشريه بين الملل  The banker ارگان بانکي  موسسه  تايمز مالي  ( Financial times)  

-         کسب عنوان  بانک برتر  جمهوري اسلامي  ايران در  سال 2005  بنابر اعلام  نشريه بين المللي Euro money

-         تائيد گواهينامه ايزو 9001 سري 2000

-         کسب  رتبه اول درسطح  بانکهاي دولتي  درهمايش تجارت  الکترونيکي وزارت  بازرگاني

-         دريافت لوح تقدير   و كسب رتبه اول   در دومين   جشنواره خدمات رساني و پاسخگويي

 

اصول بانک کشاورزي در توسعه خدمات مبتني بر دانش محوري

 

طرح نظام جامع تسويه ناخالص بلادرنگ

 

طرح نظام جامع پردخت با هدف يکپارچه سازي شيوه ارائه خدمات بانکي الکترونيکي با استفاده از امکانات فنا اوري ارتباطات و اطلاعات در کل شبکه بانکي به منظور ارتقاي سطح خدمات ارائه شده به مشتران نظام جامع پرداخت، ايجاد زيرساختي استوار و با حداقل مخاطره براي انجام سريع و دقيق تهاتر و تسويه ميان بانک ها است. اين زيرساخت از سه رکن اساسي تشکيل شده که مکانيزم تهاتر و تسويه ميان بانک ها مي باشد. اين زيرساخت از سه رکن اساسي تشکيل شده که مکانيزم تهاتر و تسويه همه پرداخت هاي بين بانکي را برعهده داشته و تعامل اين ارکان کليه پرداخت هاي بين بانکي کشور را تحت پوشش قرار دهد.

شايان ذکر است که سه رکن فوق تنها زيرساخت تهاتر و تسويه پرداخت هاي بين بانکي را به صورت الکترونيکي بر عهده خواهند داشت و از سوي ديگر اعضاي شبکه بانکي مسئول توسعه سيستم هاي درون بانکي خدمت رساني الکترونيکي به مشتريان خود و اتصال آنها به ارکان تهاتر و تسويه جهت عملياتي نمودن نظام جامع پرداخت خواهند بود.

بديهي است بروز هر گونه نا هماهنگي ميان توسعه دروني شبکه بانکي و پياده سازي يرساخت تهاتر و تسويه، در نهايت سبب کاهش شديد کارايي و اثربخشي کلي نظام پرداخت گرديده و اتلاف يا معطل ماندن سرمايه گذاري هاي انجام پذيرفته را موجب خواهد شد.

ارکان نظام جامع پرداخت عبارتند از:

1-      سيستم تسويه ناخالص و بلادرنگ(RTGS)

2-      سيستم تسويه اوراق بهادار غير کاغذي (SSSS)

3-      اتاق پاياپاي خودکار (ACH)

سيستم تسويه ناخالص (RTGS) با هدف کاهش ريسک نقدينگي و پرداخت هاي بانکي، از طريق جايگزيني روش ناخالص تسويه به جاي روش خالص، با پيشرفت هاي چشمگير در فناوري اطلاعات و ارتباطات امکان پذير مي گردد. در حال حاضر دامنه فعاليت اين سيستم جهت تسويه آني تراکنش هاي بين بانکي با مبالغ کلان تعريف شده و از ديدگاه نظري اين سيستم بايد همه پرداخت هاي غير نقدي بانکي را نيز پوشش دهد و در عمل سيستم تسويه ناخالص و بلادرنگ جايگزين تمامي پرداخت هاي بين بانکي و همچنين پرداخت هاي کلان بين اشخاص مي گردد. با راه اندازي سيستم RTGS، 7 نوع حساب بانکي هر بانک نزد بانک مرکزي تبديل به يک حساب واحد RTGS شده که در مديريت نقدينگي Online بسيار حائز اهميت و در خور توجه مي باشد.

ديگر خدمات اداره کل خدمات کارت:

-          واريز دسته اي حقوق کارکنان شرکت ها، موسسات، سازمان ها و ...

-          افتتاح حساب دسته اي براي کارکنان شرکت ها، موسسات و سازمان ها به طور رايگان

-          افتتاح حساب جاري دولتي مهر، جهت موسسات و سازمان هاي دولتي در کوتاه ترين زمان ممکن( حداکثر 1 روز پس از وصول مستندات لازم)

-          پرداخت قبوض از طريق ATM و تلنفبانک

-          حصول اطمينان از سرويس دهي مناسب دستگاه هاي خودپرداز بانک کشاورزي به طور شبانه روزي توسط دايره کنترل خودپرداز

-          رسيدگي به کليه مغيرت هاي مالي توسط دايره حسابداري

-          تعريف کاربران سيستم مهر

مزاياي کارت هاي مهر بانک کشاورزي در يک نگاه

1-      انجام همه عمليات مختلف بانکي نظير برداشت، واريز، انتقال وجه از يک کارت به کارت ديگر و يا از يک حساب به حساب ديگر، دريافت مانده و صورتحساب

2-      قابل استفاده در کليه دستگاه هاي خودپرداز بانک هاي عضو شتاب- 5558 دستگاه

3-      قابل استفاده  در کليه دستگاه هاي خودپرداز شبکه Benefit بحرين و NAPS قطر

4-      پرداخت قبوض از طريق دستگاه هاي خودپرداز و تلفنبانک بدون مراجعه به شعبه

5-      کيف پول الکترونيکي، خريد به صورت Online و Offline بدون پرداخت وجه نقد در کليه پايانه هاي فروش بانک هاي عضو شتاب

6-      استفاده از تسهيلات مختلف بانکي

7-      امکان ارتباط چند حساب به يک کارت

8-      پرداخت سود به حساب هاي سپرده سرمايه گذاري مدت دار

9-      استفاده از تلفنبانک براي دريافت وضعيت حساب

 

همچنين اداره کل خدمات کارت بانک کشاورزي با دريافت گواهينامه مديريت کيفيت و به منظور ارايه هر چه بهتر خدمات به مشتريان فرايندهاي خود را به 3 دسته به شرح زير طبقه بندي نموده است.

1-      فرآيند هاي مديريتي

بازنگري مديريت: حصول اطمينان از تداوم، تناسب و کفايت سيستم مديريت کيفيت و اثربخشي آن از طريق برگزاري جلسات بازنگري مديريت مطابق برنامه و در فواصل زماني برنامه ريزي شده

هدف گذاري: حصول اطمينان از تعريف و تدوين خط مشي و اهداف کيفيت در اداره

مديريت منابع انساني: حصول اطمينان از جذب، نگهداري و از جذب، نگهداري و ارتقا نيروي انساني مورد نياز

 

2-      فرآيندهاي اصلي:

فرآيند نظارت بر عمليات امور مالي: هدف از اين فرآيند شناسايي، رفع مغيرت و حضول اطمينان از صحت گزارشات مالي شعب که از کليه شعب مهر ارسال مي گردد.

فرآيند صدور و توزيع کارت Debit: هدف از اين فرآيند حضول اطمينان از صدور و توزيع کارت Debit به صورت مناسب در جهت توسعه بانکداري الکترونيکي که در همه شعب سيستم مهر در کشور کاربرد دارد.

فرآيند پيگيري اعتراضات مشتريان شتاب: هدف از اين فرآيند حصول اطمينان از رفع اعتراض مشتريان شتاب مي باشد که براي تمامي افراد داراي کارت بانکي صادره در بانک هاي عضو شتاب بر حسب مورد کاربرد دارد.

فرآيند نصب و نگهداري پايانه هاي فروش: هدف از اين فرآيند حصول اطمينان از نصب و نگهداري پايانه هاي فروش به صورت مناسب و موثر در جهت افزايش قابليت خريد الکترونيکي مي باشد.

فرآيند صدور و توزيع کارت Credit: هدف از اين فرآيند حصول اطمينان از صدور و توزيع کارت Credit به صورت مناسب در جهت توسعه بانکداري الکترونيکي که در کليه شعب سيستم مهر در کشور کاربرد دارد.

فرآيند پرداخت دسته اي حقوق: هدف از اين فرآيند حصول اطمينان از پرداخت حقوق پرسنل موسسات به شکل صحيح و در زمان مناسب در سيستم به صورت متمرکز که براي کليه شرکت هاي درخواست کننده انجام مي گيرد.

فرآيند نظارت بر عملکرد دستگاه هاي خودپرداز: هدف از اين فرآيند شناسايي موارد و مشکلات دستگاه هاي خودپرداز و گزارش آنها در راستاي حصول اطمينان از عملکرد مناسب دستگاه هاي خودپرداز منصوب در شعب مهر که شامل تمامي دستگاه هاي خودپرداز منصوب در شعب بانک کشاورزي و خارج از شعب مي باشد.

فرآيند پشتيباني دستگاه هاي خودپرداز خارج از شعبه اي: بررسي گزارشات مالي دستگاه هاي خودپرداز خارج از شعبه اي.

فرآيند افتتاح حساب جاري دولتي مهر: افتتاح حساب جاري دولتي مهر در زمان مناسب که با مجوز خزانه داري کل يا معين خزانه براي کليه ارگان ها و موسسات دولتي انجام مي پذيرد.

فرآيندهاي پشتيباني و تحليلي:

خريد: هدف از اين فرآيند حصول اطمينان از اقلام و خدمات مورد نياز موثر بر کيفيت بر اساس مشخصات و الزام هاي تعيين شده و تامين آنها از تامين کنندگان معتبر مي باشد.

آموزش: با هدف حصول اطمينان از تعيين نيازهاي آموزشي و اجراي اثربخش آنها که در دامنه کاربرد سيستم کيفيت قابل اجرا مي باشد.

ارتباط با مشتريان و سنجش رضايت آنها: با هدف ايجاد ارتباط موثر با مشتريان در جهت اخذ نيازمندي هاي آنها و سنجش رضايت مندي آنها در فواصل طرح ريزي شده- هر 6 ماه- که شامل کليه مشتريان داخلي و خارجي بانک مي باشد.

اقدام اصلاحي و پيشگيرانه: به منظور شناسايي، تعيين و انجام اقدامات مناسب به منظور رفع علل عدم انطباق هاي بالفعل و بالقوه و حصول اطمينان از پيشگيري از وقوع آنها و يا عدم وقوع مجدد آنها.

جمع آوريب و تحليل داده ها: به منظور حصول اطمينان از جمع آوريب و تجزيه و تحليل داده هاي حاصل از اجراي فرايند هاي اداره و به کار گيري آنها براي بهبود فرآيند ها و اثربخشي سيستم مديريت کيفيت که شامل کليه فرآيند ها و فعاليت هاي اداره مي شود.

مميزي داخلي: براي تعيين ميزان انطبقا و اثربخشي سيستم مديريت کيفيت در واحدهاي منتخب با الزامات ايزو9001 و 2000

رسيدگي به درخواست ها و شکايت هاي مشتريان: با هدف پاسخگويي براي مشتريان

کنترل خدمت نامنطبق: به منظور اطمينان از اينکه خدماتي که با ويژگي ها و نيازمندي هاي کيفي، کمي و اهداف خط مشي کيفيت اداره مشخص شده تطابق ندارند، پيش از اينکه شناسايي و تعيين تکليف گردند به مشتري ارايه نمي شود.

 

اصول بانک کشاورزي در توسعه خدمات مبتني بر دانش محوري

اصل اول: شفاف و مستندسازي نحوه ارائه خدمات به ارباب رجوع
بانک کشاورزي در راستاي شفاف سازي نحوه ارائه خدمات به مردم اقداماتي انجام داده که شامل موارد زير مي شوند.

تهيه بروشورهاي راهنماي ارائه خدمات به مشتريان
تهيه بروشورهاي عناوين خدمات قابل ارائه به ارباب رجوع و مشتريان
تهيه فرم مربوط به مشخصات متصديان انجام کار شامل نام و نام خانوادگي و پست سازماني
تهيه تابلوهاي شناسايي کارگروهها در مديريت ها و شعب
تهيه تابلوهاي راهنماي مشتريان در مبادي ورودي مديريتها و شعب
تهيه تابلوهاي راهنماي مشتريان درخصوص مدارک مورد نياز جهت ارائه خدمات به مشتريان

اصل دوم: اطلاع رساني از نحوه ارائه خدمات به مشتريان

يکي از نيازهاي مشتريان امکان برقراري ارتباط و آسان آنها با سازمان است، بانک کشاورزي دراين خصوص اقدامات قابل توجهي جهت تسهيل اطلاع رساني به منظور ارائه خدمات بهينه بانک بشرح ذيل انجام داده است. راه اندازي سامانه پيام بانک،راه اندازي و ايجاد مرکز ارتباط سبز، معرفي تلفن و دورنگار ارتباط با مدير عامل بانک و ادارات مرتبط با مشتريان،سامانه اطلاع رساني گوياي بانک،  پست صوتي مديران،  تابلوي اطلاع رساني بانک ، ايستا بانک، نصب و راه اندازي سيستم تلفنبانک،  لوح فشرده چند رسانه اي معرفي خدمات بانک کشاورزي،بروشور الکترونيکي بصورت CD، طرح راهنماي مطلع مشتريان،چاپ و توزيع بروشورهاي اطلاعاتي بين مشتريان ، چاپ و توزيع ماهنامه پيام مهر، تهيه کتابچه تحت عنوان طرح تکريم مردم و مشتريان در بانک کشاورزي

اصل سوم: تدوين منشور اخلاقي سازمان در ارتباط با مردم

بانک کشاورزي اقدام به تدوين منشور اخلاقي کارکنان کرده است که در نوع خود جالب توجه است.  ارزش‌آفريني براي مردم و مشتريان و كسب رضايت آنها بعنوان اصلي‌ترين سرمايه بانك.  رعايت نظم و انضباط، ادب و احترام در ارتباط با مردم و مشتريان.  رعايت عدالت و پرهيز از هرگونه تبعيض در جريان امور و فعاليت‌ها با هدف حفظ كرامت انساني مردم و مشتريان.  ترويج فرهنگ تكريم، پاسخگويي و گره‌گشايي از مشكلات مردم و مشتريان و تبديل آن به يك ارزش حاكم در سازمان. رعايت اصول صداقت، درستي، امانت‌داري، رازداري و حفظ اطلاعات مربوط به مشتريان. وقت‌شناسي، وظيفه‌شناسي، آراستگي ظاهر، حذف تشريفات زائد و پرهيز از معطل كردن مردم و مشتريان.
 تلاش در ارائه مشاركت جمعي و كار گروهي منسجم براي ارتقاي دقت، صحت، كيفيت و افزايش سرعت عمليات و ارائه خدمت به مردم و مشتريان. تلاش در جهت ارائه بهترين و به روز آمدترين انواع خدمات بانكي بويژه با استفاده از فناوري روز بانكداري الكترونيك در سطح استانداردهاي جهاني.  استفاده از انتقادها، پيشنهادها و نظرهاي سازنده مردم و مشتريان بعنوان يك فرصت كليدي براي بانك.  كوشش در جهت تحقق انتظارها و نيازهاي مورد نظر مردم و مشتريان بعنوان يك فرصت استراتژيك براي بانك. نشان دادن صبر و حوصله، متانت و صبوري، خوش برخوردي براي حفظ آسايش و آرامش مردم و مشتريان در فضاهاي مختلف مورد مراجعه در بانك.  شناخت ارزش‌هاي مورد نظر مردم و مشتريان در نقاط مختلف كشور و تلاش همه جانبه در برآورد آنچه شما مي‌خواهيد.

اصل چهارم: بهبود اصلاح روشهاي ارائه خدمات به مردم

بانک کشاورزي به منظور دستيابي به ساختار سازماني پويا، کارآمد و انعطاف پذير و گريز از ساختار وظيفه گرايي، حذف فعاليتهاي پيچيده و موازي، حذف مقررات زائد و دست و پاگير، افزايش سرعت ارائه خدمات، تسهيل تعاملات و بهبود ارتباط با مشتريان اقداماتي را جهت اصلاح روشهاي ارائه خدمات به اجراء گذاشته که برخي از آنها عبارتند از:

 مکانيزه نمودن کليه شعب بانک کشاورزي در سراسر کشور و ايجاد سرعت و سهولت در خدمت رساني به مردم، اجراي طرح « نوبت دهي الکترونيک به مشتريان» در برخي شعب با هدف ايجاد سهولت و راحتي براي ارباب رجوع و جلوگيري از تشکيل صف درقسمت باجه ها،  ساده سازي روشهاي اعطاي اعتبار به مشتريان با هدف افزايش سرعت و کيفيت انجام کار، حذف مقررات غيرضروري کاهش مکاتبات و جلب رضايت ارباب رجوع،   بکارگيري کليه کارکنان در راستاي ارائه خدمت به موقع به مشتريان با استفاده از طرح چند مهارتي کردن کارکنان
 تشکيل پرونده مادر در بخش اعتباري شعب با هدف ايجاد تسريع در کار ارباب رجوع ، کاهش هزينه ها، حذف برخي از امور غير ضروري و جلوگيري از رفت و آمدهاي مکرر مشتريان،  کاهش تعداد استعلامهاي مورد نياز براي دريافت تسهيلات،  تمرکز زدايي و تفويض اختيار به کارکنان همراه با نظارت مستمر، برگزاري جلسات مشترک با مشتريان ويژه، مشتريان وفادار و مشتريان شريک در سطح استانها و توجه و استفاده از پيشنهادها و نظرات آنها جهت اصلاح و بهبود امور اجرايي، 

سازماندهي ساختار بانک در قالب طرح پويش: دراين طرح اختيارات شعب افزايش داده شده به نحوي که احساس مسئوليت شعب در برابر مشتريان بانک متناسب با اختيارات تفويض شده نيز بيشتر شده است. ساختار سازماني بانک از شکل سازمانهاي سلسله مراتبي به سمت سازمان مسطح در حال تغيير است.

مهندسي مجدد فرآيندها و روش هاي اختصاصي بانک کشاورزي: در زمينه ارايه خدمات به مردم و مشتريان در سه حوزه سيستمها و روشهاي اعتباري، سيستمها و روش هاي تجهيزمنابع و فرآيندها و روشهاي مورد عمل در مديريت استانها و شعب با مشارکت موسسه پژوهشي و تحقيقاتي وابسته به وزارت علوم تحقيقات و فن آوري مورد بررسي و اقدام قرار گرفت.

استقرار نظام کنترل کيفيت و اخذ گواهينامه ايزو 9001 سري سال 2000 در هفته بانکداري در سال 1383 به منظور ارتقاي بهره وري و بهبود خدمات رساني به مردم و مشتريان

اجراي نظام جامع بانکداري الکترونيک مطابق با استانداردها و تحولات نوين صنعت بانکداري و گسترش آن به 900 شعبه به طور همزمان با هدف ارايه خدمات مطلوب به مشتريان، ايجاد سرعت و دقت در ارايه خدمات بانکي

اصل پنجم : نظارت بر حسن رفتار کارکنان دستگاههاي اجرايي با مردم

بانک کشاورزي دراين خصوص و به منظور تحقق اهداف اجرايي از طرح تکريم مردم اقداماتي مختلفي انجام داده است که برخز از آنها عبارتند از: اجراي طرح ناظرين ويژه ، تهيه پرسشنامه نظرسنجي ويژه مشتريان

 

+ نوشته شده در  پنجشنبه هفتم خرداد 1388ساعت 10:58 قبل از ظهر  توسط حسن تهراني  | 

ويژگي هاي خط مشی گذاری

ويژگي هاي خط مشی گذاری مدیریت عمومی

ارزشمند ترين دارايي كه يك نهاد قرن بيست و يكمي، كاركنان آن نهادوبهره وري كاركنان علمي خواهد بود.

     به سازمان ها پول داده مي شود كه به خلق و ايجاد ثروت بپردازند، نه كنترل هزينه ها.

بهینه‌گزینی (Benchmarking) یکی از روش های مرســوم جهت تعیین اهداف و نیز ارزیابی برنامه ها و عملکــــرد می باشد. برخی از مهمترین ویژگی های یک بانک موفق در زیر ارائه شده است. مطابق تحقيقات انجام شده[1] عوامل اصلی موثر بر مـوفقیت و سود آوری بانک ها به شرح زیر است[2]:

الف- اندازه بانك (Size): اندازه يكی از عوامل سود آوری است. به نظر می رسد در صورت وجود بستر مناسب برای رشد، هر چقدر بانك بزرگ تر باشد و از اهرم مالي بيشتر استفاده كند، بازدهي سهامداران (ROE) افزایش می یابد. البته این امکان وجود دارد که بانكهاي كوچك به دليل هزينه هاي عملياتي كمتر بازده دارايي (ROA) بالاتري داشته باشند.

ب- كنترل هزينه ها (Cost control): اين عامل یکی از مهمترين دلایل تمايز بانكهاي با عملكرد خوب مي‌باشد. مديران اين بانكها هزينه هاي عملياتي را بهتر مديريت مي كنند.

د- بهره وری کارکنان (Employee productivity): بانکهای موفق معمولاً سرانه دارایی و سود خالص بالاتری دارند. یکی از سیاستهای موفق در این رابطه داشتن سیستم انگیزشی مناسب و کارآ می باشد تا کارکنان با بهره وری بالاتر حقوق و مزایای بیشتری دریافت کنند. وجود سیستمی مناسب با قابلیت اندازه گیری متغیرهای کلیــــدی موثر در بهره وری به نحوی که قادر باشد تفاوت های معناداری ایجاد نماید، ابزار اصلـی اجرای این خط مشی می باشد.

ويژگي هاي خط مشی گذاری مدیریت مالی

 

الف- ساختار سپرده ها (Deposit structure): بانكهايي كه سودآوري بالايي دارند، سپرده هاي ديداري بيشتري نسبت به ساير بانكها جذب كرده‌اند. ساختار سپرده‌ها تاثير قابل توجهي بر عملكرد دارد. حجــم زيادي از سپرده‌هاي اين بانكها سپرده‌هاي محوري (Core Deposit) است كه معمولاً برداشت

قابل توجــه از آنها غيــر محتمل است. بخش ديگر، سپرده هاي افراد و موسسات كوچك است كه ممکن است نسبت به حسابهاي سپرده با مبلغ بالا، وفادارتر باشند.

ب- اهرم مالی(Financial leverage): استفاده از اهرم مالــی (کاربرد بهینه منابع بدهی جهت تامین مالــی در مقابل اتکاء زیاد به سرمایه) می تواند یکی از محرک های اصلی سودآوری باشد. سپرده ها و سایر ابزارهای بدهی کوتاه مدت و بلند مدت می تواند موجب افزایش سودآوری شود.

ج- توسعه درآمدهای کارمزد (Fee growth): یک عنصر کلیدی استراتژی های بانکی برای افزایش سودآوری در سال های اخیر، در محیط کشورهای توسعه یافته، گسترش درآمدهای کارمزدی بوده است. مقررات زدایی از صنعت بانکداری می تواند موجب وضع کارمزد به خدماتی گردد که قبلاً رایگان ارائه می‌شد. تناسب منطقی بین کارمزد و خدمات ارائه شده در میزان توفیق این سیاست یک عامل تعیین کننده است.

د- رشد (Growth): رشد دارایی ها، سپرده ها و وام های بانکهای موفق بیش از متوسط صنعت است که منعکس کننده مدیریت جسورانه (Aggressive management) یا مقبولیت بیشتر خدمات، نزد مشتری است. بهرحال، رشد نباید جایگزین سود شود. اگر رشد و توسعه مبتنی بر مطالعات عمیق و بررسی کارشناسی و به بیانی دیگر کنترل شده نباشد، باعث خواهد شد هزینه‌های عملیاتی بیش از درآمدها افزایش یابد. رشد مطلوب رشدی است که منجر به ایجاد ارزش افزوده اقتصادی شود. 

 

اهداف بانک   

بدیهی است هدف اصلی یک بانک و یا هر واحد اقتصادی دیگر علاوه بر ایفای مسئولیت‌های اجتماعی، افزایش ارزش آن است. در راستاي دستيابي به هدف اصلي بانك، نیل به اهداف جانبی زیر مورد توجه قرار می گیرد:

1–  افزايش كارايي و بهره وری (مدیریت عمومی)

2–  افزايش سهم بازار( مدیریت مالی)

3–  افزايش سودآوري( مدیریت مالی)

4–  رشد و توسعه  (مدیریت مالی)

 

تصمیم های بنیادی مرتبط با اهداف

نيل به اهداف بانک مستلزم اتخاذ تصميمات بنیادی و پايش مستمر محيط دروني و بيروني است. محورهاي اصلي تصميم‌گيري (توجه مستمر و سیستماتیک) به شرح زير است:

الف- تصميمات ساختار سرمايه

– تعيين تركيب بهينه منابع (سرمايه، سپرده ها ، اوراق مشاركت، وام بين بانكي، وام خارجي) با توجه به هزينه، منابع و تاثیر ریسک.

–  خط مشي تقسيم سود

ب- تصميمات ساختار دارايي‌ها

–  خط مشي تخصيص دارايي ها و تعيين پرتفوي مطلوب

–  قيمت گذاري محصولات و خدمات

–  تعيين تركيب پرتفوي تسهيلات

–  مديريت مالياتي معاملات بانكي

ج- تصميمات توسعه فعاليت

–  تعيين سهم بازار و چگونگي دستيابي به آن

–  كانال هاي توزيع (شعب، POS و ATM)

د- تصميمات مديريت هزينه

–  تعيين فرآيندها بر مبناي نتايج حاصل از تجزیه و تحلیل ارزش فرآیندها

–  كنترل هزينه های عملياتي

–  تدوين سيستم هاي ارزيابي عملكرد شعب و كاركنان

 

معیار عملکرد؛ بازده حقوق صاحبان سهام

بازده حقوق صاحبان سهام (ROE) معیار مناسبی برای تحلیل میزان دستیابی به هدف افزایش ارزش بانک می‌باشد. رابطه بین بازده حقوق صاحبان سهام با تصمیمات بنیادی مدیریت در نمایه 1 ارائه شده است.


نمایه 1- بازده حقوق صاحبان سهام و تصمیمات مدیریت

بطور خلاصه می‌توان بازده حقوق صاحبان سهام را در قالب معادله‌ای به شرح نمایه زیر تجزیه کرد.

 نمایه 2- بازده حقوق صاحبان سهام

 کارایی ابعاد مختلف مدیریتی در دستیابی به بازدهی مطلوب حقوق صاحبان سهام (ROE) و روشهای بهبود آن ذیلاً به اختصار بررسی شده است.  

الف- قیمت‌گذاری سپرده ها و تسهیلات (حاشیه سود)

مدیریت قیمت‌گذاری سپرده‌ها و تسهیلات متاثر از موقعیت رقابت و نیز خط مشی‌های کلان اقتصــــادی است. کارآیی در این بخش تا حدود زیادی از کارایی مدیریت پرتفوی و کارآیی مدیریت منابع تاثیر می‌پذیرد. خط مشی‌های زیر می‌تواند برای حصول به اهداف بانک موثر باشند

–  مدیریت و کنترل حجم، ترکیب و بازدهی دارایی‌ها و بدهی‌ها (سپرده‌ها)

–  تغییر ترکیب سپرده ها در جهت افزایش سهم سپرده های ارزان قیمت

– مدیریت و هماهنگی در زمانبندی دارایی‌ها (تسهیلات) و بدهی‌ها (سپرده‌ها) برای کمک به حاشیه سود (Spread) و تعدیل زمان توقف منابع

–  بررسی و انتخاب سایر راهکارهای تامین منابع مالی نظیر صدور اوراق مشارکت و گواهی سپرده (CD)

ب- اثربخشی مدیریت هزینه ها 

خط مشی‌های مرتبط با اثربخشی مدیریت هزینه‌ها به شرح زیر است.

–  تدوین خط مشی‌های کلی مدیریت و کنترل هزینه‌ها

–  تدوین بودجه برای ادارات و شعب و استفاده از روشهای کنترل بودجه‌ای

–  مهندسی مجدد فرآیندها و استفاده بهینه از اتوماسیون (نظام‌دهی جامع فرآیندها)

–  افزایش کیفیت از طریق استقرار مدل تعالی سازمانی از جمله EFQM یا سری ایزو 9000

ج- خط مشی قیمت گذاری و توسعه خدمات

–  ارائه خدمات جدید بانکی با قیمت های رقابتی

–  قیمت‌گذاری برای تمام خدمات مشتری و بر مبنای هزینه نهایی

–  گسترش خدمات اعتبارات اسنادی و صدور ضمانتنامه

د- کارآیی مدیریت پرتفوی دارایی ها

کارآیی مدیریت پرتفوی دارایی‌ها متاثر از عوامل زیر است.

–  تدوین خط مشی سرمایه گذاری برای تخصیص دارایی‌ها با توجه به ریسک و بازدهی

–  تعیین ترکیب پرتفوی تسهیلات بانک (بر حسب نوع، سررسید، اندازه و کیفیت وام)

–  تدوین خط مشی‌های سرمایه‌گذاری در شرکتهای تابعه و وابسته

–  توجه به ظرفیت وام دهی از طریق اعطای تسهیلاتی که ضریب ریسک کمتری دارد 

ه- کارآیی مدیریت منابع

افزایش تدریجی اندازه بانک ایجاب می‌کند که حقــوق صاحبان ســــهام نیز متناسب با آن افزایش یابد. خط مشی‌های لازم جهت افزایش کارآیی مدیریت منابع به شـــرح زیر است.

–  بهینه‌سازی ترکیب سپرده‌ها بویژه جذب سپرده‌های ارزان قیمت و سایر سپرده‌ها

–  استفاده بهینه از افزایش سرمایه به‌منظور حفظ حد متعادل ضریب کفایت سرمایه و نیز رشد بانک

–  تدوین سیاست تقسیم سود با توجه به ملاحظات افزایش سرمایه و سیاست رشد

–  ایجاد واحدهای خاص (SPV یا SPE)[3] به منظور حداکثر استفاده از تأمین مالی خارج از ترازنامه

و- کارآیی مدیریت مالیاتی

ابعاد مدیریت مالیاتی نیز بر سودآوری بانک تأثیر دارد. بهبـــود کارآیی مدیریت مالیاتی از طریق حداکثر استفاده ممکن از مزایای مالیاتی در ترکیب درآمدها و هزینه‌ها باعث افزایش بازده حقوق صاحبان سهام می‌شود. با توجه به افزایش درآمدهای معاف، نسبت سود خالص به سود قبل از مالیات به عنوان معیار کارایــی مدیریت مالیاتی روند صعودی خواهد داشت.

 

 

رفاه از نظر بانک های معتبر بین المللی، یکی از خوشنام ترین بانک های تجاری محسوب می شود که با داشتن کارگزاران منتخب از بانک های تراز اول دنیا ، نیاز های مشتریان خود در عملیات بانکی بین المللی را مرتفع می سازد.

 

 

 

 

 



 

 

 

 

 

 
فعالیتهای بانک
فعالیتهای بانک رفاه را به دو بخش عام و خاص می توان تقسیم نمود. فعالیتهای عام در برگیرنده کلیه خدمات مجاز قابل ارائه توسط بانکهای تجاری است، فعالیتهای خاص نیز شامل کلیه خدماتی است که بانک به طور ویژه به برخی از سازمانها و موسسات ارائه می نماید.

 

فعالیتهای عام:
انجام کلیه عملیات بانکی ریالی و ارزی از قبیل؛

·         افتتاح و ارائه خدمات مربوط به حسابهای جاری، پس انداز، سپرده های کوتاه و بلند مدت ریالی و ارزی

·         اعطای تسهیلات اعم از ارزی و ریالی در بخشهای صنعت، کشاورزی، خدمات تجارت، مسکن، صادرات و واردات

·         صدور انواع ضمانت نامه های ارزی و ریالی

·         انجام انواع تامین های مالی و اعتباری داخلی و خارجی

·         اعطای کارت اعتباری ارزی

·         صندوق های اجاره ای هوشمند

·         انجام امور مربوط به کارگزاری بورس و ....

فعالیتهای خاص:

  • ارائه خدمات بانکی به سازمان تامین اجتماعی و جامعه تحت پوشش آن
  • ارائه  خدمات بانکی به بیش از یکصد موسسه تولیدی وابسته به سازمان تامین اجتماعی
  • ارائه خدمات بانکی به وزارت بهداشت و درمان و آموزش پزشکی، دانشگاههای علوم پزشکی، بیمارستانها، دانشجویان، اساتید علوم پزشکی، پزشکان، انستیتوپاستور، سازمان خدمات درمانی، هلال احمر، انتقال خون، سازمان بهزیستی و داروخانه ها
  • ارائه خدمات بانکی به وزارت کار و امور اجتماعی و سازمانهای تابعه
  • اعطای تسهیلات به صنعت چاپ و نشر کتاب و اهل قلم و هنر

به طور کلی موضوع فعالیت بانک شامل موارد زیر می شود:

  • جذب منابع
  • اعطای تسهیلات
  • سرمایه گذاری در زمینه های مختلف اقتصادی
  • تسهیل امور بازرگانی داخلی و خارجی

 

خط مشی کیفیت بانک

·         پایبندی به اصول بانکداری بدون ربا ،امانتداری و جلب اعتماد همه اقشار جامعه ،مورد توجه تمامی کارکنان بانک می باشد.

·         ارتقای جایگاه بانک به عنوان یک بنگاه مستقل اقتصادی در راستای تعالی مادی و معنوی کشور مورد تاکید است.

·         تلاش بی وقفه در راستای بهبود مستمر و ارتقای کیفیت خدمات ،اولین تعهد همه کارکنان بانک جهت تامین رضایت و خشنودی مشتریان است.

·         ارج نهادن به مقام انسانی کارکنان به عنوان با ارزش ترین سرمایه بانک و الزام به اصل شایسته سالاری و ارتقای کیفیت زندگی آنان همواره مرد تاکید است.

منشور اخلاقی بانک رفاه
کارکنان بانک رفاه تلاش دارند، تا کلیه خدمات بانکی را با کیفیت مطلوب آنچنانکه شایسته مشتریان عزیز است ارائه نمایند، لذا خود را ملزم به رعایت نکات ذیل می دانند.

·         شریک بودن در شادی و غم مشتری

·          حفظ اسرار و اطلاعات محرمانه مشتری

·         توجه به نظافت ،پاکیزگی و آراستگی شعبه

·         برقراری ارتباط شایسته و صمیمانه با همکاران

·         رعایت عدالت و انصاف در ارائه خدمات به مشتری

·         رعایت ادب ،نزاکت و تواضع در برخورد با مشتری

·         اشتیاق و همکاری در ارائه خدمات مشاوره ای به مشتری

·         تلقی نمودن ارائه خدمت به مشتری به عنوان فرصت انجام یک کار نیک

·         انجام دقیق ،سریع و صحیح کار و جلوگیری از تضییع وقت و حقوق مشتری

·         تعهد ،مسئولیت پذیری و مشارکت جمعی کارکنان در ارائه خدمت به مشتری

·         پیش قدم بودن در سلام و خوش آمد گویی به مشتری و استقبال و مشایعت وی

 

 

  • اصول بانک کشاورزي در توسعه خدمات مبتني بر دانش محوري
  • اصل اول: شفاف و مستندسازي نحوه ارائه خدمات به ارباب رجوع
    بانک کشاورزي در راستاي شفاف سازي نحوه ارائه خدمات به مردم اقداماتي انجام داده که شامل موارد زير مي شوند.
  • تهيه بروشورهاي راهنماي ارائه خدمات به مشتريان
    تهيه بروشورهاي عناوين خدمات قابل ارائه به ارباب رجوع و مشتريان
    تهيه فرم مربوط به مشخصات متصديان انجام کار شامل نام و نام خانوادگي و پست سازماني
    تهيه تابلوهاي شناسايي کارگروهها در مديريت ها و شعب
    تهيه تابلوهاي راهنماي مشتريان در مبادي ورودي مديريتها و شعب
    تهيه تابلوهاي راهنماي مشتريان درخصوص مدارک مورد نياز جهت ارائه خدمات به مشتريان
  • اصل دوم: اطلاع رساني از نحوه ارائه خدمات به مشتريان
  • يکي از نيازهاي مشتريان امکان برقراري ارتباط و آسان آنها با سازمان است، بانک کشاورزي دراين خصوص اقدامات قابل توجهي جهت تسهيل اطلاع رساني به منظور ارائه خدمات بهينه بانک بشرح ذيل انجام داده است. راه اندازي سامانه پيام بانک،راه اندازي و ايجاد مرکز ارتباط سبز، معرفي تلفن و دورنگار ارتباط با مدير عامل بانک و ادارات مرتبط با مشتريان،سامانه اطلاع رساني گوياي بانک،  پست صوتي مديران،  تابلوي اطلاع رساني بانک ، ايستا بانک، نصب و راه اندازي سيستم تلفنبانک،  لوح فشرده چند رسانه اي معرفي خدمات بانک کشاورزي،بروشور الکترونيکي بصورت CD، طرح راهنماي مطلع مشتريان،چاپ و توزيع بروشورهاي اطلاعاتي بين مشتريان ، چاپ و توزيع ماهنامه پيام مهر، تهيه کتابچه تحت عنوان طرح تکريم مردم و مشتريان در بانک کشاورزي
  • اصل سوم: تدوين منشور اخلاقي سازمان در ارتباط با مردم
  • بانک کشاورزي اقدام به تدوين منشور اخلاقي کارکنان کرده است که در نوع خود جالب توجه است.  ارزش‌آفريني براي مردم و مشتريان و كسب رضايت آنها بعنوان اصلي‌ترين سرمايه بانك.  رعايت نظم و انضباط، ادب و احترام در ارتباط با مردم و مشتريان.  رعايت عدالت و پرهيز از هرگونه تبعيض در جريان امور و فعاليت‌ها با هدف حفظ كرامت انساني مردم و مشتريان.  ترويج فرهنگ تكريم، پاسخگويي و گره‌گشايي از مشكلات مردم و مشتريان و تبديل آن به يك ارزش حاكم در سازمان. رعايت اصول صداقت، درستي، امانت‌داري، رازداري و حفظ اطلاعات مربوط به مشتريان. وقت‌شناسي، وظيفه‌شناسي، آراستگي ظاهر، حذف تشريفات زائد و پرهيز از معطل كردن مردم و مشتريان.
     تلاش در ارائه مشاركت جمعي و كار گروهي منسجم براي ارتقاي دقت، صحت، كيفيت و افزايش سرعت عمليات و ارائه خدمت به مردم و مشتريان. تلاش در جهت ارائه بهترين و به روز آمدترين انواع خدمات بانكي بويژه با استفاده از فناوري روز بانكداري الكترونيك در سطح استانداردهاي جهاني.  استفاده از انتقادها، پيشنهادها و نظرهاي سازنده مردم و مشتريان بعنوان يك فرصت كليدي براي بانك.  كوشش در جهت تحقق انتظارها و نيازهاي مورد نظر مردم و مشتريان بعنوان يك فرصت استراتژيك براي بانك. نشان دادن صبر و حوصله، متانت و صبوري، خوش برخوردي براي حفظ آسايش و آرامش مردم و مشتريان در فضاهاي مختلف مورد مراجعه در بانك.  شناخت ارزش‌هاي مورد نظر مردم و مشتريان در نقاط مختلف كشور و تلاش همه جانبه در برآورد آنچه شما مي‌خواهيد.
  • اصل چهارم: بهبود اصلاح روشهاي ارائه خدمات به مردم
  • بانک کشاورزي به منظور دستيابي به ساختار سازماني پويا، کارآمد و انعطاف پذير و گريز از ساختار وظيفه گرايي، حذف فعاليتهاي پيچيده و موازي، حذف مقررات زائد و دست و پاگير، افزايش سرعت ارائه خدمات، تسهيل تعاملات و بهبود ارتباط با مشتريان اقداماتي را جهت اصلاح روشهاي ارائه خدمات به اجراء گذاشته که برخي از آنها عبارتند از:
  •  مکانيزه نمودن کليه شعب بانک کشاورزي در سراسر کشور و ايجاد سرعت و سهولت در خدمت رساني به مردم، اجراي طرح « نوبت دهي الکترونيک به مشتريان» در برخي شعب با هدف ايجاد سهولت و راحتي براي ارباب رجوع و جلوگيري از تشکيل صف درقسمت باجه ها،  ساده سازي روشهاي اعطاي اعتبار به مشتريان با هدف افزايش سرعت و کيفيت انجام کار، حذف مقررات غيرضروري کاهش مکاتبات و جلب رضايت ارباب رجوع،   بکارگيري کليه کارکنان در راستاي ارائه خدمت به موقع به مشتريان با استفاده از طرح چند مهارتي کردن کارکنان
     تشکيل پرونده مادر در بخش اعتباري شعب با هدف ايجاد تسريع در کار ارباب رجوع ، کاهش هزينه ها، حذف برخي از امور غير ضروري و جلوگيري از رفت و آمدهاي مکرر مشتريان،  کاهش تعداد استعلامهاي مورد نياز براي دريافت تسهيلات،  تمرکز زدايي و تفويض اختيار به کارکنان همراه با نظارت مستمر، برگزاري جلسات مشترک با مشتريان ويژه، مشتريان وفادار و مشتريان شريک در سطح استانها و توجه و استفاده از پيشنهادها و نظرات آنها جهت اصلاح و بهبود امور اجرايي، 
  • سازماندهي ساختار بانک در قالب طرح پويش: دراين طرح اختيارات شعب افزايش داده شده به نحوي که احساس مسئوليت شعب در برابر مشتريان بانک متناسب با اختيارات تفويض شده نيز بيشتر شده است. ساختار سازماني بانک از شکل سازمانهاي سلسله مراتبي به سمت سازمان مسطح در حال تغيير است.
  • مهندسي مجدد فرآيندها و روش هاي اختصاصي بانک کشاورزي: در زمينه ارايه خدمات به مردم و مشتريان در سه حوزه سيستمها و روشهاي اعتباري، سيستمها و روش هاي تجهيزمنابع و فرآيندها و روشهاي مورد عمل در مديريت استانها و شعب با مشارکت موسسه پژوهشي و تحقيقاتي وابسته به وزارت علوم تحقيقات و فن آوري مورد بررسي و اقدام قرار گرفت.
  • استقرار نظام کنترل کيفيت و اخذ گواهينامه ايزو 9001 سري سال 2000 در هفته بانکداري در سال 1383 به منظور ارتقاي بهره وري و بهبود خدمات رساني به مردم و مشتريان
  • اجراي نظام جامع بانکداري الکترونيک مطابق با استانداردها و تحولات نوين صنعت بانکداري و گسترش آن به 900 شعبه به طور همزمان با هدف ارايه خدمات مطلوب به مشتريان، ايجاد سرعت و دقت در ارايه خدمات بانکي
  • اصل پنجم : نظارت بر حسن رفتار کارکنان دستگاههاي اجرايي با مردم
  • بانک کشاورزي دراين خصوص و به منظور تحقق اهداف اجرايي از طرح تکريم مردم اقداماتي مختلفي انجام داده است که برخز از آنها عبارتند از: اجراي طرح ناظرين ويژه ، تهيه پرسشنامه نظرسنجي ويژه مشتريان

 

اطلاع رساني در بانک کشاورزي

يکي از ويژگي هاي مثبت بانک کشاورزي در حوزه فناوري اطلاعات داشتن يک سايت اينترنتي جامع و مناسب براي اطلاع رساني به مخاطبان و مشتريان بانک است. پايگاه رسمي اطلاع‌رساني بانك كشاورزي که در نشاني   www.agri-bank.com قابل مشاهده است در سال 1377 به عنوان نخستين اينترانت دو زبانه در نظام بانكي كشور طراحي، پياده‌سازي و راه‌اندازي شده است و هم اکنون در وب با Page rank بسيار خوب هفت فعال است.از امكانات موجود بر روي وب سايت بانك كشاورزي مي‌توان به موارد ذير  اشاره نمود:

درباره بانك: شامل گزينه‌هاي بانك در يك نگاه، كتاب زرد بانك مي‌باشد كه به معرفي عملكرد، موفقيت‌ها، چارت سازماني مديران و اطلاعات مديران بانك مي‌پردازد.

خدمات بانك: شامل معرفي 100 نوع خدمت متنوع بانك اعم از طرح‌ها، خدمات، تسهيلات به همراه روال انجام كار و فرم‌هاي مربوط جهت اخذ تسهيلات و ... مي‌باشد.

اخبار و تازه‌ها: شامل آخرين اخبار و تازه‌هاي بانك مي‌باشد.

خدمات اطلاعاتي: شامل كليه اطلاعات شعب با امكان چاپ و گزارش‌گيري و اطلاعيه‌ها و بخشنامه‌ها با امكان جستجو مي‌باشد.

اطلاعات حساب مشتريان: امكان مشاهده موجودي حساب را در حال حاضر به دارندگان حساب در شعبه مركزي و شعبه شهر‌آرا و در آينده‌اي نزديك در ساير شعب در اختيار كاربران قرار مي‌دهد.

ديگر فعاليتها: شامل معرفي كليه فعاليتهاي بخشهايي از بانك شامل كتابخانه، مركز تحقيق و توسعه، صندوق زنان، بيمه محصولات كشاورزي و دامي، آمار و شاخص‌هاي بانكي و همچنين اخبار استانها مي‌باشد.

بانك كودك و نوجوان: پايگاه اينترنتي بانك كودك و نوجوان كه شامل بخش‌هايي از قبيل مسابقه و سرگرمي، خدمات، معرفي طرح كودك و نوجوان و ... مي‌باشد.

آراد: با توجه به اهميت آموزش از راه دور، بانك كشاورزي اقدام به راه‌اندازي سايت آراد با هدف مذكور نموده است.

سامانه پيام بانك: سامانه پيام بانك متشكل از سه قسمت اصلي سامانه ارتباط مشتريان، سامانه خدمات اطلاع‌رساني و سامانه ارتباط با مديريان مي‌باشد. اين مجموعه يكپارچه امكان تبادل و دستيابي سريع به اطلاعات را ايجاد نموده است.

سايت بانک کشاورزي يک نسخه به زبان انگليسي هم دارد و در بخش انگليسي آن مطالبي چون اخبار، كتاب زرد، درباره ما و ... درج گرديده است.

عناوين بانک کشاورزي در ايران و جهان

بانک کشاورزي داراي مقام ها و رتبه هاي مختلفي در سطح جهاني و ملي است که برخي از آنها عبارتند از:

-         بانک  برتر  جمهوري اسلامي  ايران  در سال  2005 بنابر اعلاميه نشريه بين الملل  The banker ارگان بانکي  موسسه  تايمز مالي  ( Financial times)  

-         کسب عنوان  بانک برتر  جمهوري اسلامي  ايران در  سال 2005  بنابر اعلام  نشريه بين المللي Euro money

-         تائيد گواهينامه ايزو 9001 سري 2000

-         کسب  رتبه اول درسطح  بانکهاي دولتي  درهمايش تجارت  الکترونيکي وزارت  بازرگاني

-         دريافت لوح تقدير   و كسب رتبه اول   در دومين   جشنواره خدمات رساني و پاسخگويي

 

اصول بانک کشاورزي در توسعه خدمات مبتني بر دانش محوري

اصل اول: شفاف و مستندسازي نحوه ارائه خدمات به ارباب رجوع
بانک کشاورزي در راستاي شفاف سازي نحوه ارائه خدمات به مردم اقداماتي انجام داده که شامل موارد زير مي شوند.

تهيه بروشورهاي راهنماي ارائه خدمات به مشتريان
تهيه بروشورهاي عناوين خدمات قابل ارائه به ارباب رجوع و مشتريان
تهيه فرم مربوط به مشخصات متصديان انجام کار شامل نام و نام خانوادگي و پست سازماني
تهيه تابلوهاي شناسايي کارگروهها در مديريت ها و شعب
تهيه تابلوهاي راهنماي مشتريان در مبادي ورودي مديريتها و شعب
تهيه تابلوهاي راهنماي مشتريان درخصوص مدارک مورد نياز جهت ارائه خدمات به مشتريان

اصل دوم: اطلاع رساني از نحوه ارائه خدمات به مشتريان

يکي از نيازهاي مشتريان امکان برقراري ارتباط و آسان آنها با سازمان است، بانک کشاورزي دراين خصوص اقدامات قابل توجهي جهت تسهيل اطلاع رساني به منظور ارائه خدمات بهينه بانک بشرح ذيل انجام داده است. راه اندازي سامانه پيام بانک،راه اندازي و ايجاد مرکز ارتباط سبز، معرفي تلفن و دورنگار ارتباط با مدير عامل بانک و ادارات مرتبط با مشتريان،سامانه اطلاع رساني گوياي بانک،  پست صوتي مديران،  تابلوي اطلاع رساني بانک ، ايستا بانک، نصب و راه اندازي سيستم تلفنبانک،  لوح فشرده چند رسانه اي معرفي خدمات بانک کشاورزي،بروشور الکترونيکي بصورت CD، طرح راهنماي مطلع مشتريان،چاپ و توزيع بروشورهاي اطلاعاتي بين مشتريان ، چاپ و توزيع ماهنامه پيام مهر، تهيه کتابچه تحت عنوان طرح تکريم مردم و مشتريان در بانک کشاورزي

اصل سوم: تدوين منشور اخلاقي سازمان در ارتباط با مردم

بانک کشاورزي اقدام به تدوين منشور اخلاقي کارکنان کرده است که در نوع خود جالب توجه است.  ارزش‌آفريني براي مردم و مشتريان و كسب رضايت آنها بعنوان اصلي‌ترين سرمايه بانك.  رعايت نظم و انضباط، ادب و احترام در ارتباط با مردم و مشتريان.  رعايت عدالت و پرهيز از هرگونه تبعيض در جريان امور و فعاليت‌ها با هدف حفظ كرامت انساني مردم و مشتريان.  ترويج فرهنگ تكريم، پاسخگويي و گره‌گشايي از مشكلات مردم و مشتريان و تبديل آن به يك ارزش حاكم در سازمان. رعايت اصول صداقت، درستي، امانت‌داري، رازداري و حفظ اطلاعات مربوط به مشتريان. وقت‌شناسي، وظيفه‌شناسي، آراستگي ظاهر، حذف تشريفات زائد و پرهيز از معطل كردن مردم و مشتريان.
 تلاش در ارائه مشاركت جمعي و كار گروهي منسجم براي ارتقاي دقت، صحت، كيفيت و افزايش سرعت عمليات و ارائه خدمت به مردم و مشتريان. تلاش در جهت ارائه بهترين و به روز آمدترين انواع خدمات بانكي بويژه با استفاده از فناوري روز بانكداري الكترونيك در سطح استانداردهاي جهاني.  استفاده از انتقادها، پيشنهادها و نظرهاي سازنده مردم و مشتريان بعنوان يك فرصت كليدي براي بانك.  كوشش در جهت تحقق انتظارها و نيازهاي مورد نظر مردم و مشتريان بعنوان يك فرصت استراتژيك براي بانك. نشان دادن صبر و حوصله، متانت و صبوري، خوش برخوردي براي حفظ آسايش و آرامش مردم و مشتريان در فضاهاي مختلف مورد مراجعه در بانك.  شناخت ارزش‌هاي مورد نظر مردم و مشتريان در نقاط مختلف كشور و تلاش همه جانبه در برآورد آنچه شما مي‌خواهيد.

اصل چهارم: بهبود اصلاح روشهاي ارائه خدمات به مردم

بانک کشاورزي به منظور دستيابي به ساختار سازماني پويا، کارآمد و انعطاف پذير و گريز از ساختار وظيفه گرايي، حذف فعاليتهاي پيچيده و موازي، حذف مقررات زائد و دست و پاگير، افزايش سرعت ارائه خدمات، تسهيل تعاملات و بهبود ارتباط با مشتريان اقداماتي را جهت اصلاح روشهاي ارائه خدمات به اجراء گذاشته که برخي از آنها عبارتند از:

 مکانيزه نمودن کليه شعب بانک کشاورزي در سراسر کشور و ايجاد سرعت و سهولت در خدمت رساني به مردم، اجراي طرح « نوبت دهي الکترونيک به مشتريان» در برخي شعب با هدف ايجاد سهولت و راحتي براي ارباب رجوع و جلوگيري از تشکيل صف درقسمت باجه ها،  ساده سازي روشهاي اعطاي اعتبار به مشتريان با هدف افزايش سرعت و کيفيت انجام کار، حذف مقررات غيرضروري کاهش مکاتبات و جلب رضايت ارباب رجوع،   بکارگيري کليه کارکنان در راستاي ارائه خدمت به موقع به مشتريان با استفاده از طرح چند مهارتي کردن کارکنان
 تشکيل پرونده مادر در بخش اعتباري شعب با هدف ايجاد تسريع در کار ارباب رجوع ، کاهش هزينه ها، حذف برخي از امور غير ضروري و جلوگيري از رفت و آمدهاي مکرر مشتريان،  کاهش تعداد استعلامهاي مورد نياز براي دريافت تسهيلات،  تمرکز زدايي و تفويض اختيار به کارکنان همراه با نظارت مستمر، برگزاري جلسات مشترک با مشتريان ويژه، مشتريان وفادار و مشتريان شريک در سطح استانها و توجه و استفاده از پيشنهادها و نظرات آنها جهت اصلاح و بهبود امور اجرايي، 

سازماندهي ساختار بانک در قالب طرح پويش: دراين طرح اختيارات شعب افزايش داده شده به نحوي که احساس مسئوليت شعب در برابر مشتريان بانک متناسب با اختيارات تفويض شده نيز بيشتر شده است. ساختار سازماني بانک از شکل سازمانهاي سلسله مراتبي به سمت سازمان مسطح در حال تغيير است.

مهندسي مجدد فرآيندها و روش هاي اختصاصي بانک کشاورزي: در زمينه ارايه خدمات به مردم و مشتريان در سه حوزه سيستمها و روشهاي اعتباري، سيستمها و روش هاي تجهيزمنابع و فرآيندها و روشهاي مورد عمل در مديريت استانها و شعب با مشارکت موسسه پژوهشي و تحقيقاتي وابسته به وزارت علوم تحقيقات و فن آوري مورد بررسي و اقدام قرار گرفت.

استقرار نظام کنترل کيفيت و اخذ گواهينامه ايزو 9001 سري سال 2000 در هفته بانکداري در سال 1383 به منظور ارتقاي بهره وري و بهبود خدمات رساني به مردم و مشتريان

اجراي نظام جامع بانکداري الکترونيک مطابق با استانداردها و تحولات نوين صنعت بانکداري و گسترش آن به 900 شعبه به طور همزمان با هدف ارايه خدمات مطلوب به مشتريان، ايجاد سرعت و دقت در ارايه خدمات بانکي

اصل پنجم : نظارت بر حسن رفتار کارکنان دستگاههاي اجرايي با مردم

بانک کشاورزي دراين خصوص و به منظور تحقق اهداف اجرايي از طرح تکريم مردم اقداماتي مختلفي انجام داده است که برخز از آنها عبارتند از: اجراي طرح ناظرين ويژه ، تهيه پرسشنامه نظرسنجي ويژه مشتريان

 

 

+ نوشته شده در  دوشنبه چهارم خرداد 1388ساعت 0:5 قبل از ظهر  توسط حسن تهراني  | 

ماسک عسل

ماسکهای زیبایی با عسل

عسل نقش مهمی در حفظ زیبایی و تجدید جوانی بازی میکند، در ذیل چند نمونه ماسک برای تمام خانمها و آقایانی که به پوست خود اهمیت میدهند معرفی شده است.

ماسک عسل برای زیبایی و شادابی پوست:
خانمها میتوانند با تهیه ماسک عسل خالص یا عسل مخلوط با زرده تخم مرغ و خامه ترش به نسبت مساوی بر زیبایی و شادابی پوست خود بیافزایند.

پیشنهاد در روش مصرف:
صورت را با آب گرم شسته و مدت 2 الی 3 دقیقه کمپرس آب گرم بکار برید تا منافذ پوست باز شده و قدرت پوست را برای جذب رطوبت افزایش دهد
مخلوط فوق را با پنبه بصورت لایه نازکی روی پوست بمالید و مدت 10 الی 15 دقیقه به حال خود بگذارید، سپس با آب گرم شسته و خشک کنید و مقداری پودر بزنید.
توجه: ماسک عسل بتنهایی برای چهره
های خسته و پف کرده بسیار موثر واقع می شود

ماسک برای پوست های خشک
مواد لازم:
1- یک قاشق غذاخوری عسل
2-زرده تخم مرغ یک عدد
3-آرد چاودار یک قاشق غذاخوری
4-روغن زیتون یک قاشق غذاخوری
طریقه مصرف:
مواد فوق را با هم مخلوط نموده و مدت 20 الی 30 دقیقه روی پوست بگذارید سپس با آب گرم بشویید.
توجه: همین کار را می توانید با یک قاشق غذاخوری عسل و یک قاشق غذاخوری خامه یا ماست شیرین انجام دهید و پس از 5 الی 10 دقیقه صورت خود را با آب ولرم بشویید.

ماسک  برای پوست های چرب:

مواد لازم:
1- یک قاشق غذاخوری عسل
2-آرد چاودار یک قاشق
3-سفیده تخم مرغ یک عدد
4-آبلیمو به اندازه یک عدد لیمو معمولی

طریقه مصرف:
مواد فوق را با هم مخلوط کرده و مدت 5 الی 10 دقیقه روی پوست بگذاریدتا منافذ پوست را تنگ نموده و قوام پوست را بهتر نماید. (با عسل و سفیده تخم مرغهم می
توانید این کار را انجام دهید) 

ماسک موز و عسل:
موز سالم و رسیده را خوب له کنید و سپس یک و نیم قاشق مربا خوری عسل به آن افزوده خوب مخلوط و ممزوج نمایید
صورت را با آب گرم بشویید و پس از خشک کردن این مخلوط را به چهره و ناحیه گردن خوب بمالید و بگذارید 30 دقیقه بماند و سپس با آب ولرم چهره و ناحیه گردن را بشویید
نکته: این ماسک یکی از بهترین ماسک
ها برای چهره های خسته و بیخوابی کشیده می باشد

نرم کردن دستها:

برای نرم کردن دستها مغز هسته هلو را بکوبید و با عسل مخلوط کنید و آن را به دستها بمالید بهتر است این کار در شب انجام شود

پيام هاي ديگران ( نظر بدين )        link        جمعه، 21 مهر، 1385 -
+ نوشته شده در  یکشنبه سوم خرداد 1388ساعت 11:18 بعد از ظهر  توسط حسن تهراني  | 

سخت افزار و نرم افزار بانك موفق

    راز و فلسفه ي تعبيه ي روابط عمومي در نهادها و سازمان هاي مختلف، مهندسي افكار عمومي است و افكار عمومي زيرساخت بسيار مهم سرمايه ي اجتماعي است.
اولويت ها و نيز جايگاهي که براي فن آوري نوين قايل است
 راه اندازي اولين اينترانت دو زبانه ي متصل به اينترنت در نظام بانکي کشور  و در نهايت رضايت مندي مشتريان همگي نشان دهنده خط مشي بانک است. موبايل استفاده از وب سايت ، پست صوتي، پست الکترونيک و استفاده از sms شده است رکن اصلي آن که دريافت بازخوردها و نظرات مشتريان است

. تلاش هاي مديريت هر مجموعه زماني ميسر مي شود که ميان پتانسيل انساني يک مجموعه و تکنولوژي و فناوري اجرايي آن همساني وجود داشته باشد. رابطه هماهنگ ميان سخت افزار و نرم افزار است که يک نهاد اقتصادي را به سرانجام اميدوارانه اي رهنمون مي کند و ما اين مهم را به عنوان يک خط مشی مدیریت عمومی مدنظر قرار داده ايم.
           پخش همزمان مراسم قرعه كشي حساب هاي قرض الحسنه از طريق اينترنت     نظرسنجي الکترونيکي و اينترنتي ،ارتباط مردم با مديران از طريق Email ، راه اندازي سامانه صندوق صوتي وارتباط در هر ساعت ازشبانه روز، راه اندازي سامانه پرسش و پاسخ، ارسال SMS به تلفن همراه و معرفي خدمات بانك، اطلاع رساني گسترده در زمينه فرهنگ استفاده از بانكداري الكترونيك و جايگزيني آن با بانكداري سنتي، به حداقل رساندن پول اسکناس و به حداکثر رساندن استفاده از پول الکترونيکي در بين مردم است.

 

مشورت :
اصولاً تصميم گيري يكي ازمهم ترين وظايف مديران است و در اين جهت آنان بايستي تصميمات صحيحي را اخذ نمايند ، چون انسان خود محور و كسي كه بدون فراهم آوردن مقدمات و بي هيچ واهمه اي از احتمال اشتباه تصميم بگيرد ،‌مرتكب خطا خواهد شد. روح مشورت نشات گرفته از رحمت الهي و موجب بهره گيري از عقل ديگران و پالايش انديشه و ايجاد پشتيباني است و خود محوري باعث قطع ارتباط معنوي و صميميت با كاركنان داخل سازمان و با مردم جامعه مي باشد و موجب ناديده انگاشتن شخصيت آنان مي شود لذا در مسائلي كه با مصالح عمومي كاركنان در سازمان و همچنين مخاطبان آن مربوط مي شود بايد مشورت مورد بهره گيري قرار گيرد حضرت علي (ع) مي فرمايند : عاقل از مشورت با ديگران بي نياز نيست و بهترين كساني كه با آنان مشورت مي كني ،‌ صاحبان خرد و دارندگان علم و تجارب و دور انديشي هستند.

اهميت و لزوم مشورت يا مشاوره مديران با مشاورين ارتباطات و روابط عمومي

  • مشاورين ارتباطات و روابط عمومي در واقع به مديران كمك مي كنند كه آنها بتوانند با ديد كافي بازتري به اداره/ سازمان يا موسسه مربوطه همت گمارده و با فرصت بيشتري نسبت به برنامه ريزي و سياست گذاري عمده و هدايت و هماهنگي حوزه هاي مختلف مديريت اقدام نمايند و از سوي ديگر شناخت كاملي از مخاطبان و سرويس گيرندگان خود بدست آورند و در نتيجه توسعه و پيشرفت در كار خود را به معني واقعي كلمه به منصفه ظهور رسانند.
  • كارشناسان و مشاوران ارتباطات و روابط عمومي به عنوان چراغي فروزان ، راههاي توسعه و سازندگي و پشرفت را براي مديران سازمان و موسسات به ارمغان مي آورند.
  • با توجه به اينكه مقوله ارتباط و روابط عمومي و يا به عبارتي ديگر ارتباط (با همگان يا عموم) در اوضاع و احوال كنوني كشور كه دوران سازندگي و توسعه پايدار نام گرفته است از اهميت ويژه خاصي برخوردار است و سازمانهاي اقتصادي اجتماعي مانند بانك ها نقش ارزنده را در نيل به اهداف متعال و ايده آل توسعه پايدار را ايفا مي كنند و با تأسيس بانك هاي خصوصي و همچنين موسسات مالي و اعتباري ميدان رقابت گسترده و وسيع براي جذب و جلب و اعتماد و اعتقاد (تفاهم) مخاطب يا به عبارت ديگر مشتريان ايجاد شده است لذا يك بانك دولتي بايد نسبت به گذشته در حال جلب مشتري و مخاطب و ايجاد و نشر و تثبيت تفاهم در مخاطبان فعاليت ها و عملكرد هاي ارتباطي بيشتري را مودر توجه قرار دهد ، در نتيجه واحدهاي روابط عمومي و وجود مشاوران ارتباطات در سازمان ها و موسسات از جمله بانك ها مي توانند عملكردها و فعاليت هاي مديران در سطوح مياني و به ويژه عالي را همراه با دگرگوني هاي بنيادي سياسي واجتماعي متحول نموده و رسالت هاي واقعي و حقيقي آنها را بيشتر و بهتر به آنها بشناسانند. در نتيجه مديران نيز يا آگاهي هاي كافي مردم يا مخاطبان را در جريان حقايق و امور قرار داده و با جلب اعتماد و تقويت حس مسئوليت و تفاهم ، موجبات مشاركت هر چه بيشتر مخاطبان با سرويس گيرندگان را فراهم مي آوردند.
  • امروز استفاده و بهره مندي از مشاوران توسط مديران به صورت يك الزام و ضرورت مطرح مي شود و مديران با توجه و استفاده از نظر كارشناسانه و بي طرفانه مشاوران و همكاري آنها به موفقيت هاي بيشتري دست پيدا مي كنند و مسائل و مشكلات و معضلات و نقاط و نكات ضعيف و قوي و همچنين آگاهي هاي زيادي را كه تا كنون بر آنها وقوف كامل نداشتند ،‌ كشف مي كنند.
  • برقراري ارتباط با مخاطبان يك سازمان مانند بانك در حقيقت نتيجه اي را كه همانا الهام از افكار عمومي مي باشد در بر خواهد داشت و اثرات و فعاليت ها و اقدامات يا به عبارتي ديگر خدمات يك سازمان در جامعه را مي توان با دريافت پس فهرست برنامه ها و خدمات يا به سخن ديگر بازتاب و عكس العمل آنها را كه با ارتباط ميسر مي شود ،‌ به دست آورد. حضور يك مشاور و ارتباطات و روابط عمومي كه آشنا به جنبه هاي علمي و عملي ارتباطات بوده و از تجربياتي هم بهره مند باشد. در كنار مديريت يك بانك ، مي تواند در راه رسيدن با اهداف عاليه و مترقي آن و در كنار ساير عوامل و مسائل تشكيل دهنده ، مديريت قوي ،‌كاردان و كارساز مسمر ثمر ،‌ موفق و پيشرو را ارمغان آورد.
  • نوآوري ، خلاقيت و ابداع و طرح ايده هاي جديد و نوين كه متكي بر اصول روابط انساني باشد از جمله مواردي است كه توسط يك مشاوره ارتباطات و روابط عمومي در راستاي پيشبرد فعاليت هاي در سازمان و پيشگيري از وقوع بحران و جلوگيري از ايجاد فضاي نا خوشايند و نا مطلوب مي تواند مديريت يك سازمان مانند بانك را ياري رسان باشد.
  • نكته مهم و قابل توجه و تعمق اينكه بايد بپذيريم كه مديران و مسئولان سازمانها از جمله بانك ها با ارمعان نظر به مخاطب ميليوني خود در سطح كشور و در مواردي خارج از كشور ، به علت گرفتاريهاي زياد و مشغلة فراوان و شركت در جلسات گوناگون و موارد مشابه و مواجه شدن با تراكم و حجم بالاي كارها و فعاليت ها ،‌ اكثراً از پرداختن به فعاليت هاي مربوط به روابط انساني و تماس بيشتر با كاركنان خود در درون سازمان (بانك) و سرويس گيرندگان و مخاطبان با مشتريان در برون سازمان (بانك) غافل مي شوند و نا خواسته با مسائل و مشكلاتي مواجه و روبه رو مي كردند كه گاهي باعث پريشان خاطر شدن آنها و در نتيجه شكست در روند وظايف و فعاليت هايشان مي گردد ولي در صورت استفاده از رهنمودهاي مشاوران و كارشناسان ارتباطات و روابط عمومي و به كار بردن آنها هميشه فعاليت ها و اقداماتشان قرين موفقيت و مهرورزي خواهد بود.
  • مديران بايد اين واقعيت و اصل اساسي را بپذيرند كه هر چه بيشتر به برقراري ارتباط و ارزش و نتايج جالب آن توجه نمايند ، به همان نسبت ، محيط سازماني خود و جامعه مقابل خويش را آگاه تر و منسجم تر و پوياتر پيش روي خواهند داشت و نتيجه درخشان و جالب اين امر كسب تفاهم و اعتماد و اطمينان و حمايت و پشتيباني عمومي و در تمام فراز و نشيب هاي دوران مديريت را براي آنها به ارمغان خواهد آورد و و اينجاست كه نقش حساس و كارساز مشاوران و كارشناسان ارتباطات و روابط عمومي ،‌خود را بيشتر و ملموس تر مي نمايند.
  • درك اين مسئله كه مديران به ويژه مديراني كه در سازمانها و موسسات گسترده و ملي مانند بانك ها مشغول انجام وظيفه هستند و هر يك مشاورين در سطوح مختلف مثل فني ،‌حقوقي ،‌برنامه ريزي و اداري و مالي را به خدمت گرفته اند و در كنار اين مشاوران از مشاور ارتباطات و روابط عمومي هم بهره گيري نمايند ،‌مي تواند مديران را در راه رسيدن به اهداف متعالي و در راستاي عملكردهايشان و در نتيجه جلب افكار عمومي و نفوذ در آن ،‌ ياري دهنده و تقويت كننده باشد. با توجه به اينكه مشاور ارتباطات و روابط عمومي به عنوان يك شخص ثالب به مسائل و روند فعاليت هاي يك سازمان يا موسه مانند بانك مي نگرد ،‌ در نتيجه تمام امور را آنچنان كه هست مرود توجه و دقت قرار مي دهد و ملاحظه كاري و با ديد اغماض و تسامح به مسائل نگريستن را كنار گذاشته و به عنوان يك ميانجي و به دور از هر گونه جانبداري و طرفداري از اين و آن به دنبال كشف حقايق و واقعيت ها خواهد بود و با ارائه رهنمودها و نو آوريهاي مديران را قبل از آنكه به طور ناگهاني و غير مترقبه دچار بحران و تنش ها و نارسائي هايي در محيط سازماني گردند ،‌آگاه و مطلع خواهند بود.
  • نكته مهم ديگر اينكه مديران مسئوليت شاناس و آگاه با توجه به اين واقعيت كه امور برنامه ريزي،‌ سازماندهي ،‌ كنترل و نظارت را كه از اهم وظايف آنهاست در صورتي مي توانند با موفقيت به انجام برسانند كه شالوده اين وظايف بر اساس برقراري ارتباط و پرداخت به اين امر مهم پايه ريزي شده باشد و مشاور ارتباطات و روابط عمومي مي تواند به عنوان يك بازوي توانا و قوي و كارآمد مديران را در راه رسيدن هر چه مطلوب تر وظايفشان و بهره وري و بازدهي بيشتر كمك كند.
  • در فني ترين كارها نيز كه نقش ماشين در آن بسيار مهم است بيش از 60 درصد اختلافات ، اختلافات انساني است كه زائيده ارتباطات غلط مي باشد و مشاور و كارشناسي ارتباطات و روابط عمومي با گوشزد نمودن و تكرار اين مسئله مهم براي مديران مي تواند آنها را از اين امر مطلع و آگاه و با خبر كند و در حقيقت به عنوان يك مكانيسم پيشگيري و نه درمان از بروز اختلافات و تضعيف روحيه ها و نگرش هاي منفي و بي تفاوت جلوگيري نمايند.
  • در كشورهاي توسعه يافته و پيشرفته كه رقابت بين سازمانها و موسسات و از جمله بانك ها در تمام زمينه ها و جوانب از جمله جلب مشاركت مردمي و انسجام اجتماعي در ارائه سرويس و يا خدمات و فروش كالا ،‌ وجود دارد ، فرهنگ ياري جستن از مشاوران و كارشناسان ارتباطات و روابط عمومي توسط مديران باعث پيشرفت و موفقيت آنها شده است در كشور ما نيز براي رسيدن به اهداف متعالي توسعه پايدار و ايجاد انگيزه و اعتماد و اطمينان در ميان مردم ، بايد اين فرهنگ به طور عملي و تجربي و علمي جايگاه شايسته و بايسته خود را باز يابد و حركت توسعه و سازندگي هر چه بيشتر سريع تر و شتابان ،‌ سر منزل مقصول كه همانا ، تعالي جامعه را در بر خواهد داشت به ارمغان آورد و كارشناسان و مشاوران ارتباطات و روابط عمومي به رسالت و منزلت خود بيشتر واقف كردند و خدمات لازم را به مديران و در نتيجه مردم شريف و آگاه ارائه نمايند.
  • با توجه به اينكه بانك كشاورزي يكي از بانك هاي فراگير و مردمي بوده و با مخاطبان ميليوني در سراسر كشور روبه رو است ، به هر ميزان كه از ارتباطات و روابط عمومي به معناي واقعي آن اطلاع رساني و اطلاع يابي و به نفوذ بر افكار عمومي در سطح علمي و كارشناسي بيشتري برخوردار باشد ، مي تواند به موفقت ها و پيشرفت هاي روز افزوني دست پيدا ، لذا با توجه به موارد فوق الذكر دربارة اهميت بهره مندي مديران از مشاورة‌روابط عمومي در ارتباطات پيشنهاد مي شود ،‌ مديران محترم بانك كشاورزي در بخش هاي ستادي ،‌ مياني و حتي شعب بانك در اقصي نقاط كشور براي توسعه و پيشرفت كار و جلب و جذب و اطمينان و اعتقاد مشتريان بانك و همچنين تقويت روحيه وانگيزه همكاران ، از مشاوران ارتباطات و روابط عمومي استفاده نمايند ، تا در نتيجه آن استقبال مردم يا مشتريان را براي خود به ارمغان بياورند.
+ نوشته شده در  شنبه دوم خرداد 1388ساعت 0:9 قبل از ظهر  توسط حسن تهراني  | 

سازمان چابک

سازمان هاي چابك

اداره مطالعات و بازاريابي

research@bank-refah.com

مقدمه

سازمانهاي امروز با مسائلي چون تغييرات سريع و غير قابل پيش بيني، سفارشات خاص و سليق هاي

مشتريان،كيفيت كامل، انتظار دريافت سطح خيلي بالايي از خدمت و ... روبرو هستند.

از اين رو سازمان ها براي بقاء و حفظ موقعيت خود، شكل هاي متفاوتي به خود م يگيرند. يكي از

جديدترين شكل هاي سازماني، فرم سازما نهاي چابك مي باشد. سازمان هاي چابك فراتر از انطباق با

تغييرات م يانديشند و متمايل به استفاده از فرص تهاي بالقوه در يك محيط متلاطم و كسب يك

موقعيت ثابت بخاطر نوآوري ها و شايستگي هاي خود مي باشند.

سازمان هاي چابك درباره ارضاي نيازهاي مشتريان نيز به گون هاي ديگر مي انديشند. اين سازمان ها تنها

محصولات خود را به فروش نمي رسانند، بلكه راه حلهاي برآوردن نيازهاي واقعي مشتريان را بفروش

مي رسانند و معتقدند كه محصولاتشان كامل نيست و به منظور غني سازي ارزش هاي دريافتي

مشتريان از محصول و ايجاد ارزش افزوده براي آنان سعي در غني سازي محصول خود دارند. اين امر

سبب غير قابل دسترس شدن موقعيت سازما نهاي چابك براي رقبا م يشود.

سازمان هاي چابك همچنين بر طراحي يا توسعه محصولاتي متمركز مي شوندكه بطور ويژه، به نيازهاي

منحصر به فرد مشتريان پاسخ دهد. نياز به طراحي موثر و سريع بدين معني است كه رويكرد سنتي در

داشتن محصولات جديد شكست خورده است.

٢

اما ايجاد چابكي كار ساد هاي نيست و مستلزم آن است كه سازما نها با موفقيت كامل، مديريت كيفيت

و ... را به اجرا در آورند. بنابراين، (JIT) توليد به هنگام ،(QFD) توسعه عملكرد كيفيت ،(TQM) جامع

سازمان ها براي رسيدن به چنين ويژگي هايي نيازمند تحولاتي اساسي در ساختار و نگرش خود به

مشتري و ساير ذي نفع هاي سازمان (كاركنان، رقبا و ...) مي باشند.

در اين مقاله، سعي بر آن است تا با نگاه به تحولاتي كه در تئور يهاي توليد صورت گرفته، برخي از

شرايطي كه سازمان ها براي چابك شدن بايد ايجاد نمايند، آورده شود.

نكته قابل ذكر ديگر اينكه، در كتابها و مقالات علمي هرگاه سخن از محصول و توليد آن به ميان

مي آيد، ناخودآگاه مفهوم كالا (شي فيزيكي) در ذهن تداعي م يگردد، درحاليكه محصولات شامل كالاها

و خدمات بوده، و هركدام از فرايند توليد خاصي برخوردارند. براي رفع اين سوء تعبير در برخي متون

« كالاها يا خدمات » علمي، بنا به ضرورت و يا بيان مشترك بودن اصول كلي در توليد محصول، عبارت

با هم بكار مي رود.

تحولات تئوري هاي توليد

١- اتوماسيون و توليد انبوه: در عصر توليد انبوه تقاضا نسبتًا بالا و شركت ها از عرضه و پوشش كامل

تقاضا ناتوان بودند، به همين دليل به انبار نمودن موجودي ها مي پرداختند. قيمت به عنوان عامل مهمي

كه ترجيحات مصرف كننده را تعيين مي كرد مطرح بود و تنها هدف توليدكنندگان، توليد انبوه كالاها

در قيم تهاي پايين بود. اين شيوه توليد در حوالي دور ههاي جنگ جهاني تا سالهاي ١٩٧٠ به عنوان

شيوه غالب توليد شناخته مي شد.

، ٢- افزايش انتظارات و حق انتخاب مشتري (عصر كيفيت): در اواخر سالهاي ١٩٧٠ و اوايل دهه ٨٠

توجه به سليقه هاي مشتري و احترام به حق انتخاب وي مطرح شد. در اين دوره قيمت همچنان به

عنوان يك عامل رقابتي مهم شناخته مي شد و تمركز بسيار زيادي بر كيفيت صورت گرفت و مفاهيمي

با درجات مختلفي از موفقيت در سازمان ها اجرا شد. TQM ،QFD ،MRP ،MRPII ،ERP چون

٣

٣- رقابت گرايي: در اوايل دهه ٩٠ توليد در كلاس جهاني يا توليد ناب مقوله اي بود كه براي

پاسخگويي به افزايش روز افزون پارامترهاي رقابتي مطرح شد. پارامترهاي رقابتي فراتر از قيمت و

كيفيت با مفاهيمي چون علاقه مندي به معرفي محصولات جديد، تحويل به موقع و انعطاف پذيري

براي رقابت در سطح بين المللي اهميت ويژه اي يافتند.

٤- يكپارچگي، فعال بودن و تضايف (عصر چابكي): شيوه توليد چابك در پايان دهه ٩٠ و آغاز قرن

بيست و يكم، مطرح گرديده است. چابكي بر فعال بودن به عنوان يك مزيت نسبي استراتژيك

مي انديشد و تنها به انطباق با تغييرات (منفعل بودن) اكتفا نم يكند. در اين شيوه توليد مفاهيمي چون

ارتباط نزديك با مشتري، يكپارچگي منابع داخل سازمان و همچنين يكپارچگي با منابع سازمان هاي

ديگر اهميت خاصي دارند.

نكات اصلي در تعاريف توليد چابك

نويسندگان مختلف تعاريفي از توليد چابك ارائه داده اند، كه بطور خلاصه برخي از اين تعاريف ارائه

مي شود:

• كيفيت بالا با توان قبول سفارشات متنوع محصول

• ارائه كالا و خدماتي با اطلاعات و ارزش افزوده زياد

• بسيج قابليت هاي اساسي سازمان

• پاسخگويي به موضوعات محيطي و اجتماعي

• تركيب تكنولوژي هاي متنوع

• واكنش به تغييرات و عدم اطمينان

• انسجام درون سازماني و بين سازماني

تعريف چابكي

عبارت است از، شناسايي موفق مباني رقابت (سرعت، انعطاف پذيري، نوآوري، كيفيت (agility) چابكي

و سودآوري)، انسجام منابع، و اقدامات مناسب در محيط دانش و داراي تغييرات سريع بوسيله فراهم

كردن محصولات و خدمات مشتري پسند.

٤

توليد چابك، يك سيستم توليد با قابليت هاي فوق العاده (قابليت هاي داخلي: تكنولوژي هاي سخت

افزاري و نرم افزاري، نيروي انساني و مديريت آموزش ديده) براي رسيدن به تغييرات سريع بازار

(سرعت، انعطاف پذيري، مشتريان و پاسخگويي) است. سيستم توليدي كه به سرعت بين مدلهاي

محصول (سرعت و پاسخگويي) يا بين خطوط توليد جا به جا شده (انعطاف پذيري) و به تقاضاي

مشتري (نيازها و خواسته هاي مشتري) در زمان واقعي و به صورت ايده آل پاسخ مي دهد.

چابكي در اصطلاح عملياتي عبارت است از تركيبي از چند شركت، كه هر كدام داراي مهار تها و

شايستگي هاي خاص خود بوده، و با هم همكاري مشترك عملياتي دارند. اين امر موسسات همكار

(داراي حرفه مشترك) را قادر به انطباق و پاسخگويي به تغييرات مطابق نيازهاي مشتري مي نمايد.

تفاوت توليد چابك با توليد در كلاس جهاني يا توليد ناب

توليد در كلاس جهاني يا توليد ناب براي مسائل قابل كنترل و توليد چابك براي مسائل غير قابل

كنترل مناسب م يباشد. ولي براي رسيدن به توليد چابك شركت بايد در كلاس جهاني باشد و از

روش هاي توليد ناب استفاده كند. بنابراين استفاده از شيوه هاي توليد ناب نقطه شروعي براي استقرار

توليد چابك مي باشد.

قواعد كلي توليد چابك

١. هر چيز، خيلي سريع تغيير مي كند و غير قابل پيش بيني است.

٢. بازار نيازمند حجم پائين، كيفيت بالا، محصولات سفارشي و خاص مي باشد.

٣. چرخه زندگي اين محصولات بسيار كوتاه است، سريع توسعه مي يابند و زمان تاخير آنها نيز كوتاه

است.

٤. كيفيت جامع و سطوح خيلي بالايي از خدمات مورد انتظار م يباشد.

٥. محصولات و خدمات از لحاظ اطلاعاتي غني است.

٥

مشكلات توليد انبوه سنتي

١. توليد انبوه سنتي در جائيكه كه مشتريان نيازمند محصولاتي با كمي تهاي كوچك و محصولات

سفارشي با تنوع زياد هستند، توانايي ندارد.

٢. خدمات اضافي و ترفيعات محصول را كه موجب ايجاد ارزش افزوده بيشتر و افزايش سود

مي گردد، ندارد.

٣. نياز به طراحي موثر و سريع به اين معني است كه رويكرد سنتي در داشتن همه محصولات جديد

شكست خورده است.

توليد چابك مشكلات توليد انبوه سنتي را برطرف نموده و با حقايقي چون كيفيت كامل، تحويل به

موقع ١٠٠ %، كميت هاي كوچك توليد، طراحي سفارشي و هزينه هاي خيلي پايين روبروست.

كاميابي مشتري

سازمان ها در توليد چابك براي تحقق هدف ارضاي نيازهاي واقعي مشتري، تنها به فروش محصولات

نمي پردازند بلكه را هحلهايي را براي برطرف كردن نيازهاي (مسائل) مشتري به فروش مي رسانند و اين

محصولات » امر مستلزم رساندن بسته محصول و خدمتي است كه آن نيازها را برآورده سازد. آرمان

ما كافي و كامل نيستند و براي ارضاي واقعي نيازهاي مشتريانمان، ممكن است نيازمند اضافه كردن

خدمات ويژه، شرايط ويژه، حمايت فني و يا افزودن محصولات مكملي كه بوسيله شركت هاي ديگر، و

آرمان مشترك سازمان هاي چابك مي باشد. « حتي رقباي ما عرضه مي شود، باشيم

مفاهيم اصلي چابكي

مديريت شايستگي هاي اساسي

قابليت تجديد ساختار سازمان هاي مجازي

سازمان دانش گرا

توليد چابك

٦

(core competence management) مديريت شايسته هاي اساسي

شايستگي هاي اساسي نيروي انساني عبارتست از مهارت ها، دانش، رفتارها و تجربيات. با سرمايه

گذاري درآموزش و تربيت نيروي انساني م يتوان شايستگي هاي اساسي افراد سازمان را افزايش داد.

نيروي انساني از منابع مهم سازمان محسوب مي شود و اهميت آن در تئوريهاي پيشرفته تر مديريت

روز به روز بيشتر و حيات يتر مي شود. بطوريكه صاحبنظران نيروي انساني را يكي از منابع بحراني در

سازمان مي دانند.

شايسته محوري به دليل اهميت استراتژيك و منافع بلند مدت آن، بايد منجر به ايجاد شرايط سه گانه

زير گردد:

١. قابليت پذيرش ريسك زياد

٢. رسيدن به بينش وسيعي از بازارها

٣. غني سازي ارز شهاي مشتري درمحصولات نهايي، بطوريكه اقتباس و كپي برداري از محصولات

براي رقبا مشكل باشد.

خلق و ايجاد شايسته محوري كار ساد هاي نيست. مديريت بايد از مسئوليتي منحصر به فرد در قبال

مهارت هاي اصلي و كسب دانش در سازمان برخوردار باشد. اين كار بايستي با ليست كردن

مشخص گردد. حلقه هاي (missing links) قابليت هاي اساسي سازمان آغاز شود، تا حلقه هاي مفقوده

مفقوده بوسيله همكاري و اتحاد با ساير سازما نها احياء م يشود. همكاري در جايي كه سازمان همسطح

رقباي خود مي باشد، خيلي مهم است. اين مسئله اشاره به اين امر دارد كه در حالت ايده آل چابكي،

رقابت و همكاري يك سازگاري دو طرفه است. همكاري بين سازمان ها، امكان پاسخگويي سريع به

تقاضاهاي متنوع را فراهم مي نمايد. در چنين شرايطي براي سازمان ها غير ممكن است كه به تنهايي

موفق شوند. تقاضا براي محصولات جديد و پيچيده به آساني بوسيله شبكه همكاري متقابل و با

كاركناني كه از سازما نهاي خود منفك شده و با كاركنان ساير سازما نها به تشريك مساعي در انجام

كارها مي پردازند، برآورده مي شود. اين امر منتسب به سازمان هاي مجازي مي باشد. در يك سازمان

مجازي خط مشي شايستگي بوضوح در همه واحدهاي تجاري مشاهده مي شود. كاركنان مستعد به

٧

آساني از منطق هاي به منطقه ديگر انتقال داده م يشوند، بطوريكه فرصت هاي زيادي را براي سازمان

ايجاد مي كنند. بنابراين سازمان هاي چابك به دليل قابليت هايي كه از آن برخوردارند، مستعد افزايش

سهم بازار و شتاب در جريانات هستند.

(virtual enterprise) سازمان مجازي

سطح اول:

عدم همكاري بين سازمان ها

سطح دوم:

سطح همكاري سازماني

سطح سوم:

سطح همكاري سازماني و عملياتي

سازمان مجازي متفاوت از ادغام سنتي شركت ها است. شكل بالا سه سطح همكاري بين سازمان ها را

نشان مي دهد كه اين همكاري در سازما نهاي مجازي به اوج خود مي رسد.

در سطح اول، سازمان هايي نشان داده شده است كه هيچ نوع همكاري بين آنها وجود ندارد و هر كدام

از آنها مثل جزاير منفرد اداره م يشود. سازمان هايي كه بصورت منفرد اداره م يشود، زياد است. بعنوان

سازمان

سطوح عملياتي

سازمان

سطوح عملياتي

سازمان

سطوح عملياتي

سازمان

سطوح عملياتي

سازمان

سطوح عملياتي

سازمان

سطوح عملياتي

٨

مثال در ايران موسساتي چون بان كها تقريبًا هيچ گونه همكاري با همديگر در استفاده از منابع، امكانات

و يا تحقيقات انجام شده ندارند.

تعاملات بين سازمان هايي كه سطح همكاريشان كم است و يا ارتباطي در سطوح عملياتي با يكديگر

ندارند، در سطح دوم نشان داده شده است. براي مثال ممكن است دو شركت به يك توافق خريد

را براي تسهيل همكاريشان بكار گيرند، اما مديران اين (EDI) رسيده و تبادل الكترونيكي داد هها

شركت هادر اين ارتباط بدون دخالت دادن كاركنان عملياتي (صفي) خود، اقدام به تصميم گيري نمايند.

در سطح سوم، شكل سازما نهاي چابك نشان داده شده، كه سازما نهايي مجازي هستند كه در هر دو

سطح سازماني و عملياتي با يكديگر همكاري مي نمايند.

بين سازمان هاي همكار فعاليت مي كنند و اين اوج همكاري بين (agile teams) تيم هاي چابك

سازماني است، كه منابع و مهار تهاي گوناگون سازمان هاي نا متجانس را براي توليد محصولات ساده

و پيچيده تحت كنترل آنها در م يآورد.

بعنوان يك تسهيل كننده فرايند انتقال نيازهاي مشتريان (QFD در بستري كه توسعه وظايف كيفيت ( 1

و لحاظ نمودن آن در طراحي محصولات نهايي است، مشتريان قسمتي از بافت سازمان به حساب

مي آيند.

دو رويكرد براي عملي ساختن سازما نهاي مجازي وجود دارد

رويكرد اول در مورد شرك تهاي بزرگ است كه مي توانند واحدهاي تجاريشان را سازماندهي مجدد

نموده و بر شايستگي هاي اساسي خود متمركز شوند و به شيوه سازمان هاي مجازي اداره شوند. چنين

سازماني نيازي به واگذاري تجربياتش به خارج از سازمان و همكاري با ساير سازما نها ندارد. براي

مثال در اواخر سال هاي ١٩٨٠ فقدان تمركز بر شايستگي هاي اساسي در شركت كرايسلر يك عامل

كليدي در واگذاري مسئوليت طراحي ماشين ها به بيرون از شركت بود.

ابزاريست براي رساندن صداي مشتري به فرايند طراحي محصولات (Quality Function Deployment) QFD .۱

٩

رويكرد دوم براي شركت هاي كوچك مي باشد كه با يكديگر همكاري كرده، و مسائلي چون كيفيت،

قلمرو و ميزان محصولات و خدماتي را كه آنها شخصًا قادر به تهيه آن نمي باشند، به شركت هاي

همكار واگذار نمايند.

(capability for re-configuration) قابليت تجديد ساختار

سازمان هاي چابك به آساني م يتوانند تغيير قابل توجهي را در تمركز، متنوع سازي و شكل دهي

تجارتشان براي تسريع در رسيدن به يك هدف مخصوص را ايجادكنند، به گون هاي كه اين امر

مي تواند فرصت هايي را براي سازمان بوجود آورد.

اين سازمان ها قادر به پيش دستي در رقابت هستند و كليد اين امر به نظر بارهالد و هامل ايجاد يك

طرح استراتژيك مي باشد كه نقشه وسيعي از مهارت هاي اصلي شركت را نمايان سازد. اين نوع از

سازمان ها داراي موقعيت خوبي بوده و امتيازاتي از قبيل سرعت، بدست آوردن بازار قبل از رقبا با

محصولات جديد، و چابكي بوسيله فراهم آوردن محصولات مورد نياز مشتريان قبل از ايجاد و مطرح

شدن نياز آنان را دارند. براي اين منظور، مديريت بايد در تكنولوژي هايي سرمايه گذاري كند كه

انعطاف پذيري عملياتي را در سطح كارخانه ايجاد كند.

(knowledge-driven enterprise) سازمان دانش گرا

صاحبنظران تعاريف زيادي از دانش در سازمان ارائه كرده اند، كه شامل تجربيات افراد سازمان،

گزارشات، بانك هاي اطلاعاتي و پروند هها مي باشد. سازمان هايي كه قصد چابك شدن را دارند بايد

نيروهاي تربيت شده و داراي انگيزه خوب را با يك مجموعه صحيح از مهارت ها، تجربه و دانش ارتقاء

دهند، بطوريكه اين امر جزء ضروري از استراتژي شركت شود.

اطلاعات و دانش در چنين سازماني در اختيار نيروي كار بوده و بطور خلاصه مي توان گفت كه تفكر

بر چنين سازمان هايي حاكم مي باشد. « دانش قدرت است »

١٠

مدلي مفهومي چابكي

(agility drivers) محرك هاي چابكي

محيط تجاري به صورت منبعي از تلاطم و تغيير، فشار را بر فعالي تهاي تجاري سازما نها تحميل

مي كند. اين تغييرات و فشارهاي نا مشخص و غير قابل پيش بيني، سازمان ها را مجبور به استفاده از

روشهاي مناسبي مي نمايدكه مي تواند آنها را به يك موقعيت تثبيت شده هدايت كرده و از آنان در

برابر از دست دادن مزيت هاي رقابتي اشان حمايت كند. اين تغييرات و فشارها را محرك هاي چابكي

مي نامند.

اين محركها مي تواند از سازماني به سازمان ديگر و از موقعيتي به موقعيت ديگر فرق كند. بنابراين

طريقه تاثير آنها بر سازمان م يتواند متفاوت باشد. اين مسئله براي مكانيزم كشف و تشخيص تغييرات

در محيط تجاري ضروري است.

فراهم كنندههاي

چابكي

قابليت

چابكي

محرك هاي

چابكي

پاسخگويي

شايستگي

انعطاف پذيري

سرعت

نياز به چابك شدن

تصميم استراتژيك

براي چابك شدن

استراتژي چابكي

اقدامات

روش ها

ابزارها

سازمان

تكنولوژي

نيروي انساني

نوآوري

١١

همانطوريكه ذكر شد، يك شركت با بازار انحصاري و يا سهمي تضمين شده در بازار و يا فعاليت در

بازاري كه درآن رقابت كم مي باشد و مشتريانش براي بهبود كيفيت به سازمان فشار نمي آورند،

متفاوت از سازماني است كه با يك محيط متلاطم روبروست.

(agility capabilities) قابليت هاي چابكي

قابليت هاي چابكي، عبارت است از تواناي يهايي كه بايد در سازمان ايجاد شود، تا سازمان از قدرت

مورد نياز براي پاسخگويي به تغييرات برخوردار باشد.

عبارت از توانايي شناخت تغييرات و پاسخ سريع به :(responsiveness) • قدرت پاسخگويي

آنهاست. كه شامل موارد زير مي باشد:

احساس، درك و پيش بيني تغييرات _

واكنش سريع و فوري به تغيير _

ايجاد، اصلاح و بهبود تغيير _

عبارتست از مجموعه وسيعي از توانائيها، كه بهره وري فعاليت ها را در :(competency) • شايستگي

جهت رسيدن به اهداف سازمان تامين م يكند. اين عامل شامل موارد زير مي باشد:

داشتن ديدگاه استراتژيك _

تكنولوژي هاي مناسب سخت افزاري و نرم افزاري _

كيفيت محصول _

اثربخشي هزينه _

بالا بودن معرفي محصولات جديد _

مديريت تغيير _

قابليت دانش و شايستگي افراد _

اثر بخشي و كارايي عمليات _

هماهنگي داخلي و خارجي _

يكپارچه سازي _

١٢

عبارتست از توانايي توليد و ارائه محصولات گوناگون و دستيابي به :(flexibility) • انعطاف پذيري

اهداف مختلف با منابع و تجهيزات يكسان. انعطاف پذيري در چهار حوزه زير مد نظر مي باشد:

انعطاف پذيري در حجم محصول _

انعطاف پذيري در تنوع محصول _

انعطاف پذيري سازمان _

انعطاف پذيري افراد _

عبارتست از توانايي انجام دادن عمليات در كوتاهترين زمان ممكن، كه :(quickness) • سرعت

شامل:

سرعت عرضه محصولات جديد به بازار _

تحويل سريع و به هنگام محصولات _

سرعت در زمان عمليات، مي باشد. _

و در نهايت فراهم كننده هاي چابكي كه عبارتند از سازمان، نيروي انساني، تكنولوژي و نوآوري، كه

در واقع بعنوان عوامل ايجاد كننده چابكي در سازمان به حساب مي آيند.

نتيجه گيري

معرفي سازمان هاي چابك، حركت در امتداد تحولات زنجيره واريست كه سازمان ها را براي بقاء در

شرايط امروز تجارت جهاني مجهز مي نمايد. بدين منظور سازمان ها ملزم به بسترسازي مناسب براي

تحقق چابكي مي باشند، كه در اين مقاله به برخي از شرايط مورد نياز براي اين امر اشاره گرديد.

شايد تحقق ١٠٠ % چابكي بسيار ايده آل باشد، ولي مي توان با سنجش ميزان چابكي فعلي سازمان، در

جهت افزايش آن تلاش نموده يعني سبك و آماده براي خدمت به مشتري گام برداشته، نيازهاي

پنهان و پيداي او را شناسايي نموده و بدين ترتيب به يك موقعيت بي نظير در محيط متلاطم امروزي

دست يافت.

١٣

منابع:

1. H.Sharifi, Z. Zhang “A methodology for achieving agility in manufacturing

organisations: An introduction ”international journal of production economics,

62(1999) 7-22.

2. Y. Y. Yusuf, M.Sarhadi, A .Gunasekaran “Agile Manufacturing: The drives,

Concepts and attributes ”international journal of production economics, 62

(1999) 33-43

3. Brian H. Maskell “An Introduction to Agile Manufacturing” BMA Inc .

4. Gunasekaran “Agile Manufacturing :A Framework for research and

development” international journal of production economics, 62 (1999) 87-105

5. Taeho Park, Ku. Ug, Jac Kim“ Petermination of an optimal set of design

requirements, using house of quality“ Journal of Operations Management, 18

(1998) – 569 – 581__

+ نوشته شده در  جمعه یکم خرداد 1388ساعت 6:18 بعد از ظهر  توسط حسن تهراني  | 

بانک موفق

ويژگي هاي بانك موفق

بهینه‌گزینی (Benchmarking) یکی از روش های مرســوم جهت تعیین اهداف و نیز ارزیابی برنامه ها و عملکــــرد می باشد. برخی از مهمترین ویژگی های یک بانک موفق در زیر ارائه شده است. مطابق تحقيقات انجام شده[1] عوامل اصلی موثر بر مـوفقیت و سود آوری بانک ها به شرح زیر است[2]:

الف- اندازه بانك (Size): اندازه يكی از عوامل سود آوری است. به نظر می رسد در صورت وجود بستر مناسب برای رشد، هر چقدر بانك بزرگ تر باشد و از اهرم مالي بيشتر استفاده كند، بازدهي سهامداران (ROE) افزایش می یابد. البته این امکان وجود دارد که بانكهاي كوچك به دليل هزينه هاي عملياتي كمتر بازده دارايي (ROA) بالاتري داشته باشند.

ب- كنترل هزينه ها (Cost control): اين عامل یکی از مهمترين دلایل تمايز بانكهاي با عملكرد خوب مي‌باشد. مديران اين بانكها هزينه هاي عملياتي را بهتر مديريت مي كنند.

ج- ساختار سپرده ها (Deposit structure): بانكهايي كه سودآوري بالايي دارند، سپرده هاي ديداري بيشتري نسبت به ساير بانكها جذب كرده‌اند. ساختار سپرده‌ها تاثير قابل توجهي بر عملكرد دارد. حجــم زيادي از سپرده‌هاي اين بانكها سپرده‌هاي محوري (Core Deposit) است كه معمولاً برداشت

قابل توجــه از آنها غيــر محتمل است. بخش ديگر، سپرده هاي افراد و موسسات كوچك است كه ممکن است نسبت به حسابهاي سپرده با مبلغ بالا، وفادارتر باشند.

د- بهره وری کارکنان (Employee productivity): بانکهای موفق معمولاً سرانه دارایی و سود خالص بالاتری دارند. یکی از سیاستهای موفق در این رابطه داشتن سیستم انگیزشی مناسب و کارآ می باشد تا کارکنان با بهره وری بالاتر حقوق و مزایای بیشتری دریافت کنند. وجود سیستمی مناسب با قابلیت اندازه گیری متغیرهای کلیــــدی موثر در بهره وری به نحوی که قادر باشد تفاوت های معناداری ایجاد نماید، ابزار اصلـی اجرای این خط مشی می باشد.

هـ- اهرم مالی(Financial leverage): استفاده از اهرم مالــی (کاربرد بهینه منابع بدهی جهت تامین مالــی در مقابل اتکاء زیاد به سرمایه) می تواند یکی از محرک های اصلی سودآوری باشد. سپرده ها و سایر ابزارهای بدهی کوتاه مدت و بلند مدت می تواند موجب افزایش سودآوری شود.

و- توسعه درآمدهای کارمزد (Fee growth): یک عنصر کلیدی استراتژی های بانکی برای افزایش سودآوری در سال های اخیر، در محیط کشورهای توسعه یافته، گسترش درآمدهای کارمزدی بوده است. مقررات زدایی از صنعت بانکداری می تواند موجب وضع کارمزد به خدماتی گردد که قبلاً رایگان ارائه می‌شد. تناسب منطقی بین کارمزد و خدمات ارائه شده در میزان توفیق این سیاست یک عامل تعیین کننده است.

ز- رشد (Growth): رشد دارایی ها، سپرده ها و وام های بانکهای موفق بیش از متوسط صنعت است که منعکس کننده مدیریت جسورانه (Aggressive management) یا مقبولیت بیشتر خدمات، نزد مشتری است. بهرحال، رشد نباید جایگزین سود شود. اگر رشد و توسعه مبتنی بر مطالعات عمیق و بررسی کارشناسی و به بیانی دیگر کنترل شده نباشد، باعث خواهد شد هزینه‌های عملیاتی بیش از درآمدها افزایش یابد. رشد مطلوب رشدی است که منجر به ایجاد ارزش افزوده اقتصادی شود. 

 

اهداف بانک   

بدیهی است هدف اصلی یک بانک و یا هر واحد اقتصادی دیگر علاوه بر ایفای مسئولیت‌های اجتماعی، افزایش ارزش آن است. در راستاي دستيابي به هدف اصلي بانك، نیل به اهداف جانبی زیر مورد توجه قرار می گیرد:

–  افزايش كارايي و بهره وری

–  افزايش سهم بازار

–  افزايش سودآوري

–  رشد و توسعه 

 

تصمیم های بنیادی مرتبط با اهداف

نيل به اهداف بانک مستلزم اتخاذ تصميمات بنیادی و پايش مستمر محيط دروني و بيروني است. محورهاي اصلي تصميم‌گيري (توجه مستمر و سیستماتیک) به شرح زير است:

الف- تصميمات ساختار سرمايه

– تعيين تركيب بهينه منابع (سرمايه، سپرده ها ، اوراق مشاركت، وام بين بانكي، وام خارجي) با توجه به هزينه، منابع و تاثیر ریسک.

–  خط مشي تقسيم سود

ب- تصميمات ساختار دارايي‌ها

–  خط مشي تخصيص دارايي ها و تعيين پرتفوي مطلوب

–  قيمت گذاري محصولات و خدمات

–  تعيين تركيب پرتفوي تسهيلات

–  مديريت مالياتي معاملات بانكي

ج- تصميمات توسعه فعاليت

–  تعيين سهم بازار و چگونگي دستيابي به آن

–  كانال هاي توزيع (شعب، POS و ATM)

د- تصميمات مديريت هزينه

–  تعيين فرآيندها بر مبناي نتايج حاصل از تجزیه و تحلیل ارزش فرآیندها

–  كنترل هزينه های عملياتي

–  تدوين سيستم هاي ارزيابي عملكرد شعب و كاركنان

 

معیار عملکرد؛ بازده حقوق صاحبان سهام

بازده حقوق صاحبان سهام (ROE) معیار مناسبی برای تحلیل میزان دستیابی به هدف افزایش ارزش بانک می‌باشد. رابطه بین بازده حقوق صاحبان سهام با تصمیمات بنیادی مدیریت در نمایه 1 ارائه شده است.


نمایه 1- بازده حقوق صاحبان سهام و تصمیمات مدیریت

 

 

 

 

 

 

 

 

 

 

 

 


بطور خلاصه می‌توان بازده حقوق صاحبان سهام را در قالب معادله‌ای به شرح نمایه زیر تجزیه کرد.

 

نمایه 2- بازده حقوق صاحبان سهام

 

 

 

 

 

 

 

 

 

 

 

کارایی ابعاد مختلف مدیریتی در دستیابی به بازدهی مطلوب حقوق صاحبان سهام (ROE) و روشهای بهبود آن ذیلاً به اختصار بررسی شده است.

 

الف- قیمت‌گذاری سپرده ها و تسهیلات (حاشیه سود)

مدیریت قیمت‌گذاری سپرده‌ها و تسهیلات متاثر از موقعیت رقابت و نیز خط مشی‌های کلان اقتصــــادی است. کارآیی در این بخش تا حدود زیادی از کارایی مدیریت پرتفوی و کارآیی مدیریت منابع تاثیر می‌پذیرد. خط مشی‌های زیر می‌تواند برای حصول به اهداف بانک موثر باشند.

–  مدیریت و کنترل حجم، ترکیب و بازدهی دارایی‌ها و بدهی‌ها (سپرده‌ها)

–  تغییر ترکیب سپرده ها در جهت افزایش سهم سپرده های ارزان قیمت

– مدیریت و هماهنگی در زمانبندی دارایی‌ها (تسهیلات) و بدهی‌ها (سپرده‌ها) برای کمک به حاشیه سود (Spread) و تعدیل زمان توقف منابع

–  بررسی و انتخاب سایر راهکارهای تامین منابع مالی نظیر صدور اوراق مشارکت و گواهی سپرده (CD)

ب- اثربخشی مدیریت هزینه ها 

خط مشی‌های مرتبط با اثربخشی مدیریت هزینه‌ها به شرح زیر است.

–  تدوین خط مشی‌های کلی مدیریت و کنترل هزینه‌ها

–  تدوین بودجه برای ادارات و شعب و استفاده از روشهای کنترل بودجه‌ای

–  مهندسی مجدد فرآیندها و استفاده بهینه از اتوماسیون (نظام‌دهی جامع فرآیندها)

–  افزایش کیفیت از طریق استقرار مدل تعالی سازمانی از جمله EFQM یا سری ایزو 9000

ج- خط مشی قیمت گذاری و توسعه خدمات

–  ارائه خدمات جدید بانکی با قیمت های رقابتی

–  قیمت‌گذاری برای تمام خدمات مشتری و بر مبنای هزینه نهایی

–  گسترش خدمات اعتبارات اسنادی و صدور ضمانتنامه

د- کارآیی مدیریت پرتفوی دارایی ها

کارآیی مدیریت پرتفوی دارایی‌ها متاثر از عوامل زیر است.

–  تدوین خط مشی سرمایه گذاری برای تخصیص دارایی‌ها با توجه به ریسک و بازدهی

–  تعیین ترکیب پرتفوی تسهیلات بانک (بر حسب نوع، سررسید، اندازه و کیفیت وام)

–  تدوین خط مشی‌های سرمایه‌گذاری در شرکتهای تابعه و وابسته

–  توجه به ظرفیت وام دهی از طریق اعطای تسهیلاتی که ضریب ریسک کمتری دارد

 

ه- کارآیی مدیریت منابع

افزایش تدریجی اندازه بانک ایجاب می‌کند که حقــوق صاحبان ســــهام نیز متناسب با آن افزایش یابد. خط مشی‌های لازم جهت افزایش کارآیی مدیریت منابع به شـــرح زیر است.

–  بهینه‌سازی ترکیب سپرده‌ها بویژه جذب سپرده‌های ارزان قیمت و سایر سپرده‌ها

–  استفاده بهینه از افزایش سرمایه به‌منظور حفظ حد متعادل ضریب کفایت سرمایه و نیز رشد بانک

–  تدوین سیاست تقسیم سود با توجه به ملاحظات افزایش سرمایه و سیاست رشد

–  ایجاد واحدهای خاص (SPV یا SPE)[3] به منظور حداکثر استفاده از تأمین مالی خارج از ترازنامه

و- کارآیی مدیریت مالیاتی

ابعاد مدیریت مالیاتی نیز بر سودآوری بانک تأثیر دارد. بهبـــود کارآیی مدیریت مالیاتی از طریق حداکثر استفاده ممکن از مزایای مالیاتی در ترکیب درآمدها و هزینه‌ها باعث افزایش بازده حقوق صاحبان سهام می‌شود. با توجه به افزایش درآمدهای معاف، نسبت سود خالص به سود قبل از مالیات به عنوان معیار کارایــی مدیریت مالیاتی روند صعودی خواهد داشت.

 

معیار مدیریت دارایی‌ها؛ بازده دارایی‌ها

بازده دارایی‌ها بیانگر نحوه مدیریت منابعی می باشد که در اختیار بانک قرار دارد. اجزای تشکیل دهنده بازده دارایی ها در نمایه 3 ارائه شده است.

نمایه 3- بازده دارایی ها

 

 

 

 

 

 

 

 


تجزیه و تحلیل نقطه سر به سری

بانکها محصولات و خدمات متفاوتی ارائه می‌کنند. مهمترین این محصولات و خدمات که بخش عمده فعالیت‌های هر بانکی را به خود اختصاص داده است، سپرده‌گیری واعطای تسهیلات است. چنانچه بانک صرفاً سپرده اخذ نماید و با رعایت الزامات قانونی آن را به اعطای تسهیلات، خرید اوراق مشارکت، تامین سپرده قانونی، سپرده گذاری نزد سایر بانکها و موجودی نقد احتیاطی و معاملاتی اختصاص دهد، نقطه سر به سر آن به شرح نمایه 4 می‌باشد. تجزیه و تحلیل نقطه سر به سر در یک فرآیند برنامه‌ریزی نشان می‌دهد که در چه ســطحی از فعالیت، هزینه‌های بانک پوشش داده می شود و امکان بقــای آن وجود دارد. چنانچه فــرض شود عامل اصلـی تعیین کننده حجم فعالیت بانک، حجــم سپرده‌های آن می‌باشد و چون نوسان مبلغ سپرده‌ها باعث نوســان ســود سپرده‌ها می‌شود، لذا می‌بایست کل سود سپرده بعنوان هزینه متغیر و بقیه هزینه‌ها، ثابت در نظر گرفته شوند.

بدیهی است در مواردیکه بانک درآمدهای دیگری نظیر انواع کارمزدها و درآمد سرمایه‌گذاری داشته باشد، امکان دستیابی به نقطه سر به سر در سطوح پایین‌تر فعالیت وجود دارد. البته در صورت بااهمیت بودن سهم سایر درآمدها نسبت به فعالیت‌های محـــوری بانکداری فوق‌الذکر‌ (سپرده‌گیری و اعطای تسهیلات) از مدلهای چند محصولی نقطه سر به سر می‌بایست استفاده نمود.

 

نمایه 4- تجزیه و تحلیل نقطه سر به سر

شرح

مقدار

مبلغ هزینه های کارکنان

مبلغ هزینه های اداری و عمومی

مبلغ هزینه استهلاک

(1)

(2)

(3)

جمع مبلغ هزینه های ثابت

(3)+(2)+(1)=(a)

میانگین موزون نرخ موثر سود سپرده‌های اصلی ریالی- درصد

میانگین موزون نرخ بازدهی دارایی‌های درآمدزا- درصد

(4)

(5)

نسبت حاشیه سود (CM) – درصد

((5)/(4))- 1= (b)

حاشیه سود (Spread) - درصد

(4) – (5)= (c)

مبلغ درآمد دارایی‌های درآمدزا طبق برنامه

مبلغ درآمد دارایی‌های درآمدزا در نقطه سر به سر

درصد درآمد دارایی‌های درآمدزا در نقطه سر به سر نسبت به برنامه

(6)

((b)/(a))= (d)

((6)/(d))= (e)

جمع مبلغ دارایی‌های درآمدزا طبق برنامه

جمع مبلغ دارایی‌های درآمدزا در نقطه سر به سر

درصد جمع دارایی‌های درآمدزا در نقطه سر به سر نسبت به برنامه

(7)

((5)/(d))= (f)

((7)/(f))= (g)

 


نرخ سر به سری بازدهی دارایی‌ها 

رویکرد اصلی در تعیین نرخ سر به سری، هزینه متوسط تاریخی (Historical Average Cost) می‌باشد. در این روش برمبنای سهم نسبی هر یک از منابع مالی (به‌غیر از حقوق صاحبان سهام) و هزینه هر منبع، نرخ میانگین موزون هزینه مالی محاسبه می شود. با توجه به این که برای جذب و اداره سپرده‌ها، بانک متحمل هزینه‌های عمومی و سربار می شود، لازم است این هزینه‌ها نیز در محاسبه نرخ لحاظ شود.

 

 

 

 

 


دارایی‌های درآمدزا در بانک شامل تسهیلات اعطایی، سرمایه‌گذاری در اوراق مشارکت، سپرده‌های بانکی و سرمایه‌گذاری در سهام شرکتهای بورسی و غیربورسی است. از آنجایی که سپرده ها عمدتاً صرف اعطای تسهیلات می‌شود، لذا نرخ سر به سری با دو تعریف از دارایی‌های درآمدزا قابل محاسبه است.

نرخ سر به سری حداقل بازدهی لازم برای پوشش هزینه‌ها است. اما تکلیف سهامداران بانک چه می‌شود؟ بخشی از منابع بانک از طریق سرمایه تأمین شده است. لذا بانک باید بازدهی معقولی نیز برای سهامداران ایجاد کند. در این صورت خواهیم داشت:

 

 

 

 

 

 


روش دیگر این است که مبلغ ســود مـــورد انتظار را به رقم صورت کسر فرمول نرخ سر به سری اضافه کنیم. نرخ ســر به ســری تسهیلات در نمایه 5 ارایه شده است. روشن است درصورتی که بانک، بخشــی از هزینه های خود را از محــل کارمـــزد (غیر از تسهیلات) و سایر درآمدها پوشش دهد، نرخ سر به سری کاهش خواهد یافت. روند نزولی نرخ سر به سری در طــول یک برنامه، به بانک امکان می‌دهد نرخ ســـود تسهیلات را کاهش دهد.


 

نمایه 5- تجزیه و تحلیل نقطه سر به سر تسهیلات

شرح

مقدار

مبلغ سود سپرده‌ها (قطعی)

مبلغ سایر هزینه‌ها

(1)

(2)

جمع مبلغ کل هزینه‌ها

(2)+(1)=(a)

میانگین موزون مبلغ دارایی‌های درآمدزا

میانگین موزون مبلغ تسهیلات

(3)

(4)

کل مبلغ درآمد تسهیلاتی

مبلغ درآمدهای غیر تسهیلاتی

(5)

(6)

درصد کل هزینه‌ها به کل دارایی‌های درآمدزا (معادل نرخ بازده سر به سر دارایی‌های درآمدزا)

((3)/(a))= (b)

درصد کل هزینه‌ها به کل تسهیلات (معادل نرخ بازده سر به سر تسهیلات)

((4)/(a))= (c)

درصد کل هزینه‌ها به کسر درآمدهای غیر تسهیلاتی به تسهیلات

((4)/ ((6)-(a)) )= (d)

نرخ سر‌به‌سری (بازدهی n درصدی سهامداران)

مبلغ سود مورد توقع سهامداران پس از کسر مالیات (براساس n درصد بازدهی)

(7)

حداقل نرخ بازده دارایی‌های درآمدزا برای تامین بازده مورد توقع سهامداران

( ((7)+(3)) / (a))= (e)

حداقل نرخ تسهیلات برای تامین بازده مورد توقع سهامداران

( ((7)+(4)) / (a))= (f)

درصد کل هزینه‌ها به کسر درآمدهای غیر تسهیلاتی به تسهیلات

((4)/ ((6)-((7)+(a)) ) )= (g)

 

حداقل نرخ سر به سری نیز مبنـای مناسبی برای تعیین نرخ بازدهی مورد انتظار دارایی‌ها و سیاست تخصیص منابع می‌باشد.

 

عوامل ریسک 

ریسک‌های اصلی در مورد بانکها شامل ریسک اعتباری، ریسک نقدینگی، ریسک نرخ سود مالی و ریسک توانایی پرداخت می‌باشد. برای بررسی هر یک از ریسک‌های فوق، در نمایه 6 شاخص‌ها و نسبتهای کمی مربوط ارائه شده است، البته برای مقایسه و نتیجه‌گیری به معیارهای مشخصی نظیر متوسط صنعت نیاز داریم.

مدیریت ریسک

مدیریت ریسک در بانکها اهمیت زیادی دارد و مقررات نظارتی به خصوص مقررات بانک مرکزی و رهنمودهای باسل باید مورد توجه خاص قرار گیرد. برخی از ابعاد ریسک بانکها در زیر ارائه شده است.

 

 

 

نمایه 6- شاخص‌ها و نسبتهای کمی انواع ریسک در بانک‌ها

ریسک اعتباری

ریسک نقدینگی

ریسک نرخ سود مالی

ریسک توانایی پرداخت

ü  مطالبات سررسید گذشته به کل تسهیلات

ü  مطالبات سوخت شده به کل تسهیلات

ü   ذخیره مطالبات به کل تسهیلات

ü  ذخیره مطالبات به حقوق صاحبان سهام

ü   اندوخته احتیاطی به کل تسهیلات

ü  اندوخته احتیاطی به حقوق صاحبان سهام

ü   تسهیلات به سپرده‌ها

ü   اوراق مشارکت به جمع داراییها

ü  موجودی نقد و سپرده‌ نزد بانکها به جمع داراییها

ü  سرمایه‌گذاری کوتاه مدت به جمع داراییها

ü   تسهیلات به جمع داراییها

ü  اوراق مشارکت، نقد و سپرده‌ها به جمع سپرده‌ها

ü  اوراق مشارکت، نقد و سپرده‌ها به جمع سپرده‌های دیداری و کوتاه‌مدت

ü   تسهیلات به سپرده‌های سرمایه‌گذاری

ü  اوراق قرضه به سپرده‌های سرمایه‌گذاری

ü  سپرده‌های نزد بانکها به سپرده‌های سرمایه‌گذاری

ü  سپرده‌های کوتاه مدت به سپرده‌های سرمایه‌گذاری

ü   سپرده‌های کوتاه مدت به کل سپرده‌ها

ü  شکاف نرخ سپرده‌ کوتاه مدت عادی بانک در مقایسه با سایر بانکها

ü  شکاف نرخ سپرده بلندمدت پنجساله بانک در مقایسه با سایر بانکها

ü  شکاف نرخ سود سپرده‌های مدت دار بانک با اوراق قرضه دولتی

ü  نسبت حقوق صاحبان سهام به جمع داراییها

ü   نسبت اوراق مشارکت به سپرده‌ها

ü   نسبت کفایت سرمایه

 

الف- ریسک اعتباری

عدم بازپرداخت بدهی توسط دریافت کنندگان تسهیلات در موعد سررسید، اساس ریسک اعتباری را تشکیل می‌دهد. ریسک اعتباری را می‌توان احتمال تعویق، مشکوک الوصول یا لاوصول شدن بخشی از پرتفوهای اعتباری نهاد پولی به دلیل عوامل داخلی (نظیر ضعف مدیریت اعتباری، کنترل‌های داخلی، پیگیری و نظارت) یا عوامل خارجی (مثل رکود اقتصادی، بحران و ...) تعریف نمود.

نحوه تخصیص منابع بین فعالیتهای مختلف، ارزیابی سطح اعتباری مشتریان و اخذ تضمینات کافی در کنترل این ریسک مؤثر می‌باشند.

با توجه به این که تسهیلات عموماً به عنوان ریسکی‌ترین دارایی بانکها در نظر گرفته می شود، نسبت تسهیلات به سپرده‌ها نیز ارائه شده است، هر چند که این نسبت می‌تواند تا حدود زیادی متأثر از رعایت الزامات قانونی در خصوص تخصیص دارایی‌ها باشد.

ب- ریسک نقدینگی

در مورد بانکها ریسک نقدینگی به دلیل کمبود و عدم اطمینان در میزان نقدینگی بانک ایجاد می‌شود. کفایت موجودی نقد باعث می‌شود امکان پرداخت تعهدات و نیازهای نقدینگی سپرده‌گذاران در زمان مناسب تامین گردد. معیارهای ارائه شده برای این نوع ریسک می‌تواند نقش موثری در کنترل و مدیریت آن داشته باشد.

 

 

ج- ریسک نرخ سود مالی 

تاثیر نوسان نرخ سود بر عملکرد بانک غیر قابل انکار است. بررسی نسبت تسهیلات به سپرده‌های سرمایه‌گذاری که بیانگر دارایی‌ها و بدهی‌های حساس به نرخ سود است، بسیاز ضروری به نظر می‌رسد. همچنین هر قدر سهم سپرده‌های کوتاه مدت از کل سپرده‌های سرمایه‌گذاری بیشتر باشد، بانک از انعطاف مناسب‌تری در مقابل تغییر نرخ سود برخوردار خواهد بود.

د- ریسک توانایی پرداخت

شکاف مثبت نرخ سپرده‌های یک بانک نسبت به سایر بانکها می‌تواند به عنوان یک ریسک تعبیر شود، هرچند از سوی دیگر نشان‌دهنده خط مشی جذب سپرده است. نسبت حقوق صاحبان سهام به جمع دارایی و نسبت کفایت سرمایه نیز می‌تواند نشان دهنده ریسک بانک برای سرمایه‌گذاران و سپرده‌گذاران باشد.



1. Peter S. Rose,2002, Commercial Bank Management, USA: Mc Grow Hill, pp. 166-167

 

+ نوشته شده در  جمعه یکم خرداد 1388ساعت 6:12 بعد از ظهر  توسط حسن تهراني  | 

NISH MARKINGمورد استفاده دانشجویان مدیریت

Defining Your Niche Market

A Critical Step in Internet Marketing

By Laura Lake, About.com

Filed In:

  1. Marketing Plan and Strategy
  2. > Strategy Tutorials

Sponsored Links

Italy Marketing researchLocal Market research in Italy. Contact us now!www.advboucle.com

Restaurant Marketing & PRHelp promote your restaurant with these easy do-it-yourself tools.www.virtualrestaurant.com

E BusinessControl your data. Information managment at its best. Visit today!Informationagenda.techweb.com

Marketing Ads

Niche Market Affiliate Marketing Business Blog Marketing Strategy Marketing Positioning Quantitative Research

In my ten years of experience working with clients one thing I've noticed is there are some business owners that have defined their niche market and have a clear picture of whom it is they are marketing to and there are others that tend to waiver or be unsure.

Often business owners view a niche market as narrowing their sales or cutting into a profit margin, so they fear it. The truth is a niche market could be defined as a component that gives your business POWER. A niche market allows you to define who you are marketing to.

When you know who are you are marketing to it's easy to determine where your marketing energy and dollars should be spent. Take for example a car dealership. A car dealership calls me up and tells me they want me to help them develop an Internet Marketing strategy. My first question as always is "Who are you marketing to?" They answer by telling me they want to market to anyone interested in buying a car. Now let's keep in mind that this car dealership is located in New York. I approach the process by working with the client and explaining to them that although they market to a person in Seattle, because that "person is interested in buying a car" the chances of that person coming from Seattle to New York to purchase that car is a very unlikely. Therefore they've wasted time and money and will more than likely see no return on either. By the time our conversation is finished I've helped them see why narrowing their niche market down to be "anyone interested in buying a car within a 50 mile radius". They now have POWER. They know where to spend time and money to market and their vision is clear. They are now 10 steps ahead of the other car dealership located 20 miles away who is marketing to "anyone interested in buying a car".

There is even a greater importance in having a well-defined niche market when planning your Internet Marketing strategy to achieve Internet Success. The most common misconception about online marketing is that if you build it they will come or having an online business will make you wealthy. Truth is you have to find your niche market to get them to come and you must offer a product or service that they are demanding to reach a level of financial success via the Internet.

Defining your niche market before you embark on your Internet marketing strategy is important for the following 5 reasons.

1.   You have the ability to maximize your marketing budget by targeting your defined niche market. You'll know exactly where to advertise. You'll know where to look to find ezines and related sites that are catering to your market. This gives you a starting point.

2.   Your site can then be optimized for search engines so that your niche market can find you easily.

3.   You are able to cater your site to your niche market.You can develop your site to guide your viewers and help them find solutions or products that you offer that are specific to the problems that your niche market encounters.

4.   A defined niche market makes it easier to develop ideas for new products or services that inherently appeal to your specific niche.

5.   You have an upper-hand in establishing yourself as a leader in your industry.

Do you now see the importance of having a niche market? Are you struggling with who your niche market is? If you answered yes spend some time asking yourself the following questions:

1.   What is it that my current clients have in common?

2.   How do I set myself apart from the competition?

3.   What is different about services or products that I offer?

4.   What are the "extras" that I bring to the market?

The best way to answer these questions is without analyzing them too much. Just write down what it is that first comes to mind. Once you've completed them analyze the answer and it will be easy to define your niche market.

Related Articles

·         Niche Marketing - How to Find and Master a Niche Market

·         Real Estate Marketing Niches - Choosing a Real Estate Marketing Niche

·         Seek an Edge by Finding Your Niche - An Excerpt from Hector Barreto's &...

·         Niche Market - Niche Market Definition

·         Increasing Business With Strategic

 

+ نوشته شده در  جمعه یکم خرداد 1388ساعت 5:19 بعد از ظهر  توسط حسن تهراني  | 

مدیریت دولتی نوین وتوسعه پایدار

مديريت دولتي نوين و توسعه پايدار

چكيده

توسعه پايدار، مفهوم جديدي است كه از طريق پيوند بين ابعاد مختلف توسعه (اقتصادي، فرهنگي، سياسي و اجتماعي) و توجه خاص به ملاحظات محيطي و حفظ محيط زيست از دهه 80 به طور گسترده‌اي مطرح گرديد. از سوي ديگر،‌ مديريت دولتي نوين به منظور افزايش مسئوليت مديران به محيط پيراموني خود، از دهه 70 جايگزين مديريت دولتي در مفهوم سنتي آن شد.
لذا در اين مقاله، پس از تشريح «توسعه» در مفهوم سنتي، الگوي جديد آن تحت عنوان «توسعه پايدار» به عنوان اساس فعاليتهاي مديريت دولتي نوين مطرح شده است. سپس مديريت دولتي نوين به عنوان محور توسعه پايدار و ابزار دولتها در كسب اهداف توسعه، پايدار، مورد بررسي و تحليل قرار گرفته است.

مقدمه
همه ما مطالب زيادي راجع به مفهوم توسعه خوانده يا شنيده‌ايم و هر كسي از آن تجسمي در ذهن خود دارد. امروزه كمتر واژه‌اي تا اين حد در محافل اجتماعي – سياسي و خاصه مديريت و اقتصاد مطرح شده است. بهرحال به قول ادبا بايد گفت موضوع سهل و ممتنع است، سهل از آن جهت كه مفاهيم و معاني كلي از آن در ذهن همه هست، ممتنع از آن روي كه تعريف، جزئيات، مرزبندي و مهمتر از همه ساز و كارهاي عملي تحقق توسعه همچنان مورد بحث است.
همه ما از توسعه اقتصادي شناخت داريم و شاخصه‌هاي آن را مثل رشد توليد، افزايش بهره‌‌وري (كارايي)، افزايش درآمد ملي و توليد ناخالص ملي و ..... در نظر داريم. از طرف ديگر، توسعه اجتماعي و شاخصه‌هايي نظير توزيع عادلانه درآمد، برابري و بسط عدالت اجتماعي را نيز مي‌شناسيم و گفته مي‌شود كه پس از رشد اقتصادي و حتي به همراه آن و به دنبال كارآفريني، ايجاد اشتغال، به جا و لازم است تا افراد فعال جامعه در چرخه اقتصادي كشور مشغول به كار شوند. همچنين توسعه فرهنگي، از جنبه‌هاي نوين مفهوم توسعه است كه شاخصه‌هايي مثل امكان استفاده متناسب و عادلانه همه از فضاهاي فرهنگي، ارتقاي دانش و معرفت در جامعه و.... را در بر دارد. و همسنگ همه از توسعه سياسي، مؤلفه‌هايي همچون مشاركت عمومي در تصميم‌گيريها، فضاي باز سياسي، امكان مشاركت همگاني در قدرت صحبت مي‌شود. افق‌هاي آينده مديريت، توسعه انساني، نقشها و وظايف دولت در زمينه توسعه و موضوع نظام اداري توسعه يا توسعه نظام اداري در اين مقاله مورد بحث قرار خواهد گرفت.

مفاهيم و ديدگاه‌هاي توسعه
توسعه، فرايندي تعاملي است كه در آن افراد در شبكه‌هاي كاري ياد مي‌گيرند كه چگونه مشكلات را تعريف و حل كنند. همچنين فرايندي است كه در آن سازگاري همه بخشها افزايش مي‌يابد (Elliott, 1994). صنعتي شدن، فرايندي است که صرفا براي ايجاد نوعي مهارت براي حل مشكل است. مدرنيزم به نشانه و نمادها و مدل‌هايي (مدهايي) از زندگي تكنولوژيك اشاره مي‌كند. در حالي كه صنعتي شدن كمتر جنبه اجتماعي دارد، مدرنيزم بيشتر جنبه اجتماعي داشته و در واقع پيامد اجتماعي صنعتي شدن است و «توسعه» فرايندي چند سطحي است كه مي‌تواند همه مفاهيم پيش گفته را در بر گيرد. ضمنا مدرنيزم يك حالت است، صنعتي شدن نيز خود فرايندي است كه از توسعه بسيار محدودتر است، فرايند توسعه انتهاي باز دارد يعني نامحدود است و بسته نيست (Elliott, 1994).
در ابعاد اجتماعي، شايد نتوان تقدم و تأخري براي ابعاد مختلف توسعه (سياسي، فرهنگي، اقتصادي و اجتماعي) در نظر گرفت. به خاطر اينكه در مقايسه با فرد، اجتماع خواصي منحصر به فرد دارد كه با خواص تك‌تك افراد تفاوت دارد. در بعد فردي مطابق سلسله مراتب نيازهاي مازلو، اكثر افراد از نيازهاي سلسله مراتبي (نردباني) تبعيت مي‌كنند و تنها با برآورده شدن نيازهاي سطوح پايين‌تر، نيازهاي سطوح بالاتر مطرح مي‌شود. مثلا تا در فردي نيازهاي فيزيولوژيك و امنيت تأمين نشود، نياز به احترام و اجتماعي شدن مطرح نمي‌شود و همين طور نيازهاي سطوح بالاتر. بهرحال شايد بتوان گفت كه در سطح اجتماعي نيز، نيازهاي سطوح پايين تر جنبه اقتصادي دارد و نيازهايي مثل توسعه سياسي (مشاركت در تصميم‌گيري و ....) در رده‌هاي بالاتر قرار مي‌گيرند. ولي در نظر گرفتن چرخه‌اي براي ابعاد توسعه كه در آن ابعاد به شكل تعامل با هم در ارتباطند، جنبه منطقي‌تري دارد، البته اينكه كدام جنبه توسعه، بيشتر مد نظر باشد بستگي به جامعه مورد نظر دارد، مثلا جامعه‌اي كه داراي اقتصاد پيشرفته‌اي است، اولويت با توسعه سياسي است و بر عكس.

تفاوت‌ توسعه در مفهوم سنتي و پايدار
1 - توسعه پايدار به ملاحظه «منابع طبيعي پايه» به عنوان نخستين محدوديت، اهميت مي‌دهد، بر خلاف توسعه سنتي كه «سرمايه و قابليت دسترسي» به آن را اولين محدوديت توليد در نظر مي‌گرفت.
2- سياست اخلاقي «حفظ امكان استفاده حداقل مساوي با ما براي نسلهاي بعدي از منابع طبيعي» شديداً مدنظر توسعه پايدار است.
3- در توسعه پايدار، ارزش تمام منافع و هزينه‌هاي اجتماعي (مثل كاهش منابع) براي تعيين نقش توسعه، بايد در سيستم‌ حسابداري منظور شود يعني آيا هزينه‌‌اي كه انجام مي‌شود با هدف مورد نظر از توسعه سازش دارد يا نه (مثلا تخريب جنگل به چه قيمت؟ ......)
4- در توسعه پايدار، جذب ضايعات توليد، كاركرد اصلي محيط زيست و يك محدوديت در رشد اقتصادي محسوب مي‌شود، ضمنا جنبه‌هاي فرهنگي، بسط عدالت اجتماعي و .... بيشتر مدنظر است. (Barber, 2004)

مديريت و توسعه
سازمانهاي عصر ما، نقشها و مأموريتهايي فراتر از نقشها و مأموريتهاي سنتي به عهده دارند. در محيطي اقتصادي و اجتماعي، مسئوليت و وظايف جديدي خواسته يا ناخواسته بر دوش آنهاست. سازمانهاي

امروزي از يك نهاد صرفا اداري اقتصادي و صنعتي خارج شده و به صورت نهادهاي اجتماعي – سياسي درآمده‌اند كه بايد نسبت به مسايل محيط اجتماعي حساس و آگاه باشند، لذا دانش سياسي و اجتماعي لازمه مديريت امروز است و ارج نهادن به منافع عامه و توجه به محيط و هنجارهاي اجتماعي از جمله مسايل مهم همه سازمانها و مديريت است. (الواني ، 1380)
در چنين فضايي با توجه به مشكلات ناشي از توسعه سنتي و افقها و اهداف جديد توسعه، توجه به ميثاق قديم و جديد سازمانها با محيط ضروري به نظر مي رسد. در شكل شماره يك ديدگاه نظري مديريت

و سازمان در دنياي آينده را نشان مي‌دهد و اشاره به قدرت پاسخگويي سازمان در برابر فشارها و انتظارات جامعه نيز دارد. در مدل مذكور، فقط بحث اخلاقيات مطرح نيست، بلكه برخورد عملي و كاربردي با مسايل هم مدنظر است.

افقهاي آينده مفاهيم توسعه و مديريت
در اين مورد دو نظر (پيش‌بيني) وجود دارد، كه يكي توسعه فزاينده صنعتي و ديگري توسعه انساني و معقول است. ويژگيهاي هر كدام از ديدگاه‌هاي مذكور در شرح ذيل ارائه شده است.
پارادايم فكري توسعه انساني و معقول بر هماهنگي‌ با طبيعت، تأكيد بر جزئي از طبيعت بودن انسان و غني‌سازي آن به جاي تسلط و جدايي از طبيعت تأكيد دارد. از نظر برخي انديشمندان، انسان تنها بخش كوچكي از طبيعت و فعاليت او بخش كوچك از خرده سيستم اجتماعي – اقتصادي پوياست. از آنجايي كه مديريت با انسانها سر و كار دارد، قطعا در مبحث توسعه نيز در نهايت صحبت بر سر آنهاست، لذا توسعه نيازمند انسانهاي توسعه يافته نيز هست كه داشتن آمادگي لازم براي كسب تجربه تازه و تغيير، توجه به محيط‌هاي ديگر به غير از محيط بلافصل خود، آزادانديشي در موضوعهاي مختلف، علاقه مندي به برنامه‌ريزي و سازماندهي در زندگي، اعتقاد به توان اثرگذاري انسان به محيط به جاي اثرپذيري صرف از آن، اعتقاد بيشتر به علم و فناوري، اميد به زندگي و ..... از جمله ويژگيهاي انسان توسعه يافته محسوب مي‌شود. (fartdo , 2000) امروزه در بعد فكري از تبديل نوع تفكر يا منطق از ابزاري به تفكر و منطق جوهري يا ارزشي (Substantive (value) rationality) صحبت مي‌شود كه اين امر مي‌تواند تحولات شگرفي را در رابطه با تفكر توسعه پايدار موجب گردد. برخي خصوصيات نظريه‌هاي جوهري و ابزاري در جدول شماره يك ارائه شده است.
عوامل مؤثر بر توسعه انساني عبارت است از: دولت، وسايل ارتباط جمعي، دستگاه‌هاي

داري، احزاب سياسي،آموزش محيطهاي شهري، مذهب، محيطهاي كاري و ... بنابراين، آنچه گفته شد به منظور درك اهميت ابعاد غير اقتصادي و خصوصاً بعد انساني در فرايند توسعه و توجه خاص به مديريت به عنوان محور اصلي در ارتباط با ابعاد مذكور بود. در جامعه‌اي كه انسانهاي توسعه يافته به وفور يافت شوند، جامعه مورد نظر «مك كلند» يعني جامعه پيشرفته و تكامل يافته پديد و توسعه مي‌يابد.

مديريت دولتي و توسعه
از آنجايي كه بخش خصوصي نمي‌تواند برخي خدمات و كالاها را نظير آموزش، قوانين و ضوابط،‌ ارزشهاي محيطي، دفاع ملي، راهها و بيمارستانها، بهداشت، برخي خدمات رفاهي، حمل و نقل عمومي و ..... را ارائه كند. لذا دولت خدمات مذكور را كه نقش مهمي در توسعه جامعه دارند برعهده گرفته است. از اين رو، كالا و خدمات، اخد ماليات، ارتباط با ساير دولتها، كنترل بر مردم و كالاها، اجراي قوانين متنوع از جمله برون داد‌هاي دولت محسوب مي شود كه با به كارگيري ابزارها و ساز و كارهاي مديريت دولتي (سنتي و نوين) به وسيله دولت، وظايف پيش گفته به نحو مطلوب انجام مي‌شود. برخي تفاوتهاي مديريت دولتي سنتي و نوين عبارت است از:‌
الف – اهداف مديريت دولتي سنتي:
1 - چگونه ما مي‌توانيم با منابع موجود، خدمات بيشتر و بهتري را ارائه نمائيم (كارايي).
2 - چگونه ما با هزينه كمتري مي‌توانيم سطح خدمات فعلي را حفظ كنيم (اقتصاد).
هدف جديد مديريت دولتي (هدف اضافي مديريت دولتي نوين)
3 - آيا خدمات دولتي، عدالت اجتماعي‌ را گسترش مي‌دهد (بسط عدالت اجتماعي). عدالت كمال مطلوبي است كه انسانها با آن و به اميد آن زندگي كرده و در جستجوي آن هستند. حس عدالتخواهي و همبستگي اجتماعي، حقوق و حكومت را طلب مي‌كند. هدف حقوق عدالت است و وظيفه حكومت، انتظام امور براي تحقق عدالت است. و اين دو پديده در عين قدمت، همواره تازگي دارند و پيوسته، نيازمند حقوق حكومت و سياست هستند. بنابراين، مفهوم عدالت اجتماعي، بسيار وسيع است كه شامل فعاليتهاي طراحي شده براي گسترش قدرت سياسي و اقتصادي اقليت در كنار اكثريت افراد جامعه است و عدالت اجتماعي همواره نوعي نگراني و دلواپسي براي مديريت دولتي نوين محسوب مي‌شود. (Barber, 2004)

ب – روشها و انديشه‌ها: مديريت دولتي سنتي، به دنبال ساختارهاي ايستا و تغييرات كم بود اما مديريت دولتي نوين به دنبال ساختارهاي پويا و تغيير‌پذير است، شكلهاي تغيير‌پذير سازماني، ساختارهاي انعطاف‌پذير، تمركززدايي، آموزش حساسيت، بهبود سازماني و مشاركت همه افراد از جمله ويژگيهاي مديريت دولتي نوين محسوب مي‌گردد. مديريت دولتي نوين تنها به دنبال اقتصاد بهتر نيست بلكه به دنبال سياستهاي اجرايي براي بهبود كيفيت زندگي افراد، توسعه و تقويت نهادهاي حل مشكلات عمومي جامعه است. مديريت دولتي نوين، متعهد به برقراري عدالت‌ اجتماعي از طريق مديران اجرايي قوي دارد كه «هاميلتون» از آن به عنوان «عامل انگيزش مديران اجرايي» ياد مي‌كند. مديريت دولتي نوين كمترين توجه را به توسعه شهري، بوروكراسي هاي غيرمسئول، ساخت مؤسسات بيشتر دارد و بيشتر به دنبال حل مشكلاتي نظير كاهش بهداشتي، فقر روستايي، اعتياد و ... است. (Andres , 2002)
ج – منطق: منطق مديريت دولتي نوين بر خلاف مديريت دولتي سنتي كه بيشتر توصيفي، غير عملي و علمي بود، عملگراتر و متكي به روشهاي علمي و تجربه بيشتر است. بنابراين، مي‌توان گفت كه مفاهيم مدنظر مديريت دولتي نوين، درون ابعاد توسعه پايدار نهفته و چيزي جداي از آن نيست.

مديريت دولتي نوين و توسعه
«ماسكريو» با توجه به موارد زير استدلال مي‌كند كه چرا اقتصاد در كل بايد در دست دولت باشد:
1- در تفوق (برتري داشتن) دولت مي‌توان بازتاب ايدئولوژي‌هاي سياسي و اجتماعي را ديد كه با مفروضات مصرف كننده و تصميم‌گيرنده غير متمركز انطباق ندارد؛
2- مكانيسم بازار نمي‌تواند تمامي فعاليتهاي اقتصاد را انجام دهد و نيازمند هدايت و كنترل است؛
-3 بدون حمايت و تقويت و جانبداري ساختار قانوني دولت، ترتيبات و مبادلات قراردادي براي به كارگيري نظام بازار وجود نخواهد داشت؛
-4 برخي كالاها و خدمات را به دليل ويژگيهايشان، بازار هرگز نمي‌تواند توليد كند، مثل «مسئله برگشت به غير».
مسئله «برگشت به غير» در مقابل «برگشت به خود»، اشاره به كالاها و خدمات خاصي دارد كه فردي ممكن است در آن هزينه (سرمايه‌گذاري) كند اما منافعش به ديگران هم برسد. مثل هزينه سالم‌سازي هواي آلوده كه حتي كسي كه براي آن هزينه‌اي متحمل نشده هم از منافع آن بهره‌مند مي‌شود، لذا گفته مي شود كه بازار در مورد كالا «برگشت به خود» و نه «برگشت به غير» را مد نظر دارد. (ماسكريو، 1995)
-5 ارزشهاي اجتماعي، لزوم اعمال تعديلات دولتي را در زمينه توزيع ثروت و درآمد و ارشاد آن را لازم مي‌سازد؛
6- نظام بازار به ويژه در اقتصاد پيشرفته‌ مالي، الزاما اشتغال بالا، ثبات قيمتها و نرخ مطلوب رشد اقتصادي و اجتماعي را به ارمغان نمي‌آورد و نيازمند سياستهاي عمومي است؛
-7 نرخ تنزيل كه در تعيين ارزش آينده (نسبت به حال) مصرف به كار مي‌رود، از نظر بخش خصوصي و عمومي ممكن است متفاوت باشد. (ماسكريو، 1995)
بنابراين، دخالت دولت در فرايندهاي اقتصادي به خصوص در اقتصاد توسعه به مفهوم جديد آن، ضروري و محوري‌ترين نقش است.

توسعه و نقش‌ها و فعاليت‌هاي مديريتي دولت
1- برنامه‌ريزي توسعه: «ادوارد ميسون» با تأكيد بر عدم شباهت توسعه، انقلابهاي كلاسيك صنعتي تكنولوژيك و اقتصادي، نقش دولت را در رهبري برنامه‌هاي توسعه، اصلي‌ترين نقش مي‌داند. همچنين «موريس هربرت داب» با حمايت از برنامه ريزي، دو روش توسعه يعني انحصار خصوصي و تمركز دولتي را مطرح و تنها دولت را قادر به برنامه‌ريزي چنين كار دشواري مي‌داند.
2- سازماندهي: جايي كه هر فعاليت كوچك نيازمند ساز و كار و تشكيلات منظم است فرايند عظيمي مثل توسعه قطعاً متشكل‌ترين سازه‌ها و ساختارها را مي‌طلبد و شروط توسعه پايدار سياسي – اجتماعي هستند و دولت مسئول طراحي چهار سيستم: 1- فني با حداكثر بهره‌وري، 2- توليدي با تأكيد بر محيط، 3- اجتماعي و 4- اقتصادي با تأكيد بر دانش كافي به منظور دستيابي به توسعه پايدار است. «اندرسون» تأمين زيرساخت اقتصاد را وظيفه دولت مي‌داند و ايجاد تشكيلات و نهادهاي دولتي و رهنمود تشويق مردم به تشكيل سازمان‌هاي غيردولتي بخصوص در امور عام‌المنفعه را در رابطه با ملاحظات محيطي و زيستي كاركردي مهم مي‌داند كه فقط از عهده دولتها بر مي‌آيد.
3- كنترل: مديريت دولتي درصدد تغيير سياستها و ساختارهاي ممنوع كننده عدالت است، از اين رو اهداف متناقض بخشهاي مختلف فراسيستم اجتماعي توسعه ايجاب مي‌كند كه عامل مافوق بر كل سيستم جامعه، نظارت – كنترل و مراقبت دايم داشته باشد. به علاوه حساسيتها و ملاحظات محيطي، فرهنگي و اجتماعي و علايم هشداردهنده مورد توجه در توسعه پايدار، لزوم گرفتن بازخورد دايمي از چرخه‌هاي مختلف فعاليتها را مطرح مي‌سازد. همچنين كنترل اصل آهنين منافع شخصي يعني خودخواهي غريزي نشأت گرفته از اميال شخصي و بعد فردي انسانها كه ميل به تحت الشعاع قرار دادن منافع ديگران در قبال منافع شخصي دارد، نيز از كاركردهاي دولتها محسوب مي‌گردد. لازم به ذكر است كه «اصل آهنين منافع شخصي» اشاره به قدرت يافتن رهبران و عدم كنترل عملكردهاي آنان از سوي زيردستان دارد كه توسط «روبرت ميشل» نويسنده مشهورايتاليايي مطرح شده است.
4- هماهنگي: اهداف و فعاليتهاي متفاوت بخشهاي مختلف و تجربه تلخ توسعه و رشد سرطاني برخي بخشها در گذشته كه مشكلات عديده‌اي را گريبانگير بشر كرده است، لزوم هماهنگي در اهداف و فعاليتها را از سوي رهبري قوي، مقتدر و توانا طلب مي‌كند كه به سبب ماهيت كار فقط از فرماندهي به نام دولت ساخته است. مثلا از نوعي هماهنگي به نام هماهنگي سياسي ياد مي‌شود. به طور مثال، انجام هماهنگي بين بخشهاي دخانيات و بهداشت كه كاملا در اهداف و روشها تضاد دارند، مستلزم نوعي هماهنگي سياسي و منوط به دخالت دولت است.
5- هدايت: فرايندي به وسعت پيچيدگي توسعه با اهداف متضاد بخشهاي دروني، نيازمند هدايت و برقراري سيستم ارتباطي و اطلاعاتي قوي و رهبري قدرتمند است كه فقط دولتها از عهده آن بر مي‌آيند.

سياستگذاري و تصميم‌گيريها
شايد حساس‌ترين نقش را مديريت دولتي در اين نفش ايفا مي‌كند، عناصر اصلي خط مشي‌گذاري دولت در توسعه پايدار از نظر «بريانت» عبارتست از:
1- پذيرش مفهوم توسعه پايدار، 2- يكپارچه كردن ملاحظات محيطي در اهداف توسعه 3- در نظر گرفتن ابعاد محيطي در تمام بخشهاي توسعه 4- استفاده پايدار از منابع طبيعي، مهمترين سياستهاي محيطي توسعه است كه فقط از عهده دولت فراگير و تصميم‌گيرندگان آن بر مي‌آيد. (furtudo, 2000) «بريونز» (1991)، علاوه بر موارد پيش گفته سياستهاي ديگري نظير دروني كردن ملاحظات محيطي در برنامه‌هاي توسعه، مشاركت، تحصيلات و آموزش را در سياستهاي توسعه مطرح مي‌كند. لذا با توجه به بين‌المللي بودن مسايل محيطي در توسعه، شعار عدم كفايت تلاشهاي داخلي مطرح شده و اتخاذ سياستهاي خارجي مناسب هم براي كشور و نيز هماهنگ با ديگران از اساسي ترين وظايف دولت است.
بنابراين، اتخاذ سياست مناسب خارجي و ارتباط با ديگر ملتها و دولتها، از اساسي‌ترين نقشها و مأموريتهاي دولتهاست كه از جمله نقشهايي است كه انتقال آن به بخشهاي غيردولتي امكان پذير نيست فلذا در امر توسعه نيز وقتي مفاهيم بين‌المللي مطرح شود، دولتها حساس‌ترين نقش را ايفا مي‌كنند. نقشي كه فقط از دولتها ساخته است.

توسعه پايدار و مديريت دولتي
حداقل به دو طريق مي‌توان بين مديريت دولتي و توسعه پايدار پيوند ايجاد كرد. اين حلقه پيوند را مديريت توسعه پايدار مي‌ناميم. در معناي نخست مديريت توسعه پايدار مي‌تواند به معناي اداره كردن توسعه پايدار و يا يافتن استراتژي‌هايي باشد كه بدان طريق آرمان توسعه پايدار مي‌تواند جنبه عملي به خود بگيرد. اين تفسير ضرورت انواع تحقيقات در همه سطوح دولت و در همه جوانب زندگي را ايجاب مي‌كند. اگر قرار باشد ايده‌اي، رفتارها و اولويتهاي ما را تغيير دهد نياز به برنامه‌‌هايي خواهيم داشت كه بتواند ما را در تبديل آن ايده به واقعيت كمك كنند. در معني دوم، مي‌توان مديريت توسعه پايدار را به عنوان حوزه‌اي فرعي تصور كرد كه بر پايداري توسعه مديريت توجه دارد. در اين زمينه نياز به پژوهشهايي درباره محيط متغير مديريت دولتي و استراتژي مورد نياز براي تطبيق مديران دولتي و متخصصان مربوطه با تغييرات مزبور است (Redelift, 2002).

نظام اداري توسعه
در بحث نظام اداري توسعه، بين كاربرد واژه‌هاي مديريت (Mangement) و اداره امور (Administration) تفاوت وجود دارد. اداره امور به معني هدايت، كنترل، مديريت امور، امور عمليات و .... است. در حالي كه مديريت به معني هدايت، كنترل مجموعه‌اي از امور يك نفر براي ايجاد تغيير است. «وايت» اداره امور عمومي را فراتر از مديريت مي‌داند. بهرحال مهم اين است كه بدانيم اداره امور عمومي شامل هر سه فعاليت دولت (قضايي، قانونگذاري، اجرايي) است و فقط بخش اجرايي را شامل نمي‌شود. «روزبنلوم» اداره امور بخش دولتي را استفاده از نظريه و فرايندهاي سياسي، مديريتي و قانوني براي انجام تكاليف دولتي، قانونگذاري، اجرايي و قضايي به منظور تأمين وظايف انتظامي و خدماتي براي كل جامعه يا بخشي از آن مي‌داند. (هيوز 1997)
با توجه به مطالب پيش گفته مي‌توان گفت كه نظام اداري، ماشيني اجرايي دولت و مرتبط با سه قوه است و اين ماشين عوامل چهارگانه قوانين و مقررات، ساختار تشكيلاتي، سيستم‌ها و روشها و منابع انساني را جهت ايفاي نقش خود در اختيار دارد.
در مورد رابطه تحول نظام اداري و توسعه دو نكته زير قابل بحث است:‌
الف – رابطه نظام اداري و توسعه دو جانبه است يعني از يك طرف تأكيد بر كاراتر كردن و اقتصادي كردن نظام اداري است (كارايي) و از طرف ديگر، بر ايجاد نظام اداري تسهيل كننده توسعه تأكيد مي‌گردد (لزوم تأكيد بر اثربخشي به جاي كارايي).
ب – تا زماني كه نقش و رسالت دولت مشخص نشود و تعريفي از توسعه در جامعه ارائه نشود سمت و سوي تحول نظام اداري كشور مشخص نخواهد شد. لازم به ذكر است كه سمت و سوي توسعه در هر كشور كاملا سياسي و متأثر از ايدئولوژي‌هاي حاكم بر جامعه است.
از اين رو، مفهوم توسعه و توسعه يافتگي دربرگيرنده ترقي و پيشرفت همه جانبه،‌ بهبود كيفي و شاخصهاي اقتصادي، ارتقاي سطح تعليم و تربيت، آموزش حرفه‌اي، ارتقاي بهره‌وري،‌ ارتقاي سطح عمومي زندگي و .... است. از نظر «محمدالبوري» توسعه عبارت است از: قابليت به دست آوردن ايده‌آل‌هاي اساسي در زندگي فرد،‌ خانواده و اجتماع و اداره كردن كشور در اين راستاست. در تعريف ديگري، «البوري» توسعه را توان تصميم‌گيري در شكل دادن مجدد محيط فراگير خود (سياسي، اقتصادي، اداري و ....) از طريق بسيج منابع ملي توسط يك ايدئولوژي كه تقريبا به آن اعتقاد دارند، مي‌داند.
بنابراين،‌ نوع تعريف از توسعه، سمت‌گيري نظام اداري در جهت توسعه را مشخص مي‌كند و تفاوت تعاريف نوعي ابهام را براي نظام اداري توسعه موجب مي‌شود. «ميرسپاسي» معتقد است كه نظام اداري توسعه از عوامل زير تشكيل شده است:‌
-1 وضع قوانين و مقررات حمايت كننده از توسعه و سرمايه‌گذاري ؛
2- ايجاد تشكيلات و ساختارهاي مناسب سازماني در راستاي قوانين و مقررات موضوعه؛
-3 ايجاد سيستم‌ها و روشهاي حمايت كننده و تبديل كننده اجراي برنامه‌ها در راستاي تحقق اهداف برنامه؛
-4 تحول در ساختار و رفتار منابع انساني سازمان‌هاي دولتي و تقويت فرهنگ سازماني مشتري مدار در نظام اداري (ميرسپاسي، 1378).
ويژگيهاي ساختار نظام اداري توسعه از نظر «ميرسپاسي» عبارت است از:
الف – ساختار نظام اداري در گرايش مديريت (اقتصادي) آن:
- ساختار نظام اداري در اين راستا تا سلسله مراتبي با تأكيد بر ساختارهاي وظيفه‌گر است؛
- اجراي دقيق قوانين و مقررات و نظم و انضباط اداري ؛
- انتصاب و انتخاب مديران بر اساس نظام شايسته سالاري.
ب – ساختار نظام اداري در گرايش سياسي: در اين زمينه، اداره امور فرايندي سياسي است. «ولالس» مي‌گويد: «اداره امور در نهايت مسئله‌اي در حوزه تئوري‌هاي سياسي است»؛
- دراينجا، اهداف سياسي مهم است و اثربخشي سازماني بر كارايي مقدم است؛
- ساختار سازماني مناسب انعطاف‌پذير با تكيه بر اهداف سياسي نه كارايي؛
- ساختار ارگانيك با حداقل سلسله مراتب و حداكثر تفويض اختيار؛
- انتصاب بر مبناي وفاداري سياسي و همسوئي كاركنان با سياست حاكم.
ج – ساختار نظام اداري در گرايش حقوقي: شبيه ساختار در گرايش سياسي است اما تأكيد بر احقاق حقوق مردم و توجه خاص به قوه قضائيه دارد.
- رعايت انصاف و حمايت از مردم براي اينكه با آنان به طور غيرقانوني رفتار نشود و

رعايت حقوق فردي و جمعي بشود؛
- رعايت حقوق مردم در چارچوب قانون اساسي؛
- تساوي همه در برابر قانون.
موانع تحول نظام اداري ايران از نظر «ميرسپاسي» عبارت است از:
1 - نظام اداري جديد در راستاي كدام تعريف از توسعه و با تداوم هدف شكل مي‌گيرد؛
2 -توسعه نظام اداري (كارايي) مورد نظر است يا نظام اداري توسعه (اثربخشي).
3 - كدام نگرش بر تحول نظام اداري حاكم است (سياسي، حقوقي يا اقتصادي و مديريتي). (شكل 2)

به طور كلي مي‌توان نتيجه گرفت كه نظام اداري توسعه كه بر اثر بخشي‌ بجاي كارايي تأكيد دارد. در راستاي توسعه پايدار عمل مي‌كند اما توسعه نظام اداري بر كاراتر (اقتصادي‌تر) كردن نظام اداري براي انجام كارآتر امور تأكيد دارد. بنابراين، چرخه توسعه با محوريت نظام اداري در شكل شماره 3 ارائه گرديده است.
نظام اداري كه خود از تعامل سيستم‌هاي فرهنگي – اجتماعي، سياسي و اقتصادي بوجود آمده است در توسعه پايدار بعنوان فرآيندي كه خود شامل ابعاد (سياسي، اجتماعي – اقتصادي و فرهنگي) است نقش محوري را ايفا مي‌كند ضمن اينكه تعامل چهار

خرده سيستم فرهنگي، سياسي،‌ اجتماعي و اقتصادي، محيط انساني را تشكيل داده و خود محيط انساني جزئي از محيط اكولوژيك است كه با آن در حال تعامل (داد و ستد) است (redelift , 2002).

نتيجه‌گيري
از آنجايي كه سازمانهاي امروزي از يك نهاد صرفا اداري، اقتصادي و صنعتي خارج شده و به صورت نهادهاي اجتماعي – سياسي در آمده‌اند كه بايد نسبت به محيط پيرامون خود حساس و آگاه باشند، لذا در اين مقاله يكي از مباحث مهم مديريت يعني مديريت دولتي نوين و تأثير آن بر توسعه پايدار كه تاكنون توجه چنداني به آن نشده است مورد بررسي و تحليل قرار گرفت و اين نتيجه حاصل شد كه با توجه به مفهوم توسعه پايدار به عنوان مهم‌ترين بحث مديريت دولتي به نظر مي‌رسد اساسي‌ترين كاركرد مديريت دولتي نوين با نظام اداري توسعه، تفاوت چنداني نداشته باشد و مديريت دولتي نوين با تأكيد بر اين كاركرد، همان نظام اداري توسعه است كه مي‌تواند نقش مهم و ارزنده‌اي را در دست يافتن به توسعه پايدار ايفاء كند.

منابع و مآخذ مورد استفاده:
-1 الواني، سيدمهدي (1380) مديريت عمومي، تهران: نشر ني.
-2 ماسگريو، ريچارد (1995)، ماليه عمومي در تئوري و عمل، ترجمه مسعود محمدي و يداله ابراهيمي فر، جلد اول، تهران، انتشارات سازمان برنامه و بودجه.
-3 هيوز، آون (1377)، مديريت دولتي نوين، ترجمه سيدمهدي الواني و خليل شوريني، تهران، انتشارات مرواريد.
-4 الواني، سيدمهدي (1379)، خط مشي‌گذاري عمومي، چاپ اول، تهران، انتشارات مهراج.
-5 ريموند، اف‌ميكسل (1376)، توسعه اقتصادي و محيط زيست، ترجمه حميدرضا ارباب،‌ تهران، نشر مرواريد.
-6 هاشمي، محمد (1378)، حقوق اساسي، تهران، نشر دادگستر.
-7 جيروند، عبداله (1366)، توسعه اقتصادي، تهران، انتشارات مولوي.
-8 الواني، سيدمهدي، "مديريت توسعه پايدار"، فصلنامه مديريت و توسعه، شماره 4، بهار 1379.
-9 ميرسپاسي، ناصر، "مديريت دولتي در سه نگاه"، فصلنامه مديريت دولتي، شماره 38، تابستان 1376.
-10 ميرسپاسي، ناصر، "نگرشي راهبردي بر نظام اداري و توسعه"، فصلنامه مديريت دولتي، شماره 43، بهار 1378.
-11 شوماخر، ارنست (1365)، كوچك زيباست، ترجمه علي راميني، تهران: انتشارات سروش.
-13 دراكر، پيتر (1375)، مديريت آينده، ترجمه عبدالرضا رضايي‌نژاد، تهران: انتشارات خدمات فرهنگي رسا.
13- Elliott, J.A.Ah, (1994), Introduction to Sustainable Development, London: Routledge, Ltd, Co
14 - Pagiola , Stefano, (1998), Toward New public Administration, Rout ledge, Ltd.
15 - Barber, Michael, (2004) , Public Administration and sustainable Development, Plymouth, macdonald & Evans Ltd.
16 - Furtado, J.I, (2000), Economic development & Environmental sustainability, Washington,D.C, world Bank.
17 -Liebenthal , Andres, (2002), Promoting environmental sustainability in development , Washington, D.C, world Bank.
18 - World Bank, (1997), World Development Report: The challege of Development, Oxford university press.
19 - Martin, Brown, (1999), Culture in sustainable Development , Washington,D.C,The world Bank.
20 - Redelift,M.and sage colinceds, (2002), Strategies for sustainable Development, Jhon wiley and sons, New york.

+ نوشته شده در  جمعه یکم خرداد 1388ساعت 9:6 قبل از ظهر  توسط حسن تهراني  | 

نقش ارزشها وفرهنگ درترویج کارآفرینی

 

نقش ارزش ها و فرهنگ اسلامي در ترويج کارآفريني و ايجاد توسعه

 

 

چکيده

امروزه بسياري از کشورهاي جهان و همچنين انديشمندان گفته شومپيتر مبني بر کارآفريني موتور توسعه را پذيرفته اند، و خط مشي گذاران سعي دارند که از اين اهرم توانا در ايجاد توسعه و رفاه کشور خويش بهره بگيرند. از جمله عوامل مهمي که مي تواند در ترويج کارآفريني و در نتيجه ايجاد توسعه در کشور موثر باشد، محيط فرهنگي کارآفرينانه است. آنچه در اين نوشته مورد بررسي قرار مي گيرد اين است که آيا ارزش ها و فرهنگ اسلام با کارآفريني سازگار است يا مانعي در رشد و توسعه آن مي باشد.

واژگان کليدي: توسعه، کارآفريني، ارزش ها و فرهنگ اسلامي

 

 

نقش کارآفريني در توسعه

در سالهاي اخير به نقش کارآفريني در توسعه اقتصادي توجه زيادي مي شود(ونکرز و توريک[1]،1999 :29). بطور کلي از دهه 1980 نويسندگان زيادي کارآفريني را به عنوان عامل توسعه اقتصادي مورد مطالعه قرار دادند. نتايج حاصل، آن را يکي از مهمترين ابزارهاي توسعه معرفي کردند(هانيفي[2]،2003 :101). کارآفرينان نقش خاصي در پيشبرد اقتصادي، اجتماعي يک کشور ايفا مي کنند.کارآفرينان عاملان تغييري هستند که به منظور ايجاد رفاه فعاليت هاي اقتصادي مي دهند. بدين صورت که موجب خود اشتغالي شده و راههاي درآمد را براي ديگران فراهم مي کنند(موهانتي[3]،2007 :104).

افراد کارآفرين چيزهاي متعارف را بر هم مي زنند و ترکيب جديد از عوامل توليد ايجاد مي کنند. اين افراد نه تنها نقش يک نوآور بازي مي کنند بلکه همچنين به پيشرفت اقتصادي نيز کمک مي کنند. چنين افرادي فرصت هاي جديد، ريسک پول شان، و شانس را در نظر مي گيرند، ومنابع رادر روش هايي غير معمول براي نوآوري و ايجاد محصولات جديد، فنون نوين توليد، طرح کالا يا خدمات ترکيب مي کنند. اين افراد که به عنوان عاملان تغيير، نقش نوآوران و فرصت گرايان را ايفا مي کنند و به رفاه مالي کمک مي کنند، کارآفرينان هستند. اين دليل تاکيد بسياري از مورخان اقتصادي در نقش آن در فرآيند رشد و توسعه اقتصادي- اجتماعي است بطور کلي کارآفريني بذر توسعه را مي پاشد(ناندن[4]،2007 :3).

کارآفرينان فرصت ها را در دل آشوب ها تشخيص مي دهند، و از اين فرصت ها به گونه اي استفاده مي کنند که بتوانند براي خود و جامعه اي که در آن زندگي مي کنند، ايجاد ارزش کنند. بنابراين کارآفريني صرفاً ايجاد شغل و يا راهي براي کسب درآمد نيست بلکه کارآفرينان ضمن تلاش براي تامين زندگي خود، نسبت به ديگران نيز يک تعهد اجتماعي دارند، يعني تلاش مي کنند که فعاليت هاي شان براي جامعه نيز ثمري داشته باشد.

کارآفرينان نقش مهمي در زندگي اجتماعي بازي مي کنند. آنها وظايف اقتصادي را انجام مي دهند که اشتغال را افزايش مي دهد، سازمان هاي نوين ايجاد مي کنند، روش ها و فرآيندهاي جديد توليد کشف مي کنند، و ديگر فعاليت هاي کسب و کار که موجب ارتقاء رفاه جامعه مي گردند  را انجام مي دهند(هانيفي،2003 :101)

GEM در يکي از گزارش هاي خود بيان کرد که کارآفريني براي موفقيت اقتصاد ضروري است. کشورها را در ايجاد مشاغل جديد توانا مي سازد، و همچنين باعث ايجاد رونق –بويژه در حوزه هاي ضعيف- مي شود. بطور کلي با توسعه دادن فرصت هاي کارآفرينانه براي همه يک اقتصاد پويا و درخشان ايجاد مي شود(هويت،2002 :2)

يکي از راههاي نوآوري کارآفرينان که شومپيتر اشاره کرد ارائه روش هاي جديد توليد بود. کارآفرينان با کشف راههاي نوين که مقرون به صرفه تر باشند باعث کاهش هزينه شده و به مصرف کنندگان کمک مي نمايند. لذا کارآفرينان با کاهش هزينه و بهبود کارايي موجب ايجاد ارزش در جامعه مي گردند(هالبرت[5]،2002 :157). از يک چشم انداز کلي اجتماعي، اقتصادي و سياسي، کارآفرينان اغلب به ايجاد رفاه، ايجاد شغل، و کيفيت بالاتر زندگي کمک مي کنند(ماتلي[6]،2005 :666). لذا امروزه کشورهاي جهان گفته شومپيتر[7] مبني  بر اينکه کارآفريني موتور توسعه است، را پذيرفته اند(جهانيان، 1385 :7). چرا که کارآفريني نقش اجتناب ناپذيري در بهبود بهره وري و ارتقاء رشد اقتصادي دارد(چن و ديگران[8]، 2005 :529). در واقع کارآفريني با موفقيت فردي، سازماني و ملي مترادف است(ماتلي[9]،2005 :670). اين امر در مدل مفهومي ارائه شده توسط سازمان ديده بان کارآفريني جهاني به خوبي به تصوير کشيده شده است(شکل1).

شکل1: نقش کارآفريني در توسعه، مدل مفهومي GEM (برگرفته از گزارش هاي GEM)

 

در حقيقت رشد يا فقر يک کشور بستگي به کارآفريني مردم دارد. مردم کارآفرين شمّ اقتصادي دارند واز موقعيت هاي کارآفريني بهترين استفاده را  مي کنند. زماني که کارآفريني به عنوان يک شغل توسط بسياري از اعضاء جامعه پذيرفته شود، توسعه در آن جامعه تسريع مي يابد(سالارزا، 1376 :1). پيداست که امروزه کسي به نقش مهم کارآفريني در توسعه شک نخواهد کرد. اما چگونه بايد کارآفريني را در جامعه ارتقا داد؟ يکي از عوامل موثر بر توسعه کارآفريني محيط است. در اين نوشته تلاش مي گردد که نقش محيط فرهنگي و ارزشي اسلام بر توسعه کارآفريني بيان گردد.

 

محيط

ديدگاه هاي متداول مکاتب مديريتي، از هر پارادايمي که باشند اساس آنها را يک اصل واحد تشکيل مي دهد. مبناي اين اصل ديدگاه سيستمي است. اين اصل بيان مي دارد که هيچ سازماني در خلاء فعاليت نمي کند. همه سازمان ها در درون يک محيط محصورند. محيطي که بسيار بزرگ تر از خود آنها است. و اما مهم تر اينکه سازمان ها چه بخواهند يا نه، با اين محيط ارتباطي متقابل دارند. ميزان تاثير گذاري سازمان بر محيط به اندازه سازمان، نوع فعاليت و متغيرهاي ديگري بستگي دارد. گاهي اين تاثير بسيار ناچيز و غير قابل ملموس است. در حاليکه يک شرکت چند مليتي با تکنولوژي بالا، تاثير قابل ملاحظه اي بر محيط مي گذارد. اما سازمان از هر نوعي که باشد، به شدت از محيط خود تاثير مي پذيرد. زيرا محيط نيازمندي هاي آن را تامين مي کند، ستاده هاي آن را خريداري مي کند، و مهم تر اينکه بستر ارزشي و فرهنگي براي فعاليت آن فراهم مي کند. اگر محيط با فعاليت هاي کارآفرينانه سازگار نباشد بزرگترين مانع براي کارآفريني خواهد بود.

در حاليکه يک محيط حمايتي کارآفرينان را تشويق مي کند که به تعقيب فرصت هاي کسب و کار بپردازند. بنا به اعتقاد کالوريد و آبلج[10]، درک يک محيط حمايتي و پر منبع در تصميم کارآفرينان جهت پيگيري فرصت ها بسيار حياتي است. آبتي[11] معتقد است که کارآفرينان بايد حوزه اي را براي فعاليت انتخاب نمايند که همه عناصر کليدي براي موفقيت وجود دارند يا اينکه فعالانه در حال توسعه هستند(لين و ديگران[12]،2006 :172-171). به اعتقاد ميسن[13] کنار آمدن با محيطي که پيوسته در حال تغيير است، احتمالا مهم ترين عامل در تعيين موفقيت يا شکست در يک سيستم تجارت آزاد به شمار مي رود(کوراتکو و هاجتس،1383 :240).

محيط شامل بعد هاي مختلفي است، يکي از اين ابعاد بسيار مهم بعد فرهنگي و ارزشي است. ابعاد فرهنگي و ارزشي هم خود بر فعاليت هاي کارآفرينانه تاثير مستقيم مي گذارند و هم اينکه به واسطه ديگر عوامل تاثيري غير مستقيم دارند. در ادامه اين ابعاد تشريح مي گردد.

محيط فرهنگي

فرهنگ در بحث کارآفريني مقوله مهمي است، زيرا نگرش افراد را نسبت به کارآفريني مشخص مي کند. در هر     دوره اي مدل هاي خاص کارآفريني مطابق با نيازهاي خاص آن جامعه شکل مي گيرد. در سطح بين المللي تنوع گسترده اي از مفهوم کارآفريني وجود دارد که هريک به ميزان متفاوتي رفتار کارآفرينانه را تقويت و حمايت مي کند. بر طبق نظر جونيت و وارنر[14] اگر فرهنگي ارزش هاي طرفدار کارآفرينانه[15] داشته باشد، انکوباتوري براي کارآفريني خواهد بود. معکوس آن نيز درست است. در جوامعي که کارآفريني با گران فروشي، سفته بازي، بي حرمتي و جرم مخدوش شده است، نشان مي دهد که کارآفريني به خوبي درک نشده است. نمونه آن شيکاگو در دهه 1930 و تعدادي از اقتصادهاي انتقالي اروپاي شرقي در دهه 1990 است. گرچه ممکن است که بسياري از صاحبنظران همچون بتمن[16] اين منفي بودن را مرحله اي غير قابل اجتناب از توسعه انتقالي تلقي کنند، اما ممکن است که يک ارزش ضد کارآفرينانه را ترويج و تثبيت نمايد(موريسون[17]،2000 :63).

تيب[18] فرهنگ را به صورت زير تعريف مي کند: "مجموعه اي تاريخي شامل ارزش ها، نگرش ها و مفاهيم فرا گرفته شده مشترک بين اعضاء يک جامعه معين، که بر جنبه هاي مادي و غير مادي زندگي افراد تاثير مي گذارد. اعضاء جامعه اين خصوصيت هاي مشترک را طي مراحل متفاوت فرآيند جامعه پذيري زندگي شان در نهادها، نظير خانواده، مکتب دين، مدارس تعليم و تربيت، و بطور کلي در جامعه فرا مي گيرند". در اعتقاد هال فرهنگ يک الگوي تعهد است درباره اينکه مجموعه اي از افراد چگونه بايد فکر کنند، چگونه عمل کنند، احساس کنند و غيره(موريسون،2000 :61-60).

هاف استد فرهنگ ملي را برنامه ذهني جمعي مردم يک کشور معين تعريف مي کند. مطالعه مشهور هاف استد در بررسي فرهنگ جوامع مختلف بر اساس چهار بعد صورت گرفت:

  1. فاصله قدرت[19] : ميزان نابرابري بين افراد جامعه
  2. اجتناب از عدم اطمينان[20] : ميزان تاکيد افراد يک کشور بر موقعيت هاي استاندارد نسبت به وضعيت هاي غير استاندارد
  3. فردگرايي[21] : تاکيد بر فرد يا جمع در هنگام عمل
  4. مردسالاري[22] : ميزان تاکيد بر ارزش هاي مردانه نظير قطعيت، رقابت و موفقيت نسبت به ارزش هاي زنانه روابط شخصي صميمانه و غيره(همان؛ ژائو[23]،2005 :29)
  5. گرايش بلند مدت[24] : گرايش بلند مدت بر زندگي نيک در اين دنيا با صرفه جويي و پافشاري به عنوان محاسن کليدي، دلالت دارد(موريسون، همان). البته موريسون به نقل از هاف استد اين بعد را بيان مي کند، که در منابع ديگر کمتر به آن اشاره شده است. با اينحال، بايد گفت که بعد گرايش بلند مدت در کارآفريني حائز اهميت است، زيرا عموما در کارآفريني بويژه در مورد تاسيس شرکت جديد لازم است که کارآفرينان ديدي بلند مدت داشته باشند. هر شرکت در ابتداي راه اندازي خويش مدتي هزينه بر بوده و تا مرحله سود دهي نياز به زمان دارد. پس لازم است که کارآفرينان ديد بلند مدت داشته باشند.

به اعتقاد هاف استد در کشورهايي که فرد گرايي و فاصله قدرت کم است، رشد اقتصادي بالايي دارند و به نوآوري تمايل دارند. کشورهاي با فاصله قدرت بالا اغلب ساختار سلسله مراتبي متمرکزي دارند که سدي در مقابل نوآوري هستند. در حاليکه کشورهاي با فاصله قدرت کم ساختاري مسطح دارند و منشاء[25] نوآوري  هستند. جوامعي که اجتناب از عدم اطمينان پاييني دارند و بيشتر تمايل به پذيرش ريسک دارند، در مقابل تغيير کمتر مقاومت مي کنند. به زعم هاف استد کشورهاي با اجتناب از عدم اطمينان پايين و فاصله قدرت کم به احتمال بيشتر کارآفريني و نوآوري را مي پذيرند. بطور مثال استراليا داراي فرهنگي با فاصله قدرت کم و اجتناب از عدم اطمينان پاييني است، بر اين اساس در استراليا کارآفريني و نوآوري ارزشمند بوده و تشويق و ترغيب مي گردد(ژائو،2005 :29).

 

فرهنگ اسلام و کارآفريني

در اينجا ارتباط فرهنگ با کارآفريني را بر اساس همين شاخص هاي هاف استد مي سنجيم. بر اساس نتايج هاف استد فرهنگ هايي زمينه ساز و مشوق کارآفريني هستند که جمع گرا باشند، فاصله قدرت کم باشد، سطح ريسک پذيري بالايي دارند،و گرايش بلند مدت دارند. اکنون بايد ديد که اين معيارها تا چه اندازه با آموزه ها و دستورات اسلامي سازگارند. در دين اسلام بر کار گروهي، مردم گرايي، مشورت و به طور اجتماعي زندگي کردن انسان ها تاکيد زيادي شده است. در هيچ کجا از تعاليم اين دين مقدس بر فرد گرايي، گوشه نشيني، دوري از مردم حتي اگر براي عبادت خدا باشد توصيه نشده است.  گرچه عبادت امري نيکو و واجب است اما نبايد فردي تمام زندگي خود را به عبادت در انزوا و دور از مردم اختصاص دهد.

يکي از اهداف و تلاش هاي اسلام ايجاد برابري و عدالت ميان انسان ها بوده است. هيچ گاه ثروت، مقام، تخصص و غيره به عنوان ملاک برتري افراد مشخص نشده است. چنانکه خداوند مي فرمايد برترين فرد در نزد خدا با تقواترين فرد است. لازم به ذکر است که تقوا و درستکاري انسان ها نيز در نزد خداوند مشخص خواهد شد، بنابراين نبايد افراد براساس ديدگاه خويش تقواي ديگران را بسنجند، بلکه بايد رفتاري يکسان با همگان داشته باشند.

به زعم صاحبنظران کارآفريني، ريسکي که کارآفرينان مي پذيرند يک ريسک منطقي و حساب شده است، به عبارت ديگر، کارآفرينان به دنبال قمار نيستند. مفهوم توکل با اين ريسک منطقي ارتباط بسيار نزديکي دارد. گرچه در باور عمومي از توکل برداشت نادرستي شده است اما مفهوم اصلي آن بيان مي کند که هر کسي بايد تلاش خود را براي رسيدن به هدف خويش انجام دهد و از نا ملايمت ها و مشکلات نترسد و به خدا توکل کند. در واقع توکل در اسلام به معني پذيرش ريسک هاي منطقي و داشتن اميد به خدا براي موفقيت است.    

آموزه هاي اسلام عامل مهمي در گرايش افراد به اهداف و برنامه هاي بلند مدت هستند. در اسلام افراد نبايد صرفاً براي نيل به اهداف خود تلاش نمايند که بخواهند هر چه زودتر آن را کسب کنند، بلکه بايد سعي نمايند که به اقشار مختلف جامعه خدمت کنند. بحث آثار ما تاخر که در اسلام مطرح است انگيزه زيادي ايجاد مي کند که افراد براي آينده هاي دور و حتي نسل هاي بعد برنامه ريزي کنند.

همان طور که تشريح شد آموزه هاي اسلام نه تنها با معيارهاي موفقيت کارآفريني مخالفت ندارند بلکه شديداً از آنها حمايت مي نمايند و در نتيجه مي توان گفت فرهنگ اسلام اصولاً خود فرهنگي کارآفرينانه بوده و بستر فرهنگي مناسبي براي توسعه کارآفريني فراهم مي کنند.

نکته مهم ديگر در مورد فرهنگ، پذيرش فرهنگ ملل ديگر است. زماني که دو فرهنگ با هم تماس و تعامل مداومي داشته باشند هر يک به ميزاني بر ديگري تاثير گذاشته و از آن تاثير مي پذيرند. طبعا فرهنگ قويتر تاثير بيشتري بر فرهنگ ضعيف خواهد گذاشت. اين تاثير پذيري را اصطلاحا فرهنگ پذيري گويند. به عبارت ديگر فرهنگ پذيري به ميزان پذيرش عناصر يک فرهنگ يا فرهنگ هاي ديگر اشاره دارد.

حال با توجه به فرهنگ غني اسلام چگونه مي توان با بهره گيري از عناصر فرهنگ هاي ديگر بويژه فرهنگ غرب، نيازهاي لازم را تامين نموده و يکپارچگي نظام فرهنگي را نيز حفظ نمود. اصول اسلامي هرگز با گرفتن عناصر سازنده فرهنگ هاي ديگر نه تنها مخالف نبوده بلکه به شدت مورد توصيه قرار داده است. اسلام پذيراي هر عنصر فرهنگي است که در کشف واقعيت يا بهره برداري از آن موثر باشد. نظير آن مي توان به علم اشاره کرد. چنانکه در کتاب الهي بر کاوش تاکيد فراوان شده است. پيامبر نيز فرمود: به دنبال علم برويد حتي اگر در چين باشد(سعيدي کيا،251:1385). بنابراين در فرهنگ دين مبين اسلام، با پذيرش عناصر فرهنگ هاي ديگر به شرط سازنده بودن هيچ مخالفتي وجود ندارد.

 

محيط ارزشي

در هر جامعه اي ارزش ها شکل دهندة رفتار افراد در جامعه هستند. ارزش ها مشخص مي سازند که انجام چه عملي

و يا حتي چه نوع تفکري درست بوده و کدام يک نادرست است. آنچه که ارزش هاي يک جامعه را تعيين مي کند، ايدئولوژي حاکم بر جامعه است.

ايدئولوژي سيستمي از ايده ها و قضاوت هاي روشن و صريح و عموماً سازمان يافته اي است که موقعيت يک گروه ، يا جامعه را توجيه و تفسير و تشريح مي نمايد . اين سيستم با الهام ، تاثير پذيري شديد ارزشها ، جهت يابي معين و مشخصي را براي کنش هاي اجتماعي آن گروه يا جامعه پيشنهاد مي نمايد و ارائه مي دهد . بنابراين براساس تعريف فوق ايدئولوژي در درون فرهنگ به عنوان مجموعه اي کاملاً بهم پيوسته ، هماهنگ و سازمان يافته از ادراکات و ارائه کننده نظرات محسوب مي گردد و به همين دليل مي توان از آن به عنوان يک سيستم نام برد(بهنيا،1382)[26].

ايدئولوژي مفهوم پيچيده اي دارد، در شکل اصلي اش مجموعه اي از ايده ها و اعتقادات است که موضوعي را ترويج مي کند[27]. ايدئولوژي، جهان بيني يا چهارچوب ذهني ما است[28]. به عبارت ديگر، دانش يا اعتقاداتي که توسط يک جامعه گسترش يافته و به عنوان بخشي از ارزش ها پذيرفته شده است[29]. يعني ايده ها، اعتقادات و هنجارهاي خاص يک جامعه در يک دوره زماني معين[30]. آنچه از اين تعريف استنباط مي شود اين است که ايدئولوژي پديده اي قطعا ثابت نيست و در صورت عدم پاسخگويي به نيازهاي جامعه حذف خواهد شد.  سايت "مرکز تاريخي[31]" آمريکا ايدئولوژي را به صورت زير تعريف کرده است: مجموعه اعتقادات و اهداف اجتماعي و سياسي که تصميمات و اقدامات گروه يا جامعه اي را شکل مي دهد[32].

مي توان از اين تعريف ها چنين نتيجه گرفت که ايدئولوژي يا اعتقادات يک جامعه مجموعه اصول، باورها، ارزش ها و رفتارهايي است که بافت کلي جامعه را در جهت خاصي هدايت مي کند، بدين مفهوم که به برخي از اعمال مشروعيت مي دهد و برخي ديگر را مردود مي شمارد، برخي از ايده ها را تشويق مي کند و برخي ديگر را منع. ايدئولوژي يک قانون نيست، عرف است. اما اين عرف در جامعه تا حد زيادي لازم الاجرا است. اعتقادات بستري براي فعاليت هاي اجتماعي هستند. هر فردي در زندگي جمعي خويش و حتي در بسياري موارد زندگي شخصي اش به اصول اعتقادي و ارزشي جامعه وابسته است. اين وابستگي به دو صورت است، يا هنجارهاي اجتماعي فرد را وادار مي کنند که عليرغم خواسته اش به شيوه خاصي عمل کند و يا فرد خود را متعهد به اجراي اصول مي داند، يعني مصلحت را در اجراي اصول مي بيند. در هر صورت ارزش هاي اعتقادي يک جامعه تاثير قابل ملاحظه اي بر رفتار جمعي و فردي يک جامعه دارند. يکي از اين رفتارها، رفتار کارآفرينانه است. مطالعات نشان مي دهد که برخي از اصول اجتماعي موجب ترويج و برخي ديگر سد راه کارآفريني هستند. شناسايي اصول ارزشي جامعه کمک مهمي به رفع اين معضل خواهد کرد.

اما ديدگاه اسلام در مورد کار و کارآفريني چيست؟ آيا ارزش هاي اسلامي با گسترش کارآفريني تعارضي دارند؟ در ادامه به بررسي ديدگاه اسلام مي پردازيم.

 

ارزش هاي اسلامي و کارآفريني

امروزه تلاش بسياري از مديران سازماني و همچنين روانشناسان متمرکز بر اين است که حس اعتماد به نفس را در انسان برانگيزانند، چون اعتماد به نفس را محرکي مهم براي تلاش فرد عنوان مي کنند. دين اسلام با تاکيد بر عمل فرد اين احساس را در فرد تثبيت مي کند. در دين اسلام سرنوشت انسان را عمل او تشکيل مي دهد. يعني هر چه هست عمل است و سعادت بشر در گرو عمل اوست. قرآن کريم مي فرمايد: براي بشر جز آنچه که کوشش کرده است هيچ چيز وجود ندارد[33]. اين تعليم يکي از بزرگترين تعليمات براي حيات يک ملت است. اگر ملتي بداند که خودش بايد سرنوشتش را تعيين کند، وابسته به تلاش خويش مي شود. و متوجه مي شود که هيچ چيز شرايط را به نفع وي تغيير نمي دهد مگر سعي و کوشش خويش؛ و اين عامل بزرگي براي پويايي و تلاش است. چنانکه ويل دورانت مي گويد هيچ ديني به اندازه اسلام پيروانش را به قدرت فرا نخوانده است(سعيدي کيا،1385 : 255).

اما در عمل چگونه بوده ايم؟ ديني با اين عظمت، امروز پيرواني ضعيف و عقب افتاده دارد. بسياري از ممالک اسلامي در فقري وحشتناک بسر مي برند، اين در حالي است که بسياري از اين کشورهاي فقير مسلمان منابع طبيعي و موهبت الهي زيادي دارند. ريشه مشکل کجاست؟ به باور دانشمند فرزانه، اقبال لاهوري، نقص در تفکر مسلمين است. و گرنه ارزش ها و قوانين اين دين بزرگ همگي حامي کار و تلاش و کسب ثروت است. برداشت هاي غلط و ديدگاه نادرست ما نسبت به اين ارزش ها موجب شده است که کارآفريني در جوامع اسلامي ضعيف باشد.

برداشت ما از دين تقدير گرايي است. بر اين اساس سرنوشت انسان نه در اختيار او بلکه وابسته به تقدير است. بسياري از تلاش ها تحت عنوان دخالت در امور خدا باطل و مردود شمرده مي شود. اين نگرش نه تنها محرکي براي کار و تلاش نخواهد بود، بلکه به عنوان مانعي بزرگ در مقابل آن است.

 

توکل

در اسلام بر توکل تاکيد فراوان شده است. بعضي از مسلمانان توکل را چنان مي پندارند که بايد کارهها را به خدا واگذار کرد، و به تلاش خود نبايد دل بست. در واقع در هر کاري که نخواهند خود تلاش کنند و يا آن را تا حدي بيشتر از توان خود و مشکل بپندارند، با توکل کردن بر خدا، عاقبت آن را به خدا واگذار مي کنند. در صورتي که توکل در اسلام مفهومي پويا دارد. يعني هر جا که قرآن مي خواهد انسان را وادار به انجام کاري بکند و ترس و بيم را از او بگيرد، بحث توکل به خدا را بيان مي کند. فلسفه توکل اين است که در محيطي پر از ابهام و مخاطره، به جاي تسليم شدن و پا پس کشيدن، بايد با توکل بر خدا نهايت سعي و تلاش خويش را بکند. اعتقاد به توکل در مفهوم صحيح آن به رشد کارآفريني کمک زيادي مي کند، زيرا همانطور که پيش تر ذکر شد کارآفريني متضمن ريسک پذيري است و اعتقاد به توکل، به فرد کمک مي کند که با توکل بر خدا خطرها را پذيرفته و با درايت و دورانديشي مسيرهاي پر ابهام را درنوردد(سعيدي کيا،1385 :256-255).

 

 

زهد و دنيا گرايي

در باور عاميانه انسان زاهد و پارسا به کسي گفته  مي شود که به حداقل دارايي دنيا بسنده کرده و اصطلاحا قناعت پيشه کند. در اين ديدگاه افرادي که سعي دارند از دنيا و تعلقات آن هر چه بيشتر فاصله بگيرند زاهد ناميده مي شوند. يعني ثروت و ثروت اندوزي ذاتاً امر ناپسند و مطرودي تلقي مي گردد. اما بايد گفت که اسلام با چه ثروتي مخالف است، ثروت نامشروع يا هر ثروتي؟ بر اساس اسلام هر ثروتي که موجب اذيت و آزار ديگران شود، و يا اينکه منشاء ثروت، شيوه کسب آن، راههاي خرج آن نادرست و زيان آور باشد ناپسند تلقي مي گردد. و گرنه اسلام با ثروت و ثروت اندوزي نه تنها مخالفتي ندارد بلکه شديدا از آن حمايت و پشتيباني مي کند. آموزه هاي اين دين مبين هرگز بر گوشه نشيني و عزلت تاکيد نکرده اند. بي شک، سازنده دانا اين نعمت ها را بيهوده  و به عبث نيافريده است، هدف نهايي از وجود همه آنها خدمت به بشريت است. در بياني منطقي تر، مي توان گفت که عدم استفاده از اين نعمت ها همچون استفاده ناصحيح از آنها خطايي بزرگ و امري ناپسند عنوان مي گردد. بنابراين فرد معتقد هميشه تلاش خواهد کرد که از نعمت هاي الهي به شيوه اي صحيح، بيشترين استفاده را بکند.

زهد در اسلام بيانگر همان اخلاق کارآفريني است، يعني کسب منافع خويش به شرط عدم لطمه زدن به ديگران، بنابراين آنچه در اسلام تاکيد مي گردد ثروت ستيزي نيست بلکه اجتناب از کسب ثروت نامشروع و زيان آور براي جامعه و رعايت اخلاق کارآفريني است.

 

نرخ بهره

در پژوهشي که نگارنده انجام داد يکي از مشکلاتي که کارآفرينان بر آن تاکيد داشتند نرخ بهره بالاي وام هاي بانکي بود. در کشورهاي توسعه يافته به منظور توسعه کارآفريني وام هاي با بهره پايين و يا بدون بهره ارائه مي دهند. اين موارد بيانگر اهميت قابل ملاحظه و نقش موثر پايين بودن نرخ بهره و يا عدم وجود بهره در وام هاي کارآفريني براي توسعه و ترويج کارآفريني است. در اسلام نيز بر ممنوعيت بهره تحت عنوان ربا تاکيد بسيار زيادي شده است. واضح است ممنوعيت بهره در اسلام نه تنها با توسعه کارآفريني و در نتيجه ايجاد توسعه در کشور ناسازگاري ندارد، بلکه تاثير قابل توجهي در توسعه خواهد داشت.

براساس آنچه که گفته شد مي توان نتيجه گرفت که موازين و اصول اسلامي با کارآفريني نه تنها هيچ گونه تعارضي ندارد بلکه آن را تشويق و ترغيب مي کند. اما تفسيرهاي نادرست موجب شده است که سدهاي زيادي در مقابل کارآفريني به وجود آيد. نقش آموزه هاي اسلام در رشد کارآفريني و در نتيجه ايجاد توسعه در الگوي زير نشان داده شده است.

محيط فرهنگي بر مبناي آموزه هاي اسلام

جمع گرايي

برابري و فاصله قدرت پايين

ريسک پذيري

گرايش بلند مدت

محيط ارزش هاي اسلامي

توکل: تلاش و اميد براي کسب نتيجه

زهد: عدم کسب ثروت نامشروع(اخلاق کارآفريني)

ممنوعيت ربا

ايجاد بستر فرهنگي و ارزشي مناسب براي توسعه کارآفريني

رشد و ترويج کارآفريني

ايجاد توسعه در جامعه

شکل2: نقش ارزش ها و فرهنگ اسلامی در توسعه

 

 

 

 

 

 

منابع:

1. سالارزا، مليتو، اس .(1376). "مقدمه اي به کارآفريني و تحقيق و توسعه سازمان ها  و بنگاههاي کوچک" ، با همکاري انستيتو صنايع کوچک دانشگاه فيپلين، ترجمه سيامک نطاق، تهران، انتشارات بصير، چاپ اول.

2. سعيدي کيا، مهدي .(1385). " اصول و مباني کارآفريني" ، تهران، انتشارات کيا، چاپ چهارم.

3. کوراتکو، دانلد اف؛ هاجتس، ريچارد ام. (1381). "نگرش معاصر بر کارآفريني" ، ترجمه ابراهيم عامل مهرابي، مشهد، انتشارات دانشگاه فردوسي مشهد، چاپ اول

 

4.         Chen, Jin ; Zhu, Zhaohui ; Anquan, Wang .(2005). "A system model for corporate entrepreneurship" , International Journal of Manpower, vol. 26, no.6, pp. 529-543

5.         Hannafey, Francis T. (2003). “Entrepreneurship and Ethics: A Literature Review”, Journal of Business Ethics, No.46, pp.99–110.

6.         Hulbert, Carig .(2002). "Entrepreneurship in Today's Power Industry" , World Energy, vol.5, No.3, pp.157-160

7.         Lin, Bou-Wen; Li, Po-Chien; Chen, Ja-Shen .(2006). " Social capital, capabilities, and entrepreneurial strategies: a study of Taiwanese high-tech new ventures" , Technological Forecasting & Social Change, No.73, pp.168–181

8.         Matlay, Harry .(2005). "Viewpoint Researching entrepreneurship and education, Part1: what is entrepreneurship and does it matter?" Education + Training, vol. 47, no. 8/9, pp. 665-677

9.         Mohanty, Sangram Keshari .(2006). "Fundamentals of Entrepreneurship" , Second Printing, Prentic Hall of India private Limited, New Delhi.

10.      Morrison, Alison .(2000). "Entrepreneurship: what triggers it?" International Journal of Entrepreneurial Behavior & research, vol.6, no.2, pp.59-71, MCB University Press

11.      Nandan, H. (2007). "Fundamentals of Entrepreneurship" , Prentic-Hall of India Privat Limited, newDelhi

12.      Wennekers, Sander; Thurik, Roy .(1999). " Linking Entrepreneurship and      Economic Growth" , Small Business Economics, No. 13: 27–55, 1999.

13.      Zhao, Fang .(2005). "Exploring the synergy between entrepreneurship and innovation" , International Journal of Entrepreneurial Behavior & research, vol.11, no.1, pp.25-41

 

14.      www.daneshnameh.roshd.ir/mavara/mavara-index.php

15.      [1]www.school-portal.co.uk/GroupHomepage.asp

16.      www.englishbiz.co.uk/grammar/main_files/definitionsa-m.htm

17.      www.darkwing.uoregon.edu/~mmoss/GLOSSARY.HTM

18.      www.lancs.ac.uk/staff/mladww/fren233/233%20cinematic%20terms.doc

19.      www.historycentral.com/Civics/I.html



[1] - Wennekers and Thurik

[2] - Hannafey

[3] - Mohanty

[4] - Nandan

[5]- Carig Halbert

[6] - Matlay

[7] - Schumpeter

[8] - Chen et al

[9] - Matlay

[10] - Kolveried & Obloj

[11] - Abetti

[12] - Lin et al

[13] - Richard O. Mason

[14] - Joynt and Warner

[15] - Pro-entrepreneurship

[16] - Bateman

[17] - Morrison

[18] - Tayeb

[19] - Power distance

[20] - Uncerteinty avoidace

[21] - Individulism

[22] - Masculinity

[23] - Zhao

[24] - Long-term orientation

[25] - Conducive

[26] - www.daneshnameh.roshd.ir/mavara/mavara-index.php

[31] - History Central

[33] - «و ان لیس للانسن الا ما سعی» سوره نجم، آیه 39

+ نوشته شده در  جمعه یکم خرداد 1388ساعت 9:3 قبل از ظهر  توسط حسن تهراني  |